تبليغاتX
هُدهُد
مقالات، تحليل‌ها و تفسيرهاي بين‌المللي

                                بازي جديد غرب با سودان

 

موقعيت جغرافيايي و نيز برخورداري از منابع سرشار انرژي سبب شده تا سودان از جايگاهي خاص در آفريقا و عرصه بين‌الملل برخوردار گردد. هر چند كه سودان مي‌توانست از اين ويژگي ها براي توسعه و ارتقاي جايگاه خود بهره‌برداري نمايد اما دخالت‌هاي خارجي و سياست‌هاي توسعه‌طلبانه قدرت‌هاي بزرگ، اين كشور را با چالشهاي سياسي و امنيتي مواجه ساخته است. آمريكا و متحدان غربي و صهيونيست آن در سالهاي اخير با هدف بهره‌گيري از منابع نفتي و زير زميني، جلوگيري از توسعه نفوذ چين، احداث پايگاه نظامي، مقابله با اسلام در آفريقا، اجراي خواسته‌هاي توسعه‌طلبانه رژيم صهيونيستي، تبديل خارطوم به مركزي براي اجراي اهداف بلند مدت در كل آفريقا به بهره‌آفريني در سودان روي آورده‌اند. اين تحركات كه با محوريت دارفور اجرا مي‌شود، اصل تجزيه سودان را در اذهان تداعي كرده است. با توجه به گرايشات متحد دولتمردان سودان و تاكيد آنها بر اصل عدم پذيرش خواسته‌هاي غرب، دشمنان خارطوم سياست‌هاي چند لايه‌اي را عليه سودان اجرا كرده‌اند. پرونده‌سازي در زمينه حقوق بشر و تصويب قطعنامه‌هاي متعدد در شوراي امنيت به منظور حضور نظامي در اين كشور مهمترين محور سياست‌هاي غرب را تشكيل داده است. آنها بر آن بوده‌اند تا با جهاني سازي پرونده سودان و شخص عمر البشير ،سياست حضور نظامي در اين كشور را اجرا نمايند. شكست طرح هاي جهاني و نيز گرايش خارطوم به طرح‌هاي وحدت ملي سبب شد تا غرب تلاش كند تا باب تازه‌اي با نام اتهام زني جنايات جنگي براي شخص عمر‌البشر رئيس جمهور سودان را بازگشايي نمايد. آنها در اقدامي مغاير با قوانين بين‌المللي پرونده‌اي عليه البشير را به دادگاه بين‌المللي كيفري ارائه كردند. هدف نهايي آنها تخريب چهره جهاني البشير و توجيه سياست‌هاي خصمانه در قبال سودان بود. نكته مهم آنكه در اين طرح، ايجاد مولفه‌هايي براي دخالت نظامي در سودان و نيز مقابله با روابط چين و خارطوم را پي‌گيري كردند. اين اقدام غرب انتقادهاي شديد جهاني را به همراه داشت چرا كه ناظران سياسي آن را فصل جديدي در سياست‌هاي غرب براي اعمال فشار بر كشورها دانستند بويژه اينكه عملكرد دادگاه بين‌المللي كيفري اقدامي دوگانه و مغرضانه بود. دادگاه در حالي البشير را محكوم كرد كه در برابر سياست‌هاي توسعه‌طلبانه و جنايت‌هاي سران آمريكا و اروپا در افغانستان و عراق و جنايت‌هايي كه در بسياري از كشورهاي آفريقايي صورت مي‌گيرد سكوت كرده و در مقابل به دخالت در امور سودان پرداخته است. به هر تقدير غرب تلاش دارد تا به هر نحو به حضور در سودان دست يابد لذا در آينده تشديد اين تحركات دور از ذهن نمي‌باشد بويژه اينكه آنها از روابط چين و سودان ناراضي بوده و خواستار لغو آن هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 6:12 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

               رفت و آمدهاي نظامي صهيونيست ها به آمريكا

واشنگتن روزهاي اخير شاهد رفت و آمدهاي نظامي ميان مقامات آمريكا و رژيم صهيونيستي بوده است . پس از ديدار باراك وزير جنگ صهيونيست ها، اين بار اشكنازي رئيس ستاد مسترك اين رژيم در آمريكا به رايزني با گيتس و مولن مقامات ارشد نظامي آمريكا پرداخت . اين تحركات نظامي در حالي صورت مي گيرد كه در كنار روابط مستمر نظامي ميان طرفين برخي تحركات حاشيه اي در آن مد نظر

 مي باشد .

الف )اصل تقويت نظامي رژيم صهيونيستي به بهانه تامين امنيت و بيان اقتدار اين رژيم در برابر مقاومت براي جلب رضايت افكار عمومي رژيم صهيونيستي امري است كه سران تل آويو و متحدانشان پي گيري

 مي كنند كه در قالب اين ديدارها اجرا مي شود .

ب) آمريكا و رژيم صهيونيستي با پرونده هاي نظامي برآنند تا در منطقه چند هدف را اجرا كنند . اولا چنان وانمود مي كنند كه چماق صهيونست ها براي ايران ادامه دارد و هرلحظه تحرك آنها عليه تهران امكان پذير است . در اين ميان امريكايي ها با نام ميانجي صلح چنان وانمود مي كنند كه با اين ديدارها تلاش دارند تا تل‌آويو را اقدام نظامي عليه ايران برحذر دارند .

ثانيا ايجاد پيش زمينه تحرك نظامي در منطقه مي تواند اعراب را به سمت خريدهاي تسليحاتي از آمريكا و سازش با رژيم صهيونيستي بويژه براي اجراي طرح مذاكرات لبنان و سوريه با اين رژيم و نيز حضور اعراب در عراق براي كمك به آمريكا سوق دهد . نكته مهم آنكه در حاشيه اين تحركات جوسازي عليه حزب الله و گروههاي مقاومت نيز پيگيري مي شود تا سناريوي گرايش اعراب به مقابله با مقاومت تشديد گردد .

ج ) رويكرد آمريكا و تل‌ آويو به تحركات نظامي مشترك در عراق و افغانستان و آفريقا بخش ديگري از لايه هاي پنهان ديدارهاي نظامي آنها است .

در نهايت ديدارهاي نظاميان صهيونيست و آمريكا در كنار قراردادهاي نظامي جنبه تبليغاتي براي اجراي برخي تحركات منطقه اي و جهاني دارد در حالي كه در لواي آن به نام احتمال آغاز جنگ در ماههاي آينده به امتيازگيري از عرصه بين الملل مي پردازند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        نمايش هاي براون در تل‌آويو

گوردون براون نخست وزير انگليس كه حمايت‌هاي همه جانبه‌اي از صهيونيست‌ها مي كند براي نخستين بار به سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين سفر كرده تا اهدافي چند را پيگيري نمايد.

1-بر خلاف سياست‌هاي دولتمردان لندن ، افكار عمومي انگليس چندان تمايلي به ارتباط با رژيم صهيونيستي ندارند. مقامات لندن براي كاهش انتقادهاي مردمي تحركات توسعه طلبانه عنوان مي‌كنند.

2-براون در عرصه سياست داخلي با چالش‌هاي بسياري مواجه است. با توجه به نفوذ لابي صهيونيست در ميان سياستمداران انگليسي وي تلاش دارد تا با جلب رضايت تل‌آويو از فروپاشي دولت جلوگيري نمايد.

 3-اهميت تحولات فلسطين درارتقاي جايگاه كشور‌ها و نيز شرايط حاكم بر عرصه بين‌الملل بويژه در زمينه نفت، سبب گرايش بازيگران به خاورميانه شده است.هر چند كه انگليس خود را سردمدار تحولات خاورميانه مي‌دانست اما تحركات فرانسه ، آمريكا ، آلمان ، روسيه و ... نشانگر افزايش بازيگران و حتي در حاشيه قرار گرفتن لندن است.براون با سفر به سرزمين‌هاي اشغالي تلاش دارد تا اولا به رقابت با ساير بازيگران بپردازد و موقعيت لندن را حفظ نمايد ثانيا رضايت اعراب را براي افزايش توليد نفت به همسويي با سياست‌هاي منطقه‌اي انگليس بويژه حضور فعال در عراق جلب نمايد.

4-بررسي پرونده‌هاي حاشيه‌اي نظير پرونده هسته‌اي ايران ،روند صلح ميان رژيم صهيونيستي با كشورهاي عربي بويژه سوريه و لبنان ،فعاليتهاي مشترك لندن با تل آويو  درآفريقا و .. از ديگر محورهاي ديدارهاي براون در سرزمين‌هاي اشغالي است.

در نهايت سفر براون به سرزمين‌هاي اشغالي بيش از هر چيز جنبه تبليغاتي داشته تا وي نيز مانند همتايان خود در ساير كشورهاي اروپايي با حضور در صحنه خاورميانه به حل بحران‌هاي داخلي و تحقق اهداف سياست خارجي‌اش بپردازد.در شرايط حاضر براون چنان وانمود مي‌سازد كه لندن بازيگري فعال در روند صلح خاورميانه است در حالي كه گرايشات صهيونيستي وي غير قابل انكار است  اما به دليل سياست‌هاي چند جانبه و فريبكارانه سنتي انگليس بر پيگيري روند صلح و احقاق حقوق فلسطينان اشاره مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                فرار از بن بست با چرخش ديپلماتيك

دور جديد مذاكرات سعيد جليلي با  سولانا و نمايندگان 1+5 روز شنبه در ژنو برگزار شد تا باب تازه‌اي در روابط طرفين بازگشايي شود. نكته قابل توجه در تحولات هسته‌اي ايران و روند مذاكرات شنبه حضور « ويليام برنز» معاون وزير خارجه آمريكا در ژنو و جوسازي هاي مقامات آمريكايي پس از مذاكرات بود .

بررسي فعاليتهاي برنز و سياست‌هاي جديد آمريكا درقبال ايران كه با طرح بازگشايي دفتر نمايندگي در ايران و حضور برنز در مذاكرات ژنو  وارد مراحل جديدي گرديده است سوالات جديدي را به همراه داشته است.از يك سو برخي مقامات آمريكايي و محافل رسانه‌اي آنها بر چرخش ديپلماتيك آمريكا تاكيد و آن را  حركت واشنگتن در مسير تعامل با ايران ارزيابي مي كنند ، برخي ديگر از تكرار سياست خصمانه واشنگتن در لواي چماق و هويچ‌هاي جديد سخن به ميان مي‌آورند.اين ديدگاه زماني قدرت مي‌گردد كه مقامات آمريكايي پيش از اين از افزايش مجازات‌ها و نيز جنگ روان مبني بر تحرك نظامي در قبال ايران سخن گفته بودند.در همين چارچوب واشنگتن پست در گزارشي به تغيير رويكرد جورج بوش در قبال ايران، كه آن را در سال 2002 "محور شرارت" خوانده بود  پرداخته و نوشت كه فرستادن ويليام برنز به ژنو براي شركت در مذاكرات هسته ا‌ي درباره‌ايران يكي از شگفت‌انگيزترين تغييرات در سياست دولت آمريكا بود. چرخش ديپلماتيك آمريكا در حالي صورت مي گيرد كه چند نكته در اين زمينه قابل تامل است

 

 

نياز داخلي

آنچه مسلم است آمريكا‌يي ها در ماههاي باقي مانده از دوران رياست جمهوري بوش نيازماند ثبت نتايجي مثبت در كارنامه 8 سال فعاليت خود مي‌باشند درحالي كه محور اين اصل را فعاليت در عرصه بين ‌الملل تشكيل مي‌دهد. دولتمردان كاخ سفيد در حالي براي تقويت موقعيت مك كين نماينده جمهوري‌خواه در انتخابات فعاليت مي‌كنند كه دموكرات‌ها در ماههاي اخير با تاكيد بر اصل مذاكره با ايران از موقعيت مناسبي در ميان افكار عمومي برخوردار شده‌اند. نظر سنجي‌ها نشان مي‌دهد كه اكثر مردم آمريكا به نمايندهايي راي مي‌دهند كه درمسير تعامل با ايران گام بردارد. پايگاهاي خبري آمريكا در گزارشهاي جديد خود با اشاره به دروغ‌پردازي‌هاي دولت آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران نوشتند: "علاوه بر مردم، بسياري از سازمان‌هاي رسمي اين كشور خواستار همگرايي آمريكا به سوي ايران هستند .

با توجه به مواضع دموكرات ها ، جمهوري خواهان نيز براي عقب نماندن از رقيب دموكرات به تبليغات درقبال ايران روي آورده‌اند كه حضور پرونده هسته‌اي و ارائه طرح بازگشايي دفتر نمايندگان در ايران در اين چارچوب است .

حضور در عرصه جهاني

در همين حال هر چند كه واشنگتن تلاش كرده تا از پرونده هسته‌اي براي اجماع جهاني عليه ايران بهره‌برداري نمايد اما روند تحولات و گزارش‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و در نهايت گزارش 16 نهاد اطلاعاتي ايالات متحده مبني بر صلح آميز بوده فعاليتهاي هسته‌اي ايران اين سناريو را با شكست مواجه ساخت چنانكه اكثر بسياري از كشورها حتي اعضاي 1+5 بر اصل تعامل با ايران تاكيد دارند.آنها دريافته‌اند كه مقابله با حقوق هسته‌اي ايران امري ناشدني است لذا بايد در روندي دموكراتيك به مذاكرات ادامه دهند. دراين ميان برخي مقامات ارشد اين كشور از جمله رايس و مقامات پنتاگون تاكيد كرده‌اند كه حضور نماينده آمريكا و برخي گرايشات به تهران به منزله اتمام حجت با ايران و نيز اعلام آمادگي براي توسعه روند ديپلماتيك براي توقف فعاليتهاي هسته‌اي ايران است.اين اقدام كه برگ ديگري از هويج‌ها قلمداد مي شود زماني  قوت مي‌گيرد كه آمريكايي‌ها با جنگ رواني پيرامون تحرك نظامي رژيم صهيونيستي و نيز اعمال برخي تحريم‌ها از چماق‌هاي جديدي عليه ايران استفاده كرده‌اند.

در اين زمينه مک کورمک درباره حضور معاون وزیر امور خارجه آمریکا در نشست گفت : ویلیام برنز یک پیام ساده و روشن را با خود به همراه داشت و آن اینکه اگر ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کند؛ آنگاه آمریکا فقط در فکر مذاکره با ایران خواهد بود.

 

مواضع آمريكا نشان مي دهد كه آنها بر آنند تا حضور ايران درمذاكرات را نتيجه فعاليتهاي خود و نه ساير كشورها عنوان دارند از سوي ديگر با حضور در روند مذاكرات ، از گرايش بيشتر اروپا به مصالحه جلوگيري نمايند.آنها تاكيد كرده‌اند كه اين اقدام يك تاكتيك است و نه استراتژي بلند مدت.

حضور مستقيم در ايران

نكته  ديگر قبال تامل آنكه ،دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا تاكيد دارند كه  30 سال سياست‌هاي خصمانه برا ي ضربه زدن به ايران شكست خورده است.«سيا » اعلام كرده است كه تهديد ايران به تقويت اتحاد ايران ما منجر مي‌شود لذا سياست جديد آمريكا بايد برقراري روابط با ملت ايران و ايجاد چند صدايي در تهران پيرامون مقابله يا مذاكره با آمريكا باشد.آمريكا در حالي بودجه 100ميليون دلاري را براي مقابله با ايران اختصاص داده كه محور اين امر را تبليغات رسانه‌اي و تحرك افكار عمومي ايران تشكيل مي‌دهد.ناظران سياسي و محافل آمريكايي  به اين گمانه زني پرداخته‌اند كه واشنگتن با گرايش به پرونده‌هسته‌اي و ارائه طرح بازگشايي دفتر نمايندگان در ايران براي تسريع در اين روند گام برمي دارد.نيكلاس برنز معاون رايس پيش از اين اعلام كرده بود ، واشنگتن با حضور مستقيم در ايران مي تواند اهداف خود را برضد تهران راحت تر اجرا كند .

 

نياز به ايران

سناريوي ديگر در زمينه رويكرد آمريكا به ايران در چارچوب اين نكته است كه از چالش هاي كاخ سفيد گرفتاري آن در تحولات خاورميانه است.آمريكا اكنون به موفقيت‌هاي نسبي در فلسطين ، لبنان ، سوريه ، عراق ، افغانستان نياز دارد.اين درحالي است كه بسياري از ناظران سياسي، ايران را محور حل اين بحران‌ها مي‌دانند.اين سناريو زماني قوت مي‌گيرد كه رايس وزير امور خارجه آمريكا از سياست « مهار سازش كارانه» با دشمنان واشنگتن در خاورميانه شامل ايران و سوريه و گروههاي متفاوت سخن گفته است.دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا تاكيد دارند كه مهار ايران در قالب مذاكره به دور از هياهو‌ها ي سياسي مي‌تواند اين روند را تسريع كند و حتي كشورهاي منطقه به مذاكره با آمريكا ترقيب نمايد.واشنگتن اميد دارد تا با اين رويكرد از يك سو از ظرفيت‌هاي ايران براي حل چالش‌هاي خاورميانه برخوردار شود و از سوي ديگر اعراب را به همكاري بيشتر به بهانه مقابله با تهران متقاعد نمايد.اين سناريو با همزماني حضور برنز در مذاكرات ژنو با سفر رايس به منطقه قوت مي‌گيرد. بر اين اساس مي توان گفت كه چماق و هويج هاي آمريكا در قبال ايران كه با طرح بازگشايي دفتر نمايندگي در ايران و نيز حضور برنز در نشست ژنو تشديد شده برگرفته از چالش هاي داخلي و جهاني آمريكا است كه سبب شده تا اين كشور براي فرار از بحران به چرخش ديپلماتيك در برابر ايران روي آورد در حالي كه براي كاهش هزينه هاي خود به اجراي سياست هاي دوگانه ادامه مي دهد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                   خوش رقصي اوباما در تل آويو

باراك اوباما نامزد دموكرات ها در انتخابات رياست جمهوري آمريكا سفري دوره اي به افغانستان ، عراق و سرزمين هاي شغالي فلسطين را آغاز كرده است . اين سفر كه جنبه تبليغاتي دارد بيش از هرچيز بيانگر سياست خارجي دموكرات ها و سياست هاي آينده آنها است . مسئله اساسي در اين سفر ديدار وي از سرزمين هاي اشغالي فلسطين و نوعي خوش خدمتي او براي صهيونيست ها است . اين سفر كه براي كسب كمك هاي مالي و آراي مردم است اهدافي چند را پيگيري مي كند .

الف ) با توجه به نفوذ لابي صهيونيست در سياست گذاري هاي آمريكا ، كانديداهاي انتخابات آمريكا همواره ارادت خاصي به جلب نظر صهيونيست ها دارند و براي تحقق آن رقابت مي كنند .

ب) جلب رضايت مسلمانان و اعراب بخش ديگري  از آرا انتخابات آمريكا را تشكيل مي دهد . با توجه به اهميت تحولات فلسطين براي مسلمانان ، اوباما با سفر به سرزمين هاي اشغالي براي اجراي اين مهم فعاليت مي كند . وي تلاش دارد تا از حمايت صهيونيست ها و مسلمانان (بويژه اعراب )بر خوردار گردد .  

ج ) تبليغات پيرامون جلب رضايت صهيونيست ها براي گرايش به روند صلح خاورميانه و نيز عدم تحرك نظامي عليه ايران هدف ديگر سفر اوباما به سرزمين هاي اشغالي است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        بازيگري رايس در امارات

 

كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا امروز در سفري دوره‌اي از امارات ديدار و سپس براي شركت در نشست وزراي خارجي

آسه آن راهي شرق آسيا مي‌شود. هر چند كه محور اصلي سفر وي را حضور درنشست آسه آن تشكيل مي‌دهد اما توقف وي در امارات و ديدارش با مقامات اين كشور به نكته قابل تاملي مبدل گرديده است. اين ديدار در حالي صورت مي‌گيرد كه:

1ـ از اهداف اصلي آمريكا حل پرونده عراق به ويژه حضور كشورهاي عربي در اين عرصه است. مقامات ارشد آمريكايي در رايزني‌هاي خود بر اجراي اين مهم تاكيد كرده‌اند. در شرايطي كه برخي از كشورهاي عربي از جمله بحرين، كويت، امارات، اردن بر بازگشايي احتمالي سفارتخانه در بغداد خبر داده ‌اند، رايس تلاش دارد تا با حضور در امارات اين امور را تسريع نموده و اعراب را به حضور در عراق تشويق نمايد.

