|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
توطئه كشور يهود هرچه زمان نشست آناپليس نزديك تر مي شود ابعاد بيشتري از خواسته ها و اهداف واقعي صهيونيست ها از گفتگو با اعراب و فلسطينيان افشا مي شود . از نكاتي كه صهيونيست ها در روزهاي اخير به كراتآن را مطرح مي كنند لزوم پذيرش كشور يهودي از سوي فلسطينيان است . سران تل آويو از جمله اولمرت و ليوني (نخست وزير و وزير خارجه ) بارها تاكيد كرده اند كه پيش شرط آنها در نشستآناپليس و مذاكراه با فلسطيني ها آن است كه فلسطيني ها ماهيت كشور يهودي را بپذيرند و به مقاومت پايان دهند . در اظهارات اولمرت آمده است كه صهيونيست ها حاضر به پس دادن اراضي اشغالي و حتي اجراي قطعنامه هاي سازمان ملل نمي باشند و طرح اعراب نيز براي آنها اهميتي ندارد . صهيونيست ها بر يك اصل تاكيد دارند و آن اينكه فلسطينيان هر آنچه اكنون وجود دارد بپذيرند و ديگر درخواست ديگري نداشته باشند . در راستاي تاكيد بر كشور يهود مشاهده مي شود كه صهيونيست ها تلاش هاي گسترده اي را نيز آغاز كرده اند . تاكيد ارتش بر اصل حضور اعراب اراضي اشغالي 1948 در ارتش و خدمت اجباري آنها به عنوان بخشي از حضور در تابعيت دولت يهودي ، اعلام هزم اعراب در جامعه يهود و يا اخراجآنها از اراضي اشغالي ، تقسيم خيابان هاي بيت المقدس به يهودي نشين و مسلمان نشين ، تاكيد بر اصل اقتصادي بودن بحران اراضي اشغالي و اصرار بر اينكه در آناپليس و اجلاس هاي آينده به جاي بررسي اشغالگري صهيونيست ها به بررسي راههاي اقتصادي كمك به فلسطينيان پرداخته شود تا از ادامه انتفاضه جلوگيري شود ، تلاش براي امضاي توافق نامه با ابومازن مبني بر پذيرش اراضي اشغالي و عدم مطرح شدن باز پس گيري حقوق ملت فلسطين و … نشانه هايي از زمينه چيني صهيونيست ها براي اجراي طرح به اصطلاح كشور يهودي مي باشد . نكته مهم آنكه صهيونيست ها تحركات خود را با نام قوم يهود انجام مي دهند تا مشروعيتي جهاني براي آن ايجاد كند . آنها چنان در اين زمينه پيش رفته اند كه ليوني صراحتا اعلام مي كند بحران اراضي اشغالي ، جنگ قومي ميان يهود و ميلمانان است كه با تشكيل كشور يهود پايان مي يابد.اين موضع گير يها نشان مي دهد كه صهيونيست ها به دنبال طرح اخراج و يا هزم تمام اديان (مسلمان و مسيحي ) در اراضي اشغالي به نام تشكيل كشور مستقل يهود مي باشند تا به اصطلاح از ادامه جنگ قومي جلوگيري كنند . آنها با اين عنوان 60 سال مقاومت ملت فلسطين را تحركي نژاد پرستانه نشان مي دهند كه براي ضديت با قوم يهود بوده است . صهيونيست ها هرگز به اين مسئله اشاره نمي كنند كه مسلمانان و يهوديان قرن ها در فلسطين بايكديگر زندگي كرده اند و آمدن تفكر صهيونيست به مجادلهآنها منجر شده است چنانكه اكنون در جامعه صهيونيستي يهوديان بومي در شرايط نامطلوبي زندگي مي كنند .در مجموع بيان طرح كشور يهود و لزوم پذيرش آن از سوي فلسطينيان توطئه اي است كه براي حذفآرمان هاي فلسطينيان و هزم آنها در رژيم صهيونيستي مطرح مي شود مهمانكه اين طرح جنگ فلسطيني با صهيونيسم را جنگ نژادي نشان مي دهد كه بريا تخريب مقاومت و آرمان هاي آن مطرح مي شود .آخر آنكه اين طرح نشان مي دهد كه صهيونيست ها هرگز حاضر به پذيرش خواسته هاي فلسطنيان و اعراب نيستند و حفظ و توسعه اشغالگري هدف نهايي آنها است كه در نشست هايي مانندآناپليس پيگيري مي شود .
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه روسيه به بحرانهاي خاورميانه روسيه كه پس از پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي (سابق) تا سالها در انزوا قرار داشت در سالهاي اخير (دوران پوتين) تلاشهاي بسياري براي احياي قدرت انجام داده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرانسه در بحران داخلي شش ماه از دوران رياست جمهوري نيكلاساركوزي برفرانسه مي گذرد. بررسي كارنامه آن در عرصه سياست داخلي نشانگر ناتوانايي آن در تحقق خواست مردم و تشديد بحران هاي فرانسه مي باشد. وي كه با شعار اصلاحات داخلي و بهبود رفاه اجتماعي قدرت را در دست گرفت، سياست هاي داخلي را چنان تدوين نموده كه فرانسه به عرصه اعتصابات و تظاهرات هاي گسترده مردمي مبدل شده است. اعتصاب در بخش هاي حمل ونقل عمومي به دليل اصلاحات در سن بازنشستگي، تظاهرات دانشجويان براي لغو قوانين اشتغال و خصوصي شدن دانشگاه ها، اعتراضات گسترده رنگين پوستان به نقض حقوق اقليت هاي نژادي وديني كه با اعمال قانون جديد مهاجرت و لغو تابعيت و حقوق بسياري از سياه پوستان بسياري از آنها بي خانمان و از حقوق اوليه خود محروم شده اند، اعتراضات عمومي به گسترش فقر، تورم و فساد اجتماعي كه جامعه را در وضعيت بحران قرار داده و ... بخش هايي از نارسايي هاي داخلي در فرانسه است كه دستاورد سياست هاي ساركوزي مي باشند. اين چالش ها در فرانسه در حالي ايجاد شده كه بسياري از آنها ريشه در سياست هاي گذشته ساركوزي در دوران رياستش بر وزارت كشور دارد. وي كه پيش از رياست جمهوري پست وزارت كشور را در اختيار داشت اصلاحات بسياري را بركشور حاكم ساخت كه نتيجه آن تظاهرات هاي گسترده مردمي بود. سياست هاي ساركوزي در سال هاي اخير برچند محور استوار است. اولا وي سياستي كاملا نژادپرستانه دارد به گونه اي كه همواره تاكيد دارد رنگين پوستان و اقليت هاي ديني جايگاهي در فرانسه ندارد. تدوين قانون مهاجرت جديد كه براساس آن تمامي مهاجرين كه بسياري از آنها بيش از ده سال در فرانسه اقامت داشته اند بايد اخراج گردند. تصويب قانون انجام آزمايش DNA از مهاجرين، اسكان دادن مهاجرين به ويژه آفريقايي ها در محله هاي خاصي با حداقل امكانات، افزايش اختيارات به پليس براي مقابله با مهاجرين كه به نژادپرستي پليس مبدل شده، سركوب تظاهرات هاي مهاجريني كه خواستار اصلاح وضعيت موجود شده اند، تاكيد بر محدوديت اجتماعي براي اقليت هاي ديني به ويژه مسلمانان كه به اخراج ده ها تن از آنها انجاميده و ... نشانه هايي از اعمال سياست هاي نژادپرستانه ساركوزي از دوران وزارت كشوري وي تا مقطع كنوني مي باشد.ثانيا محدودسازي آزادي هاي اجتماعي با تدوين قوانين جديد نظير بهره گيري از هزاران دوربين براي جاسوسي از مردم، شنود مكالمات تلفني، اجراي سياست هاي بازرسي ويژه در خطوط هوايي و ... افزايش محدوديت هاي اجتماعي و آزادي هاي فردي را به همراه داشته است. سياست هاي ساركوزي سبب شده تا سازمان عفو بين الملل و نهادهاي حقوق بشر اروپايي، فرانسه را با 76 درصد آرا اولين نقض كننده حقوق بشر در اروپا ارزيابي كنند. در شرايطي كه فرانسه در بحران هاي شديد داخلي به سر مي برد و هر روز براعتراضات مردمي افزوده مي شود، سران پاريس براي فرار از بحران به جاي حل چالش و رسيدگي به خواسته هاي مردمي، بازيگري در عرصه جهاني و بعضا جنجال آفريني بين المللي را در دستور كار قرار داده اند. ساركوزي با چالش آفريني در مسائلي نظير پرونده هسته اي ايران كه برخلاف خواست جهاني همواره برمقابله خصمانه با آن تاكيد مي كند، همگرايي با آمريكا در تحولات جهاني و زيرپا نهادن استقلال فرانسه، حضور فعال در اصلاحات اتحاديه اروپا به ويژه در بخش قانون اساسي، دخالت در امور داخلي لبنان و بازيگري در عراق، ديدارهاي بسيار از آفريقا و ... تلاش مي كند كه برمشكلات سياست داخلي سرپوش نهاده و به نوعي چنان وانمود سازد كه از يك سو فرانسه با بحران مواجه نمي باشد و از سوي ديگر وي رياست جمهوري موفقي را سپري مي كند. اين تحركات در شرايطي صورت مي گيرد كه محبوبيت ساركوزي طي 6 ماه گذشته بيش از 10 درصد كاهش يافته و نزديك به 40 درصد شده است. بسياري از مردم فرانسه تاكيد دارند كه دوران شيراك، كشورشان در وضعيت مطلوبتري قرارداشت، بويژه اينكه در آن دوران نژادپرستي و نگرش هاي فردي كمتر در سياست اعمال مي شد اما اكنون بسياري از اصلاحات براي تحقق سياستهاي نژادپرستانه است كه نقض گسترده حقوق مهاجرين و رنگين پوستان را به همراه داشته است. با عنايت به روند كنوني در آينده كاري ساركوزي اعتصابات و اعتراضات مردمي ابعاد گسترده تري خواهد گرفت كه بحران هاي جديدي را براي فرانسه به همراه دارد بويژه اينكه ساركوزي براصل اجراي تصميمات خود تاكيد دارد و حاضر به پذيرش خواست هاي مردمي نمي باشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نفت عراق چه مي شود؟ عراق با داشتن منابعي غني و سرشار از ذخاير نفت و گاز به عنوان دومين دارنده نفت خاورميانه : پس از عربستان- معرفي مي گردد. بسياري از ناظران سياسي براين عقيده اند كه اشغال اين كشور در سال 2003 به خاطر منابع نفتي آن و الزاما جنگ انرژي حاكم بر عرصه جهاني است. در شرايطي كه جهان به سرعت براي توسعه در حال حركت است تسلط قدرت هاي بزرگ بر ذخاير انرژي ابزاري براي ارتقاي قدرت هاي آنها خواهد بود. حضور آمريكا در عراق و تلاش هايش براي حفظ پايگاه ها در خاورميانه و در نهايت حضور در آفريقا دركنار تحركات روسيه براي تسلط بر منابع انرژي اقمار گذشته و حتي ايجاد ائتلاف هايي با خاورميانه، آمريكاي لاتين و آفريقا گواه اين جنگ پنهاني مي باشد. نكته مهم در اين عرصه تحركات و اقدامات آمريكا در قبال نفت عراق مي باشد. در حالي كه بهاي نفت جهاني به ركورد بيش از 90 دلار رسيده است سرنوشت نفت عراق امري قابل تأمل مي باشد. اقدامات آمريكايي ها بيانگر استفاده آنها از اين نفت در چند زمينه مي باشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كودتاي اقتصادي عليه آرمان هاي فلسطينيان در حالي كه تحولات فلسطين و عرصه بين الملل معطوف به نشست سازشكاران در آناپليس گرديده ، رژيم صهيونيستي براي شكستن آرمان هاي فلسطينان فعاليت مي كند . بررسي مواضع و عملكردهاي اين رژيم و متحدان غربي آن توطئه اي جديد عليه فلسطينيان را آشكار مي سازد و آن تنزل آرمان هاي فلسطيني ها به مسائل اقتصادي مي باشد . در حالي كه ملت فلسطين آزادي وطن و پايان اشغالگري را خواستار است و هزاران شهيد و مجروح را فداي آن ساخته ، دشمنان آنها مسائل اقتصادي را دليل فعالتي هاي فلسطينيان عنوان مي كنند كه با ارائه طرح هاي اقتصادي مي توان بهآنها پايان داد . ايهود اولمرت از طرح ساخت كارخانه و مراكز كاري در كرانه باختري سخن مي گويد ، ليوني ابتكار اقتصادي براي حل بحران فلسطين و كاهش تنش ميان تل آويو و فلسطيني ها را مطرح مي كند ، آمريكايي ها تاكيد دارند كه در نشست آناپليس كشورهاي عربي با ارائه طرح اقتصادي مشترك با صهيونيست ها براي كمك به فلسطينان فعاليت كنند ، كشورهاي اروپايي بويژه فرانسه بر اجراي اجلاسي با محوريت اقتصادي براي فلسطينيان آن هم با محوريت كمك به كرانه باختري اصرار دارند . اين گونه موضع گيري ها كه پيش از اين نيز ازطرف ژاپن براي احداث كوريدور اقتصادي ميان تلآويو ، فلسطين و كشور هاي عربي مطرح شده بود ، چنان تعريف شده كه گويي ملت فلسطين نه براي آرمان هاي سياسي بلكه براي تكه اي نان به مقابله با صهيونيست ها پرداخته و هزاران شهيد را فدا كرده است . صهيونيست ها با اين طرح تلاش دارند تا ضمن سرپوش نهادن و توجيه جناياتش ، مسئوليت بحران فلسطين را به كشورهاي منطقه نسبت دهد كه به دليل عدم رسيدگي اقتصادي به فلسطين كه بايدبا همكاري تل آويو صورت مي گرفت ، موجب تحركات فلسطينيان شده است . به عبارت ديگر صهيونيست ها آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف را با تحصن هاي خياباني كارگران واتحاديه ها در كشورهاي ديگر يكسان دانسته كه صرفا جنبه اقتصادي دارد . جالب توجهآنكه صهيونيست ها با اعلام آمادگي براي ساخت كارخانه در كرانه باختري آن هم تحت نظارت خودشان ، چهره اي دموكراتيك از خود به نمايش مي گذارند كه براي اجراي صلح حاضر به پذيرش هزينه هاي اقتصادي مي شود . صهيونيست ها و متحدان غربي آنها در حالي براي اين طرح ها جنجال آفريني مي كنند كه در مقابل، به تحريم ساكنان غزه پرداخته اند و اين منطقه را با بحران انساني مواجه ساخته اند . سياست هاي متناقض آنها اثبات مي كنند كه وعده ها و اظهارات به اصطلاح بشر دوستانه آنها در زمينه اقتصادي فريبي است براي تنزل دادن آرمان هاي فلسطينيان به خواسته هاي اقتصادي كه حل آنها ديگر بهانه اي براي ادامه تحركات آنها باقي نمي گذارد لذا سركوب اعتراض كنندگان از سوي صهيسونيست ها امري الزامآور مي نمايد . البته ناگفته نماند كه رويكرد صهيونيست ها و غرب به مشوق هاي اقتصادي بيانگر اعترافآنها به ناكارآمدي تحريم ها است كه پيروزي بزرگي براي مقاومت قلمداد مي شود با اين وجود اين تهديد وجود دارد كه اين طرح ها به حذف آرمان هاي فلسطينان و تخريب جايگاه جهاني آنها از مردماني كه براي آزادي وطنشان تلاش مي كنند به افرادي كه براي رفاه و اقتصاد فعاليت مي كنند تنزل مي دهد كه خطري جدي براي مقاومت و در بلند مدت توجيه كننده جنايات صهيونيست ها خواهد بود .
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مشرف در رياض پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان براي ديداري رسمي ديروز وارد عربستان شد. مشرف در ماههاي اخير درحالي براي دومين بار به رياض سفر كرده كه تحولات داخلي پاكستان چندان در چارچوب اهداف آن پيش نمي رود. درگيريهاي قبيلهاي و گروههاي شبه نظامي با ارتش كه صدها كشته و زخمي برجاي گذاشته است، تنشهاي سياسي ميان مشرف، بوتو و نواز شريف كه آينده سياسي اسلامآباد را در ابهام قرار داده است از محورهاي تحولات داخلي پاكستان مي باشد. در چنين شرايطي مشرف كه با راي ديوان عالي پاكستان رياست جمهوري خود را مسجل ساخته و اميد دارد تا در انتخابات ژانويه نيز آراي لازم را براي اكثريت پارلمان كسب كند، با حضور در عربستان چند هدف را مي تواند پيگيري كند
+
نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386ساعت 5:4 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تكاپوي بازيگران براي حل بحران لبنان لبنان در ماههاي اخير در كنار بحرانهاي امنيتي با تحولي بزرگ به نام تعيين جانشيني براي اميل لحود رئيسجمهور مواجه ميباشد. در حالي كه دو دور نشست پارلمان لبنان براي تعيين رئيسجمهور به تعويق افتاده و فردا 30 آبان به عنوان مهلت نهايي براي اين مهم تعيين شده همچنان رايزنيها براي حل اختلافات ميان گروههاي لبنان ادامه دارد. در لبنان دو طيف قرار دارند از يك سو طرفداران چهارده مارس و احزاب حاكم كه بر اصل تعيين رئيسجمهور بر مبناي نصف بعلاوه يك تاكيد دارند و از سوي ديگر گروه 8 مارس كه رئيسجمهور را منتخب دو سوم آراي پارلمان ميدانند. آنچه در تحولات لبنان حائز اهميت است عملكرد بازيگران در اين زمينه است. اين بازيگران در چند طيف ميباشد. اولا بازيگران داخلي كه تعيين رئيسجمهور را امري حيثيتي و مهم براي آينده خود ميدانند. از يك سو گروه 8 مارس و حزبا... بر اصل مردمي بودن رئيسجمهور تاكيد و خواستار همگرايي گروهها براي عدم انحصار قدرت در دستان چهارده مارس ميباشند. از سوي ديگر چهارده مارس و دولت سينيوره خواستار حضور فردي از جانب خود براي حفظ قدرت انحصاري هستند. برخي اسناد نشان ميدهد كه آنها قدرتي را خواستار شدهاند كه با نخستوزيري سينيوره و رئيسجمهوري از طيف 14 مارس تكميل ميشود.
+
نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خوش خدمتي غرب در تل آويو در روزهاي گذشته شاهد ديدارهاي مکرر مقامات غربي از اراضي اشغالي فلسطين مي باشيم. مهمترين اين ديدارها حضور کوشنر و ميليبند وزراي خارجه انگليس و فرانسه در ميان مسولان تشکيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي مي باشد. اين ديدار در شرايطي اجرا شده است که محور اصلي آن را حمايت از اولمرت در قبال تحولات اراضي اشغالي و عرصه منطقه و جهان تشکيل مي دهد: الف ) اين مقامات در حالي به ديدار از اشغالي پرداختند که بارديگر انتقادها از اولمرت افزايش يافته است . اولمرت که پايان حيات سياسي خود را مشاهده مي کند تلاش داردازا اين روابط به عنوان برگ برنده اي دربرابر مخالفان بهره برداري کند تا شايد از انتقادها بکاهد . اين مسئله در قبال ابومازن نيز وجود دارد لذا وي نيز به دنبال حمايت غرب مي باشد . ب) فرانسه و انگليس از متحدان آمريکا مي باشند که اکنون دغدغه خود را نشست پاييز مي دانند . آنها بارايزني هاي خود ضمن تامين خواسته هاي واشنگتن براي حضور در جمع بازيگران صلح خاورميانه براي ارتقاي جايگاه جهانيشان فعاليت مي کنند. نمايندگان فرانسه و انگليس پيش از اين ديدارهايي با مقامات کشورها عربي داشته اندو اکنون گزارش آن را به اطلاع مقامات تشکيلات خودگردان و تل آويو رساندند. اين نکته قابل ذکر است که اين کشورها براي دموکراتيک نشان دادن خود به انتقاد از شهرک سازي صهيونيست ها پرداختند تا بدين وسيله فلسطينيان و کشورهاي منطقه را براي حضور در نشست پاييز ترقيب کنند . ج )تقارن ديدارهاي مقامات انگليسي از اراضي اشغالي با ديدارشان از لبنان نکته اي قابل تامل است که مي تواند نشانگر هماهنگي آنها در قبال آينده لبنان در آستانه تعيين رئيس جمهور باشد بويژه اينکه پيش از اين گزارش هايي از همگرايي دولت سينيوره به صهيونيست ها منتشر شده بود . د) نکته مهم آنکه مقامات غربي همزمان با افزايش مخالفت هاي کشورهاي اسلامي با نشست پاييز و روند سازش که در نشست بين المللي استامبول تبلور يافت به اراضي اشغالي رفته اند . اين امر به منزله بيان حمايت آنها از نشست سازش کاران و بي توجهي آنها به خواست مسلمانان مي باشد که از يک جانبه گرايي و تلاش آنها براي تحقق اهداف صهيونيست ها پرده بر مي دارد . نکته ديگر آنکه صهيونيست ها در بسياري از مجامع جهاني از جمله شوراي حقوق بشر محکوم شده اند . با توجه به پيامدهاي منفي اين محکوميت ها ،نمايندگان غرب با حضور در تلآويو رسما حمايت خود از اين رژيم و جناياتآن اعلام داشتند . ي)نمايندگان فرانسه و انگليس در حالي به ديدار اولمرت رفتند که تلاش هاي آنها عليه ايران در شوراي حکام به شکست انجاميد که خشم صهيونيست ها رابه همراه داشت . آنها در ديدارهاي خود با سران تلايو ضمن ابراز شرمندگي از اين ناکامي ،اعتراف کردند که ديگر توانايي اجراي سياست هاي خصمانه دربرابر تهران را ندارند چرا که جامعه جهاني به حمايت از فعاليت هاي هسته اي ايران مي پردازد . برخي رسانه هاي صهيونيست نظير هاآرتص اعلام کرده اند که سرانامريکا و غرب به تلاويو هشدار داده اند که توانايي رويارويي با ايران را ندارند و بايد به مرور ايران هسته اي را بپذيرند .برخي گزارش ها از چراغ سبز آمريکا و برخي کشورهاي غربي به تلايو براي اجراي سياست خصمانه عليه سوريه به جاي ايران خبرداده اند . در نهايت ديدارهاي مقامات فرانسه و انگليس از اراضي اشغالي اقدامي براي حمايت از طرح هاي آمريکا براي به اصطلاح صلح خاورميانه ،بازيگري در معادلات منطقه براي ارتقاي جايگاه جهاني و احتمالا جلب رضايت اعراب براي توسعه روابط با يان کشورها بويژه در بخش نظامي و نفت و در نهايت حمايت قاطع از رژيم صهيونيست در برابر منتقدان جهاني که خواستار پايان جنايات اين رژيم ميباشند و.. بود که با برخي رياکاري ها نظير درخواست براي توقف شهرک سازي و عدم بيان مالکيت بر قدس تا پايان نشست پاييز همراه بود.
