|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
حاشيههايي كه متن مي شوند (2) طرح مصر تحولات فلسطين در حالي همچنان محور اصلي تحولات منطقه را تشكيل ميدهد كه تحركات انجام شده در قبال روند به اصطلاح صلح خاورميانه از اصول اصلي آن است. در اين چارچوب طرح 10 مادهاي مصر كه در ديدار حسني مبارك رئيس جمهور مصر و باراك وزير جنگ صهيونيستها مطرح شده نكتهاي قابل توجه است. هرچند كه در اين طرح بر آشتي ملي گروههاي فلسطيني و نيز كاهش محاصره غزه تاكيد شده اما در بندهاي طرح نكاتي چند قابل تامل است. از نكات اصلي به سازش كشاندن مقاومت در قالب همكاري با تشكيلات خودگردان است كه براساس طرح همكاري حماس با ابومازن اجرا ميشود. در اين چارچوب به نام امنيت و پايان اختلاف گروههاي فلسطيني، مصر خواستار كنار نهادن مقاومت شده است. نكته اساسي در اين طرح آنكه جايگاه ابومازن در اين طرح تثبيت شده و وي مسئول تمام تحولات فلسطين خواهد بود.در اين چارچوب دولت را وي تشكيل داده و از سوي ديگر گروههاي فلسطيني در قالب طرح امنيتي وي ادغام خواهند شد كه عملا خلع سلاح مقاومت است. نكته ديگر در اين طرح آنكه، دليل بحرانهاي فلسطين نه جنايتهاي صهيونيستها بلكه اختلاف گروههاي فلسطيني عنوان شده كه عملا تحقق بخش اهداف و خواست صهيونيستها است. اين اقدام فرصتي را براي صهيونيستها ايجاد ميكند كه به بهانه برقراري ثبات و اجراي طرح مذكور به سركوب فلسطينيها و توسعه طلبي در كرانه باختري و بيت المقدس ادامه دهد. نكته اساسي آنكه مسئوليتهاي صهيونيستها مشروط به حل اختلافهاي فلسطينيها شده كه عملا صهيونيستها را در اجراي اهدافشان آزاد ميگذارد. در اين چارچوب آزادي شاليط اسير صهيونيست در بند مقاومت بدون آنكه سخني از اسراي فلسطيني آورده شود، آزاد ميشوند. اين نكته را بايد در نظر داشت كه درگيريهاي داخلي در فلسطين بر گرفته از تحركات نيروهاي امنيتي تشكيلات خودگردان عليه مقاومت است نه اختلافهاي فتح و حماس لذا تاكيد بر حل اختلاف فتح و حماس به منزله تبرئه كردن نيروهاي امنيتي تشكيلات خودگردان است.در نهايت ميتوان گفت كه طرح مصر هرچند گامي براي حل مسائل فلسطين عنوان شده اما همانند طرح 14 مادهاي اين كشور و ساير پيشنهادهايش در نهايت اقدامي براي به سازش كشاندن مقاومت است كه ميتواند تحقق بخش اهداف تشكيلات خودگردان،صهيونيستها و اعراب سازشكار باشد. منابع فلسطینی از پایان دور ششم گفتگوهای ملی فلسطین بدون دستیابی به توافق و برگزاری دور جدید این گفتگوها در 25 ژوئیه (3 مرداد) خبر دادند.، دور ششم گفتگوهای ملی فلسطین که با حضور هیئتهای حماس و فتح در قاهره برگزار شد بدون نتیجه و حل اختلافات موجود پایان یافت.موضوع زندانیان سیاسی در کرانه باختری و نوارغزه مانعی بر سر راه گفتگوهای ملی فلسطین به شمار می رود. جنبش حماس خواستار این است که پیش از امضای توافقنامه آشتی ملی تمامی زندانیان سیاسی این جنبش در کرانه باختری آزاد شوند.پیش از این قرار بود هفتم ژوئیه (16 تیر) توافقنامه آشتی ملی میان گروههای فلسطینی امضا شود که با کشیده شدن گفتگوهای ملی فلسطین به 25 ژوئیه مصر 28 ژوئیه (6 مرداد) را زمان امضای این توافقنامه اعلام کرد.
