<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هُدهُد</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/</link>
<description>مقالات، تحليل‌ها و تفسيرهاي بين‌المللي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Nov 2009 06:45:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2310.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;ليبرمن در دانمارك و هلند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آويگدور ليبرمن وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي در سفري دوره اي راهي اروپا شده است . وي در اين سفر از هلند و دانمارك ديدار مي‌كند . هر چند كه تشديد روابط با اروپا و سوق دادن اين كشورها به اجراي اهداف صهيونيستها از اهداف كلان اين رژيم مي‌بتاشد اما انتخابات دانمارك و هلند به  عنوان  مقاصد ليبرمن نكته‌اي مهم و قابل توجه است چرا كه چند نكته اساسي را ياد آور مي‌شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولا رژيم صهيونيستي در بسياري از كشورهاي اروپايي جايگاه خود را از دست داده و بسياري از متحدان اين رژيم نيز تحت  فشار افكار عمومي توانايي همكاري آشكار با اين رژيم را ندارند . نمونه بارز اين امر را در تضاد گسترده كشورهاي اسكانديناوي نظير سوئد ، سوئيس ، نروژ مي‌توان مشاهده كرد كه صراحتا به تقابل با اين رژيم روي آورده و به تحريم آنها مي‌پردازند . كشورهايي مانند آلمان ، فرانسه و انگليس نيز كه از ايادي صهيونيستها هستند تحت فشارهاي افكار عمومي اجبارا بايد از تل‌آويو فاصله گرفته و به برخي مواضع ضد صهيونيستي بپردازند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در چنين شرايطي صهيونيستها با گرايش به كشورهايي مانند دانمارك و هلند سعي در پر كردن؟ موجود  و به هر نوعي  بيان عدم زوال بين المللي خود هستند . ثانيا نكته بسيار مهم در اين دو كشور نگاه افراطي ضد اسلامي سران اين كشورهاست . مقامات هلند و دانمارك كه از بانيان ؟ مانند ساختن فيلمهاي ضد اسلامي و انتشار كاريكاتورهاي موهن هستند لذا صهيونيستها سعي دارند با كمك آنها به تشديد اسلام ستيزي در غرب و جهان بپردازند . آنها رشد اسلام را در اروپا عامل رشد افكار ضد صهيونيستي در ميان افكار عمومي دانسته و خواستار مقابله با آن هستند . بر اساس آنچه ذكر شد سفر ليبرمن بيانگر چالشهاي جهاني صهيونيستها است كه آنها را به كشورهاي كوچكي چون هلند و دانمارك سوق داده در حالي استفاده از آنها براي اسلام ستيزي نيز از اهداف اين سفر مي‌باشد . البته مسئله ناتو به ؟ دانمارك بودن را ؟ نيز وجود دارد . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 06:45:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2310</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2310.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پيام هاي  وحدت</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2309.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#993300 size=5&gt;                                  پيام هاي  وحدت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سعد حريري فرزند رفيق حريري پس از انتخابات 17 خرداد ماه به عنوان رهبر گروه المستقبل بزرگترين فراكسيون جريان 14 مارس به دليل قرار گرفتن اين جريان در اكثريت پارلمان از سوي ميشل سليمان رئيس جمهور به عنوان نخست وزير ، مامور تشكيل دولت جديد شد. با توجه به  اينكه جريان 8 مارس نيز از آراي بالايي در پارلمان برخوردار بوده و از سوي ديگر بر اساس توافقنامه دوحه (31ارديبهشت 1387) بايد دولت وحدت ملي با حضور تمام گروهها برگزار مي شد ، وي اجبارا بايد با جريان 8 مارس براي تشكيل دولت به توافق مي رسيد. سرانجام پس از گذشت نزديك به 5 ماه ، سرانجام وي توانست با رضايت تمام جريان هاي سياسي و طوايف به تشكيل دولت جديد با 30 وزير شود. تشكيل دولت وحدت ملي لبنان داراي چند نكته اساسي است : اولا تلاش برخي جريان ها و كشورهاي عربي و غربي براي عدم حضور حزب الله در تركيب كابينه با شكست مواجه شد و در پيروزي ديگر براي مقاومت ، حزب الله با دو وزير در كابينه حضور يافت. ثانيا دولت جديد لبنان برگرفته از اصل وحدت ملي است كه در آن از تمام و گروهها و طوايف حضور دارند و به نوعي به تقسيم قدرت براي عدم آغاز دوباره اختلاف ها منجر شده است. ثالثا با توجه به تركيب كابينه كه شامل 15 وزير براي 14 مارس ، 10 وزير براي 8 مارس و 5 وزير براي رئيس جمهور با پيش شرط انتخاب 2 وزير از 5 وزير رئيس جمهور از جريان 8 و 14 مارس مي توان گفت كه جريان ملي گرا توانسته از تركيب 10+1 برخوردار شود كه عملا به منزله توانايي وتوي قوانين و مصوبات دولت است. اين امر را مي توان نشانه كاهش قدرت جريان غرب گرا دانست. به هر تقدير تشكيل دولت جديد لبنان را مي توان آغازي براي پايان بحران هاي داخلي لبنان و سوق