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست در اضطراب امروز محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان و اولمرت نخسن وزير رژيم صهيونيستي در قدس بايکديگر ديدار مي کنند . اين ديدار که به گفته آنها آخرين ديدارشان پيش از نشست پاييز (26 نوامبر)مي باشد در حالي برگزارمي شود که : الف ) طرفين پيش از اين به خواست آمريکا تقريبا هر دو هفته يک بار با يکديگر ديدار کرده اند . اسناد افشا شده نشان مي دهد که در اين ديدارها طرفين بر سازش به شرط حفظ قدرت ابومازن در تشکيلات خودگردان از يک سو و اجراي وعده هاي اولمرت به صهيونيست هاي افراطي براي حفظ اراضي اشغالي از سوي ديگر تاکيد کرده اند . نتيجه اين ديدارها تاکنون افزايش فشارها بر فلسطينان و تبديل جنگ فلسطيني صهيونيستي به جنگ فلسطيني فلسطيني بوده است .اين نکته قابل ذکر است که ابومازن و صهيونيست ها در يک مورد با يکديگر اختلاف دارند و آن بازگشت دحلان به قدرت مي باشد . در حالي که صهيونيست ها و آمريکا خواستار معاومت نخست وزيري دحلان هستند ابومازن اين اقدام را کودتا عليه آينده سياسي خود مي داند . وي از تکرار تجربه خويش در قبال عرفات در هراس مي باشد. ب ) به رغم اظهارات مقامات تلآويو و تشکيلات خودگردان ،ابومازن و اولمرت با نگاه ترديد به نشست پاييز مي نگرند . ابومازن که بسيار از اهداف فلسطينيان را قرباني نشست پاييز ساخته از يک سو با مخالفت هاي گسترده فلسطنيان مواجه است و از سوي ديگر در پيروزي نشست به دليل عدم همراهي کشورهاي عربي ترديد دارد .اکنون وي درحالي خواستار برگزاري نشست مي باشد که حداقل اميد خود براي حفظ قدرت را در اعتراض به شهرک سازي صهيونيست ها جستجو مي کند . وي ميداند که شکست در نشست پاييز به منزله خداحافظي وي از قدرت مي باشد لذا با مخالفت با شهرک سازي هاي صهيونيست ها ،چنان وانمود مي سازد که مذاکرات وي تا کنون براي حقوق ملت فلسطين بوده تا شايد بدين وسيله رضايت گروهها و ملت فلسطين رابراي حفظ قدرت جلب نمايد . در نقطه مقابل اولمرت نيز شکست در مذاکرات پاييز را پاياني بر حيات سياسي خود مي داند لذا به هرنحو براي اجراي آن تلاش مي کند . البته وي تلاش دارد تا در نشست هايش با ابومازن حداکثر امتيازات را کسب کند تا در صورت شکست نشست پاييز بتواند از آنها به عنوان برگ برنده و توجيهي براي مخالفان بهرهبرداري کند . ج )ديدار اولمرت و ابومازن در حالي برگزار مي شود که پيش از آن کوشنر وزير خارجه فرانسه و ميليبند وزير خارجه انگليس و نمايندگاني از اروپا از اراضي اشغالي ديدار کرده اند. در همين حال مقامات آمريکايي نيز تماسهايي با مقامات تلآويو و تشکيلات خودگردان داشته اند . تمام اين ديدارها براي جلب رضايت طرفين براي پذيرش حداقل توافقات براي حضور در نشست پاييز و نيز برخي اقدامات مشترک در قبال فلسطينيان مي باشد . آنها در رايزني هاي خود تاکيد داشته اند که تلآويو تا پيش از نشست پاييز از ادعاهاي خود پيرامون قدس و شهرک سازي دست بردارد تا فلسطينيان و کشورهاي عربي براي حضور در آناپليس ترقيب شوند . اين درحالي است که صهيونيست ها چندان توجهي به اين امر نکرده و همچنان به روند گذشته ادامه مي دهند . د)پيش از ديدار اولمرت و ابومازن ،هرکدام ماموريت هايي را در منطقه و عرصه بين الملل انجام داده اند . از يک سو ابومازن در کشورهاي عربي نظير مصر ،اردن و عربستان به رايزني پرداخته تا رضايت آنها ودر بعدي ديگر رضايت سوريه را براي حضور در آناپليس جلب نمايد . از سوي ديگر اولمرت و ساير مقامات تل آويو نيز رايزني هايي در اروپا وآمريکا داشته اند . اکنون ابومازن و اولمرت براي تبادل دستاوردهايشان گردهم مي آيند. ي)آنچه همواره در نشست هاي ابومازن و اولمرت مورد تاکيد قرار مي گيرد خواست امريکا براي برقراري ثبات نسبي در اراضي اشغالي فلسطين و در نهايت برگزاري هرچند ضعيف نشست آناپليس است .آمريکا که در کارنامه خود موفقيتي ندارد نشست پاييز را حداقل برگ برنده خود مي داند لذا اصرار دارد که ابومازن و المرت به توافقاتي هرچند ظاهري دست يابند تا نشانگر پيروزي آمريکا باشد. در مجموع مي توان گفت که نشست ابومازن و اولمرت تکراري بربازي هاي گذشته آنها در روند سازش است که به ادعاي آنها پيش زمينه اي براي نشست پاييز مي باشد . با اين وجود اين ديدار نشان مي دهد که آمريکا تلاش دارد تا جريان فلسطين را به امري صهيونيستي فلسطيني مبدل سازد که در آن اعراب نقشي ندارند تا در صورت عدم حضور اعراب در نشست آناپليس نشست با محوريت تل آيو و تشکيلات خودگردان به عنوان تنها بازيگران اراضي اشغالي و صلح خاورميانه برگزار شود تا از رسوايي هاي احتمالي جلوگيري شود . با تمام اين تفاسير تاکيد ملت فلسطين و کشورهاي اسلامي بر استمرار مقاومت و تحريم نشست پاييز بويژه در نشست بين المللي استانبول چالشي است که موجب نگراني شديد صهيونيست ها و ابومازن گرديده که مي تواند از دلايل ديدار اولمرت و ابومازن و لشکر کشي ديپلماتيک کشورهاي غربي به اراضي اشغالي فلسطين براي مقابله و ايجاد تحرکات هماهنگ براي مقابله با اين مخالفت ها باشد در حالي همچنان هراس شکست پاييز در ميان سازش کاران وجود دارد .
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحكيم اتحاد هوگو چاوز رئيسجمهور منتخب و مردمي ونزوئلا براي ديداري دوباره به تهران وارد شد. ديدار وي از ايران كه ششمين سفر وي ميباشد بيانگر علايق دو كشور به روابط گسترده و استراتژيك ميباشد. اين رايزنيها نشان ازاقتدار و جايگاه ارزنده ايران در دور دستترين مناطق جهان حكايت دارد كه روزي حيات خلوت قدرتهاي بزرگ محسوب ميشد و اكنون نيز بسياري از كشورها براي حضور در اين مناطق فعاليت ميكنند. هر چند كه برخي از ناظران سياسي بويژه رسانههاي غربي، گرايش ايران و ونزوئلا و ديدارهاي مكرر مقامات دو كشور را كماهميت ميدانند اما سير تحولات جهاني و اهداف بلند مدت جمهوري اسلامي ايران، ارزشهاي واقعي اين مناسبات را آشكار ميسازد كه توسعه و استمرار آن را الزامآور ميسازد.
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاملي بر اجلاس مجالس آسيايي در تهران تهران، امروز ميزبان روئساي مجالس آسيايي است. حضور روئساي مجالس و هياتهاي پارلماني اكثر كشورهاي آسيايي بيانگر اهميت اين اجلاس و جايگاه ايران در ميان كشورهاي قاره كهن ميباشد. از اهميت قوه مقننه همان بس كه در نظام تمام كشورها - شامل رياستي، پارلماني و تركيبي- اعضاي مجلس از سوي مردم تعيين ميشوند لذا به حق، از آنها با نام منتخبين ملتها ياد ميشود. اين در حالي است كه در بسياري از كشور نخستوزير و رئيسجمهور با راي مستقيم مجلس انتخاب ميشوند و در اكثر كشورها حقاستيضاح و عزل رئيسجمهور براي مجلس در نظر گرفته شده است. با توجه به آنچه از اهميت مجالس ذكر شد و با عنايت به اين حقيقت كه تهيه و تصويب طرحهاي عمراني و توسعهاي كشورها و حتي الزامات اجرايي در سياست خارجي برعهده مجالس است، نشست مجالس آسيايي و ايجاد تفاهم و تعامل ميان آنها از اهميت ويژهاي برخوردار ميباشد. براين اساس نشست مجالس آسيايي با محوريت تهران ميتواند از چند منظر قابل تامل باشد: 1ـ برگزاري اجلاسهاي مجالس آسيايي كه به نوعي ميتوان آن را همگرايي بزرگ قاره كهن دانست ميتواند نقطه عطفي براي تبادل اطلاعات و قوانين و دستاوردهاي كشورها در ارائه و تصويب قوانين باشد. به عبارتي با اين اجلاسها مي توان نواقص جاري بر قوانين كشورها را رفع و به نوعي گامي براي بهبود كاركرد مجالس برداشت.آنچه در تعاملات كشورهاي آسياي در نشست تهران قابل تامل مينمايد، تاكيد همگان بر دوري از غرب و استقلال كشورها در تدوين قوانين بر اساس شرايط آسيا مي باشد. بررسي زيربناي قوانين اوليه كشورها نشان مي دهد كه بسياري از اصول آنها برگرفته از قوانين كشورهاي غربي بويژه فرانسه و انگليس ميباشد كه در شرايط كنوني جايگاهي در كشورها ندارد. تعامل ميان مجالس آسيايي مي تواند فرصتي براي بازنگري در اين قوانين و تدوين منشور مشترك آسيا در زمينه قوانين باشد كه همگرايي مجالس آسيايي را به همراه خواهد داشت. 2ـ نشست تهران فرصتي است تا جمهوري اسلامي ايران ديدگاههاي خود را در قبال اصول و باورهاي عدالت محورانه و آزادانديشانه مطرح كند و گامي ديگر براي ارائه آنها به جهانيان بردارد. در حالي كه در چارچوب ديپلماتيك تهران توانسته به اين مهم در بسياري از كشورها دست يابد، از طريق تعاملات مجالس نيز ميتوان اين امر را اجرايي كرد كه به دليل گرايش كشورها به اصول عدالت محورانه ، تاثير بسياري بر جايگاه ايران در معادلات جهاني خواهد داشت. 3) در دنياي امروز در كنار دستگاه سياست خارجي ، ديپلماسي پارلماني عنصري مهم براي اجراي اهدف سياست خارجي كشور ها مي باشد . رايزني هاي هيات هاي پارلماني با ساير كشورها بويژه كشورهاي آسيايي مي تواند اولا خنثي كننده تهديدات غرب ، آمريكا و رژيم صهيونيستي در مجامع بين المللي باشد كه نمود آن را در عملكرد مثبت مجلس در پرونده هسته اي مي توان مشاهده كرد . استيضاح رئيس جمهور اندونزي در مجلس اين كشور به دليل راي مثبت به قطعنامه 1747 شوراي امنيت نمونه موفقي از ديپلماسي پارلماني كشورمان مي باشد . ثانيا در شرايطي كه قراردادها و توافقات ميان كشورها بايد در مجالس آنها تصويب شود ، ديپلماسي پارلماني مي تواند روند توسعه مناسبات و نيز اجرايي شدن توافقات تهران با ساير كشورها را اجرايي كند . با عنايت به همگرايي ايران به كشورهاي آسيايي به جاي غرب ، فعاليت و عملكردهاي مجلس كشورمان در همگرايي به مجالس كشورهاي آسيايي مي تواند تسريع كنند اجرايي شدن توافقات كشورمان با ساير كشورها باشد كه منافع اقتصادي و سياسي بسياري براي كشورمان به همراه خواهد داشت . 4ـ نكته مهم آنكه نشست تهران بار ديگر نشان داد كه برخلاف خواست غرب نه تنها ايران منزوي نشده بلكه جهانيان بيش از پيش بر نقش آن در معادلات منطقهاي و جهاني تاكيد و برحضور آن در عرصه جهاني اصرار دارند. در دنياي امروز از شاخصههاي جايگاه جهاني كشورها برگزاري اجلاسهاي منطقهاي و جهاني است كه بيانگر اهميت اين كشورها ميباشد. در شرايطي كه جهانيان خواستار عدم برگزاري اجلاسها حتي نشست سازمان ملل در آمريكا به دليل عمكردهاي غير ديپلماتيك و نيز فعاليتهاي ضدبشري آن ميباشند، برگزاري اجلاسهايي مانند درياي خزر، بينالمجالس آسيايي، سازمان كنفرانس اسلامي و … در تهران، از يك سو اهميت ايران در نظام بينالملل و اطمينان كشورها به آن را ميرساند كه به رغم تهديدات غرب در حال گسترش است و از سوي ديگر شكستي ديگر براي آمريكا در برابر تهران قلمداد ميشود كه انزواي بيشتر آمريكا و انبساط بيشتر ايران را به نمايش ميگذارد.در مجموع نشست روئساي مجالس آسيايي فرصتي براي تعامل و نزديكي بيشتر كشورهاي آسيايي است كه ميتواند در توسعه ديدگاههاي عدالتمحورانه و آزادانديشانه در بزرگترين قاره جهان نقش بسزايي ايفا كند. اين تعاملات ميتواند در كنار فعاليتهاي سياسي برگ ديگري از رويكرد آسيا به دوري از غرب باشد كه با اجماع همگاني صورت ميگيرد .چنانكه شركتكنندگان در اجلاس تهران نيز بارها تاكيد كردهاند آمريكا و غرب در آسيا منزوي شدهاند و كشورهاي منطقه براي همگرايي ميان يكديگر فعالتر شدهاند تا با سياستهاي توسعهطلبانه و استعمارگونه غرب كه بعضا با قوانين بر جاي ماندهاند دوران گذشته اجرا مي شود ، مقابله كنند .