معامله بر سر فلسطين تحولات روزهاي اخير خاورميانه بيانگر رخدادهايي است كه نشان از معامله اعراب با صهيونيستها و غرب دارد. در شرايطي كه فلسطين به ويژه غزه زير آماج حملات نظامي صهيونيستها و تحريمهاي جهاني قرار دارد و 5/1 ميليون ساكن آن در شرايط اسفناك قرار دارند، در مقابل شاهد رويكرد اعراب،صهيونيستها و براي رسيدن به خواستههايشان ميباشيم. در اين زمينه اعراب با دور شدن از آرمان فلسطين به روند سازش با رژيم صهيونيستي روي آوردهاند كه نمود آن را در نشستهاي مختلف ميتوان مشاهد كرد. اين اقدامات در كنار برخي مواضع به اصطلاح سازشكارانه صهيونيستها كه از بازپس دهي برخي اراضي اشغالي و حذف طرح اسرائيل بزرگ سخن گفتهاند بيانگر آغاز روندي جديدي از سازشكاري در قبال فلسطين است. در اين ميان صهيونيستها كه با چالشهاي بسياري مواجه هستند به دنبال امنيت و يافتن مشروعيت بينالمللي هستند با نام دادن برخي امتيازات به اعراب خواستار مصالحه بين آنها هستند در مقابل اعراب سازشكار نيز كه از يك سو نميخواهند در مقابل با رژيم صهيونيستي قرار گيرند و از سوي ديگر تحت فشار آمريكا قرار دارند نيز روند مصالحه را در پيش گرفتهاند. در اين ميان طرفين كه مقاومت ملت فلسطين را مغاير با خواستههاي خود ميدانند برآنند تا با سكوت و تشديد حملات عليه غزه، مقاومت را نيز به سازش وادار سازند. اعراب براي رسيدن به اهداف خود بدون توجه به درد و رنجي كه به ملت فلسطين وارد ميگردد راه سازش و سكوت را در پيش گرفتهاند و در اصل بر سر فلسطين معامله ميكنند معاملهاي كه فاجعهاي انساني را براي غزه رقم زده چنانكه اكنون 80 درصد مردم اين منطقه در فقر به سر ميبرند.جالب توجه آنكه در اين معامله صهيونيستها بدون پايبندي به تعهداتشان به توسعه شهركها ادامه ميدهند تا در نهايت با نام آنچه كشور يهود ناميده ميشود و اعراب نيز به آن در نشست اديان مشروعيت دادند سلطه بر اراضي اشغالي بويژه بيت المقدس را اجرايي كنند.رژيم صهيونيستي كه با تشديد محاصره و حملات گسترده به غزه كشتار دسته جمعي 5/1 ميليون فلسطيني را در دستور كار قرار داده است. آنها سعي دارند تا با اين اقدامات ضمن سركوب مقاومت بر ناكاميهاي داخلي خود سرپوش گذارند و به عبارتي بهتر غزه را قرباني چالشها و سياستهاي توسعه طلبانهاشان سازند. در اين ميان سكوت كشورهاي عربي در قبال فلسطين به مسئلهاي قابل تامل مبدل شده است. هرچند كه حمايت از فلسطين براي تمام جهان اسلام است كه نميتوان از آن گذشت اما با توجه به موفقيت كشورهاي عربي در خاورميانه و نزديكي بيشتر آنها با فلسطين جايگاه اين كشورها در مقابله با صهيونيستها و حمايت از فلسطين بيش از سايرين ميباشد. در اين ميان مشاهده ميگردد كه اعراب نه تنها به حمايت عملي از فلسطين نميپردازند بلكه چنانكه در نشستهاي آنها مشاهده گرديد اين كشورها بدون توجه به محاصره غزه و توسعه طلبي صهيونيستها در كرانه باختري و قدس به حمايت از تمديد رياست ابومازن بر تشكيلات خودگردان پرداختند كه خود ميتواند به تقابل داخلي فلسطينيها منجر شود. در بررسي عملكرد اعراب ميتوان گفت كه قرار گرفتن آنها در روند سازش با تل آويو هرچند با نام فلسطين آغاز گرديده امادرنهايت به دوري آنها از آرمان فلسطين و معطوف شدن به مسائل حاشيهاي منجر شده است. مهمترين چالش براي اعراب آن است كه آنها در روند مذاكرات مسئله فلسطين و اعراب را از يكديگر تفكيك كردهاند كه نتيجه آن بيتوجهي به خواست ملت فلسطين است.چندي پيش شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي تاكيد كرده بود كه تل آويو مذاكره با فلسطينيان را لغو و به مذاكره با اعراب ميپردازد. اين سخن شايد در ظاهر به معناي ادامه روند سازش يا به اصطلاح صلح خاورميانه باشد اما در نهايت به منزله دور ساختن اعراب از فلسطين و توجه به آنها به مطالبات انفرادي است كه نتيجه آن سكوت و بيتفاوتي در برابر جنايات صهيونيستها است. به عبارتي ديگر ميتوان گفت كه اعراب در روند سازش گرفتار طرحي شدهاند كه بر اساس آن صهيونيستها با اجراي سناريويي بلند مدت اعراب را از تمام تحولات فلسطين دور ساخته تا در نهايت در سايه مذاكره و در حالي كه خود را اصلاح طلب نشان ميدهد به كشتار فلسطينيها و توسعه شهرك ها ادامه دهد. براين اساس ميتوان گفت كه اعراب به جاي حضور در روند صلح براي فلسطين، عملا از مسير فلسطين دور ميگردند كه نتيجه نهايي آن را ميتوان در سكوت آنان در برابر جنايتهاي صهيونيستها در غزه مشاهده كرد. در شرايطي كه در بسياري از نقاط جهان در حمايت از ملت فلسطين فرياد مقابله با صهيونيستها شنيده ميشود در مقابل كشورها عربي همچنان در راه سكوت حركت ميكنند چنانكه تاكنون هيچ فعاليتي براي شكستن محاصره غزه صورت نگرفته و حتي اعراب بر خلع سلاح مقاومت كه تنها حامي ملت فلسطين است تاكيد كردهاند كه با خشنودي صهيونيستها همراه گرديد.
+
نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 10:12 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||