يافتن اين كشوربه مسير توسعه و پيشرفت است. البته لبنان براي تحقق اهداف خود با چالش هايي نظير چگونگي آغاز بازسازي ويرانه هاي برجاي مانده از جنگ 33 روزه و تجاوزات مقطعي صهيونيست ها به اين كشور ، مقابله با تهديدات صهيونيست ها كه در جنگي رواني بر  آغاز جنگ عليه دوباره عليه لبنان تاكيد كرده اند ، جلوگيري از دخالت هاي برخي كشورهاي عربي و غربي كه براي تامين منافع خود تلاش دارند تا لبنان همچنان در مشكلات داخلي قرار داشته باشد چنانكه تاكنون نيز مانع تشكيل دولت وحدت ملي شده بودند ، مقابله با تحركات دشمنان مقاومت كه با تهديد و نيز استفاده ابزاري از قطعنامه هايي مانند 1701 و 1559 سعي در خلع سلاح حزب الله و در نهايت تضعيف لبنان  را دارند و.. مواجه است كه وحدت و يكپارچگي مي تواند حلال اين مشكلات باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نهايت تشكيل دولت جديد لبنان را مي توان نقطه عطفي در تحولات اين كشور دانست كه در صورت عدم مداخلات برخي كشورهاي عربي و غربي و مقابله با كارشكني برخي جريان هاي غرب گرا در اين كشور مي تواند نويد بخش آينده اي روشن براي لبنان باشد كه با تركيبي از ارتش و مقاومت مي تواند به آزادي اراضي اشغال شده توسط صهيونيست ها و كاهش مداخلات غرب در منطقه منجر شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 05:15:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2309</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2309.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> دستان خالي نتانياهو</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2308.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990033 size=5&gt;                                       دستان خالي نتانياهو&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنيامين نتانياهو وزير رژيم صهيونيستي براي ديدار با باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا و نيز سخنراني در مجمع يهوديان آمريكا راهي اين كشور شده است.البته باراك وزير دفاع صهيونيستها نيز در اين سفر وي را همراهي مي‌كند. آنها در شرايطي براي رايزني به آمريكا رفته‌اند كه اولا به رغم حمايتهاي گسترده آمريكا از صهيونيستها، عدم برخي اقدامات نظير استمرار گسترده شهرك سازي صهيونيستها و بي‌توجهي به روند سازش مورد نظر آمريكا به دغدغه و چالشي راي آمريكا مبدل شده به گونه‌اي كه بسياري ديدار نتانياهو و باراك را در فضاي بي‌اعتمادي دانسته‌اند. البته آمريكا همزمان با درخواست براي توقف بخشي از شهرك سازي بر تعهد خود براي تحقق اهداف صهيونيست ها تاكيد كرده است لذا اين مغايرت  را نمي توان نشانه تلاش آمريكا براي احقاق حقوق فلسطين دانست چنانكه واشنگتن تا كنون هيچ اقدامي براي پايان محاصره و آغاز بازسازي غزه انجام نداده است .ثانيا باراك تلاش دارد تا ضمن تقويت توان نظامي رژيم صهيونيستي به بهانه مقابله با مقاومت، به تهديدات لفظي و تبليغاتي عليه ايران بپردازد. آنها چنان وانمود مي‌كنند كه اين اقدامات براي جنگ جديد در منطقه است تا ضمن توجيه كمكهاي نظامي آمريكا، در فضايي از رعب و وحشت به امتيازگيري از جامعه جهاني در قبال فلسطين كشورهاي عربي  و ايران دست يابند ثالثا نكته مهم آنكه نتانياهو به دليل مشكلات اقتصادي و سياسي رژيم صهيونيستي و شكست آن در اهدافي چون سلطه بر مسجد الاقصي و نابودي غزه در كنار رسوايي در گزارش گلدستون با دستان خالي در نشست يهوديان آمريكا تلاش مي‌كند كه رسوايي بزرگي براي صهيونيستها است. هرچند كه وي در اين سفر با فرافكني عليه ايران و مقاومت و برخي مواضع به اصطلاح صلح طلبانه سعي در جلب رضايت آمريكا و حتي سرپوش نهادن به شكستهاي اين رژيم را دارد اما در حقيقت وي در ضعف و تزلزلي آشكار در آمريكا به سر مي‌برد كه نشانگر زوال دروني و عدم مشروعيت جهاني اين رژيم، حتي در داخل آمريكا است چنانكه چندي پيش سفر اولمرت نخست وزير سابق با تظاهرات و اعتراضات ضد صهيونيستي همراه بود.بر اين اساس مي توان گفت اين سفر دستاورد چنداني براي صهيونيست ها به همراه ندارد و صرفا در بعد تبليغاتي و رسانه اي سعي در برجسته سازي آن با محوريت جلب نظر يهوديان براي افزايش كمك هاي مالي به رژيم صهيونيستي و كوچ به سرزمين هاي اشغالي خواهند داشت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 07:03:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2308</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2308.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مولن : خواهان حل ديپلماتيک موضوع هسته اي ايران هستيم </title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2307.