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طرح صهيونيست ها براي اعراب تسيوي ليوني وزير خارجه رژيم صهيونيستي در آخرين موضع گيري در قبال طرح اعراب براي صلح اعلام كرده است كه تل آويو بعد از نشست پاييز ، اين طرح را اجرا نخواهد كرد . اين موضع گيري كه بيانگر فريب كاري و يك جانبه گرايي آمريكا در نشست پاييز به نفع صهيونيست ها است در شرايطي مطرح مي شود كه صهيونيست ها براي حفظ قدرت نيازمند اجراي طرح سازش با اعراب مي باشند لذا نمي توانند بي تفاوت از كنار طرح آنها عبور كنند . روند فعاليت هاي صهيونيست ها در اراضي اشغالي و منطقه بيانگر آن است كه آنها طرح اعراب را پذيرفته اند و به نوعي براي اجراي آن فعاليت مي كنند اما با تغييراتي در اساس و محوريت كلامي آن . در طرح اعراب كه سه محور بازگشتآوارگان به وطنشان ، پايان اشغال اراضي اشغالي 1967 كه 45 درصد از فلسطين بعلاوه شبعا ، جولان و بخش هايي از سينا و رود اردن را شامل مي شود و تعيين سرنوشت قدس تاكيد شده ، با نام صلح در برابر زمين اجرايي مي شود . بر اساس اين الگو صهيونيست ها با پايان دادن به اشغالگري به مصالحه با اعراب دست مي يابند .اما نگاه صهيونيست ها به طرح اعراب برگرفته از محوريت زمين در برابر صلح مي باشد . آنها تاكيد دارند كه با كشتار و اعمال فشار بر فلسطينيان ، تحركات نظامي در منطقه ، بهره گيري از متحدان غربي براي اعمال فشار بر اعراب ، بايد كشورهاي عربي را به واگذاري و گذشتن از اراضي اشغالي در برابر دريافت امنيت وادار ساخت .در طرح صهيونيست ها كه برگرفته از طرح اعراب است كشورها ابتدا در نشستي سازش كارانه حضور مي يابند تا به نوعي بنياد ضديت با صهيونيسم شكسته شود و در مرحله بعدي با كشاندن پرونده به شوراي امنيت كه برگرفته از متحدان صهيونيست ها است، با حفظ اراضي اشغالي و واگذاري چند شهرك كرانه باختري به فلسطينيان تحولات فلسطين را به نفع خود پايان دهند . اكنون نشست آناپليس را مي توان مرحله اول طرح صهيونيست ها براي طرح زمين در برابر صلح دانست كه شركت اعراب در آن به منزله پيروزي نخست صهيونيست ها در باطل ساختن پيش شرط هاي اعراب مي باشد كه مي تواند مقدمه اي براي ارسال پرونده فلسطين به شوراي امنيت و در نهايت ، اجراي شدن طرح فريب كارانه صهيونيست ها باشد . بنابراين هدف اوليه صهيونيست ها در نشست آناپليس شكست طرح اعراب و تغيير آن از صلح در برابر زمين به زمين در برابر صلح مي باشد كه به معناي فروشكستن خواسته هاي اعراب خواهد بود
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تشديد مناقشه روابط چين و آمريكا و چگونگي تعامل يا تقابل آنها در معادلات جهاني از مسائل مطرح در عرصه بينالملل ميباشد. با فروپاشي شوروي سابق آمريكا بر اين تصور بود كه نظام تكقطبي در عرصه جهاني با محوريت ايالات متحده در حال شكلگيري است اما سير تحولات خلاف اين نظريه را در پي داشت.
+
نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حاشيه يك نشست در حالي كه جهانيان به تحولات داخلي سرزمين هاي اشغالي فلسطين بويژه نشست پاييز معطوف شده اند ،رژيم صهيونيستي در سايه اين تحولات به اهداف كلان تري مي پردازد كه بعضا از ديد جامعه جهاني بويژه مسلمانان پهنان مي ماند . از جمله طرح هاي صهيونيست ها عضويت رسمي در ناتو مي باشد . در اين راستا اشكنازي وزير جنگ اين رژيم در نشست اخير وزراي دفاع ناتو در بروكسل شركت كرد تا گامي براي اجراي اين سياست برداشته شود .وي درحالي در اين نشست حضور يافت كه پيش از اين سران نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي نيز بر اصل عضويت اين رژيم در ناتو تاكيد كرده بودند . تل آويو اميددارد تا بااستفاده از ناتو ، مشروعيتي جهاني براي خود كسب كند ، ارتش فروپاشيده خود را احيا سازد ، از ناتو به عنوان ديوار حائل امنيتي در برابر گروههاي فلسطيني بهره برداري كند ، ناتو به عامل برتري نظامي تلآويو در برابر مسلمانان مبدل گردد كه اهداف آنها در برا بر حزب الله لبنان ، سوريه ، ايران و نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام محقق سازد . تحركات صهيونيست ها در قبال ناتو در حالي قابل توجه مي شود كه تحركاتآنها پيش از اين نشست مورد بررسي قرار گيرد . الف ) باراك وزير جنگ اين رژيم پيش از نشست بروكسل در آمريكا حضور مي يابد و در ديدار با رابرت گيتس خواستار حمايت از عضويت اين رژيم در ناتو مي شود . در همين حال محافل سياسي آمريكا نيز از اين طرح حمايت مي كنند . ب ) اولمرت نخست وزير و ليوني وزير خارجه صهويونيست ها در رايزني هاي خود با مقامات اروپايي بويژه سولانا مسئول سياست خارجي اروپا بر عضويت اين رژيم در ناتو تاكيد كرده اند كه با حمايت آلمان ، فرانسه و انگليس همراه شده است . ج ) ناتو تلاش دارد تا به توسعه پايگاههاي خود در خاورميانه بپردازد . در حالي كه ناتو براي همكاري با اعراب فعاليت مي كند ، عضويت صهيونيست ها در اين پيمان از يك سو اعراب را وادار به همكاري اجباري با صهيونيست ها مي كند از سوي ديگر مشروعيتي براي تلآويو در منطقه ايجاد مي كند . د ) صهيونيست ها كه نتوانسته اند آمريكا را به تهاجم نظامي عليه ايران متقاعد كنند اميد دارند تا از ناتو براي اين امر استفاده كنند كه تاكنون در اجراي آن ناتوان بوده اند لذا بر آنند تا با عضويت در اين پيمان ، ناتو را وادار به همراهي در سياست هاي خصمانه عليه تهران نمايند . سير تحولات و عملكردهاي صهيونيست ها نشان مي دهد كه حضور اشكنازي در نشست وزير دفاع ناتو تحركي بلند مدت از سوي صهيونيست ها است كه توطئه اي پنهاني عليه امنيت منطقه و جهان اسلام مي باشد بويژه اينكه صهيونيست ها ، ناتو را نيرويي براي مثابله با گروههاي مقاومت و كشور هاي مخالف خود مي داند كه مي تواند به بحران منتطقه اي منجر شود . اين تحركات در حالي صورت مي گيرد كه جهانيان به تحولات داخلي فلسطين معطوف شده اند و چندان توجهي به سياست هاي سودجويانه صهيونيست ها در قبال ناتو ندارند .