2ـ محور ديگر سياست‌هاي آمريكا كه تاثير بسزايي در انتخابات آن دارد، گرايش اعراب به مصالحه با رژيم صهيونيستي است. آمريكايي‌ها برآنند تا در ماه‌هاي باقي مانده از حضورشان در كاخ سفيد تحركاتي براي اين مهم انجام داده باشند. با توجه به تاكيد آنها بر نقش امارات در اين عرصه مي‌توان گفت كه آمريكا به دنبال گرايش اعراب به توسعه مناسبات اقتصادي با رژيم صهيونيستي است. جايگاه امارات در عرصه اقتصاد منطقه‌اي و جهاني اين سناريو را بيش از پيش تقويت مي‌كند.

3ـ طرح ديگر آمريكا استمرار جوسازي‌ها عليه ايران و ايجاد فضاي رقابت تسليحاتي در منطقه است. با توجه به توافقات نظامي اخير امارات با آمريكا و نيز تاكيد مقامات كاخ سفيد مبني بر استفاده از امكانات امارات براي ايجاد جنگ رواني عليه ايران، حضور رايس در اين كشور را مي‌توان محور ديگري در اين عرصه دانست.

4ـ سناريوي آمريكا تقسيم بازيگران خاورميانه براي رسيدن به اهداف خاص است. در حالي كه اردن و مصر براي فلسطين فعاليت مي‌كنند، كشورهاي حوزه خليج‌فارس نيز در جوي از رقابت سياسي در زمينه عراق و ساير تحولات منطقه فعاليت مي‌كنند آنها در اين چارچوب براي حفظ و ارتقاي موقعيت خود ، مجري اهداف آمريكا مي‌گردند. ديدار رايس از امارات را  تحركي براي تكرار اين سناريو مي‌توان دانست.

در مجموع سفر رايس به امارات برگرفته از چالش‌هاي آمريكا در خاورميانه است كه سبب شده تا سران كاخ سفيد براي ايجاد يك فضاي صلح هر چند ظاهري به تحرك در منطقه ادامه دهند تا شايد از آن به عنوان نقطه امنيتي در كارنامه 8 ساله خود ياد نمايند. 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                          خواسته‌هاي براون در عراق

 

گوردون براون نخست‌وزير انگليس ديروز وارد عراق گرديد تا به ادعاي خود به بررسي تحولات عراق بپردازد. اين سفر در حالي برگزار شد كه مسائلي اساسي در حاشيه آن قابل تامل است.

1ـ انگليس هر چند كه بخشي از نيروهاي خود را از عراق خارج كرده است اماهمچنان بر همكاري با آمريكا براي ادامه اشغالگي ادامه مي‌دهد. لندن تلاش دارد تا توافقنامه امنيتي مشابهي مانند توافقنامه بغداد واشنگتن امضا نمايد و رايزني مقامات اين بيشتر در اين چارچوب است اين امر بويژه در بخش نفت انجام مي‌شود.

2ـ رسوايي‌هاي اخير نظاميان انگليس در عراق و زوال دروني ارتش اين كشور در كنار بحران‌هاي اقتصادي و سياسي حاكم بر انگليس مشكلات بسياري براي براون به همراه داشته است. براون براي كاهش انتقادهاي داخلي، نيز جلب رضايت عراقي‌ها، بالا بردن روحيه سربازان به عراق سفر نموده است.

3ـ تقارن سفر براون به عراق با سفر رايس به امارات را مي‌توان تحركي مشترك ميان آمريكا و لندن براي جلب رضايت اعراب جهت حضور در عراق بويژه در زمان انتخابات دانست.

4ـ براساس گزارش منابع خبري آمريكا و انگليس براي تحركات تروريستي در منطقه گرايشات بسيار به گروهك تروريستي منافع دارند. در شرايطي كه عراق بر اخراج منافقين تاكيد دارد از سوي ديگر لندن اين گروهك را از ليست گروه‌هاي تروريستي خارج ساخته، سناريوي تلاش براون براي عدم اخراج منافقين از عراق تقويت گرديده به ويژه اينكه آمريكا نيز تحركات مشابهي داشته است.

5ـ نكته مهم آنكه براون پس از عراق راهي سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين مي‌شود. بيش از اين امضا از طرح آمريكا و انگليس براي توسعه حضور صهيونيست‌ها در عراق حكايت داشت. تقارن در سفر براون را مي‌توان تحركي براي اجراي اين مهم دانست.

در مجموع هر چند كه براون ادامه دارد كه براي تحقق صلح در عراق و كمك به دولتمردان بغداد به اين كشور سفر كرده اما اين سفر به دليل چالشهاي داخلي لندن و سياست‌هاي توسعه‌طلبانه آن در عراق و كل خاورميانه است كه در نهايت به سياست خوش خدمتي براي صهيونيست‌ها ختم مي‌شود. اين در حالي است كه ناظران سياسي خروج كامل انگليس از عراق را تنها راهكار آن براي فرار از ناكامي‌ها مي‌دانند.

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                 پشت پرده ديدار سعد حريري از عراق

سعد حريري رهبر گروه المستقبل لبنان روز پنجشنبه به طور غير منتظره وارد عراق گرديد و با مقامات اين كشور ديدار كرد . وي كه اولين مقام ارشد لبناني است كه به عراق سفر نموده هرچند كه اين اقدام را تحركي ديپلماتيك ناميد اما در حاشيه‌آن اموري چند قابل توجه است .

الف ) در ماههاي اخير پرونده توافقنامه امنيتي بغداد – واشنگتن به

مسئله اي اساسي در عراق مبدل شده است . هرچند آمريكا از ابزارهاي گوناگوني براي جلب رضايت عراق استفاده كرده اما اين طرح همچنان ناكام مانده است . با توجه به نزديكي حريري با آمريكا ،سفر وي به عراق مي تواند براي ايفاي نقش ميانجي در اين پرونده و به نوعي خوش خدمتي 14 مارس براي واشنگتن باشد . نكته مهم آنكه پرونده روابط عراق و تل آويو در حاشيه پرونده امنيتي بازگشايي شده لذا مذاكرات حريري در اين زمينه نيز دور از ذهن نمي باشد .

ب) عراق خود را براي انتخابات و تغييرات در ساختار سياسي آماده

 مي سازد .در اين ميان كشورهاي عربي با كمك هاي مالي و سياسي براي افزايش نفوذ اهل سنت فعاليت مي كنند . حضور سعد حريري را مي توان در اين چارچوي ارزيابي كرد چنانكه برخي كشورهاي عربي نيز تحت فشار آمريكا بر بازگشايي سفارت خانه در عراق تاكيد

كرده اند .

ج ) با توجه به شكست 14 مارس در عرصه داخلي لبنان ، سعد حريري چندان جايگاهي در لبنان ندارد . وي كه براي پست نخست وزيري (ارديبهشت ماه ) آماده مي گردد بابازيگري در عرصه خارجي براي جلب آرا مردمي فعاليت مي كند .

در مجموع  سفر حريري به عراق جنبه تبليغاتي داشته كه بخشي از اهداف آن كمك به خواسته هاي واشنگتن و كشورهاي عربي و بخشي براي تبليغات سياسي بوده است كه در آينده در قبال برخي ديگر از كشورهاي منطقه احتمال تكرار آن وجود دارد . 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                             در حاشيه مذاكرات ژنو

 

سعيد جليلي و خاوير سولانا نمايندگان جمهوري اسلامي ايران و 1+5 امروز در ژنو دور جديد مذاكرات خود را آغاز مي‌كنند. اين مذاكرات كه استمرار مذاكرات طرفين پس از سفر سولانا به تهران است را مي توان گامي مثبت براي حل اختلافات ارزيابي كرد. اين اقدام در حالي انجام مي‌گيرد كه:

1ـ محور مذاكرات براساس مشتركات دو بسته پيشنهادي ايران و 1+5 مي‌باشد كه براساس آن طرفين مسائل همسو را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند. اين امر به منزله مذاكره بدون پيش‌شرط است كه به نوعي عقب‌نشيني غرب از زياده‌خواهي‌هاي گذشته است.

2ـ غرب تلاش داشت تا با اعمال  سياست چماق و هويج ايران را به پذيرش خواسته‌هاي خود وادار سازد. اعمال برخي تحريم‌هاي جديد از سوي اروپا ، جنگ رواني آمريكا مبني بر مقابله با تهران،انجام  برخي مانورهاي نظامي از سوي رژيم صهيونيستي و...بر اين اساس صورت گرفت. به رغم تمام اين جوسازي‌ها تاكيد ايران بر احقاق حقوق هسته‌اي و انجام رزمايش نظامي كه نشانگر آمادگي ايران براي پاسخگويي به هرگونه تهديدي بود، عقب‌نشيني غرب و تاكيد آنها بر روند گفت‌وگو را به همراه داشت.

3ـ نكته قابل توجه در مذاكرات جليلي و سولانا، حضور نماينده آمريكا در اين مذاكرات است. براساس گزارش‌هاي منتشره ويليام برنز كه فرد سوم وزارت خارجه آمريكا است براي نخستين بار در اين مذاكرات شركت مي‌كند. ورود آمريكا به عرصه مذاكرات را هم مي‌توان نوعي عقب‌نشيني آمريكا در برابر ايران در عرصه مختلف دانست. آمريكا كه زماني بر اصل پيش‌شرط تعليق تاكيد داشت اكنون با كنار گذاشتن اين پيش‌شرط، پاي ميز مذاكره قرار گرفته است. هر چند كه اين اقدام آنها در كنار طرح بازگشايي دفتر نمايندگي در ايران تا حدودي جنبه تبليغاتي براي انتخابات به خود گرفته  و جمهوريخواهان از آن به عنوان سياستي براي رقابت با دموكرات ها ياد مي كنند ،اما همه اينها  سندي بر ناكامي واشنگتن در اعمال سياست‌هاي خصمانه در قبال ايران است.

اكنون مردم و بسياري از سياستمداران آمريكايي بر اصل گفت‌وگو با ايران تاكيد دارند لذا واشنگتن براي كاهش انتقادهاي مردمي نيازمند تعامل با ايران است.

در نهايت مذاكرات سولانا و جليلي كه براساس اصل (فريز+فريز) يا همان عدم استمرار توسعه روند غني‌سازي در ايران و لغو پيش‌شرط‌هاي غرب با تاكيد بر مشتركات دو بسته پيشنهادي است را مي‌توان گامي در جهت حل مسائل باقي مانده دانست در حالي كه غرب بايد دست كشيرن از زياده‌خواهي‌هاي گذشته و پذيرش حقوق هسته‌اي ايران را محور مذاكرات قرار دهد. چنانكه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و نهادهاي بين‌المللي تاكيد كرده‌اند فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي حق ايران است و غرب در روند مذاكرات چاره‌اي جز پذيرش آن ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                  ورود مقاومت فلسطين به بيت المقدس

 

در شرايطي كه رژيم صهيونيستي همچنان سياست كشتار فلسطينيان را اجرا مي‌كند در مقابل شاهد انجام عملياتهاي شهادت طلبانه در بيت المقدس مي‌باشيم. رويكرد فلسطيني ها به اين گونه فعاليتها را مي‌توان در عمليات استشهادي در مركز نظامي صهيونيستها، استفاده از بولدوزر براي مقابله با اشغالگران قدس و در نهايت اقدام يك فلسطيني در به هلاكت رسندن چند صهيونيست در قدس مشاهده كرد.اين فعاليتها كه الهام گرفته از درس هاي حزب الله است در حالي صورت مي‌گيرد كه:

رژيم صهيونيستي توسعه طلبي‌هاي خود را در بيت المقدس تشديد كرده و در سايه سكوت جهاني به شهرك سازي واخراج فلسطينيان مي‌پردازد، روند سازش براي فلسطيني‌ها دستاوردي جز استمرار جنايتهاي اشغالگران قدس نتيجه‌اي نداشته است، وعده‌هاي جهاني براي كمك به ملت فلسطين اجرايي نگرديده و مجامع جهاني همچنان تحت لواي قدرت‌هاي بزرگ به حمايت از رژيم صهيونيستي مي‌پردازند.

در چنين شرايطي فلسطيني ها كه از دست رفتن سرزمين مادري و آرمانهاي خود را مشاهده مي‌كنند با رويكرد به انجام عمليات ضد صهيونيستي در بيت المقدس، آغاز انتفاضه‌اي ديگر را نويد مي‌دهند كه مي‌تواند تكراري بر انتفاضه سال 2000 باشد. اين عمليات چند پيام اساسي را اعلام مي‌دارد اولا ملت فلسطين پذيرنده سازش نمي‌باشد و براي رسيدن به هدف به عمق استراتژيك اراضي اشغالي مي‌رود. ثانيا ملت فلسطين حاضر به گذشتن از قدس نمي‌باشد و براي جلوگيري از استمرار توسعه طلبي صهيونيستها در اين مناطق تلاش مي‌كند هرچند كه جامعه جهاني با سكوت خود به حمايت از صهيونيستها مي‌پردازد. ثالثا هرچند صهيونيستها بر اين ادعايند كه به احياي دستگاههاي اطلاعاتي ونظامي پرداخته‌اند اما عمليات فلسطيني‌ها در عمق اراضي اشغالي نشانگر تزلزل اين بخش‌ها است كه برگرفته از شكست آنها در جنگ 33 روزه و ناتواني آنان در برابر مقاومت فلسطين است.

در مجموع فعاليتهاي ضد صهيونيستي، فلسطيني‌ها در بيت المقدس نشانگر استمرار روح مقاومت در ملت فلسطين و تاكيد آنها بر استمرار انتفاضه تا تحقق آرمانهايشان است كه ناتواني نظامي و اطلاعاتي صهيونيستها را به نمايش مي‌گذارد.اين اقدامات شكستي سنگين براي صهيونيستها است كه مي‌تواند استمرار بخش رسوايي‌هاي آنها پس از جنگ 33 روزه باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        سوريه به دنبال امنيت خاورميانه

 

رژيم صهيونيستي كه دوران بحراني را سپري مي كند، چنان گرفتار عرصه داخلي و منطقه اي شده كه براي فرار از رسوايي هايش، چاره اي جز گرايش به روند سازش ندارد. هر چند كه آنها براين ادعايند كه به دليل ماهيت صلح طلبي و به خواست آمريكا به مذاكره و پذيرش خواسته هاي فلسطينيان و كشورهاي عربي بويژه سوريه و لبنان روي آورده اند اما بررسي تحولات داخلي و موقعيت منطقه اي اين رژيم از تزلزل كامل آن حكايت دارد. مقامات صهيونيستي چنان متزلزل گرديده اند كه بقاي خود را در گرو كنار آمدن با خواست به اصطلاح دشمنانشان مي دانند. رويكرد تل آويو به پذيرش حماس و اعلام توافقنامه آتش بس با فلسطينيان ، تاكيد برآغاز گفت وگو با سوريه و لبنان در زمينه جولان و مزارع شبعاي اشغالي خود سندي بر اين ناكامي ها است. نكته مهم در تحولات كنوني رژيم صهيونيستي ، تاكيد تل آويو بر استمرار روند مذاكرات با سوريه پيرامون جولان است. اين مذاكرات كه پيش زمينه آن در سال 2000به دليل كارشكني صهيونيست ها ناكام مانده بود با ميانجي گري و واسطه گري تركيه آغاز گرديد. تاكنون سه دور از اين مذاكرات برگزار شده در حالي كه همچنان طرفين از عدم پيشرفت در اين روند خبر مي دهند، در مقابل نيز بسياري از كشورهاي غربي بويژه فرانسه ( رئيس دوره اي اتحاديه اروپا) با اعزام نمايندگاني به سوريه خواستار تسريع در اين روند مي باشند. در اين ميان صهيونيست ها و متحدان غربي آنها بر اين ادعايند كه اين تحركات گامي براي به انزوا كشاندن سوريه در جمع كشورهاي اسلامي بويژه دوري آن از حزب الله لبنان ، گروه هاي فلسطيني و ايران است. به رغم اين جوسازي ها مقامات سوريه از جمله بشار اسد بارها تاكيد كرده اند كه دمشق تحت هيچ شرايطي در نگرش منطقه اي و جهاني خود تغييري ايجاد نمي كند و صرفا مذاكرات براي آزادسازي جولان است و نه بيشتر. بررسي روند مذاكرات طرفين و مواضع سران سوريه دركنار جو بين المللي كه عليه اين كشور ايجاد شده ، نشان مي دهد كه تحرك دمشق ، اقدامي استراتژيك براي خروج از برخي بن بست ها و نجات دادن منطقه از جنگ احتمالي جديد است . دمشق از يك سو با سياست خصمانه و بعضا تهديدات نظامي آمريكا و رژيم صهيونيستي مواجه است و از سوي ديگر پرونده هايي پيرامون ترور حريري و تاسيسات هسته اي به ابزار فشاري عليه آن مبدل گرديده است. در چنين شرايطي دمشق براي آرام سازي فضاي حاكم بر منطقه و نيز برملا ساختن چهره واقعي رژيم صهيونيستي ، آغاز مذاكرات غيرمستقيم را پذيرفته است در حالي كه بارها تاكيد كرده است به آينده مذاكرات به دليل كارشكني رژيم صهيونيستي خوش بين نمي باشد. وليدمعلم در ديدار با مقامات فرانسوي اعلام كرده بود كه هدف نهايي سوريه بر ملا ساختن دروغين بودن ادعاي صلح رژيم صهيونيستي است در حالي كه دمشق در ازاي بازپس گيري جولان نيز حاضر به كنارنهادن آرمانهاي خود نمي باشد. به هر تقدير مي توان گفت كه گرايش سوريه به مذاكره با رژيم صهيونيستي به منزله دوري آن از گذشته اش در منطقه بويژه روابط با گروه هاي فلسطيني ، حزب الله لبنان و ايران نمي باشد چرا كه شالوده اين كشور در گرو استمرار برنامه هاي گذشته است . براين اساس فعاليت كنوني سوريه به نوعي برقراري فضاي آرامش در منطقه براي كاهش خطر تحركات نظامي صهيونيست ها و آمريكا است كه برگرفته از تجربه سياستمدارانه اين كشور مي باشد. اكنون صهيونيست هاچنان گرفتار شده اند كه چاره اي جز فرصت سوزي و طرح مذاكره با سوريه و لبنان ندارند چنانكه همزمان از بازپس دهي جولان و شبعا سخن گفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                               پيروزي ديگر مقاومت

 

 پس از دو سال از جنگ 33روزه و در شرايطي كه صهيونيستها ادعا مي‌كردند در برابر مقاومت تسليم نمي‌شوند تل آويو براي آزادي دو سرباز دربند حزب الله وادار به پذيرش آزادي اسرا و اجساد شهداي مقاومت با پيش شرط‌هاي حزب الله گرديد.

اين اقدام كه شكستي سنگين براي تل آويو و پيروزي بزرگ براي حزب الله پس از جنگ33 روزه و تشكيل دولت اتحاد ملي است  در حالي محقق شد كه در حاشيه آن چند نكته قابل تامل است.

1-به رغم ادعاهاي صهيونيستها مبني بر بالا بودن توان نظامي، اين رژيم طي 2 سال گذشته نتوانسته هيچ تحركي براي آزادي اسراي دربند حزب الله انجام دهد چنانكه باراك اعتراف كرد كه تل آويو توانايي مقابله با حزب الله را ندارد و بايد خواسته‌هاي آنها را پذيرفت.

2-دستگاههاي اطلاعاتي صهيونيست  ها به ويژه موساد همواره خود را اولين دستگاه اطلاعاتي جهان مي‌دانستند.در دو سال گذشته جاسوسان موساد به رغم تمام فعاليتهايشان نتوانستند از محل اسراي صهيونيست دربند حزب الله و حتي شاليت اسير دربند حماس اطلاعاتي كسب نمايند كه خود بيانگر تزلزل و ناكامي موساد است كه شكستي سنگين براي صهيونيست ها است .

3-آزادي اسراي لبنان را مي توان تحقق وعده ديگر حزب الله و شخص سيد حسن نصرالله دانست كه مسلما تاثير بسياري بر جايگاه مقاومت در عرصه لبنان به ويژه در انتخابات آينده و نيز كاهش تحركات جهاني عليه آن خواهد داشت. اين اقدام حزب الله نشان داد كه وعده‌هاي راستين مقاومت همواره اجرا مي گردد و  ملت لبنان در سايه حزب الله مي توانند به اهدف خود دست يابند.اين امر خنثي كننده تحركات غرب و صهيونيستهاو برخي جريانهاي داخلي لبنان است كه با نام سازمان ملل و قطعنامه 1701 براي خلع سلاح حزب الله فعاليت مي‌كنند.

