|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
حاشيههايي كه متن مي شوند (3) مذاكره صهيونيستها با اعراب رژيم صهيونيستي كه براي فرار از بحران مشروعيت و رسيدن به اهداف توسعه طلبانه به هر ترفندي متوسل ميشود بار ديگر طرح مذاكرات فراگير با كشورهاي عربي را مطرح كرده است. براساس اظهارات مقامات اين رژيم، آغاز رايزنيها با محوريت طرح عربستان ( سال 2002 ) با كشورهاي عربي ميانهرو به جاي مذاكره با فلسطينيان و سوريه از اولويتهاي كاري تل آويو اعلام شده است. اين موضع گيريها كه پس ازتشديد اختلاف ميان گروههاي صهيونيستي براي حل بحران سياسي و نيز برخي اظهارات مقامات كشورهاي عربي در نشست آكسفورد مطرح شده، هرچند كه به اصطلاح براي اجراي خواستههاي آمريكا براي صلح در خاورميانه است اما داراي اهداف و پيامدهايي است كه اساس آن را حذف فلسطينيان تشكيل ميدهد. صهيونيستها نشان دادهاند كه هر زمان با بحران داخلي مواجه شدهاند، خواستارآغاز مذاكره با كشورهاي عربي گرديده اند. آنها اين حربه را راهكاري براي سرپوش نهادن بر چالشهاي داخلي و در نهايت بهره گيري از ظرفيتهاي اعراب براي سركوب مقاومت ميدانند. در شرايط كنوني نيز با توجه به بحرانهاي گسترده سياسي و نظامي در رژيم صهيونيستي كه قدرت هر گونه تحرك منطقهاي را از اين رژيم گرفته است و نيز به نتيجه نرسيدن محاصره غزه براي سركوب فلسطينيان و حتي گسترش مقاومت به اراضي اشغالي 1948 و 1967 (بيت المقدس و عكا)، رژيم صهيونيستي بار ديگر طرح سازش با اعراب را در پيش گرفته است. آنها با اين اقدام برآنند تا اولا افكار عمومي را از بحران داخلي خود منحرف سازند ثانيا به بهانه صلح، اعراب را براي اعمال فشار به فلسطينيان- به ويژه غزه -براي پذيرش سازش تحت فشار قرار دهند. ثالثا با آغاز بررسي پرونده جديد سازش تمام تعهدات خود به فلسطينيان را لغو نموده تا در سايه بازي جديد به توسعه طلبي در كرانه باختري و قدس ادامه دهند، رابعا وجهه جهاني خود را به عنوان پيش گام صلح احيا كنند خامسا جبههاي جديد به اصطلاح با ائتلاف اعراب و صهيونيستها در برابر لبنان، سوريه و ايران ايجاد و به تفرقه افكني در جهان اسلام بپردازند. در همين حال صهيونيستها با اين تحركات خوش خدمتي جديدي براي آمريكا انجام ميدهند. با توجه به نياز بوش به تكاپوي جديد در خاورميانه به عنوان نكتهاي مثبت در پايان كارنامه 8 ساله، صهيونيستها چنان وانمود ميكنند كه طرح صلح فراگير آمريكا در حال اجرا شدن است تا به اصطلاح موفقيتي براي نومحافظه كاران ثبت نمايند. براين اساس ميتوان گفت كه طرح صهيونيستها براي صلح با اعراب جنبه تبليغاتي داشته كه براي افكار سنجي اعراب و عرصه بينالملل صورت گرفته در حالي كه در لواي آن حذف فلسطينيان و اعمال فشار بر غزه اجرايي خواهد شد. به عبارتي ديگر اعراب به مهرهاي براي اجراي توسعه طلبي صهيونيستها مبدل ميشوند كه جز بحران جديد در خاورميانه نتيجهاي به همراه نخواهد داشت در حالي كه اعراب با كنار نهادن اين طرح و حمايت از مقاومت فلسطين ميتوانند از اين روند جلوگيري نمايند.