+
نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جوسازي صهيونيستها رژيم اشغالگر قدس در شرايطي كه جامعه جهاني و آژانس انرژي اتمي بر صلح آميز بودن و الزام دست يابي ايران به حقوق هستهاي اش تاكيد دارند، جوسازي و موضعگيري هاي خصمانه عليه تهران را تشديد كرده است. در اين راستا آنها ضمن تاكيد بر اصل جلوگيري از فعاليتهاي هستهاي ايران به مواضعي نظير بركناري البرادعي از سمت دبير كلي آژانس انرژي اتمي، تبليغات رسانهاي براي غيرصلح آميز نشان دادن دانش هستهاي ايران و در نهايت لشكركشي ديپلماتيك به اروپا و كشورهاي عضو 5+1 براي به اصطلاح تاثيرگذاري و تحريك آنها به فعاليت و … پرداخته اند. با عنايت به اين حقيقت كه صهيونيستها دستيابي ايران به دانش هستهاي بومي را شكستي سنگين براي خود و انحصار هستهاي شان مي دانند تكرار بازي جنگ رواني آنها عليه ايران را ميتوان از چند منظر بررسي كرد:1-رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي با چالشهاي بسياري مواجه است .از يك سودولت اولمرت از عدم مشروعيت رنج مي برد و از سوي ديگر پس از شكست در جنگ 33 روزه وجهه اطلاعاتي و نظامي اين رژيم به طول كلي فرو پاشيد . آنها با جوسازي عليه تهران برآنند تا ضمن انحراف افكار عمومي از بحرانهاي داخلياشان و نيز جناياتي كه عليه فلسطينيان انجام مي دهند، چنان وانمود كنند كه داراي تاثيرگذاري بر جامعه جهاني مي باشند تا شايد از شدت انتقادها داخلي به اولمرت كاسته شود. اين در حالي است كه تاكيد البرداعي و اعضاي آژانس بر حقوق هستهاي ايران و نيز محكوم سازي جهاني مساله بر كناري البرادعي ناكامي اين طرح را به همراه داشت. 2-صهيونيست ها با جنگ رواني و بعضا كوبيدن بر طبل جنگ برآنند تا وحدت ايجاد شده در ايران در قبال مساله هستهاي را متزلزل سازند. آنها مي دانند كه اتحاد ملي ايرانيان عامل تحقق اهداف تهران در تمام زمينهها مي باشد لذا با بحران آفريني در پرونده هستهاي براي شكست اين اتحادها فعاليت ميكنند. 3-رژيم صهيونيستي اجراي طرح نقشه راه يا همان سازش ميان اعراب و تلآويو را اصلي مهم براي خود مي داند. اين طرح كه اكنون با نام نشست پاييز (آناپليس) برگزار مي شود با مخالفت برخي كشورهاي عربي مواجه شده است. اين احتمال وجود دارد كه صهيونيستها با تشديد فعاليت در قبال پرونده هستهاي ايران چنان وانمود سازند كه براي جنگي جديد در منطقه آماده مي شوند تا با اين ترفند اعراب را به پاي ميز مذاكره آورند. اين جوسازي در قبال سوريه و لبنان نيز اجرا شده كه تاكنون نتيجهاي نداشته است. اين تحركات در حالي صورت مي گيرد كه نظاميان و بسياري از كارشناسان اين رژيم در كنار بزرگان سياسي جهان -حتي مقامات آمريكا- هرگونه تحرك نظامي عليه ايران را ديوانگي و خودكشي عنوان و آن را مردود دانستهاند. 4-تلآويو دست يابي ايران به دانش هستهاي بومي را از يك سو پايان بر انحصار هستهاي خود مي داند كه سالها به نام آن خود را قدرت جهاني مي دانست از سوي ديگر تحقق اين امر را ارتقا بخش جايگاه ايران در جهان اسلام و عرصه بينالملل به عنوان كشوري مي داند كه به طور بومي به دانش صلحآميز هستهاي دست يافته است .صهيونيستها با جوسازي عليه تهران براي جلوگيري از تحقق اين مسائل فعاليت ميكنند. 5-صهيونيستها در حالي به جوسازي عليه تهران مي پردازند كه خود با 200 كلاهك هستهاي تهديدي براي صلح و امنيت جهاني مي باشند در حالي كه جهانيان بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران تاكيد دارند.در شرايطي كه آژانس و جهانيان، انرژي هستهاي را حق ايران مي دانند و فعاليتهاي هستهاي رژيم صهيونيستي را غير صلحآميز ارزيابي مي كنند، تلآويو با فرافكني ضمن بيان عصبانيت خود از تصميم جامعه جهاني براي سرپوش نهادن و بعضا توجه به فعاليتهاي هستهاي نظامي خود كه به كمك غرب در حال افزايش است مبادرت مي ورزد. در مجموع فرافكني صهيونيستها عليه ايران بيش از هر چيز براي سرپوش نهادن بر چالشهاي داخلي اين رژيم مي باشد كه بيشتر جنبه داخلي دارد چنانكه افكار عمومي جهان آن را مردود دانسته و فعاليتهاي هستهاي ايران را صلحآميز و حق قانوني آن دانستهاند. اكنون صهيونيستها وحدت ملي ايرانيان و حمايتهاي جهاني از آن را شكستي براي خود مي دانند لذا براي شكست آن فعاليت مي كنند در حالي كه تاكيد ايران بر استمرار فعاليتهاي هستهاي شكستي ديگر را به آنها تحميل خواهد كرد.
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حاشيه اجلاس سران اوپك سران 12 كشور عضو اوپك از جمله احمدينژاد رئيسجمهور ايران نشست دو روزهاي را در رياض پايتخت عربستان آغاز ميكنند. 12 كشور ايران، الجزاير، آنگولا، اندونزي، عراق، كويت، ليبي، عربستان، ونزوئلا، امارات، قطر، عمان، با نام كشورهاي صادر كننده نفت (اوپك) تحت عنوان سومين اجلاس سران كشورهاي عضو اوپك گردهم ميآيند. در حالي پيش از اين در سالهاي 1975 (الجزاير) و 2000 (ونزوئلا) سران اين كشورها نشست سران را برگزار كرده بودند اكنون سومين نشست خود را برگزار ميكنند تا بيانگر شرايط ويژه جهاني و تحولات حاكم بر اعضاي اوپك باشد.
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 4:41 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحكيم مناسبات تهران ـ رياض محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران امروز سفري دورهاي به بحرين و عربستان را آغاز ميكند. اين سفر دو روزه كه محور اصلي آن حضور در نشست سران اوپك تشكيل ميدهد در حالي برگزار ميشود كه تحولات منطقهاي و بينالمللي بر اهميت آن ميافزايد. اين سفر در دو بخش قابل تامل ميباشد.
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 4:38 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صهيونيسم بين الملل و جنگ تمدنها
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيام هاي نشست اسلامبول اسلامبول تركيه در روزهاي اخير ميزبان همايش بين المللي قدس مي باشد . اين همايش كه 5 هزار انديشمند و آزاد انديش جهان اسلام در آن حضور دارند در حالي برگزار مي شود كه تحولات فلسطين و منطقه و عملكرد بازيگران اين صحنه ابعاد تازه اي به خود گرفته است . الف ) از يك سو گروههاي فلسطيني به استمرار مقاومت تا تحققآرمان هايشان تاكيد دارند . از سوي ديگر سازكاران در تشكيلات خودگردان و برخي كشورهاي عربي به اميد صلح و امنيت و گرفتن امتيازات از غرب ، روي به مصالحه با رژيم صهيونيستي آورده اند . مجموع تحركات آنها براي نشست آنا پليس (26 نوامبر ) كه آمريكا آن را به اصطلاح نشست صلح مي داند! مورد بررسي قرار خواهد گرفت . ب) صهيونيست ها در حالي از سازش با فلسطينيان و اعراب سخن مي گويند كه همچنان به سياست هاي توسعه طلبانه در كرانه باختري ، اعمال تحريم و كشتار فلسطينيان در غزه ، تفرقه افكني ميان گروههاي فلسطيني و در نهايت اجراي اشغال كامل بيت المقدس و يهودي سازي مسجد الاقصي ادامه مي دهند . ج ) فشار هاي غرب بر كشورهاي عربي براي پذيرش رژيم صهيونيستي و سازش با آن بدون توجه به خواست فلسطينان تشديد شده است . د) صهيونيست ها و غرب با دخالت در امور لبنان و سوريه براي ارجاي اهداف توسعه طلبانه در منطقه تلاش مي كنند . در چنين شرايطي برگزاري نشست بين المللي قدس با حضور گسترده انديشمندان جهان اسلام مي تواند پيام هاي بسياري به همراه داشته باشد كه در مواضع و اظهارات حاضران در اين جمع نيز مشاهده گرديده است : اولا اين همايش نشان داد كه ملت فلسطين در مقابله با توطئه هاي صهيونيست ها تنها نيست و ملت هاي اسلامي به حمايت ازانها مي پردازند . اين حمايت در شرايطي كه صهيونيست ها و غرب با اعمال تحريم ها براي درگيري فلسطينان و دلسردي آنها از مقاومت فعاليت مي كنند امري مهم مي باشد . ثانيا) اين همايش خواست ملت فلسطين مبني بر ناكارآمدي سازش با صهيونيست ها را تاكيد مي كند كه مي تواند سازشكاران فلسطيني در تشكيلات خودگردان و برخي كشورهاي عربي را از روند سازش خارج نمايد . مواضع انديشمندان اسلامي نشان داد كه نشست پاييز توطئه اي عليه فلسطينان است كه با نام صلح انجام مي شود لذا تشكيلات خودگردان و اعراب بايد ازآن دوري كنند . ثالثا )اين همايش نشان داد كه برخلاف برخي سران عرب ، ملت هاي جهان اسلام با سازش مخالف مي باشند و به حمايت از سران سازش كار نمي پردازند. آنها به سران اسلامي هشدار دادند كه با حضور در روند سازش جايگاه مردمي خود را از دست مي دهند چرا كه ملت ها خواستار استمرار انتفاضه با وحدت جهان اسلام مي باشد و ازان عقب نشيني نمي كنند . رابعا ) نمايندگان كشورهاي اسلامي در حالي گردهم آمده اند كه صهيونيست ها براي تسلط بر بيت المقدس و يهودي سازي مسجد الاقصي فعاليت مي كنند . همايش استامبول بارديگر به اتحاد جهان اسلام براي آزادسازي قدس و تحركات جهاني براي جلوگيري از توطئه صهيونيست ها در مسجد الاقصي تاكيد كرد تا قدس همچنان در اوليت مسائل جهان اسلام باشد . خاسما)شركت كنندگان در همايش مذكور در كنار تحولات فلسطين ، توجه خود را به تحركات غرب و صهيونيست ها در قبال لبنان و سوريه و ساير كشورهاي اسلامي نشان دادند كه مي تواند بر كاهش و عقب نشيني صهونيست ها و متحدانشان عليه ساير كشورهاي اسلامي بويژه سوريه و لبنان تاثير گذار باشد . سادسا )نكته مهم در همايش اسلامبول بيان اين حقيقت است كه ملت هاي مسلمان هر زمان كه اراده كنند مي توانند به طور متحد و فراگير گرد هم آيند . اين مهم در حل بحران جهان اسلام مي تواند تكرار شود كه سرسلسله آن حمايت از ملت فلسطين مي باشد . اين درسي براي سران كشورهاي اسلامي بويژه در قالب سازمان كنفرانس اسلامي است كه به دليل برخي اختلافات از حركت متحد در برابر دشمنان اسلام خودداري مي كنند . در مجموع نشست بين المللي اسلامبول را مي توان برگي از اتحاد ملت هاي اسلامي دانست كه مسلما در ارتقاي روحيه ملت فلسطين براي ادامه انتفاضه تا تحققارمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف موثر خواهد بود . اين در حالي است كه اين اتحاد وحشتي مضاعف در ميان صهيونيست ها و متحدان غربي آنها و برخي از سران سازش كار عرب ايجاد مي كند كه نتيجه آن كاهش حملات عليه فلسطينان مي تواند باشد هرچند در خفا و پنهان براي شكست اتحادهايي نظير آنچه در نشست اسلامبول مشاهده گرديد فعاليت مي كنند كه بيداري بيش از پيش جهان اسلام را الزامآور مي سازد .