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  انگليس : كنترل ارتباطلا اينترنتي شهروندان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دولت انگليس كه همواره ادعاي حقوق شهروندي را سر مي دهد در عرصه داخلي رفتاري مغاير با اين ادعاها دارد چنانكه در اقدامي ضد حقوق شهروندي قانوني را اجرا مي كند كه بر اساس آن دولت مي تواند تمام ارتباطات اينترنتي افراد را مورد بررسي و بايگاني قرار دهد. دولت انگليس كه تلفن هاي شهروندان را كنترل مي كند و با نصب دوربين هاي مدار بسته خيابانها و سراسر شهر را زير نظر دارد اكنون قانون وارد حريم خصوصي افراد شده و زندگي شخصي افراد را مورد نظارت قرار مي دهد.مردم انگليس اعتقاد دارند اين اقدام دولت انگليس عملا نابود سازي حريم شخصي آنها است كه با بهانه تروريسم و امنيت اجرا مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اروپا : گسترش تبعيض نژادي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطالعات نشان مي دهد كه از هر شش اروپايي يك نفر از آنها قرباني تبعيض نژادي است.هرچند كه اروپايي ها ادعا مي كنند كه مجري حقوق بشر مي باشند و مبارزه با نژاد پرستي از اركان كاري آنها است اما گزارش ها و‌آمار منتشره از افزايش روز افزون نژاد پرستي در اين كشورها حكايت دارد كه به دليل  تبليغات جهت دار محافل رسانه اي و سياسي ايجاد شده است. بر اساس نظر سنجي كميسيون اروپا از هر شش اروپايي صراحتا اعتقاد دارد كه در اين قاره تبعيض نژادي در ابعاد گسترده اي اجرا مي شود در حالي كه دولت ها اقدام چنداني براي مقابله با آن انجام نمي دهند. اين امر با انتقاد شديد نهادهاي حقوق بشر مواجه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اسپانيا : اسلام ستيزي در دادگاهها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ادامه اجراي سياست هاي ضد اسلامي در برخي جوامع غربي ،برخي دادگاههاي اسپانيا از حضور وكلاي زن با حجاب اسلامي جلوگيري مي كنند. برخي دادگاههاي اسپانيايي بر اين ادعايند كه حجاب مانع از آن مي شود كه وكلا بتوانند به دفاع از موكل خود بپردازند. از سوي ديگر آنها اعا مي كنند كه علائم مذهبي از جمله حجاب مي تواند به نژادگرايي منجر شود. اين بهانه ها موجب شدن تا زنان محجبه نتوانند در اين كشور به شغل وكالت ادامه دهند چرا كه ميان اعتقادات ديني و شغلشان بايد يكي را انتخاب كنند كه اكثرا حفظ حجاب را به شغل خود ترجيح داده و حاضر به كنار نهادن منصب وكلالت شده اند.در برخي دادگاهها اسپانيا حتي زنان محجبه حق ارائه شكايت را نيز به دستگاههاي قضايي ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#993366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;          مولن : خواهان حل ديپلماتيک موضوع هسته اي ايران هستيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهر (17/8/1388): رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا در سخناني گفت : ترجيح مي دهم موضوع هسته اي ايران از طريق ديپلماتيک حل شود. دريادار&quot;مايکل مولن&quot; در کنفرانسي که در &quot;باشگاه خبري ملي&quot; آمريکا برگزار شد با بيان اين مطلب در ادامه گفت : امکان به نتيجه نرسيدن مذاکرات با ايران وجود دارد و ما بايد براي اين امکان آماده باشيم.وي ادعا کرد : من نگراني اسرائيل را در مورد برنامه هسته اي ايران درک مي کنم و ايران مجهز به سلاح هسته اي تهديدي براي اسرائيل خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سفير آمريکا در آژانس: البرادعي مسوول اجراي مذاکرات وين است  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ايرنا(18/8/1388):&quot;گلن ديويس&quot; سفير امريکا در آژانس بين المللي انرژي اتمي روز دوشنبه گفت : محمد البرادعي مسوول اجراي مذاکرات وين است و هر نوع تحولي در اين زمينه را زير نظر دارد.   وي در عين حال گفت : ايران اين فرصت را دارد که اين فرايند را پيش ببرد اما بايد فضاي لازم براي مطالعه همه جانبه و تصميم گيري نيز ايجاد شود. سفير امريکا افزود: زيرا اين مساله مهمي است و فکر مي کنيم روند معمولي در باره آن در حال طي شدن است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تكرار ادعاهاي آمريكا در خصوص برنامه هسته‌اي ايران &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فارس(18/8/1388): يكي از مقامات كنترل تسليحاتي آمريكا بدون در نظرگرفتن گزارش‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مبني بر صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران بار ديگر مدعي شد كه آژانس شواهدي را در اختيار دارد كه نشان مي‌دهد ايران به دنبال ساخت كلاهك هسته‌اي است.