در نهايت مي توان مي گفت كه آزادي اسرا پيروزي بزرگي براي حزب الله است كه حقانيت مقاومت و  تزلزل و ناتواني رژيم صهيونيستي را به نمايش مي‌گذارد . اين امر  مي‌تواند درسي بزرگ براي ملت فلسطين براي استمرار مقاومت و تاكيدي بر لزوم دوري اعراب از سازش با تل آويو و رويكرد به مقاومت براي مقابله بارژيم صهيونيستي باشد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                          خواسته هاي باراك در آمريكا

در ادامه تلاش‌هاي رژيم صهيونيستي براي بقاء ايهود باراك وزير جنگ اين رژيم در آمريكا به ديدار مقامات لابي صهيونيست  و دولتمردان كاخ سفيد رفت.اين ديدار كه تكراري بر همگرايي طرفين براي فتنه انگيزي جديد در خاورميانه است با اهدافي خاص اجرا شده است.

1-رژيم صهيونيستي كه در برابر مقاومت ناتوان گرديده و در عرصه داخي نيز با چالشهاي بسياري مواجه است. اولويت كاري خود را بر اصل تقويت نظامي استوار ساخته است.در اين زمينه باراك بار ديگر در آمريكا خواستار دريافت آخرين تجهيزات نظامي وسيستم دفاع موشكي و نيز تسريع درروند عضويت اين رژيم در ناتو گرديده است تا شايد اين رژيم از بحران امنيتي و تزلزل ايجاد شده در ارتش رهايي يابد.

2-آمريكا ورژيم صهيونيستي در اقدامي هماهنگي با ايجاد جنگ رواني تاكيدبر احتمال جنگ در خاورميانه براي امتياز گيري از اعراب و عرصه بينالملل فعاليت مي‌كند. باتوجه به چالشهاي آمريكا اين نقش به رژيم صهيونيستي واگذار شده است. اعلام تهديدات نظامي عليه ايران، سوريه، لبنان بخشي از اين تحركات است. آمريكا و تل آويو برآنند تا با اين جوسازي ها به امتيازات منطقه‌اي دست يابند، چنانكه همزمان با سفر باراك به آمريكا، اولمرت در نشست اتحاديه مديترانه‌اي در پاريس به رايزني سياسي با اعراب پرداخت. اين اقدام تحركي با مولفه چماق و هويج براي باج گيري است كه با همكاري آمريكا و رژيم صهيونيستي انجام مي‌شود.

3) كسب مجوز براي استمرار شهرك سازي و توصعه اراضي اشغالي از ديگر اهداف سفر باراك به امريكا است .

در مجموع اين سفر گامي ديگر براي تقويت توان نظامي صهيونيست ها و اتحاد بيشتر آمريكا با تل آويو براي اعمال فشار بر خاورميانه  است بويژه اينكه در تكاپوي انتخابات امريكا ، احزاب آمريكايي گرايشات بيشتري به صهيونيست ها دارند كه امتيازات بسياري براي تل آويو به همراه خواهد داشت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        سوريه و لبنان نيازمند تعامل

 

پس از ترور رفيق حريري نخست وزير سابق لبنان (14 فوريه 2005) روابط سوريه ولبنان به دليل مداخلات و كارشكني غرب روبه تيرگي نهاد به گونه‌اي كه پس از آن دمشق نيروهاي خود را از لبنان خارج و روابط طرفين به سطوح پاييني كاهش يافت. خروج نيروهاي سوريه مصادف بة آغاز بحران سياسي و سپس حمله نظامي رژيم صهيونيستي به لبنان و(جنگ 33 روزه 2006 )منجر گرديد كه لطمات بسياري براي لبنان به همراه داشت. درشرايطي كه به دليل سياستهاي مغرضانه جريان حاكم لبنان (14 مارس) و مداخلات غرب و سازمان ملل (پرونده حريري) روابط دو كشور با دگرگوني‌هاي بسياري مواجه گرديد با آمدن ميشل سليمان رئيس جمهور جديد لبنان وتشكيل دولت اتحاد ملي ،گام‌هاي جديدي در مناسبات دو كشور برداشته شد چنانكه اسد و سليمان رئيسان جمهور دو كشور بر بازگشايي سفارت خانه و ارتقاي مناسبات تاكيد كردند. اين اقدام در حالي صورت مي‌گيرد كه طرفين بر اساس تحولات داخلي و خارجي نيازمند اين تعامل مي‌باشد.

1-دو كشور به دليل موقعيت جغرافيايي و نيز گرايشات ضد صهيونيستي از موقعيت موثر در جمع كشورهاي اسلامي برخوردار مي‌باشند. با توجه به تاكيد جهان اسلام به وحدت، اختلافات آنها به كاهش جايگاه آنها منجر شده است كه در صورت تحكيم روابط ضمن ارتقاي جايگاه منطقه‌اي در عرصه بين‌الملل و كل جهان اسلام نيز موفقيتي مناسب‌تر كسب مي‌كنند.

2-رژيم صهيونيستي دشمن واحد دو كشور قلمداد مي‌شود. از يك سو تهديدات نظامي اين رژيم همچنان ادامه دارد و از سوي ديگر مسئله مزارع شبعا و بلندي‌هاي جولان امري مهم است كه اتحاد لبنان وسوريه مي‌تواند آزادسازي آنها از دست رژيم صهيونيستي رامحقق سازد. همچنين اين اتحاد تاثير بسياري بر تحقق آرمانهاي گروههاي فلسطيني خواهد داشت.

3-آنچه مسلم است، غرب براي تحقق اهدافش به بحران آفريني در منطقه از جمله در لبنان و سوريه نيازمند است.اكنون كه مداخلات غرب در خاورميانه تشديد شده، ائتلاف دمشق و بيروت، سدي در برابر اين تحركات است كه مسلما تاثير بسياري بر امنيت منطقه خواهد داشت بخشي از بهانه غرب براي تحركات نظامي و سياسي بحران در مناسبات دو كشور است كه حتي به شوراي امنيت نيز گسترش يافته است.

درنهايت در شرايط كنوني اتحاد دو كشور امري الزام آور مي‌نمايد كه براي تامين امنيت داخلي اين كشورها و كل خاورميانه ضروري مي‌نمايد. به ويژه اينكه تحركات صهيونيستها و غرب براي دخالت در امور اين كشورها و كل خاورميانه تشديد شده است كه مسلما ائتلاف اين دو كشور نقش مهمي در خنثي سازي اين توطئه خواهد داشت. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                       اولمرت در نشست مديترانه‌اي

سرانجام پس از يك سال رايزني وباج دهي هاي ساركوزي رئيس جمهور فرانسه، نشست مديترانه‌اي در پاريس برگزارگرديد تا به ادعاي فرانسه، تحولي نوين در اتحاديه‌هاي منطقه‌اي ايجاد گردد. نكته قابل توجه در تحولات اين نشست حضور اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي و سياست هاي ساركوزي براي گرايش اعراب به اين رژيم است. در شرايطي كه سران كشورهاي عربي و اسلامي حوزه مديترانه (آسيا و آفريقا) در اين نشست حضور داشتند ساركوزي با نام تقويت اتحاديه و حل بحران‌هاي منطقه اي خواستار بهبود مناسبات اين كشورها با تل آويو گرديد.در اين ميان چند نكته قابل تامل است.

اولا اولمرت كه روزهاي پاياني كار خود را مي‌گذراند اين نشست را اقدامي حياتي براي خود مي‌داند چرا كه چنين ادعا مي‌كند اين نشست به منزله استمرار روند سازش با اعراب است كه امتياز بزرگي براي دولت وي مي‌باشد. وي چنان در اين مسير حركت كرد كه در ديدار با ابوزمان رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين بر اجراي هرچه زودتر روند سازش تاكيد كرد.

ثانيا فرانسه كه براي بازيگري در خاورميانه فعاليت مي‌كند چنان برنامه ريزي كرده كه از يك سو ميان طرف‌هاي فلسطيني و صهيونيستي مذاكراتي برگزار گردد تا شايد روند مذاكرات اولمرت وابوزمان تقويت گردد و به ائتلافي در برابر گروههاي فلسطيني منجر گردد. چنانكه ساركوزي از گردآوري كمكهاي مالي براي فلسطينيان خبر داد.از سوي ديگر وي تلاش كرد كه كشورهاي اسلامي حاضر در نشست به ويژه لبنان وسوريه را به مذاكره باتل آويو متقاعد نمايد. نكته قابل توجه برخورد سرد اسد و سليمان روساي جمهور سوريه و لبنان بااين طرح و تاكيد آنها بر زمان بر بودن روند مذاكره با رژيم صهيونيستي با پيش شرط آزادي جولان و شعبا است.

به هر تقدير نشست اتحاديه مديترانه‌اي هرچند كه با نام اروپا و همسايگان مديترانه برگزار شد اما در نهايت گامي از سوي فرانسه براي خروج رژيم صهيونيستي از انزوا به ويژه گرايش اعراب به استمرار روند سازش در لواي طرح‌هاي اقتصادي است كه براي حيات سياسي رژيم صهيونيستي و دولت فروپاشيده اولمرت اهميت زيادي دارد. البته مخالفت كشورهاي اسلامي با همكاري اين اتحاديه با رژيم صهيونيستي و ترديدهاي آنها به صداقت فرانسه، تا حدودي اين نشست را تحت الشعاع قرار داد چنانكه افرادي چون روساي جمهور ليبي و مراكش در اين نشست شركت نكرده و ديگر شركت كنندگان در نشست نيز از پذيرش رژيم صهيونيستي خودداري كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                               حذف گردان‌هاي الاقصي

در حالي كه ملت فلسطين بر ادامه مقاومت تاكيد دارند تشكيلات خودگردان فلسطين رسما از انحلال شاخه نظامي فتح مرسوم به گردان‌هاي الاقصي خبر داد. اين اقدام كه به نوعي جلوگيري از استمرار مقاومت مسلحانه است در شرايطي صورت گرفت كه:

1-ابومازن در ديدار با مقامات صهيونيست، بر اصل انحلال گروههاي مقاومت براي ايجاد امنيت براي شهرك نشينان صهيونيست تاكيد كرده بودند. بر اساس طرح‌هاي آمريكا و رژيم صهيونيست‌ها، صدها ميليون دلار براي تقويت نيروهاي امنيتي تشكيلات خودگردان هزينه شده تا در لواي آن گروههاي مقاومت حذف و تحت نظارت ابومازن قرار گيرند. هدف نهايي اين طرح پايان يافتن مقاومت مسلحانه واجراي طرح‌هاي سياسي سازشكارانه است. اين اقدام براي صهيونيستها كه در برابر پاسخ‌هاي موشكي مقاومت ناكام مانده‌اند مهم مي‌باشد.

2-اسناد نشان مي‌دهد كه گردان‌هاي الاقصي و ساير شاخه‌هاي نظامي فتح ديگر از تشكيلات خودگردان حمايت نكرده و به سمت حماس و ساير گروههاي مقاومت روي آورده‌اند. اين امر به منزله شكست جايگاه ابومازن است لذا وي با انحلال اين گروهها از ورود آن به عرصه همكاري با ساير گروههاي مقاومت جلوگيري كرده تا شايد مانع از اتحاد آنها شود. اين انحلال مي تواند توجيهي براي بازداشت عناصر مقاومت در كرانه باختري كه در روزهاي گذشته توسط تشكيلات خودگردان اجرا شده است.

در مجموع اين طرح نوعي خوش خدمتي ابوزمان براي صهيونيستها است كه طبق توافقات سازش اجرا مي‌گردد هرچند كه گروههاي فلسطيني از مدتها پيش از همكاري با تشكيلات خودگردان فاصله گرفته و به صورت مستقل به عمليات در برابر صهيونيستها پرداخته‌اند با اين وجود اين اقدام تشكيلات مجوزي براي صهيونيستها مبني بر بازداشت و به شهادت رساندن فلسطيني‌ها است در حالي كه ابومازن از مسئوليت پذيري اين جنايتها سرباز مي‌زند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                       درسهاي حزب الله براي فلسطينيان

پس از گذشت 2 سال از  جنگ 33 روزه ، نكته مهم درسهاي آن براي ملت و گروههاي مقاومت فلسطيني بود كه در صورت الهام گيري از آن مي توانند به آرمان هاي خود تا تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف دست يابند . چنانكه همين امر سبب شد تا در نهايت رژيم صيهونيستي  در برابر مقاومت ملت فلسطنين در غزه عقب نشيني كند و به  آتش بس با حماس تن دهد . برخي از اين درسها عبارتند از :

يكم )اتحاد كليد و رمز هر موفقيتي براي ملت ها است . ملت لبنان در جنگ 33 روزه نشان داد كه به رغم تمام جنايت هاي اعمال شده از سوي صهيونيست ها همچنان در سنگر مقاومت قرار دارد و حاضر به عقب نشيني نمي باشد .

دوم) پيروزي مقاومت لبنان به منزله شكست هيمنه و قدرت پوشالي رژيم صهيونيستي بود كه زماني خود را اولين ارتش در منطقه مي دانست . مقاومت نشان داد كه اولا با نيروي اتحاد و ايمان مي توان بر هر ارتشي پيروز شد ثانيا قيام مسلحانه به جاي سازش كاري تنها راه مقابله با اشغالگري است . تاثير گذاري  حزب الله بر مقاومت فلسطين را مي توان در پاسخ هاي موشكي و عمليات هاي شهادت طلبانه گروههاي مقاومت مشاهده كرد كه در دو سال گذشته بارها تكرار شده است . اين عمليات ها اكنون به عمق استراتژيك سرزمين هاي اشغالي يعني بيت المقدس رسيده است كه موفقيتي بزرگ براي فلسطيني ها است .

سوم )درس ديگر مقاومت لبنان ، دوري از دل بستن به وعده هاي غرب ، رژيم صهيونيستي ، سازمان ملل و حتي سران عرب است . تجربه جنگ 33 روزه نشان داد كه تمام وعده هاي اين گروهها دروغي بيش نيست و آنها براي احقاق حقوق ملت لبنان گام بر  نخواهند داشت . در اين ميان حتي اعراب نيز با سكوت و يا همراهي پنهاني با غرب به حمايت از لبنان نپرداختند تا‌ آشكار شودكه مقاومت صرفا با اتكا به نيروهاي از جان گذشته خويش بايد به دفاع از آرمان هاي خود ادامه دهد . در شرايط كنوني كه سازش كاران به اصطلاح براي تشكيل كشور مستقل فلسطين و اجراي خواسته هاي فلسطينيان گردهم آمده اند ، ملت فلسطين با الهام از تجربه جنگ 33 روزه و عملكرد اين سازش كاران ، به مخالفت با‌آنها مي پردازد و انتفاضه و حمايت از گروههاي مقاومت را تنها راه احقاق خود مي داند . اين در حالي است كه سازش كاران با تفرقه افكني براي شكست اين مهم تلاش مي كنند كه تا كنون ناكام مانده اند چنانكه نشست آناپوليس به عنوان بزرگترين تجربه سازش با صهيونيست ها با شكست همراه شد .  

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                              لبنان پس از دولت اتحاد ملي

پس از 6 هفته وقفه سرانجام سنيوره نخست وزير لبنان، كابينه وحدت ملي را به تاييد مشيل سليمان رئيس جمهور رساند. اين اقدام كه گامي در جهت حل بحران سياسي لبنان است در شرايطي انجام شد كه اين دولت كاركردهاي بسياري در پيش روي دارد كه مي‌تواند به بحران‌هاي جديدي منجر گردد. ايجاد شرايط لازم براي انتخابات آينده پارلمان (ارديبهشت ماه) پايان دادن به بحران‌هاي امنيتي و ايجاد آشتي ميان طوايف و گروههاي شبه نظامي، بازسازي كشور كه نزديك به دو سال است متوقف شده، حل بحران‌هاي اقتصادي و معيشتي مردم، مقابله با سياستها و طرح‌هاي غرب كه براي تفرقه افكني در دولت اتحاد ملي فعاليت خواهند كرد، جلوگيري از اجراي طرح‌هاي جريان حاكم براي تحقق اصل خلع سلاح حزب الله كه با اعمال فشارهاي غرب تحركاتي را آغاز كرده است، مقابله باتهديدات رژيم صهيونيستي و... از جمله وظايف دولت جديد لبنان است. هرچند كه تمام گروههاي لبنان بر اساس توافق دوحه براي حل اختلافات در دولت حضور يافته‌اند اما زياده خواهي برخي گروههاي وابسته به جريان حاكم نظير جنبلاط و جعجع ونيز وابستگي اين گروهها به غرب مي‌تواند به بحران‌هاي جديدي در لبنان منجر گردد چنانكه بسياري ناظران سياسي بحران در كابينه دولت به دليل اين كارشكني‌ها را پيش بيني كرده بودند.

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                         نياز عراق و تركيه به تعامل

 

رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه در سفري يك روزه به عراق، گامي مهم براي تحكيم مناسبات با بغداد برداشت. اين ديدار در حالي صورت گرفت كه

 اولا در ماههاي گذشته نقاط مرزي عراق و تركيه به دليل تحركات گروه پ.ك.ك با چالشهاي امنيتي بسياري مواجه شده است. دو كشور تلاش دارند تا براي خروج از اين بن بست به راهكارهاي مشترك دست يابند تا از تقابل نظامي جلوگيري نمايند.

با توجه به بحران سياسي حاكم بر تركيه، سران آنكارا براي معطوف شدن به عرصه داخلي و نيز مقابله احتمالي با كودتاي ارتش نيازمند گرايش به مصالحه با عراق مي‌باشند تا بهانه‌اي براي ارتش جهت آماده باش وجود نداشته باشد.

ثانيا تركيه براي استمرار روند توسعه، نيازمند تامين انرژي از عراق مي‌باشد. مسئله كركوك و چگونگي استفاده تركيه از منابع نفتي از مهمترين خواسته‌هاي آنكارا است.

ثالثا تركيه براي بازيگري در عرصه منطقه‌اي فعاليت مي‌كند. ترك‌ها نشان داده‌اند كه با سياست ميانجي‌گري  براي اين مهم فعاليت مي‌كنند. در حالي كه آنها روند مذاكرات ميان سوريه و رژيم صهيونيستي را پيگيري مي‌كنند برآنند تا به نحوي عراق را نيز با كشورهاي عربي نزديك سازند. به هر تقدير حضور بازيگران جديد منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در عراق انگيزه‌اي براي ورود تركيه به اين كشور مي‌باشد به ويژه اينكه شرايط مرزي تحكيم مناسبات ميان طرفين را الزام آور مي‌سازد.

در مجموع مي‌توان گفت كه سفر اردوغان به عراق تحركي براي توسعه مناسبات دو كشور است كه برگرفته از تحولات منطقه‌اي و جهاني مي‌باشد.نكته مهم آنكه تركيه نيز از توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن ابراز نارضايتي مي‌كند لذا بررسي اين مسئله از ديگر اهداف اردوغان مي‌باشد. در همين حال بغداد نيز براي معطوف شدن به عرصه داخلي ومقابله با اشغالگران به امنيت نياز دارد كه بخشي از آن شامل مناطق مرزي مي‌باشد. بر اين اساس اين ارتباط براي دو كشور داراي منافع بسياري است كه تامين كننده خواسته هاي امنيتي و اقتصادي آنها است.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        در حاشيه صلح خاورميانه

تحولات خاروميانه به دليل گرايش رژيم صهيونيستي و متحدان غربي اش به برخي سازش‌كاري ها و امتيازدهي به كشورهاي منطقه در مسير صلحي مصنوعي قرار گرفته است. هرچند كه صهيونيستها و غرب اين روند را گامي براي تحقق صلح عنوان مي‌كنند اما در باطن برگرفته از تزلزل و ناتواني‌‌‌‌هاي آنها است كه سبب شده تا اجبارا براي دست يابي به اهداف كلان تر به اين امور روي آورند.

اولا رژيم صهيونيستي از درون فروپاشيده وديگر توانايي مقابله با مقاومت را ندارد. آنها براي فرار از بحران دو تقابل بامقاومت اجبارا پذيرنده آتش بس با حماس،مذاكره با سوريه ولبنان پيرامون جولان و مزارع شبعا شده‌اند. در همين حال صهيونيستها نيازمند روند سازش اقتصادي با اعراب مي‌باشند  چنانكه در هفته‌هاي اخير اجلاس‌هاي مربوط به فلسطين اقتصادي بوده‌اند. اين شرايط موجب گرايش تل آويو به مصالحه كاري اجباري با آنچه دشمنان تل آويو شناخته مي‌شوند گرديده است.