+
نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پشت پرده تغيير مسئول پرونده حريري ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان در فوريه 2005 پيش زمينه اي براي بسياري از تحولات لبنان بود بگونه ي كه بسياري آن را اساس بحران هاي كنوني مي دانند . پرونده حريري از معدود پرونده هاي داخلي يك كشور مي باشد كه با دخالت غرب به شوراي امنيت انتقال يافت . نكته مهم در پرونده حريري تغيير در تيم بررسي كنند پرونده از سوي سازمان ملل مي باشد . براساس گزارش هاي منتشره «دانيل بلمار » كانادايي به عنوان جايگزين «برامرتز »آلماني رياست پرونده حريري را برعهده مي گيرد . هرچند كه سازمان ملل اين تغيير را به دليل پايان دوره يك ساله برامرتز و خواسته هاي شخصي او مي دانند اما روند تحولات بيانگر سناريوهاي ديگري در اين پرونده و اين تغييرات مي باشد . اولا غرب تلاش دارد تا به هرنحو ممكن پرونده حريري بازمانده و از مخدومه شدن آن جلوگيري شود . آنها اين پرونده را عاملي براي اعمال فشار بر لبنان و سوريه مي دانند .حضور بازرس جديد در پرونده به منزله تحقيقات جديد و از سرگيري تحركات سازمان ملل مي باشد كه عامل بازماندن پرونده خواهد بود چنانچه برامرتز نيز به عنوان دومين مسئول پرونده اين امر را اجرايي كرد . ثانيا آمريكا براي نسبت دادن ترور حريري به سوريه فعاليت مي كند كه برامرتز نتوانست آن را اجرايي كند . اكنون آمريكا اميددارد تا با مسئول جديد پرونده بتواند به اعمال فشار به سوريه بپردازد ثالثا نسبت دادن ترور حريري به حزب الله لبنان و خلع سلاح آن از اهداف غرب در پرونده حريري است . آنها كه تاكنون در اين امر تاكنون شكست خورده اند با بازيگري جديد براي اين مهم فعاليت مي كنند كه با بازجويي و به اصطلاح جمعآوري مدارك جديد مي تواند صورت گيرد . رابعا «دانيل بلمار »دادستاني از كانادا است . كانادايي كه همكاري ان با آمريكا و رژيم صهيونيستي غير قابل انكار است . اكنون اين سناريو وجود دارد كه يك كانادايي ، پرونده حريري را بيش از پيش در مسير خواستامريكا و صهيونيست ها هدايت كند . در نهايت تغيير در مسئولان پرونده حريري را مي توان سناريويي براي اعمال فشار بيشتر به لبنان ، سوريه و حتي حزب الله لبنان دانست كه در لواي پايان ماموريت برامرتز اجرا مي شود . اين سناريو زماني قابل تامل مي شود كه پيشتر برامرتز از عدم وجود اسناد پيرامون دخالت سوريه و حزب الله در ترور حريري خبر داده بود كه مغاير با اهداف غرب و صهيونيست ها بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 6:33 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ايالات متحده اروپا! كشورهاي اروپايي كه در جنگ دوم جهاني لطمات بسياري را متحمل شده بودند از يك سو و ايالات متحده كه براي جلوگيري از توسعه فعاليت هاي شوروي فعاليت مي كرد، از سوي ديگر، تشكيل اتحاديه اروپا را در دهه 1950 پايه گذاري كردند. اين همكاري ها كه در ابتدا جنبه اقتصادي و سياسي داشت با افزايش اعضا به بازيگري مهم در قاره سبز و عرصه جهان مبدل شد كه بقاي خود را در اتحاد فراگير جست وجو مي كرد. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حذف خطر كمونيسم حوزه فعاليت اتحاديه را به بلوك شرق افزايش داد چنانكه اعضاي آن از 19 عضو به 27 عضو افزايش يافت. نكته مهم در تحولات اخير اروپا رويكرد اتحاديه به اتخاد فراگير وحل اختلافات گذشته است. اكنون محورهاي اصلي نشستهاي 27 عضو اتحاديه و حتي شعار و برنامه روساي دوره اي آن، حل بحران ها يي نظير قانون واحد، رشد و توسعه فراگير، ايجاد نيروي امنيتي واحد بدون ناتو و آمريكا و ... مي باشد. تحركات آنها براي اتحاد تابدان حد است كه برخي از كشورها خواستار تعيين رئيس جمهور براي اتحاديه شده اند كه هماهنگ كننده تمام امور باشد. برخي از آنها نظير انگليس و فرانسه، توني بلر، نخست وزير پيشين و نماينده كنوني كميته چهار جانبه صلح خاورميانه را براي اين سمت پيشنهاد داده اند تا عزم خود را براي تحقق اين امر به نمايش گذارند. اين تحركات كه مي توان از آن با نام احياي اروپا ياد كرد درحالي صورت مي گيرد كه:
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حاشيه رزمايش صهيونيست ها رژيم صهيونيستي كه جوسازي و بحران آفريني در منطقه را تشديد نموده ، برگزاري رزمايش گسترده درمزارع شبعا لبنان و نيز كرانه باختري را برگزار مي كند .آنها با عمليات هاي گسترده نظامي در اين مناطق تلاش دارند تا : الف ) ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه و سپس در برابر مقاومت ملت فلسطين با شكست هاي سنگيني مواجه شد كه فروپاشي آن را در اذهان تداعي كرد . در شرايطي كه خبرهاي بسياري از بحران شديد در ارتش صهيونيست ها منتشر مي گردد ، آنها با رزمايش هاي گسترده به نوعي اقتدار دوباره خود را به نمايش مي گذارند تا به اصطلاح ضمن ارتقاي روحيه سربازان ، جوانان را به حضور در ارتش ترقيب كنند . ب) از چالش هاي صهيونيست ها ، كوچ معكوس شهرك نشينان يهودي به خارج از اراضي اشغالي به دليل مسائل امنيتي و شكست هاي تلآويو در برابر مقاومت مي باشد .با توجه يه سياست هاي جمعيتي تل آويو، آنها با اجراي رزمايش هاي نظامي در كنار دريافت كمك هاي راداري و تسليحاتي آمريكا براي كاهش روند فرار شهرك نشينان فعاليت مي كنند . با اين وجود مانور حزب الله بارديگر تمام تلاش هاي صهيونيست ها براي كاهش منتقدان را ناكام نهاد و صفآرايي جديدي را عليه اولمرت ايجاد كرد . ج )صهيونيست ها توسعه طلبي در كرانه باختري را اجرايي مي كنند . ساخت شهرك هاي جديد ، اخراج فلسطينيان و ساخت پاسگاههاي بازرسي و.. از عملكردهاي كسترده آنها در اين مناطق مي باشد . اين احتمال وجود دارد كه رزمايش صهيونيست ها در شبعا و مناطق فلسطيني نشين ، پيش زمينه اي براي اشغالگري در كرانه باختري باشد . در همين حال محورهاي رزمايش ها بيانگر تلاش آنها براي تشديد ترورهاي هدفمند رهبران مقاومت در فلسطين ، لبنان و ساير كشورها مي باشد . د ) هدف اصلي صهيونيست ها آوردن اعراب به پاي ميز مذاكره در نشست پاييز مي باشد. رزمايش هاي صهيونيست ها در آستانه نشست پاييز مي تواند بيانگر اين سناريو باشد كهانها با بحرانآفريني و بيان آغاز جنگي جديد در منطقه براي واداشتن اعراب جهت حضور در نشست پاييز و دادن امتيازات به تلاويو فعاليت كنند در حالي كه از چراغ سبز آمريكا براي اشغالگري برخوردار شده اند . در مجموع رزمايش هاي صهيوننيست ها را مي توان اقدمي براي توجيه افكار داخلي و جنگ رواني عليه فلسطنيان و كشورهاي منطقه دانست كه هدف نهايي آن ترقيب اعراب به حضور در نشست پاييز مي باشد در حالي كه در سايهان به توسعه طلبي در كرانه باختري و قدس مي پردازند كه بيداري فلسطينيان و جهان اسلام در برابر آن امري الزامآور مي باشد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 10:1 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تكرار بازي سوخته تعامل يا تقابل ميان ايران و آمريكا از مسائل مطرح در تحولات عرصه جهاني است كه بعضا بر بسياري از جهتگيريهاي سياست خارجي دو كشور نيز تاثيرگذار مي باشد. در سالهاي اخير آمريكاييها ابزارهاي گوناگوني را براي مقابله با ايران و به نوعي انزواي جهاني آن در پيش گرفتهاند. در كنار چالش آفرينيهاي سياسي ميان تهران و كشورهاي منطقه بويژه اعراب، محوريت تحركات سالهاي اخير آمريكا ، پرونده هستهاي و فعاليتهاي تبليغاتي و خرابكارانه عناصري چون منافقين بوده است. هر چند كه واشنگتن تلاش داشته تا با چالش آفريني در اين زمينه ها و صرف هزينههايي نظير اختصاص بودجههاي چند صد ميليون دلاري براي تخريب نظام، بحران آفريني داخلي و تقابل دولت و ملت ،جوسازي رسانهاي عليه اوضاع داخلي ايران و ... به اهداف خود در قبال تهران دست يابد، اما سير تحولات مغاير با خواست آنها پيش رفت. تاكيد آژانس و شخص البرادعي بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران، فروپاشي بيشتر 1+5 و تاكيد كشورها بر عدم فدا كردن منافعشان در ايران براي خواست آمريكا ،اعتراضات جهاني به سياستهاي خصمانه واشنگتن عليه تهران كه حتي چند صدايي و چندگانگي را در مواضع و عملكردهاي سران آمريكا به همراه داشت، ناكارآمدي تبليغات و جنگ رواني براي بحران آفريني و تفرقه افكني ميان دولت و ملت ايران كه همچون 28 سال گذشته بيداري ملت آنها را خنثي ساخته و ... سب شد تا طرحهاي آمريكا در برابر تهران با شكست همراه شود. آمريكايي كه در اين عرصهها با شكست مواجه شدند بار ديگر سناريوي تروريسم و يا همان محور شرارت را در پيش گرفتند. بازداشت اتباع ايران در عراق كه ديپلماتهاي كشورمان را شامل شد، تصويب لايحه تروريستي خواندن سپاه پاسداران در شرايطي كه نيروي رسمي و مردمي مي باشد، بازگشايي پرونده آميا براي متهم كردن مسئولان كشورمان در حالي كه واژه تروريسم را براي آنها تكرار مي كردند اتهامات واهي مبني بر دخالت منفي ايران در امور افغانستان و عراق و... از جمله تحركات آمريكا براي بهرهگيري از سناريوي ترويست عليه ايران مي باشد. به رغم، آنكه آنها با بهرهگيري از محافل سياسي و رسانهاي خود براي اجراي اين مهم بهره بردند اما مواضع آنها نتايج ديگري به همراه داشت اولا در زمينه اتباع ايران و ادعاهاي واهي اشغالگران كه آنها را محور تروريسم در عراق مي دانستند، در نهايت آمريكاييها با اعتراف به اين مهم كه هيچ مدركي مبني بر دخالت آنها در امور عراق بدست نياوردهاند، وادار به آزاد سازي ديپلماتهاي ايران شدند هر چند كه همچنان تعدادي از ديپلمات در اسارت آنها به سر مي برند. ثانيا براي تروريستي خواندن سپاه در حالي كه در عرصه جهاني انتقادهاي شديدي به آنها صورت گرفت و جهان آن را مغاير با اصول بين المللي دانست در عرصه داخلي آمريكا نيز چنددستگي شديدي به همراه داشت.