&quot;رابرت اينهورن &quot; مشاور ويژه وزارت خارجه آمريكا در امور كنترل تسليحاتي و منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي گفت: آژانس انرژي اتمي شواهدي در اختيار دارد كه نشان مي‌دهد ايران به دنبال توسعه ابزاري براي گذاشتن سلاح هسته‌اي بر روي موشك قبل از 2003 و شايد بعد از آن بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کلينتون : آمريکا متمايل به  روابط ديپلماتيک با ايران است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهر (19/8/1388):وزير امور خارجه آمريکا بار ديگر تاکيد کرد که واشنگتن خواهان برقراري روابط ديپلماتيک و مدني با تهران است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;هيلاري کلينتون&quot; گفت: &quot;باراک اوباما&quot; بارها اعلام کرده که آمريکا خواهان برقراري روابط ديپلماتيک و مدني با ايران است.وي بدون توجه به اظهارات &quot;محمد البرادعي&quot; مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص همکاريهاي ايران با بازرسان آژانس گفت: مخفي کاري هاي تهران در زمينه برنامه هسته اي منجر به نگراني واشنگتن شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كاخ سفيد خواستار پاسخ سريع ايران به قرارداد هسته‌اي شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واحد مركزي خبر (19/8/1388):  كاخ سفيد با درخواست آزادي سريع سه تبعه آمريكايي بازداشت شده در ايران، از تهران خواست تا پاسخ سريع خود به قرارداد هسته‌اي را ارائه كند.كاخ سفيد همچنين ايران را فراخواند تا سه آمريكايي بازداشت شده در اين كشور را كه با اتهامات جاسوسي مواجه هستند، سريعا آزاد كند. &quot;رابرت گيبس &quot;، سخنگوي كاخ سفيد گفت: سه نفري كه در جولاي و در مرز با عراق دستگير شدند، بيگناه هستند و بايد توسط دولت ايران آزاد شوند. در آزادي آنها بايد تسريع شود.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 19:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2307</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2307.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديپلماسي هيلاري در اروپا و آسيا</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2306.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                     &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990000 size=5&gt;ديپلماسي هيلاري در اروپا و آسيا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا سفري دوره‌اي به اروپا و آسيا را آغاز كرده است.وي در اين سفر از آلمان، سنگاپور و فيليپين ديدار مي‌كند. البته از اهداف سفر وي حضور در نشست سازمان همکاري هاي اقتصادي آسيا و اقيانوسيه «اپك» در سنگاپور نيز مي‌باشد كه به همراه اوباما رئيس جمهور آمريكا انجام مي‌شود. با توجه به سياستهاي جهاني آمريكا و تحركات اين كشور براي احياي جايگاهش در معادلات جهاني ،سفر كلينتون مي‌تواند با اهدافي خاص صورت گرفته باشد كه در چند بخش اجرا مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-مرحله اول سفر كلينتون را حضور در آلمان به بهانه بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين تشكيل مي‌دهد. وي در اين سفر در حالي به تحكيم مناسبات با آلمان به عنوان يكي از گردانندگان سياستهاي آمريكا در اروپا تاكيد مي‌كند كه در حاشيه آن نيز با رايزني با مقامات برخي كشورهاي اروپايي خواستار ادامه همكاري آنها با اهداف آمريكا در عرصه بين الملل مي‌شود. به عبارتي سفر وي كه جنبه تبليغاتي دارد در نهايت به اقدامي براي اجراي سياستهاي حاشيه‌اي آمريكا مبدل مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-سفر آسيايي هيلاري كلينتون را مي‌توان از سفر اروپايي آن پر اهميت‌تر دانست چرا كه برگرفته از چالشهاي داخلي به ويژه در حوزه  اقتصادي و سياستهاي جهاني آمريكا براي احياي قدرت مي‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولا حضور در نشست «اپك» كه مجموعه‌اي از كاركردهاي سياسي و اقتصادي است و اوباما نيز در آن شركت مي‌كند فرصتي براي واشنگتن است تا به كمك ساير كشورها به كاهش بحران اقتصادي بپردازد. از سوي ديگر به بهانه همگرايي جهاني ،  رضايت حاضران در اين نشست براي رسيدن به اهداف جهاني آمريكا را كسب كند. ثانيا حضور در سنگاپور و فيليپين در شرايطي كه كشورهاي شرق آسيا به ويژه ژاپن و كره جنوبي با ادامه فعاليت نظامي آمريكا در كشورشان مخالف هستند را مي‌توان تحركي جديد براي افزايش نفوذ آمريكا در شرق دانست كه جنبه توسعه طلبانه نظامي دارد در حالي كه همچنان مساله مبارزه با تروريسم بهانه اصلي اين اقدام را تشكيل مي‌دهد. ثالثا نكته اساسي سياست آمريكا براي مقابله با نفوذ منطقه‌اي و جهاني چين است كه از طريق حضور در نزديكي مرزهاي چين و نيز مشاركت در سازمانهاي منطقه‌اي نظير «اپك» اجرا مي‌شود. آمريكا با رويكرد به بالكان و آسياي مركزي و قفقاز طرح مهار روسيه را اجرا مي‌كند اكنون با رويكرد به شرق آسيا عملا براي تقابل با چين آماده مي‌شود چنانكه توسعه روابط با مالزي و اندونزي را نيز در دستور كار قرار داده است. به هر تقدير مي‌توان گفت كه سفر كلينتون چارچوبي ديگر از سياستهاي نظامي گرايانه و استعماري آمريكا است كه مي‌تواند چالشهاي جديدي را در شرق آسيا به همراه داشته باشد به ويژه اينكه اين ديدارها عملا به چالش كشاندن چين است كه مسلما واكنش اين كشور را به همراه خواهد اشت  چنانكه همزمان با اين تحركات، هوجين تائو رئيس جمهور چين پس از يك دهه از مالزي ديدار مي‌كند كه نشانگر سياست تقابلي چين در برابر آمريكا است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:25:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2306</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2306.