ثانيا ايالات متحده دو چالش اساسي دارد. از يك سو براي انتخابات داخلي بايد آراي از دست رفته را بازگرداند. از سوي ديگر براي بيان پيروزي در خاورميانه اعراب را به مشاركت در عراق و روند صلح متقاعد نمايد. آمريكايي كه ديگر شعار صلح خاورميانه را سر نمي‌دهند برآنند تا از ظرفيتهاي صهيونيستها باري اين مهم استفاده كنند. براين اساس دربرابرامتيازاتي كه در زمينه نظامي،اقتصادي و شهرك سازي به اين رژيم مي‌دهند خواستار گرايش آن به مصالحه در منطقه شده‌اند تا به اهداف تبليغاتي وانتخاباتي خود دست يابند. قابل توجه آنكه بعد از اين روند، شاهد رويكرد كشورهاي عربي به حضور در عراق مي‌باشيم.

ثالثا بازيگري كه در تحولات فلسطين و خاورميانه فعاليت بسياري دارد، فرانسه است. پاريس كه رياست اتحاديه اروپا را بر عهده دارد اهدافي چون، احياي جايگاه در خاورميانه، نقش آفريني در عرصه جهاني به عنوان ناجي صلح و در نهايت تشكيل اتحاديه مديترانه‌اي را پيگيري مي‌كند. هرچند كه ساركوزي، دوست قسم خورده صهيونيستها است اما در شرايط كنوني به برقراري ثبات نسبي در خاورميانه نياز دارد هدف اصلي پاريس تحقق طرح اتحاديه مديريترانه‌اي با حضور اتحاديه اروپا، برخي كشورهاي آفريقايي و خاورميانه‌اي حاشيه درياي مديترانه است.اين امر زماني اهميت مي‌يابد كه بر اساس طرح پاريس دربلند مدت رژيم صهيونيستي نيز به عضويت اين پيمان افزوده مي‌شود. لذا تحقق اجلاس پاريس كه در روزهاي آينده با حضور سران كشورهاي حوزه مديترانه برگزار مي‌شود براي فرانسه ورژيم صهيونيستي مهم مي‌باشد. براين اساس روند كنوني گرايش تل آويو به سازش با مصر، سوريه ولبنان مي‌تواند در اين چارچوب باشد چنانكه همين بازيگري را فرانسه را در الجزاير و ليبي اجرا كرد.در حالي كه آغازگر مذاكره با حماس و سوريه نيز فرانسه بود.

رابعا اتحاديه اروپا نيز بازيگر ديگري است كه به تحولات خاورميانه مي‌پردازد. اروپا كه در عرصه داخلي با چالش عدم رشد اقتصادي و نيز تصويب قانون واحد اروپايي مواجه است و در عرصه جهاني نيز گرفتار افغانستان گرديده براي كاهش دغدغه‌هايش به صلح نسبي در خاورميانه نياز دارد. آنها نيز با امتيازدهي به اعراب ،  رژيم صهيونيستي و فلسطينيان براي اين مهم فعاليت مي‌كنند.

درنهايت مي‌توان گفت كه گرايش صهيونيستها به سازش با فلسطينيان، سوريه، لبنان وبازيگري آمريكا و اروپا در اين روند، برگرفته از شكستها و ناكامي‌هاي آنها است كه سبب شده تا آنان براي خروج از بن بست به اين روند روي آورند كه با برحي تقسيم امتيازات و خط مشي ها همراه گرديده است . البته به دليل ماهيت توسعه طلبانه آنها، احتمال گرايش آنان به بحران آفريني در ماههاي آينده وجود دارد به ويژه اينكه رژيم صهيونيستي نظامي گري و كشتار را رمز بقاي خود مي‌داند و در صورت برقراري ثبات امنيتي از درون فرو خواهد پاشيد.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                 رياست فرانسه بر اتحاديه اروپا

فرانسه از اول ژولاي 6 ماه رياست بر اتحاديه اروپا را آغاز كرده است. ساركوزي، رئيس جمهوري بلندپرواز و نامتوازن فرانسه در حالي اين سمت را برعهده گرفته كه براي اجراي اهداف خود با چند چالش عمده مواجه است

اولا وضعيت داخلي فرانسه دوراني متزلزل و بحراني را سپري مي كند كه محور آن را بحران هاي اقتصادي و نارضايتي اجتماعي تشكيل مي دهد. در يك سال گذشته به طور متوسط هر روز اعتصابات و تظاهرات هاي ضد دولتي در فرانسه برگزار مي شود. پرونده حقوق بشر فرانسه در كميسيون اروپا نيز چالش ديگر ساركوزي را شامل مي گردد.

ثانيا در سطح قاره اروپا نيز فرانسه به عنوان بازيگري درجه دو كه چندان توفيقي در ارتقاي جايگاه منطقه اي خود نداشته است تلقي مي شود . هر چند ساركوزي با بازيگري و حضور در معادلات قاره سبز تا حدودي به احياي جايگاه فرانسه پرداخته اما همچنان ديدگاهي ترديدآميز به نتيجه كار وي وجود دارد بويژه اينكه فرانسه چندان تحركي در بخش اقتصادي نداشته است.

ثالثا در عرصه جهاني نيز پاريس نتوانسته به عنوان بازيگري مطرح ايفاي نقش نمايد. ديدگاه منفي جهان به دوران استعمارگري فرانسه و نيز سلطه طلبي تاريخي آن بر اين امر دامن زده است. براساس آنچه از چالشهاي فرانسه ذكر شد، مهمترين اهداف و طرح هاي اين كشور در دوران 6 ماه رياست بر اتحاديه اروپا مي تواند با پيش زمينه هاي خاص اجرا گردد.

1) باعنايت به چالشهاي داخلي فرانسه محور اصلي تحركات ساركوزي را جمع آوري منابع مالي براي حل بحران اقتصادي فرانسه و نيز پاكسازي پرونده هاي حقوق بشر تشكيل مي دهد. ساركوزي اميد دارد تا از منابع مالي ساير كشورها براي اقتصاد فرانسه برخوردار گردد چنانكه از هم اكنون قراردادهايي در بخش نظامي و هسته اي امضا نموده است.

2) چنانكه ذكر شد، پاريس براي آقايي بر اروپا فعال گرديده است . سياستهاي ساركوزي در قبال قانون واحد اروپايي ، توسعه مرزهاي اروپا، تشكيل ارتش واحد، ارائه طرح هايي براي توسعه اقتصادي و سياسي اتحاديه و ... بيانگر تلاش اين كشور براي حضور فعال در اروپا است. در اين ميان بحران هاي سياسي و اقتصادي حاكم بر آلمان و انگليس مي تواند فرصتي براي اجراي اهداف ساركوزي باشد. پاريس دوره 6 ماهه را پيش زمينه اي براي آينده خود در اتحاديه اروپا مي داند لذا تلاش خود را براي اجراي هر چه بهتر اهداف اتحاديه به كار خواهد بست

3) مهمترين محور سياستهاي فرانسه در اين دوره زماني (6 ماه) را حضور در معادلات جهاني و به نحوي احياي دوران امپرياليستي تشكيل مي دهد. ساركوزي كه در يك سال گذشته با گرايش به آمريكا و رژيم صهيونيستي براي اجراي اين مهم فعال گرديده تلاش خواهد نمود تا با نام اروپا محورهاي بعدي سياست خود را اجرايي نمايد. بازيگري در مناطق بحراني بويژه در خاورميانه كه با بازگشت به عراق، لبنان و رخدادهاي سرزمين هاي اشغالي فلسطين اجرا مي شود، تحركات گسترده در آفريقا چنانكه ساركوزي از تمديد و اجراي توافقنامه هاي نظامي و امنيتي در اين قاره خبرداده است، حضور فعال در معادلات صلح جهاني چنانكه بازگشت مشروط به بخش نظامي ناتو را اعلام كرده است و ... از محورهاي اصلي سياست جهاني پاريس است. جالب توجه آنكه در اين عرصه امضاي قراردادهاي نظامي و هسته اي اصلي ترين محرك فرانسه است كه در بسياري از نقاط جهان آن را پيگيري مي كند. نكته ديگر اينكه در چارچوب سياست خارجي فرانسه همگرايي به آمريكا و رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت هر چند كه گرايش اتحاديه اروپا به روسيه و اجبار فرانسه براي حركت در اين مسير تاثيراتي براين روند خواهد داشت. به هرتقدير اروپا براي تامين انرژي و عدم تقابل مستقيم با روسيه، مجبور به همكاري با اين كشور است و پاريس به عنوان رئيس اتحاديه نيز بايد آن را پذيرفته و كمتر به آمريكا چراغ سبز نشان دهد.مهمترين نكته در تحركات پاريس در 6 ماه رياست ، فعاليت ساركوزي براي عملي ساختن طرح اتحاديه مديترانه اي است كه براساس آن پاريس روابط گسترده با كشورهاي آفريقايي و خاورميانه برقرار مي كند كه منافع بسياري براي اين كشور و رژيم صهيونيستي خواهد داشت.

در نهايت دوران 6 ماه رياست فرانسه بر اروپا را مي توان دوراني پر تنش براي اين كشور دانست كه مي تواند موجب اجراي اهداف و يا تزلزل پاريس در عرصه جهاني گردد. در صورتي كه ساركوزي بتواند به اهداف از پيش اعلام شده دست يابد، مي تواند به آينده اميدوار باشد. در غير اين صورت بار ديگر در حاشيه تحولات قرار مي گيرد. در اين چارچوب به دليل نگرش جهاني اتحاديه اروپا و عدم گرايش آن به تقابل در منطقه چالش اصلي فرانسه، چگونگي استمرار همكاري هاي گسترده با آمريكا و رژيم صهيونيستي است كه مي تواند اين كشور را به كاهش اين روابط وادار سازد بويژه اينكه اروپا به همكاري با روسيه و چين نياز دارد و خواستار عدم تقابل آنها به دليل گرايش به واشنگتن مي باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

               خواسته‌هاي ساركوزي از اتحاديه مديترانه‌اي

 

ساركوزي كه يك سال است تمام برنامه‌هاي سياست خارجي خود را بر اصل تشكيل اتحاديه مديترانه‌اي استوار ساخته ،امروز ميزبان اولين نشست سران اين منطقه است. اين اتحاديه نه تنها سرنوشت كشورهاي شمال آفريقا را به اروپا پيوند خواهد داد، بلكه فرانسه را به عنوان برادر بزرگتر در قالب اين كشورها قرار مي‌دهد. حضور تركيه، يونان، قبرس، سوريه، لبنان، اردن، رژيم صهيونيستي، فلسطين، مصر،  الجزاير، ليبي، مراكش، تونس، مالت، اسپانيا، پرتغال، فرانسه، ايتاليا به عنوان اعضاي اصلي در كنار تمام اعضاي اتحاديه اروپا، در اين اتحاديه، موقعيتي را فراهم مي‌آورد تا فرانسه به عنوان بازيگري مهم در اين عرصه حضور يابد. بازي در روند صلح خاورميانه و وادار ساختن رژيم صهيونيستي به حركت در مسير سازش، رويكرد به سوريه ولبنان، احياي روابط با ليبي والجزاير و تلاش براي احياي قدرت دراتحاديه اروپا و ... بيانگر نگاه از پيش طراحي شده ساركوزي به اين اتحاديه است . وي اميد دارد تا با اين اقدام: اولا از ظرفيتهاي اين اتحاديه براي حل بحران‌هاي اقتصادي فرانسه برخوردار گردد. ثانيا به عنوان رهبري جديد در اتحاديه‌اي موازي با اتحاديه اروپا ايفاي نقش نمايد در حالي كه به عنوان پل ارتباطي اتحاديه اروپا با اين اتحاديه به كسب منافع سياسي واقتصادي مي‌پردازد. ثالثا در شرايطي كه بسياري از كشورها براي حضور در آفريقا وخاورميانه تلاش مي‌كنند، فرانسه مي تواند حضوري فعال تر در اين مناطق داشته باشد رابعا پاريس به عنوان برادر بزرگتر و تامين كننده امنيت مديترانه، به تقويت توان نظامي خود در اين منطقه مي‌پردازد. خامسا، شرايط را براي نزديكي بيشتر اعراب ورژيم صهيونيستي فراهم آورده كه منافع اقتصادي و سياسي بسياري براي تل آويو به همراه دارد.

به هر تقدير نشست امروز را مي‌توان تلاشي ديگر از سوي فرانسه براي احياي قدرت گذشته دانست هرچند كه مخالفت كشورها باانحصار طلبي پاريس و نيز اعتراض اعراب به حضور رژيم صهيونيستي ،اين اتحاديه را با چالشهايي مواجه ساخته است. با اين وجود فرانسه اميد دارد تا با رايزني‌هاي گسترده منافع نظامي و اقتصادي خود در اين عرصه را اجرايي كند چنانكه با بسياري از كشورهاي آفريقايي قراردادهاي نظامي وهسته‌اي امضا نموده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                رويكرد كشورهاي عربي به عراق

 

بيش از 5 سال از اشغال عراق مي‌گذرد در حالي كه همچنان كشورهاي عربي از ورود به صحنه ديپلماتيك اين كشور خودداري مي كنند. هرچند كه دراين مدت اين كشورها در اجلاس هاي متعددي با سران آمريكا و نيز در قالب كشورهاي همسايه عراق حضور يافته‌اندو كمكهاي مالي براي عراق در نظرگرفته‌اند، اما چندان تحركي براي توسعه مناسبات سياسي نداشته‌اند. نكته قابل توجه در تحولات عراق، رويكرد جديد كشورهاي عربي به آغاز و توسعه روابط با عراق است. از يك سو اتحاديه عرب از تعيين نماينده‌‌اي براي حضور در عراق خبر داده است و از سوي ديگر برخي كشورهاي عربي همچون امارات و بحرين سفيرهاي خود را در عراق معرفي كرده‌اند. در همين چارچوب ملك عبداله دوم پادشاه اردن براي ديدار از عراق اعلام آمادگي كرده  در نقطه مقابل مالكي نخست وزير عراق نيز به امارات سفر كرده است. گرايش كشورهاي عربي به  بغداد كه  موفقيتي بزرگ براي دولتمردان بغداد قلمداد مي‌شود در حالي صورت مي‌گيرد كه:

1-دولت مالكي توانسته  فعاليتهاي بسياري براي برقراري امنيت و ثبات در عراق انجام دهد. وي از يك سو با انجام توافقنامه اتحاد ملي تمام گروههاي عراقي را گردهم آورده و از سوي ديگر به سركوب تروريسم پرداخته است. بر اساس اسناد منتشره در سالهاي اخير تحركات اشغالگران عراق موجب گسترش تروريسم در كشورهاي عربي شده است كه چالشهايي براي كشورهاي منطقه به همراه داشته است. اعراب با گرايش به بغداد برآنند تا از ظرفيتهاي آنها براي مقابله با گروههاي افراطي برخوردار شوند.

2-نكته مهم در مواضع كشورهاي عربي در قبال عراق، عملكردهاي اشغالگران مي‌باشد. آمريكا از يك سو كشورهاي عربي را سرمنشا گروههاي تروريستي مي داند و از سوي ديگر با امضاي توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن، براي حضور دائمي در عراق فعاليت مي‌كند. مجموعه اين اقدامات با خواسته‌هاي اعراب مغاير مي‌باشد لذا آنها اميدوارند تا با حضور در عراق رضايت آمريكا براي كنار نهادن اتهامات ونيز لغو توافقنامه امنيتي متقاعد سازند. هرچند كه واشنگتن اين اقدام را به دليل ترس اعراب از نفوذ ايران عنوان مي‌كند اما در اصل اعراب براي كاهش تنش با واشنگتن و كاهش تحركات توسعه طلبانه آن، حضور در عراق رادر پيش گرفته‌اند.آنها برآنند تا دوران بوش با كمترين تنش به پايان رسد لذا به امتياز دهي در عراق مي پردازند .

در نهايت بازگشت كشورهاي عربي به عراق را مي‌توان نتيجه فعاليتهاي منطقه اي مالكي براي جلب رضايت كشورها و نيز رويكرد منطقه به مقابله با توسعه طلبي‌هاي آمريكا دانست هرچند كه فرا رسيدن انتخابات در عراق و گرايش كشورهاي عربي به حمايت از اهل سنت مي‌تواند از ديگر انگيزه‌هاي اين رويكرد باشد. با تمام اين تفاسير اين رويكرد مي تواند به نحوي بازي كج دار و مريز اعراب با آمريكا براي اجراي روند صلح خاورميانه  باشد كه براي انتخابات آمريكا حائز اهميت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

         صهيونيست ها و تعطيلي مراكز حماس

رژيم صهيونيستي كه به رغم تمام يورش و جنايتهاي انجام داده در غزه، سرانجام وادار به پذيرش آتش بس و ماهيت حماس گرديد، براي اعمال فشار بر مقاومت راهكار ديگري را در پيش گرفته است. اين رژيم با حمله به دفاتر و مراكز خيريه و كمك رساني حماس در كرانه باختري به اصطلاح براي قطع كمكهاي مالي به مقاومت فعاليت نموده است.در مقابل متحدان غربي و آمريكايي اين رژيم نيز دفاتر حاميان مقاومت در اين كشور را به بهانه مبارزه با تروريسم تعطيل و اموال آنها را مصادره كرده‌اند. اين اقدام هماهنگ در حالي صورت مي‌گيرد كه:

1-آغاز آتش بس و نيز ارسال كمكهاي جهاني به غزه، اين امر وجود دارد كه شرايط انساني در غزه بهبود يابد و حماس از اين منابع براي بهبود شرايط اجتماعي و سياسي استفاده نمايد. صهيونيست ها و غرب كه براي استمرار بحران در غزه تلاش مي‌كنند برآنند تا با بستن مراكز خيريه از ارسال اين كمكها جلوگيري و در نهايت فاجعه‌اي انساني را به غزه ونارضايتي مردم را به حمال تحميل نمايند.

2-رژيم صهيونيستي بر اين ادعاست كه آتش را بر اساس قدرت ونه از روي ضعف پذيرفته است. آنها با حمله به مراكز حماس، به نحوي اين شعار را تكرار مي‌كنند در حالي كه در حاشيه آن برآنند تا مقاومت را براي آزادي شاليت سرباز رژيم صهيونيستي متقاعد نمايند كه با شكست مواجه شده‌اند.

3-نكته ديگر آنكه تقويت حماس به منزله تزلزل طيف سازش كاردر تشكيلات خودگردان است.صهيونيستها با اعمال فشار بر دفاتر حماس، به نحوي كودتايي آرام براي حمايت از ابوزمان را انجام مي‌دهند چنانكه اين اقدام پس از ديدار باراك و ابوزمان در يونان آغاز گرديد.

در مجموع حمله به دفاتر حماس، استمرار جنايت عليه غزه و طرحي براي مقابله با قدرت يابي مقاومت است هرچند كه تحولات دو سال اخير نشان داده است كه اين سياست كارايي ندارد چنانكه صهيونيستها در نهايت وادار به پذيرش آتش بس بدون پيش شرط با غزه گرديدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

            نگاهي بر مخالفت مردم هند با رژيم صهيونيستي

رژيم صهيونيستي و دولتمردان هند در حالي براي توسعه روابط فعاليت مي‌كنند كه در مقابل مردم واحزاب چپ گرا با اين روند مخالف و خواستار لغو اين مناسبات هستند.در اين چارچوب سفر اهارون ابراموویچ " مدیر کل وزارت خارجه این رژیم  به دهلي نو براي توافقات نظامي و سياسي با اعتراض شديد مردم و گروههاي چپ گرا  همراه گرديد. هرچند كه طرفين در سالهاي اخير روابط گسترده نظامي، ماهواره‌اي و اقتصادي را به دليل اعمال فشارهاي غرب و گرايش سياست خارجي هند به آمريكا تجربه كرده‌اند اما دليل اين مخالفتها عبارتند:

1-ماهيت كشور هند، ماهيتي اسلامي است. مردم اين كشور گرايشات بسياري به حمايت از ملت فلسطين و نيز توسعه روابط با جهان اسلام دارند. اين امر سبب انزجار فراگير از صهيونيستها مي‌شود به ويژه اينكه احزاب چپ ،همكاري با تل آويو را مانع روابط با كشورهاي اسلامي به ويژه ايران و اعراب خاورميانه مي‌دانند كه تاثير منفي بر تامين انرژي هند خواهد داشت.

2-اسناد نشان مي دهد كه صهيونيستها تحت لواي روابط اقتصادي وسياسي به جنايت عليه ملت هند و بعضا به استثمار آنها پرداخته‌اند. بسياري از صنايع هند به دليل حضور صهيونيستها نابود شده در حالي كه همين صهيونيستها عامل گسترش فساد و برده داري در اين كشور شده‌اند.درگيري در كشمير هند وپاكستان با توطئه صهيونيستها است.

3-اكنون عرصه بين الملل مخالف روابط و همكاري با رژيم صهيونيستي است و افكار عمومي به جنايات اين رژيم اعتراض دارند. احزاب چپ ومردم هند بر اين عقيده‌اند كه براي حفظ منافع جهاني بايد به قطع روابط با صهيونيستها پرداخت.