جنگ رواني رژيم صهيونيستي در خاورميانه رژيم صهيونيستي در روزهاي اخير با بهره گيري از محافل رسانه اي خود برخي مسائل قابل تامل را مطرح كرده كه اساس آن را تغييراتي در روابط اعراب با اين رژيم تشكيل ميدهد. اعلام طرح پرز رئيس اين رژيم براي مذاكره با اعراب ميانه رو به جاي ادامه سازش با تشكيلات خودگردان، ارائه طرح مشترك با اردن براي اداره قدس، تاكيد بر پذيرش مذاكرات آمريكا با ايران انتشار خبر ترور رئيس موساد در اردن را ميتوان از مهمترين تبليغات رژيم صهيونيستي در روزهاي اخير دانست. هرچند اين اخبار نشانه اي از تغيير مواضع صهيونيستها است اما در واقع ميتوان آن را نوعي بحران آفريني رواني در منطقه دانست كه اساس آن را معطوف شدن افكار عمومي به تحولات حاشيه اي با هدف اجراي توسعه طلبي صهيونيستها در كرانه باختري و قدس (شهرك سازي ) و سركوب فلسطينيان بويژه در غزه به بهانه آغاز دور جديد مذاكرات سازش ميان اعراب و تلآويو شامل ميشود. در اين ميان صهيونيستها برآنند تا از اين جو رواني براي سنجش چگونگي موضع گيري كشورها در قبال تحولات آينده فلسطين و منطقه براي تدوين استراتژي جديد خود بهره برداري كنند. اين سناريو زماني تقويت ميشود كه از يك سو شاهد تغييراتي در مواضع آمريكا ميباشيم و از سوي ديگر تركيب بازيگران رژيم صهيونيستي در حال تغيير است. بر اين اساس مواضع اخير محافل رسانه اي و سياسي رژيم صهيونيستي در قبال منطقه فريب كاري جديدي است چنانكه پيش از اين بارها با اعلام طرح صلح اعراب و نيز بزرگ نمايي خطر ايران براي منطقه جهت تحقق بخشيدن به اهداف توسعه طلبانه خود در اراضي اشغالي و منطقه اقدام كرده اند.
پيامدهاي سازشكاري با توجه به آنچه از اقدامات و مواضع كشورهاي غربي، آمريكا و صهيونيستها ذكر شد، رويكرد و اصرار كشورهاي عربي به طرحهاي به اصطلاح صلح خاورميانه و حاشيههاي آن پيامدهاي منفي به همراه دارد كه عبارتند از : 1- مواضع و طرحهاي ارائه شده از سوي آمريكا و صهيونيستها كه به نام صلح خاورميانه به اعراب تحميل ميشود،در نهايت نابود كننده آرمانهاي ملت فلسطين است. بر اساس طرح صهيونيستها و ايادي آنها، در نهايت كشورهاي عربي براي رسيدن به صلح در برابر موازنهاي قرار ميگيرند كه نتيجه آن حذف اموري چون حق بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، عقب نشيني صهيونيستها از اراضي اشغالي 1967 و بيت المقدس خواهد بود. 2- پيامدهاي منفي ادامه يافتن بازيگري اعراب در طرحهاي صلح خاورميانه، دور شدن افكار عمومي جهان از تحولات واقعي فلسطين بويژه توسعه طلبي صهيونيستها در كرانه باختري و بيت المقدس است. نكته مهم آنكه اعراب به جاي انتقاد از عملكردها و جنايتهاي صهيونيستها به دليل فشارهاي غرب، صرفاً به مسائل شهرك سازي صهيونيستها و توقف آن ميپردازند و از ساير تحولات چشم پوشي ميكنند كه از نتايج منفي آن دور شدن جهانيان از مسائل نظير بازداشت و اخراج فلسطينيها از سرزمين و خانههايشان، ادامه محاصره غزه با 5/1 ميليون ساكن و....