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> نگاه چين به آفريقا  </title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2305.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990066 size=5&gt;                                   نگاه چين به آفريقا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شرم الشيخ مصر در روزهاي گذشته ميزبان نشست آفريقا و چين بوده است.در اين نشست چهارمين دور مذاكرات ميان طرفين براي ارتقاي روابط همه جانبه برگزار و همگان بر تحقق اين مهم تاكيد كردند. در سالهاي اخير چين و آفريقا در قالب همكاريهاي مشترك توانسته‌اند روابط رو به گسترشي را تجربه كنند به گونه‌اي كه بسياري از ناظران سياسي چين را اولين بازيگر اقتصادي حوزه آفريقا ارزيابي مي‌كنند. در بررسي مناسبات طرفين مي‌توان گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولا چين به عنوان يكي از قطب‌هاي اقتصادي جهان براي تامين منابع انرژي و نيز بازار فروش كالاهاي خود به منطقه‌اي ثروتمند مانند آفريقا نياز دارد. از سوي ديگر چين براي حفظ موقعيت جهاني خود بايد به رقابت با ساير بازيگران نيز بپردازد كه از محورهاي اصلي اين رقابت را تلاش اين كشور براي حضور در آفريقا تشكيل مي‌دهد. البته چين در بسياري از نقاط جهان از جمله خاورميانه،آسياي مركزي و قفقاز و آمريكاي لاتين به سرمايه گذاري پرداخته كه تاكنون نيز موفق بوده است. به هر تقدير چين، همكاري با 54 كشور آفريقايي را فرصتي مناسب براي رسيدن به اهدافش مي‌بيند و تلاش دارد با مشوق‌هاي اقتصادي و برخي كمكهاي انسان دوستانه اين مهم را اجرايي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ثانيا كشورهاي آفريقايي نيز كه به دليل سالها استعمار و سياستهاي توسعه طلبانه قدرتهاي بزرگ از مسير توسعه بازمانده و صرفا به ابزاري براي ارتقاي ساير كشورها مبدل شده‌اند اكنون حضور كشوري مانند چين را عاملي براي خروج از اين وضعيت مي‌بينند. از ويژگيهاي چين، نداشتن تاريخ استعمارگري در عرصه جهاني به ويژه در آفريقا است كه سبب مي‌شود تا اين كشورها با ديدگاهي بهتر نسبت به اين كشور به توسعه روابط با آن بپردازند. از سوي ديگر حضور چين موجب ايجاد رقابت ميان قدرتهاي بزرگ براي برقراري روابط با آفريقا مي‌شود كه نتيجه آن نمي‌تواند كسب برخي امتيازات براي اين قاره باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر تقدير مي‌توان گفت كه چين با بهره گيري از ظرفيتهاي اقتصادي به دنبال حضور فعال در منطقه‌اي استراتژي مانند آفريقا است چرا كه چنانكه بسياري از ناظران سياسي و استراتژيك تاكيد دارند در آينده كانون توجهات جهاني را آفريقا و آمريكاي لاتين تشكيل مي‌دهد كه با منابع زيرزميني خود به عرصه رقابت قدرتهاي مبدل مي‌شوند. البته ديدگاههاي استعماري برخي كشورهاي غربي موجب شده تا در كنار اين توجهات تشديد جنگ داخلي و منطقه‌اي نيز در اين قاره افزايش يابد كه بيشتر به دليل دخالت‌هاي كشورهاي استعمارگر ايجاد و روبه گسترش مي‌باشد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:19:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2305</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2305.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازيگري در بيراهه  </title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2304.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990033 size=5&gt;                                  بازيگري در بيراهه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دولتمردان عربستان با برخورداري از موقعيت مذهبي كشورشان توانسته اند به جايگاهي مهم و قابل توجه در جهان اسلام دست يابند. منابع نفتي اين کشور از عوامل گرايش قدرت‌هاي بزرگ به عربستان بوده که در کنار در آمدهاي مالي براي رياض، به عاملي براي دخالت کشورهاي غربي در امور داخلي و حتي سياست خارجي آن منجر شده است. با توجه به شرايط ويژه عربستان در جهان اسلام و عرصه بين الملل، اين کشور از توانايي‌هاي بسياري براي تبديل شدن به عامل وحدت ميان مسلمانان برخوردار است. هر چند که عربستان تا حدودي توانسته در اين چارچوب گام‌هاي مثبتي بردارد اما در برخي مقاطع با اتخاذ سياست‌هايي نه چندان مطلوب ،نه تنها اين مهم را اجرايي نکرده بلکه متاسفانه به عامل تفرقه ميان جهان اسلام