4-نكته مهم ورود كشورهاي غربي و شركتهاي استعمارگر به هند، با حضور صهيونيستها است. مردم هند كه استقلال از غرب و آمريكا را طلب مي‌كنند، سرمنشا اين مهم را دوري از صهيونيستها مي‌دانند .

در مجموع مي‌توان گفت كه مردم هند با آگاهي از ماهيت استعماري صهيونيستها خواستار عدم روابط با رژيم صهيونيستي هستند چنانكه در آسياي مركزي وقفقاز و بسياري از كشورها اين نگرش ايجاد شده كه چالشهاي بسياري براي صهيونيستها ايجاد كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                               جي 8 و تكرار وعده‌ها

 

سران كشورهاي صنعتي و در حال توسعه ديروز در ژاپن گردهم آمدند تا به اصطلاح خود چاره‌اي براي حل بحران‌هاي جهاني بيابند. سران كشورهاي آمريكا، روسيه، ژاپن، انگليس، فرانسه، ايتاليا، كانادا، آلمان به عنوان كشورهاي توسعه يافته در كنار كشورهاي در حال توسعه شامل چين، هند، مكزيك، برزيل، آفريقاي جنوبي، استراليا، اندونزي، كشورهايي هستند كه نشست ژاپن را تشكيل مي‌دهند.

اين نشست در شرايطي به عنوان يافتن راه حل‌و ابزاري براي چالشهاي اقتصادي و نيز ارائه كمك به كشورهاي ضعيف برگزار مي‌شود كه:

1-دنيا امروز شاهد بحران شديد اقتصادي به ويژه در بخش غذا و انرژي مي‌باشد. آمار نشان مي‌دهد كه بخش اصلي اين چالشها برگرفته از سياستهاي قدرتهاي بزرگ به ويژه آمريكا است لذا انزجاري جهاني از اين كشورها ايجاد شده است،  چنانكه مردم ژاپن به نمايندگي از ساير ملل با تظاهرات به استقبال سران كشورهاي صنعتي رفتند. محور اين انتقادها را آمريكا تشكيل مي‌دهد كه با توسعه طلبي‌هاي خود جهان را به نابودي سوق داده است.

2-عدم تحقق وعده‌هاي كشورهاي توسعه يافته به ساير كشورها ،حاشيه‌اي ديگر بر نشست جي 8 است. به رغم وعده‌هاي داده شده پيرامون كمك رساني به كشورهاي فقير به ويژه در آفريقا، همچنان اين كمكها در حد وعده باقي مانده است. چنانكه سازمان ملل رسما به دروغين بودن اين وعده اعتراف كرده است. در ساير موارد نظير مقابله با گازهاي گلخانه‌اي نيز چنين روندي اجرا شده چنانكه از سال 1997 تاكنون كشورها اقدامي براي حل اين موضوع نداشته‌اند. مجموعه اين اقدامات سبب شده تا جامعه جهاني با بي اعتمادي به نشست هاي جي 8 بنگرد و آن رااقدامي تشريفاتي براي فريب افكار عمومي ارزيابي نمايد.

3- از نكات حاشيه‌اي در نشست‌هاي جي 8 تلاش كشورهاي صنعتي براي مهار كشورهاي در حال توسعه  نظير چين و هند است. كشورهاي توسعه يافته با ايجاد قوانين و مصوبات جديد به نحوي به كنترل و نظارت بر توسعه ساير كشورها مي‌پردازند. اين در حالي است كه هر كدام از اين كشورهانيز با ارائه طرح‌هاي جديد براي تقويت جايگاه خود فعاليت مي‌كنند چنانكه در اين دوره روسيه و فرانسه خواستار سهم بيشتري از اقتصاد جهاني شدند.

4-بررسي پرونده‌هاي حاشيه‌اي نظير فعاليتهاي هسته‌اي ايران و كره شمالي، مسائل خاورميانه، تحولات آفريقا، مقابله باتروريسم وبه اصطلاح حفظ امنيت جهاني از ديگر محورهاي حاشيه‌اي نشست جي 8 است كه به خواست قدرتهاي بزرگ براي جلب توجه افكار عمومي بررسي مي‌شود.

در نهايت مي توان گفت كه نشست جي 8 همچون دوره‌هاي گذشته، نشستي صرفا تبليغاتي است كه براي تامين منافع بانيان آن و بعضا كسب راهكاري براي چپاول ثروتهاي ساير كشورها برگزار مي‌شود در حالي كه وعده‌هاي آنها براي كمك به ساير كشورها هرگز محقق نمي‌گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                صهيونيست‌ها در جست و جوي امنيت

رژيم صهيونيستي در 6 دهه گذشته به عنوان تامين كننده اهداف و به اصطلاح امنيت سياسي و اقتصادي غرب در خاورميانه ايفاي نقش مي‌كرد به گونه‌اي كه همگان دليل اصلي تشكيل اين رژيم را تحقق اهداف غرب عنوان مي‌داشتند. بررسي تحولات و سرنوشت كنوني رژيم صهيونيستي بيانگر تغييراتي اساسي در اين نگرش مي‌باشد. روند رخدادها نشان مي‌دهد كه اكنون صهيونيستها براي تامين امنيت و عدم حذف شدن دست به دامان غرب گرديده و تلاش دارد تا از طريق آنها ماهيت خود را حفظ نمايد.

گرايش به آتش بس با حماس و لغو محاصره غزه، رويكرد به مذاكره با لبنان و سوريه پيرامون شبعا و جولان، خريدهاي تسليحاتي كلان از آمريكا و اروپا، رويكرد به توسعه همكاري باناتو و اتحاديه اروپا، تاكيد بر اجراي روند سازش با اعراب و ... حكايت از ياس وناتواني رژيم صهيونيستي در تحقق اهدافش به ويژه در بخش امنيت دارد كه اين رژيم را به پذيرش خواسته‌هاي دشمنانش ونيز كمك گرفتن از متحدان غربي اش وادار ساخته است. صهيونيستها اكنون به عنوان حافظ منافع غرب بلكه به عنوان رژيمي فروپاشيده صرفا براي بقاء فعاليت مي‌كنند در حالي كه براي اين مهم چاره‌اي جز پذيرش خواسته هاي دشمنانشان ندارند. آنهادريافته‌اند كه ديگر تواناي مقابله با مقاومت راندارند چنانكه روياررويي شهرك نشسنان صهيونيست باسياستهايشان را تجربه مي‌كنند لذا براي كاهش انتقادها و نيز تامين امنيت سياسي و اجتماعي ناچار به امتيازدهي گرديده‌اند چنانكه اولمرت صراحتا اعتراف كرده است كه براي حفظ امنيت چاره‌اي جز امتياز دهي به دشمنان تل آويو نداريم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                                   دي8 در مسير توسعه

 

كشورهاي عضو دي 8 در مالزي گردهم آمده‌اند تا ضمن تقويت روابط اخلي به راه حل‌هايي براي حضور فعال تر در معادلات جهاني دست يابند. كشورهاي تركيه، ايران، مالزي، نيجريه، پاكستان، بنگلادش، اندونزي و  مصر اعضاي اين گروه اقتصادي را تشكيل مي‌دهند. در اين ميان دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان نيز در راس هيئتي در اين نشست شركت كرده است كه خود بيانگر نقش و جايگاه ايران در اين اتحاديه است. اين نشست كه مي‌توان آن را باب تازه‌اي در تقويت مناسبات كشورهاي اسلامي دانست در حالي برگزار مي‌شود كه:

1-مجموع اين كشورها با900 ميليون نفر جمعيت از قابليتهاي انساني و مادي بسياري براي دست يابي به توسعه اقتصادي برخوردار مي‌باشند. به هر تقدير اشتراكات فرهنگي و ديني (اسلام) و نيز تاكيد اين كشورها بر اصل توسعه مي‌تواند پيش زمينه‌اي براي ارتقاي روابط اين كشورها باشد. باتوجه به منابع موجود در هر كدام از اين كشورها، آنها مي‌توانند به عنوان مكملي در تقويت وارتقاي اقتصاد يكديگر فعال باشند به ويژه اينكه تمام آنها در مسير توسعه قرار دارند.

2-مسئله مهم آنكه ماهيت تمام اين كشورها اسلامي است كه به رغم پراكندگي‌هاي جغرافيايي اسلام عامل اصلي گردهم آمدن آنها در قالب يك اتحاديه است . ارتباط اين كشورها مي‌تواند از يك سو راهكاري براي تقويت اتحاد جهان اسلام باشد از سوي ديگر هر كدام از اين كشورها بر اساس موقعيت جغرافيايي مي توانند به روند رشد ساير كشورهاي اسلامي كمك نمايند. اين اقدام در خاورميانه، آفريقا و شرق آسيا مي‌تواند اجرايي شود.

3-در دنياي امروز اتحاديه هاي منطقه اي و فرامنطقه‌اي بازيگران اصلي عرصه بين الملل مي‌باشند. در شرايطي كه اتحاديه‌هاي منطقه‌اي بسياري در حال شكل گيري است، وجود اتحاديه اقتصادي اسلامي همچون دي8 مي‌تواند به عنوان الگوي اسلامي در عرصه جهاني حضور يابد و تامين كننده منافع اعضا و كل جهان اسلام باشد.

در مجموع تشكيل گروه دي 8 وبرگزاري نشست آن در مالزي را مي‌توان نقطه عطفي در ايجاد اتحاديه‌هاي اسلامي دانست كه مي‌تواند در آينده از موقعيت برتر جهاني برخوردار گردد. در اين ميان جمهوري اسلامي ايران با برخورداري از منابع انرژي، موقعيت جغرافيايي و حضور فعال در معادلات جهاني مي‌تواند نقشي ارزنده در اين اتحاديه ايفا نمايد چنانكه طرح‌ها و نظرهاي آن در نشستهاي اين اتحاديه با استقبال همگان مواجه گرديده كه خود بيانگر نگاه مثبت اعضاي دي 8 به جمهوري اسلامي ايران است . 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                             اهداف سفر دوره اي مدودوف

 

ديميتري مدودوف رئيس جمهور روسيه سفري دوره‌اي به كشورهاي منطقه وسپس ژاپن را آغاز كرده است. محور سفرهاي وي آذربايجان، تركمنستان، قزاقستان ودر نهايت حضور در اجلاس سران جي 8 مي‌باشد. اين اقدام مدودوف كه مي‌توان آن را تحركي وسيع در عرصه سياست خارجي روسيه پس از ديدارهاي وي از چين و آلمان دانست در شرايطي انجام مي‌شود كه اولا مسكو براي حفظ اقمار گذشته خود در منطقه خارج نزديك  تلاش مي‌كند ثانيا ارتقاي جايگاه جهاني اين كشور در اولويت كاري دولتمردان مسكو است.بر اين اساس اهداف سفر مدودوف مي‌تواند در چند بعد تدوين شده باشد.

1-تحولات آسياي ميانه و قفقاز از تحركات گسترده آمريكا و ناتو براي تقويت پايگاههايشان در اين مناطق  حكايت دارد.از يك سو مقامات ارشد آمريكايي به بهانه دموكراسي و نيز اجراي طرح سپر موشكي در منطقه حضور يافته‌اند و از سوي ديگر ناتو بر توسعه مناسبات با اين كشورها به ويژه آذربايجان تاكيد دارد. بر اين اساس سفر منطقه‌اي مدودوف را مي‌توان اقدامي پيش گيرانه در برابر اين تحركات دانست چنانكه از محورهاي اصلي قرار دادهاي وي تقويت توان نظامي اين كشورها و همكاريهاي تسليحاتي و راداري تشكيل مي‌داد.

2-نكته مهم درسياست خارجي روسيه كسب منابع انرژي جهان و تبديل شدن به قطب اقتصادي است. چنانكه مدودوف بارها تاكيد كرده است سياست خارجي روسيه بر اصل تبديل شدن به منبع انتقال و تامين انرژي جهان و نيز جايگزين شدن «روبل» به جاي دلار در معادلات جهاني است. در اين زمينه مدودوف با سفر به كشورهاي داراي منابع نفت و گاز، گامي مهم براي اجراي اين امور برداشته است چنانكه حجم واردات گاز از تركمنستان به روسيه افزايش يافته است .

3-نكته مهم در سفر دوره‌اي مدودوف، تقارن آن با نشست جي 8 در ژاپن است. به عبارتي ديگر مي‌توان گفت كه وي با اين سفر به كشورهاي صنعتي، اقتدار و موقعيت جهاني روسيه را خاطرنشان كرده تا در نشست جي 8 از امتيازات بيشتري برخوردار گردد. اين اقدام مي‌تواند پاسخي به مواضع برخي سران آمريكا باشد كه بر اخراج روسيه از جي 8 تاكيد كرده بودند.

در نهايت سفر مدودوف را مي‌توان گامي براي حفظ اقمار گذشته و نيز ارتقاي جايگاه مسكو در بخش انرژي دانست كه مي‌تواند موفقيتي جديد براي روسيه در عرصه انرژي جهان به ويژه در نشست جي8 به همراه داشته باشد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        شكست موساد در تبادل اسرا

رژيم صهيونيستي همواره بر اقتدار دستگاههاي اطلاعاتي ونظامي خودبه عنوان برترين نيروهاي منطقه تاكيد داشت. آنها اين نهادها را اساس كاركردهاي خود مي‌دانسته و بر تقويت آنها تاكيد داشتند. جنگ 33 روزه سال 2006 شكست اين دو طيف را در پي داشت به گونه‌اي كه بسياري از مقامات آنها بركنار يا استفعا دادند. در طول 2 سال گذشته صهيونيستها فعاليتهاي بسياري براي احياي ارتش ودستگاههاي اطلاعاتي داشته‌اند. نكته قابل توجه در تحولات اين نهادها  نقش آنها در طرح تبادل اسراي صهيونيست با اسراي فلسطيني و لبنان است. هرچند كه صهيونيستها مذاكره پيرامون آزادي شاليت و دواسير در بند حزب الله را اقدامي براي اجراي روند سازش مي‌دانند اما اين حقيقت وجود دارد كه اين رويكرد به منزله شكست ديگر دستگاههاي اطلاعاتي و نظامي رژيم صهيونيستي است.در طول دو سال گذشته نظاميان و جاسوسان صهيونيست فعاليتهاي بسياري در اراضي فلسطين ولبنان داشته‌اند اما نتوانسته‌اند اطلاعاتي درباره اسراي خود كسب نمايند.اين ناكامي‌ها كه به رسوايي براي اين رژيم مبدل شده سرانجام تل آويو را وادار ساخت تا براي خروج از بحران، بدون پي شرط به گفت و گو با حماس و حزب الله لبنان بپردازد. صهيونيستها براي فرار از انتقادهاي داخلي كه ناشي از ضعف نظامي واطلاعاتي اين رژيم است، چاره‌اي جز پذيرش خواسته‌هاي مقاومت نداشته اند لذا روند تبادل اسرا را مي‌توان شكستي ديگر براي موساد دانست كه زوال دروني اين رژيم را پيش از پيش آشكار مي‌سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                 نگاه دموكراتها به عرصه بين الملل

 

ايالات متحده آمريكا در حالي خود را براي انتخابات رياست جمهوري (ماه نوامبر) آماده مي‌سازد كه رقابت شديد و بعضا همراه با فريب و نيرنگ بار ديگر فضايي مسموم را بر عرصه سياسي آمريكا حاكم ساخته است به گونه اي كه از هم اكنون بسياري از مردم از احتمال تخلفات شديد انتخاباتي سخن به ميان آورده‌اند. بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيده‌اند كه روند تحولات داخلي وخارجي و چالشهاي فراروي ايالات متحده، زمينه را براي ورود دموكراتها به عرصه سياسي هموار ساخته به ويژه اينكه بسياري از اعضاي لابي صهيونيست نيز به حمايت صريح از دموكراتها پرداخته‌اند. با توجه به معرفي «باراك اوباما» به عنوان كانديداي اصلي دموكراتها و قوت گرفتن احتمالي معاونت رياست جمهوري «هيلاري كلينتون» ،در صورت پيروزي دموكرات ها در انتخابات، سياستهاي اين طيف در آينده مي‌تواند چند محور اساسي را پيگيري نمايد كه بعضا شامل پرونده‌هاي بر جاي مانده از دوران حاكميت جرج بوش خواهد بود.

1-مهمترين چارچوب سياست خارجي دموكراتها را حضور در صحنه خاورميانه تشكيل مي‌دهد. در اين چارچوب در حالي كه آنها سياستي كلان را در خاورميانه اجرا خواهند كرد موازنه هاي گوناگوني نيز در دستور كار خواهند داشت.

اولا در محور عراق كه اصلي ترين چالش آنهاست برخلاف ادعاهاي مطرح شده، خروج كامل از اين كشور در دستور كار هيچ كدام از طيف‌هاي آمريكايي نمي‌باشد. در طرح دموكراتها خروج بخشي از نيروها و تبديل اشغال نظامي به سياسي با آغاز روند بازسازي و اجراي توافقنامه‌هاي بلند مدت (نظير سرنوشت ژاپن و آلمان) با احداث چند پايگاه نظامي در دستور كار مي‌باشد چنانكه اوباما نيز بارها اعلام كرده است، حضور در عراق يك طرح استراژيك است.

ثانيا بازيگري در پرونده فلسطين آن هم با محوريت حمايت از صهيونيستها بعد ديگر سياست خاورميانه‌اي دموكراتها مي‌باشد. به هر تقدير دموكراتها نزديكي بيشتري با لابي صهيونيست دارند و چنانكه نامزدهاي آنها اعلام كرده‌اندمحور كاري آنها حمايت از تل آويو است. البته بانگرش مذاكره‌اي دموكراتها، اجراي برخي توافقات ميان اعراب و گروههاي فلسطيني با رژيم صهيونيستي در برنامه كاري دموكراتها خواهد بود.

ثالثا مواضع دموكراتها نشان مي‌دهد كه آنها براي احياي جايگاه خاورميانه‌اي آمريكا، نيازمند پايان دادن به سياستهاي خصمانه و توسعه طلبانه و بعضا بهره گيري از سياست گفت و گو در برابر آنچه دشمنان واشنگتن خوانده مي‌شود، هستند. چنانكه افرادي چون اوباما وهيلاري كلينتون بارها اعلام كرده اند گفت و گو با آنچه محور شرارت خوانده مي‌شود از برنامه‌هاي كاري آنها است و هرچند كه همچنان سياست كج دار و مريز مقابله وسازش را اجرايي مي‌كنند. ايران، سوريه، گروههاي مقاومت در عراق، لبنان، فلسطين و افغانستان در جمع اين سناريو مي توانند قرار گيرند.

2-بعد ديگر سياست خارجي دموكراتها را بازيگري در قاره آفريقا تشكيل مي‌دهد. روند سياستهاي ايالات متحده ونيز حضور يك رنگين پوست درصدر ليست دموكراتها، سندي بر گرايش آنها به آفريقا به عنوان قطبي از تقابل قدرتهاي بزرگ است.

3-سياست هميشگي دموكراتها تقويت متحدان شرقي و اروپايي براي مقابله با روسيه و چين است لذا در صورت پيروزي دموكراتها در انتخابات تنشها به ويژه در قالب حقوق بشر و مقابله در مناطق نفوذ از زمينه‌هاي تقابل طرفين خواهد بود. از هم اكنون دموكراتها برخورد با اين كشورها را مطرح و جمهوريخواهان را به بي توجهي به اين امور متهم مي‌كنند.

4-معرفي اوباماي رنگين پوست به عنوان نامزد نهايي انتخابات و هيلاري كلينتون به عنوان معاون احتمالي رئيس جمهور آينده آمريكا، بيانگر بازيگري فعال دموكراتها در عرصه حقوق بشر خواهد بود كه بر اساس به اصطلاح آزادي نژادي و حقوق زنان اجرا مي‌شود لذا پرونده سازي در سازمان ملل براي كشورها امري دور از ذهن نمي‌باشد.