اين اقدام نابخردانه غيراصولي كاخ سفيد نه تنها انتقاد دموكراتها را به همراه داشت كه اختلاف در جبهه جمهوريخواه عليه ايران را تشديد كرد چنانكه اكنون به صراحت چند صدايي در ميان آنها را مي توان مشاهده كرد ثالثا در پرونده آميا نيز آنها نتوانستند به اهداف خود دست يابند در شرايطي كه آنها مي خواستند كه مقامات كشورمان را تروريست بنامند اما جهانيان اعتراف كردند كه اقدام اينترپل براي تحت تعقيب قرار دادن برخي از مقامات كشورمان تحت تاثير لابي صهيونيست و آمريكا بوده كه كاملا سياسي است اين امر بار ديگر چهره واقعي آمريكا را براي جهانيان آشكار ساخت كه براي اهداف سياسياش محافل و مجامع جهاني را به بازي مي گيرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امنيت در عراق نزديك به 5 سال از اشغال عراق مي گذرد. نتيجه سالها اشغال اين كشور بي خانماني ميليون ها نفر، قتل بيش از يك ميليون تن به دست اشغالگران ،ناامني ، ويراني ،جرم و جنايت بوده ست. هر چند كه كشتار و ناامني هر روزه در اين كشور به امري لاينفك از زندگي مردم مبدل شده اما بررسي آماري و سير تحولات از بهبود چهره امنيتي اين كشور حكايت دارد. از سوي ديگر مقامات آمريكايي نيز همواره بر اين امر تاكيد دارند كه عراق دوران با ثباتي را سپري مي كند چنانكه ژنرال پترائوس تاكيد كرده است: در ماه اخير ،عراق 70 درصد بهبود امنيت داشته است. ثبات اعلام شده در عراق از دو محور دولت عراق و اشغالگران قابل بررسي مي باشد. 1)در شرايطي كه بحرانهاي امنيتي و نابسامانيهاي داخلي در جهت تضعيف دولت مالكي صورت مي گرفت ،دولتمردان بغداد با تحركات سياسي فعال توانستند تا حدود زيادي در برابر آنها مقاومت و به اصطلاحاتي مبادرت ورزند. عملكردهاي گروههاي اصلي عراق با محوريت طالبان ، حكيم ، مالكي و برخي رهبران اهل سنت براي ايجاد ائتلاف و حمايت از دولت مالكي، طرحهاي اجرايي براي بازگشت گروهها به دولت و نيز طرد افراد مانند علاوي- كه براي شكست دولت فعاليت مي كرد -اصلاحات گسترده در پليس عراق و عاري ساختن آنها از افرادي كه گرايشاتي به حزب بعث و گروههاي معارض داشتند ، همكاري فراگير پارلمان عراق با مالكي كه بيانگر حمايت تمام گروهها از او مي باشد و …را ميتوان از عملكردهاي مثبت سياستمداران عراقي براي اجراي اهدافشان دانست . آنها دريافتند كه سياستهاي اشغالگران براي تجزيه عراق و اجراي اهداف تفرقه افكنانه در حال اجرا مي باشد، لذا با همگرايي و دوري از تقابل براي حل بحرانها فعال گرديدند. نتيجه همگرايي و گرايشهاي مثبت دولت مالكي بهبود اوضاع امنيتي عراق بوده هر چند كه ناامني همچنان ادامه دارد.2)اشغالگران عراق كه به رغم وعدههاي داده شده، نتوانستهاند به اهداف خود بويژه تامين امنيت دست يابند و صرفا به عامل قتل و عامل مبدل شدهاند ،در شرايطي قرار گرفتهاند كه استمرار بحران، پيامدهاي ناگواري براي آنها به همراه دارد. واشنگتن اكنون براي دريافت بودجه اضافي با پيش شرط برقراري امنيت و نشانههاي پيشرفت مواجه است از ديگر سو سران كاخ سفيد به تحولات فلسطين و برگزاري نشست سازش كاران معطوف شدهاند. آنها همچنين با دغدغههايي در قبال روسيه و نيز ناكاميهاي پياپي در قبال ايران مواجه مي باشند. آمريكا كه زماني در چند جبهه فعاليت داشته، اكنون چنان در بحران قرار گرفته كه براي حركت در يك مسير بايد به تعديل و بعضا توقف فعاليت در جبهههاي ديگر بپردازد. در شرايط كنوني آمريكاييها، برقراري ثبات هر چند محدود و ظاهري در عراق را امري الزام آور مي دانند. اسناد افشاد شده نشان مي دهد كه آمريكاييها با قراردادهاي مالي و نيز دادن برخي امتيازات به گروههاي معارض، تلاش كردهاند تا از فعاليت آنها جلوگيري نمايند. در اين ميان گزارشها آشكار مي سازد كه كاخ سفيد براي توجيه افزايش نيرو و دريافت بودجه 100 ميليارد دلاري از كنگره، تاكيد بر اصل دخالت كشورهاي ديگر در امور عراق كه اكنون به دليل مصالحه با آنها ديگر فعاليتهاي منفي انجام نمي دهند (ارتباط دادن مذاكره با ايران، سوريه و كشورهاي عربي به بحرانهاي عراق ؟!) تاكيد بر نقش مثبت اشغالگران براي اجراي طرحهاي امنيتي براي جلب رضايت جامعه جهاني و … به مصالحه با گروههاي عراقي روي آوردهاند. نكته مهم آنكه اين تحركات افشا ساخته بسياري از اين گروهها وابسته به آمريكا بودهاند كه روزگاري براي تامين منافع واشنگتن به بحران آفريني مي پرداختند و اكنون در ادامه همان سياست سكوت مي كنند.به هر تقدير تحولات اخير عراق با هر سناريو و طرحي كه باشد بيانگر نقش فعال دولتمردان بغداد در اجراي اهداف امنيتي و سياسي است كه مي تواند پيش زمينهاي براي واگذاري تمام امور به آنها باشد. افشاي همكاري اشغالگران با گروههاي معارض نيز نكتهاي مهم مي باشد كه بار ديگر تاكيد مي سازد، راه حل بحران عراق نه افزايش نيرو بلكه خروج اشغالگران از اين كشور و واگذاري امور به مردم و دولت آن مي باشد چنانكه دولت مالكي اكنون نشان داده توانايي حل چالش ها را دارد و توجهي براي ادامه حضور اشغالگران وجود ندارد.
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صلح يكجانبه سران كاخ سفيد كه نتوانستهاند در عراق و افغانستان و حتي برنامه هستهاي ايران به موفقيتي دست يابند و شكستهايي پياپي را در معادلات جهاني تجربه كردهاند، تلاش دارند تا بازيگري در تحولات فلسطين كارنامهاي موفق براي ملت خود به نمايش گذارند. آمريكاييها اميد دارند تا پيش از پايان سال 2007 به موفقيتهايي هر چند ناچيز در روند به اصطلاح صلح در فلسطين دست يابند تا با بزرگنمايي آن بر ساير شكستهايشان سرپوش گذارند. هر چند كه آمريكا ادعا دارد كه نشست پاييز براي تحقق اهداف فلسطينيان و صهيونيستها و حتي جهان عرب است اما روند تحولات بويژه در روزهاي مانده تا نشست بيانگر رويكرد يكجانبه واشنگتن به تحقق اهداف صهيونيستها ميباشد. در اين راستا سناريوهاي واشنگتن و مواضع آنها چنان طراحي و اجرا ميشود كه در نهايت نشست مذكور يك برنده داشته باشد و آن رژيم صهيونيستي باشد. مقامات آمريكايي در رايزنيهاي خود با سران تلآويو همواره تاكيد دارند كه اولويت آنها اجراي خواستهها و اهداف رژيم صهيونيستي ميباشد. چنانكه كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا در آخرين سفر به سرزمينهاي شغالي رسما تاكيد كرد: براي واشنگتن هيچ چيز مانند امنيت تلآويو اهميت ندارد و تمام تلاش خود را براي اين مهم انجام خواهد داد. آمريكا براي اجراي اين مهم كمكهاي نظامي چند صد ميليون دلاري در كنار اعمال فشار بر ابومازن براي سركوب انتفاضه را در دستور كار قرار دادهاند. در شرايطي كه تحريمها عليه فلسطينيان تهاجمات صهيونيستها ادامه دارد آمريكا خواستار سركوب مقاومت به دست ابومازن براي امنيت صهيونيست است تا بيانگر نگاه يك جانبه واشنگتن به تحولات فلسطين باشد. آمريكاييها ابومازن را در مسيري قرار دادهاند كه در صورت عدم همراهي با نشست پاييز حذف آن از صحنه سياسي قطعي ميگردد و لذا وي نيز اجبارا بايد در اين مسير حركت كند چنانكه وي تاكنون نيز امتيازات سياسي را به نام پيششرط نشست واگذار كرده كه در آينده پيامدهاي آن مشخص ميشود.
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معادله برد –برد در روابط تهران و پكنيانگ جيچي وزير خارجه چين امروز براي ديداري رسمي وارد ايران ميشود تا گامي ديگر براي تحكيم مناسبات دو كشور برداشته شود. ايران و چين با توجه به منافع اقتصادي و سياسي مشترك در قالب مناسبات دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي توانستهاند روابط رو به گسترشي را تجربه كنند.با توجه به تحولات جهاني و اشتراكات منافع دو كشور حضور وزير خارجه چين در تهران مي تواند بيانگر چند اصل باشد : 1ـ مواضع و سياستهاي ايران و چين بيانگر مناسبات آنها براساس اصل «برد –برد» يا همان دستاورد دوجانبه ميباشد. چين به خوبي از موقعيت جغرافيايي ايران آگاه است و تاكيد دارد كه تهران پل ارتباطي پكن با بسياري از كشورها بويژه در جهان اسلام ميباشدكه براي اقتصاد، توسعه صنعتي و حتي اهداف سياسي چين موثر است. در شرايطي كه پكن براي حضور در خاورميانه و مقابله با ساير بازيگران فعاليت ميكند، موقعيت جغرافيايي و سياسي ايران ميتواند نقش مهمي در اين راستا ايفا كند. در نقطه مقابل پكن نيز ميتواند در شرق آسيا كمكي براي اجراي اهداف ايران جهت توسعه مناسبات با ساير كشورها باشد. به عبارتي ايران و چين مكملي براي سياستهاي يكديگر در جهان ميباشند كه حوزه آن تا آفريقا، آمريكاي لاتين نيز ميتواند گسترش يابد. اين رويكردها ميتواند از عوامل گرايش دو كشور به يكديگر باشد كه بعضا مقامات پكن را راهي ايران ساخته است.2ـ از مسائل مهم در روابط دو كشور ابعاد اقتصادي ميباشد .