مبدل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عملکرد دستگاه‌هاي امنيتي عربستان در محدود‌سازي شيعيان و حتي بستن مساجد آنها، اعمال محدوديت‌ها و برخي سياست‌ها در قبال زائران خانه خدا که عملا مغاير با شان و جايگاه زائران مي‌باشد، حمايت از دولت يمن در حمله به مناطق شيعه‌نشين و حتي ورود مستقيم به عرصه جنگ با بمباران مناطق مرزي، افشاي اسناد و گزارش‌هايي مبني بر مداخله عربستان در تحولات عراق و حتي تشکيل دولت در لبنان، عدم فعاليت قاطع و فراگير براي حمايت از ملت فلسطين و بعضا همسويي با خواست برخي کشورهاي سازشكار در جهت استمرار تحريم غزه و عدم کمک به بازسازي اين منطقه و ... از جمله مسائل مطرح در سياست داخلي و خارجي عربستان است که موجب بروز مشکلاتي براي جهان اسلام شده است. البته بايد به اين مهم توجه داشت که بسياري از کشورهاي غربي بويژه آمريکا با تهديدات گسترده و حتي مداخله در امور داخلي عربستان و تهديد به تغيير حکومت اين کشور، نقش اساسي در اجراي اين اقدامات داشته‌اند که به صورت آشکار و پنهان مشاهده مي‌شود. اين كشورها كه تنها منافع خود را جستجو مي كنند با وارد ساختن عربستان به اموري مانند آغاز رقابت تسليحاتي در منطقه، رويكرد سازشكارانه در قبال تحولات فلسطين و اجراي برخي سياست هاي بحران ساز در منطقه و كل جهان اسلام، سعي در بهره برداري از موقعيت اين كشور ،جهت دست يابي به اهداف توسعه طلبانه و بعضا ضد اسلامي خود را دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با تمام اين تفاسير آنچه مسلم است رويکرد عربستان به همگرايي بيشتر با جهان اسلام و کنار نهادن سياست‌هاي اختلاف‌انگيز در حالي موجب حفظ و ارتقاي جايگاه اين کشور در جهان اسلام مي‌شود که نتيجه نهايي اين رويكرد ، حمايت کشورهاي اسلامي از اين کشور در برابر فشارهاي غرب خواهد بود که مسلما براي حيات سياسي و منطقه‌اي دولتمردان رياض مهم است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نهايت مي‌توان گفت که عربستان به عنوان کشوري مهم و تاثيرگذار در تحولات منطقه و جهان اسلام براي حفظ موقعيت خود بايد با بازگشت به مسير صحيح و كنار نهادن اقدامات تفرقه انگيز و مغاير با خواست ملتهاي مسلمان ،گرايش به وحدت جهان اسلام را در دستور کار قرار دهد.چرا که ادامه سياست‌هاي کنوني و بازيگري در بيراهه که بعضا تحت فشار غرب مي‌باشد نه تنها دستاوردي براي اين کشور به همراه ندارد بلکه منجر به انزواي منطقه‌اي و جهاني آن بويژه در ميان مسلمانان مي‌شود که مسلما مورد نظر بسياري از مقامات اين کشور نخواهد بود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:18:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2304</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2304.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سياه بازي ابومازن</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2303.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#993300 size=5&gt;                                سياه بازي ابومازن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين كه تاكنون گام چنداني براي تحقق آرمانهاي فلسطيني‌ها برنداشته و با سازشكاري‌هايش بيشتر به تحقق بخش اهداف صهيونيست‌ها مبدل شده در روزهاي اخير از عدم حضورش در انتخابات آينده فلسطين خبر داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين اقدام وي كه با بازتابهاي گسترده‌اي مواجه شده، در حالي صورت گرفته كه روند تحولات بيانگر چالش آفريني‌ ديگري از سوي وي مي‌باشد كه در نهايت مي‌تواند به سناريويي ضد فلسطيني مبدل شود. هرچند كه سرخوردگي‌ وي از عدم تحقق وعده‌هاي صهيونيستها و آمريكا به وي و تلاش وي براي امتيازگيري از آنها از دلايل اصلي اين اقدام عنوان شده اما در حاشيه آن چند نكته قابل توجه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الف-ابومازن چندي پيش به طور يك جانبه اقدام به تعيين 16 ژانويه به عنوان زمان برگزاري انتخابات پارلمان فلسطين كرد. اين اقدام عملا با مخالفتهاي شديدي مواجه شد. باتوجه به تلاش ابومازن براي برگزاري انتخابات در اين روزها، چالش آفريني كنوني را تحركي براي به ثبت رساندن اين اقدام و پايان دادن به مخالفتها مي‌توان ارزيابي كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ب- روند تحولات فلسطين به صراحت نشان مي‌دهد كه شخص ابومازن و متحدان آن در جنبش فتح و تشكيلات خودگردان در انتخابات آينده جايگاهي ندارد و خود وي نيز در صورت مشاركت در انتخابات رياست تشكيلات خودگردان با شكست مواجه مي‌شود. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه ابومازن به دنبال دست يابي به يك حمايت مصنوعي منطقه‌اي و جهاني از خود مي‌باشد تا شايد بدينوسيله بار ديگر رياستي آسان را بر تشكيلات خودگردان كسب كند. در اين ميان وادار ساختن گروههاي فلسطيني به پذيرش طرح آشتي ملي بر اساس طرح ها و خواسته هاي ابومازن از اهداف اين تحركات است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ج-نكته اساسي در اقدام ابومازن، خدمت وي به اهداف صهيونيستها و برخي كشورهاي عربي و غربي است. وي در شرايطي مسئله عدم حضور در انتخابات را مطرح كرد كه اولا گزارش گلدستون مسئول كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنگ 22 روزه غزه درمجمع عمومي سازمان ملل تصويب و راهي شوراي امنيت شد، ثانيا صهيونيستها همچنان با شهرك سازي و حملات خود به قدس،‌كرانه باختري و غزه ادامه مي‌دهند، ثالثا صهيونيستها به بهانه عدم وجود مذاكره كننده در طرف فلسطين و عربي به دنبال تعيين يك جانبه مرزها و عملا تثبيت اشغالگري خود هستند. رابعا آمريكا سعي در افزايش فشارها بر مقاومت به ويژه استمرار تحريم ها و محاصره غزه دارد. با توجه به اين شرايط ابومازن با سوق دادن افكار عمومي به خود و بحران سازي در فلسطين عملا در چارچوب تحقق اين اهداف به ويژه سرپوش نهادن بر ناكامي‌ها و جنايات صهيونيستها گام برداشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نهايت مي‌توان گفت كه اقدام ابومازن نه تنها در چارچوب منافع فلسطين نيست بلكه تحركي براي حفظ قدرت از طريق غير دموكراتيك و تحميلي و در نهايت طرحي براي خدمت به صهيونيستها و دشمنان مقاومت است كه بحران سازي وي مانند گذشته بار ديگر بر بسياري از جنايات صهيونيستها سرپوش نهاده و مسئله فلسطين را از جنايات صهيونيستها به سمت ادعاي اختلاف داخلي فلسطيني‌ها منحرف كرده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:17:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2303</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2303.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شكست صهيونيست‌ها در جنگ جديد با مقاومت  </title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2302.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#993300 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;                 شكست صهيونيست‌ها در جنگ جديد با مقاومت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گزارش ريچارد گلدستون رئيس كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنايتهاي صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه به رغم كارشكني‌هاي برخي قدرتهاي بزرگ ابتدا در شوراي حقوق بشر سازمان ملل و سپس در مجمع عمومي سازمان ملل مورد تصويب قرار گرفت. براساس درخواست مجمع عمومي، بان كي مون دبير كل سازمان ملل بايد پس از بررسي، گزارش مذكور را به شوراي امنيت ارجاع داده تا در قبال جنگ 22 روزه غزه به ويژه جنايات جنگي صهيونيستها در مورد آن تصميم گيري شود. هرچند كه احتمال وتوي آن از سوي قدرتهاي بزرگ در شوراي امنيت وجود دارد اما تصويب آن در مجمع عمومي مي‌تواند راهي براي ارجاع پرونده به دادگاه لاهه باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در كنار روند بررسي پرونده گلدستون چند نكته در قبال اين تحولات قابل توجه است كه مي‌تواند درسي براي آينده فلسطين و عرصه جهاني باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-مقاومت نشان داد كه با عدم سازشكاري و گرايش به استمرار حمايت از آرمانها مي‌تواند به اهداف ملت فلسطين جامه عمل بپوشاند. در شرايطي كه ملت فلسطين با مقاومت توانست در برابر بسياري از توطئه‌هاي صهيونيستها و ايادي آنها به پيروزي دست يابد، با رد درخواستهاي سازشكارانه نظير اقدام ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان مبني بر تاخير 6 ماهه بررسي پرونده گلدستون در شوراي حقوق بشر، توانست پرونده جنايات صهيونيستها در مجامع جهاني نظير شوراي حقوق بشر و مجمع عمومي سازمان ملل بازگشايي و به افشاي جنايات اين رژيم بپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-از نكات بارز در روند بررسي گزارش گلدستون پيروزي ديگر مقاومت بر صهيونيستها در امر جنگ نرم يا همان به كارگيري افكار عمومي در راه رسيدن به اهداف است هرچند كه صهيونيستها با استفاده از رسانه‌هاي جهاني خود همواره براي تحقق اهدافشان بهره برداري كرده‌اند اما اين بار مقاومت توانست با استفاده از بيداري ايجاد شده در ميان ملتها، دولتها را نيز به مقابله با رژيم صهيونيستي وادار سازد. پس از شكست صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه، مي‌توان گفت بررسي گزارش گلدستون برگ ديگري از شكست جهاني آنها در برابر مقاومت بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-نكته اساسي در بررسي پرونده گلدستون آنكه، روند تحولات نشان مي‌دهد ديگر تصميم گيرندگان جهان قدرتهاي بزرگ نمي‌باشند بلكه ساير كشورها نيز با به چالش كشاندن قدرتها به عنوان تصميم گيرندگان تحولات جهاني ايفاي نقش مي‌كنند. مقاومت توانسته ضمن ايجاد شكاف ميان قدرتهاي بزرگ در حمايت از صهيونيستها، به افشاي دروغين بودن دموكراسي و حقوق بشر ادعايي آنها بپردازد كه نتيجه آن نيز افشاي دروغين بودن ادعاهاي سازشكارانه و تلاش اين كشورها براي احقاق حقوق ملت فلسطين است. اين امردر حالي موفقيتي ديگر براي مقاومت است كه مي‌تواند هزينه‌هاي جهاني بسياري براي مدعيان دروغين حقوق بشر در جهان به همراه داشته باشد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 12:36:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2302</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2302.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ائتلاف دو ورشكسته</title>