در مجموع تحرك جهاني دموكراتها در صورت پيروزي در انتخابات بيش از هر چيز برگرفته از چالشهاي كنوني آمريكا در عرصه جهاني است كه ميراث جرج بوش خواهد بود لذا آنها چندان كاركرد جديدي نخواهند داشت و اجبارا در مسير گذشته با محوريت احياي آبروي آمريكا فعاليت خواهند نمود .هرچند كه آنها در روش با جمهوريخواهان متفاوت مي باشند امادر عمل همان سناريوها را در پيش خواهند گرفت. 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                               طرح هاي سكولارها براي بازگشت به قدرت

 

تركيه بيش از يك سال است كه با بحران سياسي و اجتماعي پنهان و آشكار مواجه است. سرمنشاء اين تحولات را مي‌توان از سال گذشته يعني هنگام معرفي عبدالله گل به عنوان كانديداي رياست جمهوري تركيه از سوي اسلام گرايان دانست (ارديبهشت 86) پس از مخالفت سكولارها دولت اسلامگراي عدالت و توسعه انتخابات زود هنگام برگزار كرد كه با پيروزي اين حزب و نخست وزيري اردوغان همراه بود. سرانجام نيز عبدالله گل با حمايت اكثريت پارلمان تركيه توانست در مسند رياست جمهوري قرار گيرد. هرچند كه فعاليتها و طرح‌هاي دولت و حمايتهاي مردمي از آنها به تقويت پايه‌هاي قدرت اسلام گرايان منجر شد، اما در مقابل سكولارها نيز به نام حفظ اصول آتاتورك تحركات گسترده‌اي را عليه دولت آغاز كردند. تحريك كردها و پ.ك.ك براي آغاز دوباره درگيري جهت مشغول شدن دولت به امور امنيتي و در نهايت ورود ارتش به صحنه به بهانه ناتواني دولت، ارائه شكايت به ديوان عالي كشور از طرح‌هاي دولت به ويژه در زمينه آزادي حجاب در دانشگاه و تقويت آزادي مدني، دخالت در پرونده‌هاي اقتصادي و سياسي دولت و چالش آفريني در پارلمان و... از جمله تحركات سكولارها براي مقابله بادولت اسلامگرا مي‌باشد. در اين چارچوب آنها به بهانه قرار دادن قانون اساسي بر جاي مانده از آتاتورك و نيز دهه 80، زمينه چيني براي حذف حزب عدالت و توسعه را در پيش گرفته‌اند. با توجه به جايگاه مردمي حزب مذكور، كودتاي نظامي و تكرار سرنوشت اربكان براي اردوغان در مرحله نخست كارآمد نمي‌باشد لذا سكولارها مجموعه‌اي از تحركات را براي اين مهم در پيش گرفته‌اند. اعمال فشار بر دادگاه عالي جهت تغيير قانون جديد لغو منع حجاب در دانشگاهها، تشكيل پرونده عليه عدالت و توسعه با محوريت خروج از قوانين آتاتورك و در نهايت تشكيل گروههاي سري نظامي براي كودتاي احتمالي، مراحلي است كه براي اعمال فشار بر عدالت و توسعه در پيش گرفته شده است. در همين حال آنها با تبليغات رسانه‌اي و جوسازيهاي اقتصادي و سياسي برآنند تا افكار عمومي را نيز رو در روي اسلامگرايان قراردهند كه تاكنون موفق نبوده‌اند. برخي ناظران سياسي بر اين عقيده‌اند كه آمادگي ارتش به بهانه مقابله با پ.ك.ك نيز حركتي براي آغاز كودتاي احتمالي است كه عنوان آخرين حركت اجرا مي‌شود. در مقابل اين تحركات حزب عدالت و توسعه نيز با برتري در پارلمان و با درخواست تغيير قانون اساسي و تاكيد بر عدم صلاحيت دادگاه براي حذف حزب حاكم، بازداشت و تخريب گروههاي نظامي (ارگنه گن) به صف آرايي در برابر سكولارها مي‌پردازد.

در مجموع تحولات كنوني تركيه نشانگر تقابل جدي اسلامگرايان و سكولارها است در حالي كه حمايتهاي مردمي از اسلامگرايان برگ برنده آنها در برابر سكولارها گرديده هرچند كه همچنان تكرار كودتاي نظامي ارتش دور از ذهن نمي‌باشد. 

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                      در حاشيه نشست 4 جانبه ژاپن

ژاپن كه تلاش دارد تا به عنوان بازيگري بزرگ در خاورميانه ايفاي نقش نمايد نشست چهارجانبه‌اي را با حضور نمايندگان رژيم صهيونيستي، تشكيلات خودگردان فلسطين و اردن برگزار كرد. اين نشست كه با نام ادامه روند سازش برگزار شد در حالي صورت گرفت كه ژاپن سال گذشته نيز مرحله اول اين نشست را برگزار كرده بود. بررسي تلاشهاي ژاپن نشان مي‌دهد كه اين كشور بانام طرح‌هاي اقتصادي (كوريدور اقتصادي) اميد دارد تا به نحوي سازش ميان فلسطينيان وصهيونيستها و سرانجام اعراب با تل آويو را اجرايي نمايد. در طرح جديد آنها ساخت پارك صنعتي- كشاورزي در كرانه باختري به نام اشتغال زايي مطرح شده است. طرح‌ سال گذشته آنها نيز تشكيل يك خط آهن ميان تل آويو، كرانه باختري و اتصال آن به اردن و ساير كشورهاي عربي براي برقراري اقتصادي نوين در منطقه بود. اين طرح هاي به ظاهر مثبت در حالي ارائه مي‌شود كه درحاشيه آن چند نكته قابل تامل است. اولا بر اساس اين طرح فلسطيني‌ها و اعراب وادار به سازش با رژيم صهيونيستي مي‌شوند تا طرح اجرا شود ثانيا سركوب مقاومت پيش زمينه‌اي براي برقراري ثبات جهت آغاز فعاليتهاي اقتصادي است. ثالثا تعيين مرزهاي اجباري ميان اراضي اشغالي و مناطق فلسطيني نشين به عنوان مرحله اي از آغاز و پاياني طرح ارائه مي‌گردد. ثالثا ارتباط اقتصادي ميان تل آويو و كشورهاي عربي برقرار مي‌شود كه مهمترين مسئله براي تل آويو مي‌باشد. بر اين اساس هرچند اين نشست گامي براي تحق صلح در منطقه به بازيگري ژاپن است اما در نهايت مي‌تواند پيامدهاي نامطلوبي براي فلسطينيان به همراه داشته باشد در حالي كه اين نشست با محوريت پايان اشغالگري صهيونيست ها و كمك به غزه مي توانست برگزار شود كه چنين نشد .

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                                قانون اروپا در بن بست

 

اتحاديه اروپا با عضويت 27 كشور تلاش دارد تا به عنوان بازيگري مهم در عرصه جهاني ايفاي نقش نمايد. هدف نهايي اين اتحاديه، جذب تمام كشورهاي قاره سبز و در نهايت استقلال كامل از آمريكا و روسيه است. در اين چارچوب آنها تدوين اصول مشتركي چون پول و قانون اساسي واحد، ارتش مشترك، اقتصاد سراسري و فراگير، اتخاذ مواضع مشترك در قبال تحولات جهاني، مصالحه دوجانبه با آمريكا و روسيه، بازيگري گسترده در عرصه جهاني و ... را در دستور كار قرار داده اند. نكته اي كه تاكنون اين اهداف را تحت الشعاع قرار داده، قانون واحد اروپايي است كه اجراي آن مي تواند ساير اهداف را نيز محقق سازد. قانون اساسي واحد اروپايي كه در سال 2005 به دليل مخالفت فرانسه و انگليس از محور مذاكرات خارج شده بود، يك سال پيش (تيرماه 86 ) با تلاش هاي آلمان (رئيس دوره اي اتحاديه اروپا) با نام متمم قانون اساسي مورد تصويب پارلمان اروپا قرار گرفت. براساس قوانين اروپا، اين قانون جديد بايد در 27 كشور عضو به تصويب مردم مي رسيد. در شرايطي كه بسياري از كشورها با پاسخ مثبت خود، اجراي آن را در اذهان تداعي ساخته بودند، پاسخ منفي ايرلندي ها به اين قانون (25 خرداد 78) و ابراز ترديد انگليسي ها و لهستاني ها در پذيرش قانون مذكور، بار ديگر اروپا را در بن بست بي قانوني قرار داد. هرچند كه اروپايي ها در نشست لوكزامبورگ (27 خرداد) بر ادامه راه تصويب قانون واحد تاكيد كردند اما همچنان دو دستگي در قبال اين مهم ادامه دارد. ناظران سياسي دليل اين ابهام را در نوع نگرش و جايگاه كشورها در اتحاديه اروپا و عرصه بين الملل ارزيابي مي كنند. كشورهاي كوچك اروپايي كه از موقعيت سياسي و اقتصادي چندان مطلوبي در برابر ساير كشورها برخوردار نيستند تاكيد دارند كه اين قوانين به منزله سلطه قدرت هاي بزرگ نظير آلمان، فرانسه و انگليس بر استقلال و تماميت ارضي آنها به بهانه «برادر بزرگتر» مي باشد. به عبارتي اين قوانين تحميل خواسته هاي قدرت ها براي اجراي نظام سلطه در قاره سبز است كه در لواي يك دموكراسي انجام مي شود. نكته ديگر آنكه هنوز بسياري از كشورهاي اروپايي اصل گرايش به آمريكا و روسيه را اجرا مي كنند. هر چند كه در ظاهر در قالب اتحاديه اروپايي هستند اما در عمل در چارچوب منافع راهبردي روسيه و آمريكا حركت مي نمايند. اين امر سبب شده تا اين كشورها بيش از هر چيز منافع متحدان روسي و آمريكايي خود را در نظر داشته باشند كه نتيجه آن مخالفت با تصميمات اتحاديه اروپا است. در مجموع مي توان گفت كه اروپا اكنون در كنار بحران هاي اقتصادي و سياسي در بن بست اجراي قانون واحد قرار دارد، قانوني كه عدم تحقق آن بسياري از اساسنامه هاي اين اتحاديه را تحت الشعاع قرار خواهد داد كه مسلما قدرت هاي بزرگ اروپا متضرر اصلي آن خواهند بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                          تشديد حملات در افغانستان

 

به رغم آنكه اشغالگران ادعا داشتند كه در افغانستان به موفقيتهاي بسياري دست يافته‌اند گزارشهاي جديد نشان مي‌دهد كه آمار تلفات آنها در افغانستان در ماه جاري بيش از نيروهاي حاضر در عراق بوده است.در حالي كه 50 هزار نيروي خارجي در افغانستان حضور دارند در ماه گذشته 60 نفر از آنها به كام مرگ رفته‌اند. هرچند كه در ماههاي گذشته اخبار بسياري از شكستهاي اشغالگران افغانستان منتشر گرديده اما روند جديد را مي‌توان نتيجه شرايطي دانست كه برگرفته ازچند عنصر مي‌باشد:

1-جنايت ها و اقدامات نادرست ضد بشري اشغالگران سبب شده تا موجي از انزجار در اين كشور ايجادشود.اهانت به مقدسات اسلامي ،كشتار غير نظاميان، تجارت زنان و دختران و عدم تحقق وعده بازسازي و...موجي از نارضايتي را به همراه داشته است. نتيجه نهايي اين امر گرايش مردم مذهبي افغانستان به طالبان براي مقابله با اشغالگران است چنانكه در روزهاي گذشته طالبان مناطقي را به اشغال درآورده‌اند.

2-اسناد نشان مي‌دهد كه اختلافات شديدي ميان نيروهاي خارجي حاضر در افغانستان ايجاد شده است به گونه اي كه بسياري فروپاشي دروني آنها را ابراز داشته‌اند. اين اختلافات و عدم تمايل كشورها به افزايش نيرو در افغانستان در كنار گرايش كامل انگليس و آمريكا به عراق، تقويت گروههاي معارض را به همراه داشته است.

3-تحولات عراق نشان مي‌دهد كه اشغالگران براي كاهش تلفات، مسئوليت امنيتي بسياري از شهرها را به نيروهاي عراقي واگذار كرده‌اند. به عبارتي ديگر تلفات را از نيروهاي خود به عراقي‌ها منتقل كرده‌اند. با توجه به عدم همبستگي و نيز نبود ارتش واحد در افغانستان تكرار گرايش در اين كشور چندان امكان پذير نمي‌باشد. اشغالگران اعتراف كرده‌اند كه پس از 7 سال اشغال، هنوز ارتش افغانستان تشكيل نگرديده است.

4-نكته مهم در تحولات افغانستان، عدم وجود انسجام در دولت مركزي است.هرچند در عراق جنگ و درگيري ادامه دارد اما تمام گروهها در قبال دولت مالكي ديدگاه مشترك و واحدي دارنددر حالي كه در افغانستان به دليل نظام قبيله‌اي گسترده، چنين نگرشي ايجاد نشده است. تلاشهاي قبيله‌اي براي كسب قدرت از عوامل استمرار بحران در اين كشور مي‌باشد چنانكه كرزاي نيز چندين بار از استعفاء سخن گفته است.

5-نكته قابل توجه آنكه هدف جديد اشغالگران، تسلط نظامي بر پاكستان به ويژه نظارت بر بخش‌هاي هسته‌اي آن است. اين سناريو وجوددارد كه اشغالگران با اعطاي آزادي عمل به طالبان براي بحران آفريني امنيتي، زمينه را براي تحركات عليه پاكستان فراهم آورند چنانكه تاكنون ناتو  چندين عمليات در نقاط مرزي انجام داده  و دهها تن را به كام مرگ برده‌ است.

در نهايت تشديد تلفات اشغالگران در افغانستان رامي‌توان نتيجه سياستهاي نادرست آنها در قبال تحولات اين كشور دانست كه بيانگر تاكيد مردم اين كشور بر خروج بيگانگان  از كشورشان است. جنايتهاي اشغالگران وعدم آزادي دولت مركزي موجب تشديد اعتراض ها به اشغالگران شده چنانكه مردم هر روز با برگزاري تظاهرات ،خواستار خروج بيگانگان گرديده‌اند هرچند كه اشغالگران اجراي اين مهم را شكستي سنگين براي اهداف  نظامي و سياسي خود تلقي مي‌كنند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                    ديدار باراك و ابومازن

در ادامه فعاليتهاي سازشكارانه ديروز ايهود باراك وزير جنگ رژيم صهيونيستي و ابومازن رئيس تشيكلات خودگردان فلسطين  در يونان با يكديگر ديدار كردند. اين ديدار در شرايطي برگزار شد كه ابومازن پيش از آن به شكست روند سازش اعتراف كرده بود و صهيونيستها نيز به دليل برقراري آتش بس با حماس چندان تمايلي به ادامه اين روند ندارند. هرچند كه اين ديدار، اقدامي تكراري از سوي طرفين براي  به اصطلاح نمايش سازش مي‌باشد اما در حاشيه آن چند نكته قابل تامل است.

1-با توجه به اينكه طرف اصلي طرف‌هاي فلسطيني و صهيونيستي، ابومازن و اولمرت (ليوني) بودند، ورود باراك به اين صحنه را مي‌توان نشانگر اختلافات رژيم صهيونيستي و به نحوي تلاش باراك براي جايگزيني به جاي اولمرت و ليوني دانست هرچند كه صهيونيستها آن را اقدامي عادي عنوان مي‌كنند.

 2- بر اساس توافقات آمريكا و رژيم صهيونيستي، ابومازن از كمكهاي نظامي و آ‌موزش صهيونيستها در غرب براي مقابله با به اصطلاح آشوب‌ها برخوردار مي‌گردد. ديدار باراك به عنوان ارشد ترين مقام نظامي صهيونيست باابومازن را مي‌توان دراين چارچوب دانست به ويژه اينكه ژنرال مولن فرمانده ارشد نظامي آمريكا نيز چندي پيش با مقامات نظامي تل آويو ديدار و بر همكاري با ابومازن تاكيد كرده بود.

3- تحركات صهيونيستها در قبال فلسطينيان حول دو محور قرار دارد. ادامه توسعه طلبي در كرانه باختري و قدس و عدم تحقق طرح آتش ملي فلسطينيان. در شرايط كنوني ديدار باراك را مي‌توان اولا هشدار به ابومازن به ادامه تحركات در كرانه باختري در صورت عدم پذيرش خواسته‌هاي تل آويو و ثانيا اقدامي براي جوسازي مبني بر همكاري تل آويو وابومازن براي سركوب گروههاي مقاومت جهت بر هم زدن طرح آشتي ملي دانست. تقارن اين ديدار با بسته شدن گذرگاههاي غزه و تشديد حملات به كرانه باختري اين سناريو را تقويت مي كند.

در مجموع اين ديدار در حالي كه نشانگر اختلاف صهيونيستها است اقدامي براي تحريك ابومازن جهت سركوب مقاومت بوده كه مي‌تواند در آينده به بازداشتها و ترورهاي هدفمند رهبران مقاومت منجر شود در حالي كه طرح آشتي ملي را نيز در ابهام قرار مي‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

              تحقق وعده ديگر حزب الله

 

رژيم صهيونيستي كه به عنوان مقابله با حزب الله، جنگ33 روزه را عليه لبنان آغاز كرد به رغم تمام جنايتها و حمايتهاي متحدان غربي‌اش، سرانجام به شكست در برابر مقاومت اعتراف كرد. كارنامه رژيم صهيونيستي پس از جنگ 33 روزه (2006) تاكنون همواره سرشار از شكست و ناكامي بوده است چنانكه فروپاشي دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي و اكنون زوال سياسي اين رژيم را به همراه داشته است. در شرايطي كه رژيم صهيونيستي به رغم تمام طرح‌هاي خرابكارانه براي ترور رهبران مقاومت و تخريب جايگاه مردمي و جهاني حزب الله نتوانست به اهداف خود دست يابد در عقب نشيني ديگري از مواضع مقاومت، اين رژيم باتبادل اسرا با حزب الله آن هم باپيش شرط‌هاي حزب الله موافقت كرده است. صهيونيستها كه ديگر توانايي مقابله بامقاومت راندارند، عقب نشيني در برابرحزب الله را راهكاري براي قرار از شكستهاي آينده مي‌دانند .مسئولان موساد اعتراف كرده‌اند، آمريكا و تل آويو براي نجات رژيم صهيونيستي از شكستهاي بيشتر به مذاكره با لبنان روي آورده‌اند. آنها اميدوارند تا با طرح مزارع شبعا، آزادي اسرا، اجراي قطعنامه 1701 ،به اصطلاح شرايط را براي خلع سلاح مقاومت فراهم سازند. هرچند آنها اين اقدامات را در نهايت عليه مقاومت مي‌دانند اما در حقيقت آنها اين مسير را تنها راهكاري براي خروج از زوال دانسته و چاره‌اي جز پذيرش خواسته‌هاي حزب الله ندارند. نكته مهم آنكه رژيم صهيونيستي كه در برابر مقاومت ملت فلسطين نيز ناكام  مانده براي جلوگيري از رسوايي ديگر طرح مسئله آزادي اسراي فلسطيني با حزب الله را مطرح كرده است. آنها كه با پذيرش آتش بس رسما به شكست در برابر حماس اعتراف كرده‌اند، با واگذاري پرونده اسراي فلسطيني به حزب الله به نحوي از تكرار شكست جلوگيري مي‌كنند هرچند كه همگان اعتراف دارند كه بازگشايي پرونده اسرا خود گواهي بر تزلزل اين رژيم است.