خواهد بود كه خدمتي بزرگ به صهيونيستها است. 3- از اهداف صهيونيستها و ايادي آنها، تفرقه افكني ميان جهان اسلام و عدم اتحاد آنها است. در شرايط كنوني كه سياستهاي آنها در قبال جهان اسلام با چالش مواجه شده،آنها با نام حاميان و مخالفان صلح خاورميانه به دنبال تفرقه افكني در جهان اسلام هستند. نكته اساسي آنكه آنها جهان اسلام را نيز به پيروان اروپا، آمريكا، روسيه و حتي چين تقسيم ميكنند تا مانع از اتحاد آنها در قبال توسعه طلبي صهيونيسم بين الملل شوند. 4- كشورهاي غربي بويژه آمريكا تلاش دارند تا نفوذ خود را در كشورهاي اسلامي بويژه خاورميانه گسترش دهند. اين رويكرد به دليل ديدگاه منفي ملتهاي منطقه به غرب با چالش مواجه شده است. رويكرد كشورهاي عربي به بازيگري در چرخه طرحهاي اروپا و آمريكا در قبال به اصطلاح طرح صلح خاورميانه، فرصتي براي آنها ايجاد ميكند تا بتوانند به فعاليت در منطقه و كل جهان اسلام بپردازند. نكته قابل توجه آنكه غرب با رويكرد به جهان اسلام در نهايت اهداف صهيونيستها را پي گيري ميكند كه نمونه بارز آن را در طرح صلح آمريكا ميتوان مشاهده كرد. تاكيد بر اجراي طرح نقشه راه و طرح 57 كشوري اوباما مبني بر رويكرد 57 كشور اسلامي به پذيرش ماهيت رژيم صهيونيستي از جمله اين طرحها است. غرب با به بازي گرفتن اعراب سعي دارد صلحي مجاني را به صهيونيستها اهدا كند كه محور آن را روابط اقتصادي و دوري اعراب از مقاومت تشكيل ميدهد. 5- فعاليت اعراب در قالب طرحهاي آمريكا و دور شدن از آرمان فلسطين در شرايطي كه افكار عمومي جهاني به حمايت از فلسطين روي آورده موجب زوال جايگاه كشورهاي عربي در عرصه بين الملل خواهد شد. هر چند كه اين كشورها به نام صلح خاورميانه سعي دارند تا به ارتقاي جايگاه خود بپردازند.
نتيجه گيري در جمع بندي كلي از تحولات خاورميانه ميتوان گفت كه عملكردهاي كشورهاي عربي هرچند به نام تلاش براي فلسطين و صلح خاورميانه انجام ميشود اما در نهايت نميتواند تحقق بخش اهداف فلسطينيها باشد چرا كه محور حمايت از مقاومت و مقابله با رژيم صهيونيستي در اين فرآيند به فراموشي سپرده شده و به حاشيههايي پرداخته ميشود كه روند تحولات را از مسير صحيح خارج ميسازد. روند كنوني چنان القا ميكند كه بحران خاورميانه نتيجه اختلافهاي داخلي فلسطينيان و كشورهاي عربي با يكديگر است كه عملا نقش صهيونيستها در بحرانهاي خاورميانه را از اذهان دور ميسازد. نكته مهم آنكه افكار عمومي نيز از جنايتهاي صهيونيستها به مسائل حاشيه اي سوق ميدهد كه كمكي به تحقق اهداف توسعه طلبانه صهيونيستها خواهد بود. بر اين اساس جادارد كشورهاي اسلامي بويژه سران كشورهاي عربي به جاي رويكرد به برگزاري نشستها و ديدارهاي بي حاصل، رويكرد به مسائل اصلي فلسطين يعني بازسازي غزه و مقابله با رژيم صهيونيستي را در پيش گيرند تا ضمن حمايت واقعي از فلسطين مانع از ادامه يافتن تحركات توسعه طلبانه صهيونيستها در فلسطين و سراسر منطقه شوند.
+
نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||