<link>http://hodhod.blogfa.com/post-2301.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990000 size=5&gt;                                    ائتلاف دو ورشكسته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آلمان و آ‌مريكا در سالهاي اخير به ويژه از زمان حضور آنجلا مركل در پست صدراعظمي آلمان روابط رو به گسترشي را تجربه كرده‌اند، به گونه‌اي كه مي‌توان آن را متحدان بزرگ در عرصه جهاني ارزيابي كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نكته اساسي در روابط دو كشور تلاشهاي آنها براي تبديل اين روابط به مناسباتي استراتژيك و فراگير است كه نتيجه آن را در ديدارهاي مكرر مقامات دو كشور مي‌توان مشاهده كرد .در اين چارچوب در اقدامي قابل توجه آنجلا مركل صدراعظم آلمان در سفر به آمريكا براي نخستين بار در چند دهه گذشته در كنگره آمريكا به سخنراني پرداخته و به قدرداني از تلاش آمريكا براي وحدت دو آلمان و توسعه كشورش پرداخت. از سوي ديگر هيلاري كيلنتون وزير خارجه آمريكا نيز به بهانه حضور در بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين امروز از آلمان ديدار مي‌كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بررسي اين ديدارها بيانگر اين حقيقت است كه دو كشور تلاش دارند تا به هر نحوي به ارتقاي مناسبات دو جانبه پرداخته و اهداف مشتركي را اجرايي كنند.در اين عرصه آمريكا كه با بحران اقتصادي و چالشهاي سياسي فراواني در عرصه جهاني مواجه است تلاش دارد تا با رويكرد به كشورهايي مانند آلمان ضمن حفظ موقعيت جهاني از آنها در جهت اجراي اهدافش بهره برداري كرده تا شايد در سايه اين همكاري از بازيگري جهاني كاسته و به امور داخلي بپردازد به عبارتي ديگر آمريكا به كشورهايي مانند آلمان به عنوان مكمل‌هايي مي‌نگرد كه در برخي مسائل نظير تقابل با چين و روسيه،‌موضع گيري در قبال ايران و تحولات خاورميانه و دهها مسئله ديگر و حتي ايجاد اتئلاف ميان اروپايي‌ها براي همكاري با آمريكا، مي‌توانند فعاليت داشته باشند چنانكه آلمان اكنون اين نقش را تا حدود زيادي ايفاي مي‌كند. از سوي ديگر آلمان نيز كه داعيه دار بازيگري در عرصه اروپا و نظام بين الملل است اميد دارد تا به كمك همكاري با آمريكا به اهداف جهاني‌اش دست يافته و به قدرت تاثيرگذار مبدل شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته آلمان براي رسيدن به اين مهم با مشكل بزرگي به نام بحران اقتصادي و بي اعتمادي جهاني به اين كشور به دليل سوابق تاريخي مواجه است لذا همچنان در تحقق اين مهم ناكام مانده است.در اين ميان بايد در نظر داشت كه از عوامل اصلي روابط آلمان در آمريكا چالشهاي گسترده آنها در افغانستان است كه اجبارا آنها را در كنار يكديگر قرار داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرچند كه دو كشور تلاش دارند تا با اين روابط به حل مشكلات خود پرداخته و جايگاه جهاني يشان را احيا كنند اما مجموعه مشكلات مطرح شده ، ائتلاف آنها را به ائتلاف دو ورشكسته مبدل ساخته كه صرفا براي حفظ ظاهر و يافتن حداقل راه حلي براي فرار از اين چالش ها به رايزني هاي گسترده روي آورده اند. اين حقيقت انكار ناپذير است كه آلمان و آمريكا در عرصه جهاني در برابر ساير بازيگران و در نهايت پيگيري اهدافشان با چالش‌هاي بسياري  مواجه هستند كه تاكنون نيز نتوانسته به حل آنها مبادرت ورزند. در اين ميان بحران اقتصادي حاكم بر دو كشور از مسائل مهم در ناكامي هاي آنها است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر تقدير مي‌توان گفت كه آلمان و آمريكا برآنند تا از شرايط موجود براي رسيدن به اهداف جهاني و داخلي خود بهره برداري كنند هرچند كه چالشهاي اقتصادي وبرخي تفاوت ديدگاهها به ويژه نياز آلمان به منابع انرژي روسيه تا حدودي اين امر را با بحران مواجه مي‌سازد هرچند كه دو كشور همچنان براي ارتقاي مناسبات تاكيد دارند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 12:35:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hodhod&amp;postid=2301</comments>
<dc:creator>hodhod</dc:creator>
<guid>http://hodhod.blogfa.com/post-2301.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