در مجموع رويكرد صهيونيستها به مذاكره با حزب الله پيرامون اسرا را مي‌توان شكستي سنگين براي اين رژيم دانست كه ادامه  اي بر  رسوايي‌هاي جنگ 33 روزه مي‌باشد چنانكه سيدحسن نصرالله نيز پيش از اين وعده داده بود كه صهيونيستها سرانجام با آزادي اسرا بر اساس پيش شرط‌هاي حزب‌الله موافقت خواهند كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                  فرار با فرافكني

 

گوردون براون نخست وزير انگليس يك سال پيش به نام اصلاح ويرانه‌هاي سياستهاي توني بلر در راس قدرت قرار گرفت. براون كه پس از 13 سال انتظار، سرانجام توانست به بهانه جبران  شكستها و ضعفهاي بلر در عرصه داخلي و خارجي، وي را وادار به كناره گيري از قدرت نمايد به عنوان مرد آهنين اقتصاد، نخست وزيري را بر عهده گرفت. اكنون با گذشت يك سال از دوران نخست وزيري براون، نه تنها وعده‌هاي وي محقق نگرديده بلكه چنان در مسير زوال حركت نموده كه حزب كارگر نيز از وي ابراز نارضايتي كرده و خواستار بركناري وي شده است. بحران‌هاي شديد اقتصادي و اجتماعي، تورم ،بي كاري،تبعيض گسترده اجتماعي و ... از جمله چالشهاي داخلي است كه سبب شده تا تظاهرات‌و اعتصابهاي گسترده‌اي  عليه سياستهاي براون برگزار شود. در عرصه خارجي نيز وي نتوانست به وعده‌هاي خود براي احياي جايگاه انگليس و مقابله با ساير رقبا عمل نمايد چنانكه انگليس در كنار آمريكا همچنان منفورترين كشورهاي جهان مي‌باشند. در اين ميان به رغم ادعاهاي براون، لندن در جنگ عراق و افغانستان نيز نتيجه مثبتي نداشته به گونه‌اي كه از يك سو نيروهاي انگليس از عراق خارج نگرديدند و از سوي ديگر آمار تلفات انگليس در افغانستان بيش از گذشته افزايش يافت كه نتيجه آن اعزام نيروهاي ويژه به اين كشور پس از7 سال اشغالگري بود. مجموع ناكامي‌ها در عرصه داخلي و خارجي سبب گرديده تا دولت براون در باتلاقي قرار گيرد كه تكرار سرنوشت بلر را براي او در اذهان تداعي ساخته است. شكست حزب كارگر در انتخابات شهرداري ها و ميان دوره‌اي پارلمان ،حداقل پيامدهاي سياستهاي براون بوده است. بسياري از اعضاي حزب كارگر خواستار كناره گيري براون براي حفظ موقعيت حزب شده‌اند. در اين ميان براون نيز براي فرار از ادامه انتقادها به سياستهاي فرافكنانه روي آورده است. تشديد تحركات نظامي در عراق و افغانستان، تقابل با چين و روسيه، اتهام زني به كشورها در قبال افغانستان، اجراي سياستهاي خصمانه در قبال ايران نظير اظهارنظر درباره تحريم‌هاي بيشتر و خروج منافقين از ليست گروههاي تروريستي و در نهايت به كارگيري نام مجعول به جاي واژه خليج فارس، افزايش فضاي امنيتي انگليس به بهانه حملات تروريستي، خروج بخشي از بمب‌هاي هسته‌اي آمريكا به عنوان اجراي بخشي از خواسته‌هاي مردم، دخالت و بحران آفريني در زيمبابوه و بازيگري  در امور خاورميانه به نفع رژيم صهيونيستي  و ... را مي‌توان از سياستهاي فرافكنانه براون براي فرار از بحران دانست. وي تلاش دارد تا با اين اقدامات، افكار عمومي و حزب كارگر را از رسوايي‌هاو ناكامي‌هاي خود دور سازد تا شايد بتواند تا انتخابات آينده قدرت را حفظ نمايد هرچند كه حجم رسوايي هاي وي و انتقادهاي مردمي ،اين امر را در ابهام قرار داده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                               سفر رايس به شرق آسيا

كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا كه براي شركت در اجلاس وزراي خارجه گروه 8 به ژاپن سفر كرده بود از كشورهاي كره جنوبي و  چين نيز ديدار كرد تا تحركات جديدي را در شرق آسيا آغاز نمايد. هرچند كه علت اصلي سفر وي حضور در نشست جي 8 عنوان گرديده اما در حاشيه اين مذاكرات وي اهداف ديگري رادر منطقه جست و جو مي‌كند. پرونده كره شمالي و حل مسئله فعاليتهاي هسته‌اي آنها اصلي ترين محور حاشيه‌اي سفر رايس را تشكيل مي‌دهد. با توجه به اينكه آمريكا در ماههاي آخر رياست جمهوري بوش به حل هرچند موقت پرونده‌هاي گذشته نياز دارد، حل مسئله كره شمالي براي آنها قابل اهميت مي‌باشد. هرچند كه پيونگ يانگ براي اجراي تعهدات آمريكا براي حذف نام اين كشور از ليست گروههاي تروريستي و لغو تحريم‌ها، بخشي ازفعاليتهاي هسته‌اي خود راتعطيل نمود اما چنانكه مقامات آمريكايي اعلام كرده همچنان سياست چماق و هويج براي پايان تمام فعاليتهاي هسته‌اي اين كشور ادامه مي‌يابد. بر اين اساس از محورهاي ديدارهاي رايس استمرار سياست اعمال فشار بر پيونگ يانگ مي‌باشد. ازديگر چالشهاي آمريكا در شرق آسيا مشكلات ايجاد شده درروابط اين كشور با كره جنوبي است. نارضايتي مردم از حضور نظاميان آمريكايي و نيز قرارداد واردات گوشت از آمريكا به چالشي در مناسبات دو كشور مبدل شده است. درشرايطي كه مردم كره جنوبي در روزهاي گذشته با برپايي تظاهرات گسترده به عملكرد دولتمردانشان در برابر آمريكا اعتراض كرده‌اند، رايس با سفر به اين كشور ضمن اعلام حمايت از دولت سئول به نحوي دلجويي مستقيم از مردم كره را نيز در دستور كار دارد. مسئله ديگر در سفر رايس حضور وي در چين مي‌باشد. هرچند كه آمريكا به بهانه تهديدات اقتصادي، نظامي وحقوق بشري چين، به انتقاد از اين كشور مي‌پردازد اما در شرايط كنوني نيازمند همكاريهاي اين كشور است، بهره گيري از ظرفيتهاي اقتصادي چين براي كاهش بحران اقتصادي آمريكا، پيگيري پرونده هسته‌اي كره شمالي و ايران، بررسي تحولات آفريقا به ويژه زيمبابوه و سودان و ... از محورهاي اين مذاكرات است. در همين حال سياست واشنگتن عدم ايجاد ائتلاف در شرق آسياو نيز جلوگيري از اتحاد روسيه و چين است، لذا با گرايش به چين براي اعمال فشار بر روسيه فعاليت مي‌كند. با توجه به گرايش كنگره و بخشي از جامعه آمريكا به مسئله حقوق بشر ،اعمال فشار بر چين در زمينه حقوق بشر بخشي از اين سياست است كه براي تبليغات انتخاباتي مك لين انجام مي‌شود.

در مجموع سفر رايس به شرق آسيا در كنار نشست جي 8 ،برگرفته از چالشهاي اقتصادي آمريكا و تلاش براي بهره گيري از ظرفيتهاي اين كشور در اقتصاد آمريكا و نيز تحركات دپپلماتيك براي ثبت موفقيتي جديد در كارنامه بوش در زمينه حل مسئله كره شمالي است كه در برابر افكار عمومي آمريكا انجام مي‌شود تا كمكي براي مك كين در انتخابات آمريكا باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                      رقابت براي خوش خدمتي به صهيونيستها

دولتمردان آمريكا در حالي به حمايت فراگير از رژيم صهيونيستي متعهد مي‌باشند كه رقابتي ميان جمهوريخواهان و دموكراتها براي اجراي اين مهم تشديد شده است. با توجه به شرايط انتخاباتي حاكم بر آمريكا، هردوطيف تلاش دارند تا به نحوي رضايت لابي صهيونيست را كسب نمايند. اين تحركات در چند محور انجام مي‌شود. در بعد تبليغاتي ،نامزدهاي انتخابات  آمريكا يعني مك كين جمهوري خواه و اوباماي دموكرات با حضور در جلسات آ‌يپك و لابي‌هاي صهيونيست به طور افراطي به حمايت از طرح‌هاي صهيونيستها مي‌پردازند چنانكه حتي خود را صهيونيست تر از صهيونيستها مي‌نامند. در بعد اقتصادي نيز هر دو گروه با اعطاي كمكهاي ميليون دلاري به رژيم صهيونيستي اهداف خود را پيگيري مي‌كنند. اين رقابت حتي در كنگره نيز ادامه دارد چنانكه آنها بودجه 170 ميليون دلاري براي بازسازي رژيم صهيونيستي اختصاص دادند. در بعد نظامي نيز سران آمريكا برآنند تا خواسته‌هاي اين رژيم را تامين كننده فروش پيشرفته ترين هواپيماهاي جنگ و ادوات نظامي، اعطاي رادار ضد موشك، تقويت ارتش و... از جمله اين تحركات است. نكته قابل توجه آنكه هر دو گروه با سكوت در برابر توسعه طلبي‌هاي صهيونيستها در قدس راه را براي اجراي اهداف آنها هموار مي‌سازند. در نهايت موضع گيري خصمانه در برابر دشمنان صهيونيستها در عرصه جهاني و كسب متحدان جديد براي تل‌آويو،از ديگر عملكردهاي نامزدهاي انتخابات آمريكا براي كسب رضايت صهيونيستها است كه براي كسب آراء آنها انجام مي‌شود در حالي كه در اين ميان ميليونها ماليات دهنده آمريكايي قرباني خوش خدمتي دولتمردانشان به صهيونيستها مي‌گردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                        تكرار فتنه بحران امنيتي

 

به رغم آنكه بيش از يك ماه از توافق گروههاي لبناني در دوحه براي تشكيل دولت اتحاد ملي مي‌گذرد اما همچنان اين كشور بدون وجود دولتي متمركز و فراگير شرايطي بحراني را سپري مي‌كند. هرچند كه گروههاي لبناني براي تشكيل دولت اتحاد ملي فعاليت مي‌كنند و ميشل سليمان رئيس جمهور نيز با رايزني‌هاي گسترده خواستار تسريع در اين روند مي‌باشد اما به دليل سياستهاي جانبدارانه 14 مارس به نخست وزيري سنيوره همچنان ابهامات براي تحقق اين مهم بر قوت خود باقي است. نكته قابل توجه در تحولات لبنان تشديد انفجارها و حملات انتحاري است چنانكه ديروز انفجار بمبي در منطقه سني نشين طرابلس بار ديگر جوي از وحشت را به منطقه حاكم ساخت. اين انفجارها در حالي تشديد گرديده است كه:

1-انفجارها در مناطق سني نشين طرابلس و بعضا نزديك پايگاههاي نظامي صورت مي‌گيرد. اين در شرايطي است كه منابع خبري از طرح‌هاي غرب و متحدان لبناني آنها براي ايجاد جنگ داخلي ميان شيعه و سني و مسيحيان خبر داده بودند. با توجه به اينكه انفجارهاي گذشته در مناطق مسيحي نشين بوده، انفجارهاي اخير در مناطق سني نشين مي‌تواند بيانگر اجراي اين سناريو باشد كه در نهايت به جنگ شيعه و سني با مسيحيان منجر مي‌شود.

2-مقامات موساد در روزهاي پيش از اجراي طرح‌هاي خرابكارانه براي بحراني ساختن جو داخلي لبنان خبر داده بودند. هدف موساد از اين اقدامات جنگ داخلي و در نهايت بهره برداري از اين شرايط براي استمرار سياستهاي توسعه طلبانه در فلسطين و لبنان مي‌باشد.

3-جريان 14 مارس همواره براي اجراي اهداف خود و جلوگيري از تحقق اهداف مخالفان، سياست بحران آفريني را اجرا مي‌كند. در شرايطي كه تحقق تشكيل دولت اتحاد ملي را چندان در چارچوب اهداف خود و متحدان غربي شان نمي‌دانند سياست بحران را اجرا مي‌كنند تا به نحوي عدم تشكيل دولت را توجيه نمايند.

4-گزارشهاي منتشره از طرح غرب براي ارسال سلاح و حضور نظامي در لبنان حكايت دارد. براساس طرحي كه ساركوزي رئيس جمهور فرانسه آن را اعلام داشته، غرب به عنوان جلوگيري از بحران‌هاي امنيتي برآنند تا سلاح‌هاي بسياري به لبنان وارد سازند تا در نهايت سياست خلع سلاح حزب الله را محقق سازند.

در مجموع استمرار بحران امنيتي به ويژه در مناطق سني نشين ،سناريويي تكراري از سوي جريان 14 مارس، متحدان صهيونيست و غربي آنها است كه برآنند تا از اين شرايط براي اجراي اهداف خود به ويژه عدم تشكيل دولت اتحاد ملي بر اساس خواست مخالفان و نيز خلع سلاح حزب الله دست يابند. 

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                اسكان يا حذف آوارگان فلسطيني؟

 

بحران فلسطين در شرايطي ادامه دارد كه از مسائل مطرح در اين تحولات آوارگان فلسطيني و آينده آنها مي‌باشد. 6 ميليون فلسطيني  به عناوين مختلف از سرزمين مادري خود دور مانده و در ساير كشورها اسكان يافته‌اند. درباره آينده اين افراد دوديدگاه مطرح گرديده است . از يك سو فلسطينيان و كشورهاي اسلامي بر اساس قطعنامه‌هاي سازمان ملل خواستار بازگشت آوارگان به وطنشان مي‌باشند چنانكه از شروط پذيرش سازش با تل آويو را اجراي اين حق عنوان داشته‌اند از سوي ديگر رژيم صهيونيستي و متحدان غربي‌اش كه بازگشت آوارگان را به منزله ، برتري جمعيتي فلسطينيان نسبت به صهيونيستها و به تبع آن تشديد مقاومت مي‌دانند، برآنند تا از اين امر جلوگيري كنند.از سوي ديگر  اسناد نشان مي‌دهد كه رژيم صهيونيستي براي تكميل سياست اشغالگري تغيير بافت جمعيتي در اراضي اشغالي را اجرا مي‌كند كه محور آن را اخراج فلسطينيان تشكيل مي‌دهد. نكته مهم در باب آوارگان فلسطيني تلاشهاي صهيونيستها و متحدان آنها براي اسكان آوارگان در ساير كشورها است. بر اساس طرح‌هاي افشا شده، آنها برآنند تا آوارگان فلسطيني در سوريه، لبنان، و ساير نقاط جهان اسكان داده شوند تا به طور كلي مساله بازگشت آوارگان به وطنشان را منتفي سازند. در اين ميان بخشي از طرح آنها را اسكان آوارگان در لبنان تشكيل مي‌دهد. در حالي كه 400 هزار فلسطيني در 12 اردوگاه لبناني در مكانهاي موقت ساكن گرديده‌اند، طرح‌ها براي اسكان دائم آنها اجرا مي‌شود.

به اين منظور چندي پيش نشستي در وين برگزار شد كه در آن كشورها و نهادهاي جهاني 445 ميليون دلار براي بازسازي اردوگاه نهرالبارد كه سال گذشته به دليل درگيري ارتش و افراطيون آسيب ديده بود اختصاص دادند. اين بودجه در حالي اعلام گرديد كه پيش از اين گزارشها از تلاش غرب براي جلب همكاري اعراب جهت اسكان آوارگان فلسطيني در لبنان حكايت داشت. اين اقدام هرچند كه عملكردي بشردوستانه اعلام شده اما در نهايت توطئه‌اي عليه ملت فلسطين است كه حق بازگشت آنها به وطنشان را سلب نموده و رسمااراضي اشغالي را به صهيونيستها واگذار نمايد. هدف نهايي غرب از اين طرح‌هاي به اصطلاح بشر دوستانه ،حذف بند بازگشت آوارگان فلسطيني از طرح روند سازش است كه صهيونيستها را به اهداف توسعه طلبانه در قدس واراضي اشغالي نائل مي‌سازد. لازم به ذكر است كه بسياري از اسراي فلسطيني به آمريكاي لاتين انتقال يافته اند تا روند اخراج فلسطينيان از سرزمين مادري آنها تشديد گردد. بر اين اساس طرح بازسازي و اسكان آوارگان فلسطيني در لبنان  توطئه‌اي براي حذف فلسطينيان است كه چالشهاي بسياري براي فلسطينيان و كشورهاي ميزبان آنها به همراه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

           

                             ائتلاف شكننده براي بقاء

رژيم صهيونيستي به رغم تمام فعاليتها و تبليغات گسترده‌اي كه داشته ، چنان در بحران داخلي قرار گرفته كه ناظران سياسي فروپاشي دروني آن را دور از ذهن نمي‌دانند. اين بحران‌ها كه از زمان شكست صهيونيستها در جنگ 33 روزه در برابر مقاومت لبنان آغاز گرديده اكنون به مرحله فروپاشي دولت اولمرت نزديك گرديده است. نكته قابل توجه در اين روند توافق ميان باراك وزير جنگ با اولمرت نخست وزير يا همان رهبران احزاب كار وكاديما براي حفظ دولت ائتلافي تا سپتامبر و عدم انحلال كنست براي انتخابات زودهنگام است. هرچند كه آنها اين ائتلاف شكننده را بيانگر اتحاد داخلي مي‌دانند اما عاملان اصلي اين توافق در چند محور قابل ارزيابي است.

اولا، بر اساس آمار ونظرسنجي‌ها در صورت برگزاري انتخابات زودهنگام، اكثريت با حزب ليكود به رهبري نتانياهو خواهد بود. احزاب كار وكاديما براي حفظ قدرت چاره‌اي جز جلوگيري از انتخابات زودهنگام ندارند لذا حفظ ائتلاف اجباري را پذيرفته‌اند.

 ثانيا صهيونيستها بر اين امر آگاهند كه انتخابات زودهنگام يعني تسليم شدن در برابر حزب الله و مقاومت ملت فلسطين لذا براي فرار از اين رسوايي اجبارا ظاهر ائتلاف را حفظ مي‌كنند.

 ثالثا متحدان غربي رژيم صهيونيستي به ويژه آمريكا و فرانسه، ادامه كار دولت فعلي صهيونيست را براي اجراي اهداف خود الزام آور مي‌دانند. چنانكه توافق باراك و اولمرت پس از رايزني‌هاي رايس وزير خارجه آمريكا و ساركوزي رئيس جمهور فرانسه با مقامات تل آويو برقرار شد.

 درنهايت استمرار ائتلاف باراك واولمرت را مي‌توان ائتلافي اجباري براي فرار از شكستهاي مقطعي دانست در حالي كه در آينده همچنان تقابل آنها ادامه خواهد يافت چنانكه باراك كناره‌گيري اولمرت را امري اجباري اعلام كرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

               يورش صهيونيست ها به كرانه باختري

 

رژيم صهيونيستي به رغم يك سال جنايت و كشتار گسترده فلسطينيان، سرانجام در برابر مقاومت تسليم شد و آتش بس با حماس را پذيرفت. هرچند كه صهيونيستها همواره اثبات نموده‌اند كه هرگز پايبند به تعهدات خود نمي‌باشند امااين اقدام را مي‌توان پيروزي ديگري براي ملت فلسطين دانست كه به دليل دوري از روند به اصطلاح  سازش و ادامه دادن راه مقاومت حاصل شده است. نكته قابل توجه در تحركات صهيونيست ها، استمرار فعاليتهاي آنها در كرانه باختري است كه به شهادت و زخمي شدن دهها تن منجر شده است. با عنايت به آتش بس اعلام شده در غزه، فعاليتهاي كنوني صهيونيستها در كرانه باختري مي‌تواند با چند هدف صورت گرفته باشد:

اولا ماهيت كلي رژيم صهيونيستي بر اساس نظامي گري است . آنها بقاي خود راصرفا در همين چارچوب تامين مي‌كنند. بسياري از مقامات نظامي و سياسي اين رژيم اعتراف دارند كه بدون سياست كشتار ،فروپاشي آنها قطعي خواهد بود. آنها براي كاهش توجهات به آتش بس در غزه و نيز سرپوش نهادن بر چالشهاي داخلي، استمرار فعاليت نظامي در كرانه باختري را اجرايي مي‌كنند. بحران سياسي در اين رژيم چنان بالا گرفته كه گروههاي سياسي خروج از دولت اولمرت و انحلال «كنست» را اعلام كرده‌اند.

ثانيا هدف اصلي صهيونيستها توسعه طلبي در كرانه باختري و قدس شريف مي‌باشد. بر اساس گزارش‌هاي منتشره آنها براي شهرك سازي و اشغال اراضي جديد در اين مكانها فعاليت مي‌كنند. تحركات نظامي صهيونيستها در كرانه باختري از يك سو سرپوشي بر شهرك سازي ها در اين منطقه و قدس شريف و از سوي ديگر عاملي براي امتياز گيري از ابومازن در روند سازش است. با توجه به ماهيت سازش كارانه ابومازن، اين تحركات مي‌تواند زمينه‌اي براي اجراي اهداف صهيونيستها باشد. اين سناريو زماني قوت مي‌گيرد كه حملات نظامي صهيونيستها با نشست نمايندگان تل آويو و تشكيلات خودگردان با رايس در برلين و سفر اولمرت به مصر متقارن مي‌گردد.

ثالثا از اهداف كلان صهيونيستها به سازش كشاندن اعراب به ويژه مذاكره با سوريه و لبنان است. صهيونيست ها كه آتش بس در غزه را گامي براي سازش با اعراب عنوان مي كنند برآنند تا با ادامه حملات به كرانه باختري ، تكرار سناريوي غزه براي اين منطقه را مشروط به گرايش اعراب به  استمرار روند سازش نمايند كه حول محور جولان و مزارع شبعا اجرا مي شود .

در مجموع حملات صهيونيستها به كرانه باختري را مي‌توان تكرار سياستهاي گذشته براي كسب امتيازات ازتشكيلات خودگردان و كشورهاي عربي، به ويژه به سازش كشاندن لبنان و سوريه دانست كه در لواي آن ،سرپوش نهادن بر بحران‌هاي داخلي نيز پيگيري مي‌شود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                          خواسته های اولمرت از مبارک

ايمود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي  در قاهره با مبارك رئيس  جمهور مصر ديدار كرد. اين ديدار در حالي صورت گرفت كه در محورهاي اصلي تحركات مصر و تل آويو بر چند محور استوار است. در بعد روابط دو جانبه در ماههاي اخير اختلافاتي ميان طرفين ايجاد شده است هرچند كه روابط آنها براي منافعشان ادامه دارد اما تحركات صهيونيستها ونيز انزجار شديد مردم مصر بر اين روابط تاثير منفي داشته است چنانكه آمريكاسرانجام به عنوان واسطه براي حل اختلافات اقدام نمود. سفر اولمرت به قاهره را مي‌توان باب تازه‌اي در حل اين اختلافات دانست در حالي كه محور اصلي آن را  انتقال گاز از مصر به تل آويو، بررسي پرونده سازش اعراب با صهيونيستها به ويژه مساله لبنان و سوريه، چگونگي برخورد با فلسطينيان و اجراي توافقنامه آتش بس در غزه، پرونده تبادل اسراي فلسطيني با «شاليط» سرباز صهيونيستي در بند مقاومت، ادامه روند سازش ميان تل آويو و تشيكلات خودگردان، بررسي آنچه صهيونيستها قاچاق سلاح از صحرا سينا به غزه عنوان مي‌كنند، ارزيابي طرح فرانسه براي تشكيل اتحاديه مديترانه‌اي كه در سفر اخير ساركوزي به تل آويو مورد تاكيد قرار گرفت و ... از دلايل سفر اولمرت به مصر مي‌باشد. وي در نهايت تلاش دارد تا با بهره گيري از آتش بس ايجاد شده در غزه و استمرار فعاليتهاي نظامي در كرانه باختري به امتيازگيري از فلسطينيان و اعراب بپردازد كه خلع سلاح مقاومت و به سازش كشاندن سوريه و لبنان محور آن را تشكيل مي‌دهد چرا كه اولمرت رمز بقاي خود را بازي در پرونده‌هاي به اصطلاح صلح مي‌داند كه در ابعاد مختلف مطرح شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                              عقب نشيني دسته جمعي

 

خاورميانه در روزهاي اخير شاهد برخي تحركات جديد به ويژه از سوي رژيم صهيونيستي است كه با نام روند سازش اجرايي مي‌شود.رويكرد رژيم صهيونيستي و متحدانش براي پايان دادن به محاصره غزه و پذيرش آتش بس با حماس، مواضع آنها براي آغاز گفت و گو با سوريه درباره جولان ومذاكره با لبنان درباره مزارع شبعا و ... از جمله مهمترين تحولات در عرصه خاورميانه است. هرچند كه صهيونيست‌ها و غرب بر اين ادعايند كه تحركات مذكور همسو با روند صلح خاورميانه است اما بررسي تحولات و اهداف هر كدام از اين بازيگران نشانگر گرفتار شدن آنها در چالشهايي است كه رويكرد اجباري آنها به اين امر را به همراه داشته است.

اولا، رژيم صهيونيستي چنان از درون فروپاشيده كه دگرگوني سياسي در اين رژيم را الزام آور ساخته است . صهيونيستها در اجراي سياستهايشان در برابر مقاومت ناكام مانده‌‌‌‌اند در حالي كه اين امر از يك سو انتقاد داخلي و از سوي ديگر اعتراضات جهاني را به همراه داشته است.صهيونيستها براي فرار از اين چالشها چاره‌اي جز پذيرش آتش بس و حضور در روند مذاكرات منطقه‌اي (لبنان وسوريه) نداشته اند. هرچند كه در لواي اين تحركات با برخي سياستهاي دوگانه براي توسعه طلبي در قدس وچالش آفريني در منطقه فعاليت مي‌كنند.

ثانيا آمريكا كه در صلح خاورميانه ناكام مانده است براي تبليغات انتخاباتي و ثبت حداقل پيروزي در كارنامه 8 ساله بوش، گرايش اعراب به روند سازش و حضور در عراق، كاهش انتقادهاي جهاني و احياي آبروي از دست رفته،بازيگري دوباره در خاورميانه براي حفظ منافع اقتصادي و... نيازمند تحقق صلح در خاورميانه است. در شرايطي كه آمريكا در عراق،افغانستان و لبنان نتوانسته به اهداف خود دست يابد تنها راهكار فرار از بحران را در گرو تحولات فلسطين ارزيابي مي‌كند. واشنگتن با اعمال فشار و بعضا اعطاي امتيازات ويژه به تل آويو خواستار حركت آن در مسير برخي تعاملات سازشكارانه گرديده تا بدين وسيله برخي اهداف خود رامحقق سازد. هرچند كه آمريكا اين تحولات را برگي از اقتدار و اجراي اصل روند سازش اعلام مي‌كند اما درواقع اين امر نشانه شكست طرحهاي اين كشور و گرايش اجباري آن به امتياز دادن درغزه، لبنان وسوريه است.

ثالثا فرانسه بازيگر ديگري است كه تلاش بسياري در تحولات خاورميانه داشته است. هرچد كه احياي دوران گذشته از اهداف اصلي پاريس با محوريت حمايت از رژيم صهيونيستي است اما مهمترين عامل براي بازيگري فرانسه،فعاليتهاي آن براي تشكيل اتحاديه مديترانه‌اي است.بر اساس طرح ساركوزي كشورهاي حوزه مديترانه شامل برخي كشورهاي آفريقايي وخاورميانه‌اي با رهبريت فرانسه در اين طرح قرار مي‌گيرند.پاريس كه در آينده نزديك ميزبان نشست مقدماتي اين اتحاديه است، با بازيگري در روند صلح خاورميانه و آفريقا اميد دارد تا رضايت كشورها را براي پذيرش اين طرح جلب نمايد. نكته مهم آنكه اين طرح‌ها در نهايت در جهت منافع رژيم صهيونيستي است لذا اين سناريو وجود دارد كه طرفين با ايجاد روند سازش (هرچند موقت) شرايط را براي برگزاري اين نشست فراهم آورند تا گامي براي تحقق آنها به ويژه برقراري روابط با اعراب باشد.

رابعا اتحاديه اروپا با گرايش به پرونده غزه و حتي شناسايي حماس نقش جديدي را در روند سازش ايفا كرد.كشورهاي اروپايي كه به دليل بحران اقتصادي و اختلافات داخلي دوران چندان مناسبي را سپري نمي‌كنند به دليل گرايش به صهيونيستها از يك سو با انتقادهاي شديد داخلي مواجه شده‌اند از سوي ديگر منافع بسياري را در خاورميانه به ويژه در بخش انرژي از دست داده‌اند. اتحاديه اروپا براي فرار از اين چالشها نيازمند تغيير نگرش‌هايي درروابط با تل آويو است لذا با گرايش به برخي تحركات صلح جويانه براي اين مهم اقدام نموده است. پيش شرط‌هاي اين كشورها براي ارتقاي روابط با رژيم صهيونيستي و  نيز گرايش به حماس از جمله اين اقدامات است.

در مجموع مي‌توان گفت كه گرايش صهيونيستها و متحدانشان به كاهش سياستهاي خصمانه در برابر غزه و رويكرد به روند سازش با لبنان وسوريه برگرفته از شكست ها و ناكاميهاي آنها است كه سبب شده تا براي فرار از اين بن بست به اين تحركات روي آورند هرچند كه در لواي آن برخي سياستهاي خصمانه از جمله توسعه طلبي درقدس و نيز جوسازي عليه روابط ايران با سوريه و لبنان رامطرح مي‌سازند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                              تقابل با نام تعامل

 

دولتمردان آمريكا كه با مجموعه‌اي از پرونده‌هاي سرشار از شكست در ماه‌هاي آينده كاخ سفيد را ترك مي‌كنند، در ادامه جوسازي‌ها در قبال ايران، از بررسي طرح بازگشايي احتمالي نمايندگي ديپلماتيك براي حفظ منافع اتباع خود در ايران خبر داده‌اند. اين سناريو كه پس از نزديك به سه دهه قطع روابط ديپلماتيك دو كشور مطرح گرديده در حالي در راس تبليغات محافل سياسي و رسانه‌اي غرب قرار گرفته كه درحاشيه آن چند نكته قابل تامل است.

1ـ سياست اعلام شده از سوي آمريكا، ايجاد دو دستگي و تقابل در عرصه داخلي ايران است. در سياست‌هاي اخير مقامات آمريكا، بودجه چند صدميليون‌ دلاري براي بحران‌آفريني داخلي در ايران در نظر گرفته شده است كه محور آن را ايجاد دو دستگي ميان ملت و مسئولان در قبال تحولات جهاني به ويژه نحوه برخورد با‌آمريكا  تشكيل مي دهد . با توجه به سياست‌هاي واشنگتن براي تفرقه‌افكني در ايران، سناريوي بازگشايي نمايندگي ديپلماتيك را مي‌توان ادامه اين رويه ارزيابي كرد.

2ـ تبليغات انتخابات رياست جمهوري در آمريكا در حالي تشديد شده  كه براساس آمار منتشره بيشتر مردم آمريكا به نماينده‌اي راي مي‌دهند كه به مذاكره ديپلماتيك در قبال ايران روي آورد. با توجه به عدم جايگاه جمهوريخواهان در ميان مردم آمريكا، اكنون كاخ سفيد با موضع‌گيري‌هاي تبليغاتي پيرامون رويكرد به ايران براي كسب آرا براي مك‌كين (نماينده جمهوريخواهان) فعاليت مي‌كند. اين در حالي است كه مواضع خصمانه كاخ سفيد در قبال پرونده هسته‌اي ايران بيانگر حقايق استمرار نگرش خصمانه آمريكا در قبال كشورمان است.

3ـ همزمان با سفر سولانا به ايران و ارائه بسته‌هاي پيشنهادي ايران و اروپا به يكديگر، سياست چماق و هويج غرب در قبال ايران آغاز شده است. اين كشورها از يك سو از مشوق‌ها سخن مي‌گويند و از سوي ديگر سياست‌هاي خصمانه نظير افزايش تحريم‌ها و تهديد به تقابل جهاني را اجرا مي‌كنند.

رويكرد آمريكايي‌‌‌ها‌به مباحث ديپلماتيك در شرايطي كه سياست‌هاي خصمانه در قبال فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را ادامه مي‌دهند را مي‌توان بخشي از تحرك چماق و هويج غرب دانست كه هدف نهايي آن، تحت‌الشعاع قرار دادن بسته پيشنهادي ايران، جوسازي جهاني براي پذيرش تعليق غني‌سازي از سوي كشورمان، بازگشايي چند پرونده در قبال ايران براي عدم اجماع در تهران در زمينه پرونده هسته‌اي و ... مي‌باشد.

چنانكه مسئولان كشورمان تاكيد كرده‌اند هدف نهايي استمرار چماق و هويج‌هاي غرب واداشتن ايران براي خروج از NPT است تا در لواي آن، ايران تهديدي جهاني معرفي شود تا سناريويي براي اجراي سياست‌هاي مغرضانه آنها در آينده باشد.

4ـ آمريكا از يك سو در خاورميانه شكست‌هاي بسياري را متحمل گرديده  و از سوي ديگر در عرصه بين‌الملل نيز با افول موقعيت مواجه است. واشنگتن در حالي در گرداب مشكلات قرار گرفته كه محور تمام اين چالش‌ها را ايران مي‌داند .براساس آخرين طرح اعلام شده از سوي واشنگتن راهكار آمريكا براي حل چالش‌هايش مهار كمربند افراطي گري (محورهاي شرارت) يعني گروه‌هاي فلسطيني، حزب‌ا.. لبنان، گروه‌هاي مبارز در عراق و افغانستان و سوريه است كه به ادعاي آنها از سوي ايران حمايت مي شوند. هدف نهايي آمريكا از گرايش به ايران، بيان سازش‌كاري تهران است تا در لواي آن اولا به اصطلاح ساير محورهاي شرارت در خاورميانه به مذاكره با آمريكا روي آورند. ثانيا كشورهاي آزادي‌خواه جهان را از ايران دور سازند.

ثالثا به بهانه رويكرد به ايران كشورهاي عربي را نيز به همكاري با واشنگتن در تحولات منطقه بويژه در عراق و سازش با رژيم صهيونيستي وادار سازند. رابعا وجهه جهاني تخريب شده خود را با نام پيروي از ديپلماسي ترميم نمايند.

در مجموعه تبليغات رسانه‌اي آمريكا پيرامون بازگشايي نمايندگي ديپلماتيك در ايران هر چند كه بيانگر اعتراف آمريكا به شكست سياست‌هاي خصمانه عليه كشورمان است اما در نهايت سناريويي براي به بحران كشاندن اوضاع داخلي ايران و منفي‌سازي ديدگاه جهاني عليه كشورمان به عنوان مخالف زبان ديپلماسي  است. واشنگتن براي فرار از چالش‌ها و بحران‌هاي داخلي وجهاني‌ خود به اين جوسازي‌ها نياز دارد . اكنون سياست جنگ‌طلبانه درقبال ايران در جهان خريداري ندارد لذا آنها  جز بازي با حربه‌هاي ديپلماتيك يا همان تقابل با نام تعامل براي ضربه زدن به ايران چاره‌اي ندارند در حالي  كه اتحاد ملت و دولت ايران در اتخاذ مواضع مشترك در برابر توطئه‌ هاي آمريكا، اين سناريو را نيز از هم‌اكنون با شكست مواجه ساخته است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                 در حاشيه نشست برلين

نشست كميته چهارجانبه سازمان ملل متشكل از آمريكا،روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل در كنار نشست كمك كنندگان به فلسطين در برلين برگزار مي‌شود. اين نشست ها كه تكراري بر نشستهاي گذشته پيرامون روند سازش در فلسطين است در حالي برگزار مي‌شود كه جوي نسبتا جديد بر منطق حاكم گرديده است.هرچند كه كميته چهارجانيه  بر اساس خواست صهيونيستها همچنان بر اصل پايان مقاومت و به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي از سوي فلسطينيان تاكيد دارد از سوي ديگر نشست هيا كمك به بازسازي فلسطين تا كنون نتيجه اي نداشته است  اما در نشست كنوني آنها با پديده جديدي به نام پذيرش آتش بس و پايان محاصره غزه از سوي صهيونيستها و نيز افزايش حمايتهاي جهاني از مقاومت مواجه مي‌باشند.اعضاي كميته چهارجانبه و بانيان نشست برلين هر كدام داراي اهدافي ويژه در خاورميانه مي‌باشند كه تحقق آنها صرفابا گرايش به روند سازش و اعطاي برخي امتيازات به فلسطينيان امكان پذير است. چنانكه در حاشيه اين نشست ها وزير خارجه آمريكا با نمايندگان تشكيلات خودگردان وتل آويو براي استمرار روند سازش تشكيل جلسه مي‌دهد. به هر تقدير نشست برلين هرچند تكراري بر مواضع گذشته است اما برخي تغييرات در نحوه تعامل با گروههاي مقاومت در غزه در آن مشاهده مي‌گردد چنانكه پيش از نشست، اعضاي آن بر اصل دست يابي به اهداف مشترك براي تحقق صلح در منطقه تاكيد كرده بودند. چنانكه ذكر شد اين كشورها براي خروج از بن بست انتقادهاي جهاني و حفظ بازيگري در خاورميانه نيازمند روند سازش مي‌باشد لذا چاره‌اي جز پذيرش برخي اهداف فلسطينيان هرچند براي كوتاه مدت ندارند.البته كمك هاي جهاني بيشتر به تشكيلات خودگردان است لذا تاثير چنداني بر غزه و آينده آن نخواهد داشت .

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                       تحكيم روابط چين و اعراب

 

چين و كشورهاي عربي  در سالهاي اخير روابط رو به گسترشي را تجربه مي‌كنند. در ادامه اين روند «زي جين پينگ» معاون رئيس جمهور چين در روزهاي گذشته در ديدار با مقامات ارشد عربستان ،قطر و يمن  بار ديگر به ارتقاي اين روابط تاكيد نمودند. اين رويكرد در حالي تقويت مي‌شود كه پيش از اين مقامات ارشد كشورهاي عربي  نيز از پكن ديدار نموده و خواستار توسعه روابط با چين شده بودند. با توجه به تحولات عرصه جهاني رويكرد دو طرف به توسعه روابط در مقطع كنوني مي‌تواند با دلايل مختلفي صورت گرفته باشد.

الف- پكن به عنوان بازيگري كه براي توسعه جايگاه جهاني خود تلاش مي‌كند، اميد داردتا در لواي روابط با كشورهاي عربي به تحقق اهدافي چند دست يابد. تامين انرژي مطمئن درشرايطي كه بحران انرژي جهان را فرا گرفته، ورود به خاورميانه و جهان اسلام با محوريت همكاري با ايران و كشورهاي درجه اول عربي ،رقابت با ساير بازيگران حاضر در عرصه منطقه و از جمله در بخش همكاريهاي هسته‌اي و... از مهمترين دلايل گرايش چين به توسعه روابط با كشورهاي عربي مي‌توان ارزيابي نمود.

ب- كشورهاي عربي  نيز در كنار پكن اهدافي خاص را پيگيري مي‌كنند.اولويت كاري اين كشورها خروج از بن بست روابط با آمريكا و كشورهاي غربي و كسب متحدان جديد در عرصه جهاني است.در شرايطي كه روابط كشورهاي عربي با غرب با

 چالش هايي  مواجه گرديده ، اعراب با گرايش به چين و روسيه خلاء موجود در مناسباتش با غرب را مرتفع ساخته از سوي ديگر تحرك اين كشورها براي اجراي بيشتر خواسته‌هايش را فراهم مي‌سازد. گرايش به شرق كه مورد تاييد مردم كشورهاي عربي  است مي‌تواند به ارتقاي جايگاه منطقه‌اي و جهاني اين كشورها نيز مبدل گردد چرا كه اكثريت منطقه ديدگاهي منفي به غرب و روابط كشورها با آنها دارند. اين نكته قابل ذكر است كه اين همگرايي مي‌تواند محركي براي حضور فعال تر بازيگران جهت حل بحران خاورميانه به ويژه در قبال فلسطين باشد.به عبارتي ديگر اعراب با بازيگري دوگانه ميان غرب با چين و روسيه براي دست يابي به منافع بيشتر فعاليت مي كند.

درمجموع گرايش چين و اعراب  به گسترش روابط رامي‌توان برگرفته از چالشهاي موجود در بخش انرژي و ديدگاههاي طرفين نسبت به بازيگري در خاورميانه و عرصه بين الملل دانست كه به توسعه مناسبات طرفين منجر شده ودر آينده نزديك تقويت مي‌گردد چرا كه ديدگاه منفي ملتهاي منطقه به غرب دولتمردان را به سمت چين سوق خواهد داد چنانكه كشورهاي عربي برنامه‌هاي بلند مدتي را براي تعامل با پكن اعلام داشته‌اند كه بخشي از آنها را همكاري هاي هسته‌اي تشكيل مي‌دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 6:10 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                     نيروهاي عربي در غزه

 

از مسائل مطرح در تحولات فلسطين، طرح حضور نيروهاي عربي در كرانه باختري و نوار غزه به منظور اجراي طرح اتحاد ملي ميان گروههاي فلسطيني و جلوگيري از جنگ داخلي است. اين طرح هرچند گامي از سوي اعراب براي حل بحران فلسطين است ولي چنانكه گروههاي فلسطيني اعلام كرده‌اند مي‌تواند پيامدهاي نامطلوبي براي فلسطينيان به همراه داشته باشد.

تقسيم كشورهاي عربي و اسلامي به حاميان غزه و كرانه باختري، جايگزين شدن نيروهاي عربي به جاي صهيونيستها براي سركوب گروههاي مقاومت جهت برقراري ثبات و امنيت،آزادي عمل براي صهيونيستها جهت توسعه طلبي در ساير نقاط اراضي اشغالي در حالي كه اعراب و فلسطينيان در غزه و كرانه باختري با يكديگر درگير خواهند بود، ورود اجباري كشورهاي عربي به روند سازش با تل آويو كه شامل مذاكرات سازش و پذيرش اجباري مرز ميان رژيم صهيونيستي و مناطق فلسطيني نشين است، تخريب چهره مقاومت در عرصه جهاني از آزدي خواه به ناقض صلح و امنيت، افزايش فشارهاي غرب بر اعراب براي سركوب مقاومت به عنوان اصلي براي اجراي مسئوليت بين المللي و ... از پيامدهاي منفي حضور نيروهاي عربي در مناطق فلسطين نشين است.چنانكه گروههاي مقاومت تا كيد كرده‌اند كشورهاي عربي به جاي اعزام نيرو با ارسال كمكهاي همه جانبه به فلسطينيان و اجراي طرح آشتي ملي مي‌توانند براي حل بحران فلسطين اقدام نمايند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  |