هر چند كه تراز تجاري دو كشور به نفع پكن است و صادرات ايران بيشتر جنبه نفتي دارد، اما چين ايران را شريكي بزرگ ميداند كه نبود آن لطماتي بر اقتصاد اين كشور وارد ميسازد چرا كه ايران پل ارتباطي ميان بسياري از كشورها است. در حوزه نفت و گاز نيز پكن براي ادامه روند توسعه نيازمند تهيه انرژي است. در حالي كه چين در كشورهاي عربي به دليل نفوذ آمريكا و غرب چندان جايگاهي ندارد از سوي ديگر روسيه نيز شريك مطمئني نميباشد، ايران بهترين و مطمئنترين شريك براي تامين انرژي چين قلمداد ميشود. در شرايطي كه قيمت نفت به 100 دلار رسيده و غرب نيز از حربه نفت براي اعمال فشار بر چين استفاده ميكند، پكن در رايزني با تهران تلاش دارد تا از ايجاد خلاء در تامين انرژي اش جلوگيري كند. 3ـ وزير خارجه چين در حالي به ايران سفر ميكند كه پرونده هستهاي ايران وارد مراحل جديدي شده است. تشديد شكاف در 5+1 براي تعامل يا تقابل با ايران، اجماع جامعه جهاني در همكاري مثبت ايران و آژانس و تاكيد بر لزوم ادامه مذاكرات طرفين، انتشار گزارش البرادعي به شوراي حكام در روزهاي آينده ، ادعاي برخي محافل غربي بر تحركات آمريكا در شوراي امنيت در آينده نزديك و … محورهاي اصلي پرونده هستهاي ايران ميباشد. برخي كارشناسان بر اين عقيدهاند كه پس از سفر مقامات روسيه از جمله لاوروف- وزير خارجه اين كشور- به ايران و رايزنيهاي مقامات آلماني، انگليسي، فرانسوي و آمريكايي پيرامون مساله هستهاي ايران،ديدار گيتس وزير دفاع آمريكا از چين و ژاپن و… پكن تلاش دارد تا بازيگري در اين پرونده را به صورت مسالمتآميز ادامه دهد. پكن آگاه است كه در شرايط كنوني، همسويي با غرب براي صدور قطعنامه جديد امري مغاير با خواست جامعه جهاني است و آنها براي حفظ جايگاه خود در افكار عمومي بايد در كنار ايران قرار گيرند. بر اين اساس حضور «يانگجيچي» در تهران مي تواند بيانگر استمرار ديدگاه مقامات چين در قبال فعاليتهاي هستهاي ايران باشد چنانكه پيشتر نيز آنها بر حق ايران براي دستيابي به دانش هستهاي تاكيد و سياستهاي خصمانه را رد كرده بودند. هر چند كه رسانهها و محافل سياسي غرب تلاش دارند تا اين ديدار را بسته اي از سوي چين و بعضا 5+1 براي مصالحه ايران عنوان كنند، اما تاكيد ايران بر عدم توقف خواست ملت براي دستيابي به حقوق هستهاي، اين جوسازي را نيز پيشتر خنثي ساخته و چين نيز همچون روسيه نميتواند چنين درخواستي داشته باشد.4ـ نكته مهم آنكه چين امروز از سوي آمريكا در قبال تحولات تايوان، مناطق نفوذ نظير ميانمار، نپال، تايلند، روابط با اروپا و … تحت فشار ميباشد. هر چند كه پكن قدرتي اقتصادي است اما در بعد سياسي چندان توانايي مقابله با آمريكا را ندارد لذا نيازمند حاميان و متحداني در اين زمينه ميباشد. عملكردهاي جمهوري اسلامي ايران در 28 سال گذشته اثبات نموده كه تهران توانايي مقابله كامل با آمريكا را دارا ميباشد و حاضر به امتيازدهي نميباشد. در اين شرايط اتحاد پكن و ايران ميتواند سدي محكم در برابر آمريكا ايجاد كند كه نتيجه آن كاهش سياستهاي خصمانه واشنگتن در قبال آنها ارزيابي مي شود. اين اقدام را در عملكرد بسياري از كشورهاي آزاديخواه ميتوان مشاهده كرد كه با گرايش به ايران ،قطبي استوار در برابر امپرياليسم ايجاد كردهاند كه نتايج مثبتي نيز داشته است.در نهايت ديدار «يانگ جيچي» وزير خارجه چين از تهران را ميتوان تاكيدي بر روابط مستحكم دو كشور در ابعاد گوناگون دانست كه در شرايط كنوني ميتواند ابعاد كاربردي تري به خود بگيرد. اين رايزنيها بيانگر نقش و جايگاه ايران در ميان بازيگران جهاني است كه آنها را به ناديده گرفتن تحريمهاي آمريكا براي انزواي ايران وادار ميسازد. اكنون شرايط براي توسعه مناسبات دو كشور بويژه مقابله با سياستهاي خصمانه آمريكا كه دو كشور را تحت فشار قرار داده وجود دارد كه صداقت چين در پرونده هستهاي ميتواند آن را تحكيم بخشد. اكنون جهانيان حاميان ايران را بزرگان عرصه حقيقت و عدالت جهاني ميدانند كه حضور چين در اين طيف، ميتواند به بهبود جايگاه آن در عرصه جهاني كمك كند .هر چند كه آمريكا و غرب با تهديدات و پاداش هاي خود براي شكستن اين رويكرد تلاش ميكنند كه مسلما مقهور شدن چين در برابر آنها ،لطمات و پيامدهاي منفي بسياري براي آن به همراه خواهد داشت چرا كه ايران مسير خود را ادامه داده و حاضر به بازگشت نميباشد و جهانيان نيز حركت استقلال خواهانه آن را مورد تاييد قرار مي دهند.
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست سه جانبه در تركيه تركيه امروز ميزبان ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين و شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي مي باشد . نشست سه جانبه ميان سران تركيه ، تشكيلات خودگردان ورژيم صهيونيستي در حالي برگزار مي شود كه : الف ) ديدار ابومازن و پرز ، نخستين ديدار مقامات ارشد فلسطيني و صهيونيستي است كه پيش از نشست پاييز برگزار مي شود تا بيانگر به اصطلاح اراده آنها براي تحقق صلح در منطقه باشد در حالي كه در آن شاره اي به خواسته هاي فلسطينيان نمي شود . ب ) تركيه به عنوان كشوري اسلامي و اروپايي همواره تلاش دارد تا در روند صلح خاورميانه ايفاي نقش كند تا از يك سو در جهان اسلام و از سوي ديگر در غرب جايگاه خود را حفظ كند . اين بازيگري مي تواند بر پيوستن آن به اتحاديه اروپا تاثير گذار باشد . ج ) آنكارا منافع اقتصادي بسياري در اراضي اشغالي فلسطين دارد . هرچند كهآنكارا بر اصل اجراي اهداف فلسطينان تاكيد دارد اما به هرتقدير منافع اقتصادي آن بويژه حضورش در شهرك هاي صنعتي ، آن را به به برخي محافظه كاري ها وادار مي سازد در حالي كه روابط همزمانان با فلسطينان و تلآويو موجب نارضايتي صهيونيست ها شده است . د ) تركيه اكنون با چند بحران مواجه است . مسئله پ.ك.ك و بحران آفريني آنها ، پرونده نسل كشي ارامنه در سال 1915 ، و ناارامي ها و انفجارهاي داخلي محورهاي اين بحران است . نكته آنكه اسناد نشان مي دهد اين تحركات از سوي صهيونيست ها انجام مي شود . اكنون آنكارا اميددارد تا با بازيگري در پرونده صلح خاورميانه به نوعي رضايت صهيونيست ها را براي پايان دادن به اين تحركات جلب كند . در مجموع عملكرد تركيه را مي توان تلاشي براي بازيگري در منطقه و جهان دانست چنانكه آنها در رايزني با مقامات سوريه و عربستان نيز بر اين امر تاكيد كرده بودند . با اين وجود ترك ها نيز آگاهند كه بدون خواست ملت فلسطين هيچ اقدامي نمي توانند انجام دهند و اين نشست ها نمي تواند دستاورد چنداني داشته باشد بويژه اينكه صهيونيست ها از اين نشست به عنوان پيروزي در يك كشور اسلامي ياد مي كنند كه احتمالا با اعتراض مردم تركيه و در نهايت قب نشيني آنكارا از ادامه روند اين نشست ها را به همراه خواهد داشت .
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيام هاي نصرالله سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان ديروز نطقي ديگر را براي بيان مواضع حزب الله در قبال تحولات داخلي لبنان و منطقه ايراد كردند تا بارديگر هشدار هاي خود را به دشمنان مقاومت و ملت لبنان گوشزد نمايد . مجموعه گفته هاي وي چند نكته اساسي را ياد آوري مي كند . الف ) در بخش داخلي سيد حسن نصرالله چند مورد را مورد تاكيد قرار مي دهد . اولا وي نسبت به عملكرد گروه حاكم در تعيين ريس جمهور و آينده كشور هشدار داده و تاكيد درد كه عملكرد آنها مغاير با اهداف ملت مي باشد . حمايت وي از عملكردهاي اميل لحود بيانگر تاكيد حزب الله بر تعيين رئيس جمهوري مردمي و ملي مي باشد . ثانيا ، وي بارديگر از همكاري دولت حاكم با صهيونيست ها پرده برداشته است . وي با افشاي گرايش دولت سينيوره به همگرايي با صهيونيست ها كه در محور مانورهاي اين رژيم و سكوت دولت لبنان صورت مي گيرد ، وابستگي آن را بيش از پيش برملا ساخت . ثالثا ، سيد حسن نصرالله همچنين به همگرايي دولت لبنان به آمريكا هشدار داده و تاكيد دارد كه تاسيس پايگاه آمريكايي در لبنان و ارسال سلاح براي سركوب مردم بخشي از اين همكاري است كه در كنار همگرايي سياسي انجام مي شود . رابعا نكته مهم آنكه وي به تقدير از ارتش به دليل عملكردهاي مثبت آن در مبارزه با تروريسم و برقراري امنيت پرداخت و تاكيد كرد كه مقامت هرگز در برابر ارتش قرار نخواهد گرفت . اين در حالي است كه آمريكا براي تفرقه افكني ميان ارتش و مقاومت تلاش مي كند . خامسا ، نكته مهم در تحولات لبنان انتشار اخباري در رابطه با اردوگاههاي آوارگان و احتمال تكرار حادثه نهرالبارد است كه نصر الله تاكيد كرد به رغم توطئه ها ديگر تكرار نخواهد شد . ب)در عرصه منطقه اي نيز وي مسائل جامعي را مطرح كرد كه از آن جمله عبارنتد از : 1)وي گزارش مفصلي از تحركات صهيونيست ها و مانورهاي آنها كه حتي آمار 50 هزار نفري آنها را نيز در بر مي گرفت ارائه كرد كه بيانگر اقتدار اطلاعاتي حزب الله و اشرافان بر تحولات منطقه است . 2)نكته مهم اظهارات نصرالله پيرامون هشدار در زمينه تحركات آمريكايي در بحرانآفريني در منطقه است . وي در حالي اين مسائل را مطرح كرد كهامريكا و رژيم صهيونيستي تهديداتي را عليه ايران و سوريه و حتي لبنان تكرار كرده اند . وي هشدار داد كه در صورت هر اقدامي حزب الله پاسخي كوبنده به آمريكا و صهيونيست ها مي دهد كه خاورميانه را دگرگون خواهد ساخت . وي همچنين حمايت مقاومت از ملت فلسطين و مخالفت با نشست سازشكاران را مورد تاكيد قرار داد كه روحيه بخش فلسطين مي باشد . در مجموع اظهارات سيد حسن نصرالله را مي توان هشدار به سازش كاران داخلي و دشمنان منطقه اي بويژه رژيم صهيونيستي وامريكا دانست كه با تاكيد بر تغيير ماهيت خاورميانه در صورت هرگونه تحرك غير منطقي آمريكا اجرا مي شود ايم امر مي تواند بازدارنده تحركات غرب و صهيونيست ها عليه لبنان در آستانه انتخابات لبنان باشد كه پيروزي بزرگي براي دشمنان آن است .
+
نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 8:47 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
استعمارگري نوين انگليس در افغانستان انگليس كه همچنان داعيه و خوي استعمارگري خود را حفظ كرده و تلاش دارد تا به هر نحو حضورش در ساير نقاط جهان را توسعه دهد، از عملكردهاي آمريكا به بهانه مبارزه با تروريسم براي احيا و توسعه اين نگرش بهرهبرداري كرد. لندن كه توانايي حضور نظامي مستقيم در ساير كشورها را در خود نميديد و بيشتر با فعاليتهاي سياسي اهداف خود را اجرايي ميكرد، در سال 2001 با حضور انديشه نومحافظهكاران جنگطلب در كاخ سفيد تحت لواي جمله پيشدستانه در كنار آمريكا قرار گرفت. انگليس با رهبريت تونيبلر تلاش كرد تا از فضاي حاكم بر جامعه جهاني و نيز نگرش حاكم بر كاخ سفيد براي تحقق اهداف توسعهطلبانه برخوردار شود. بلر با گرايش مطلق به آمريكا ابتدا براي اشغال افغانستان و سپس براي حضور در عراق فعاليت نظامي در عرصه جهاني را اجرايي كرد. هر چند كه لندن تحت حمايت واشنگتن توانست به اين امور دست يابد اما گذشت 6 سال از اشغال افغانستان و بيش از چهار سال از حضورشان درعراق بيانگر شكستهاي بسياري براي آنها است كه از پيامدهاي آن كنارهگيري اجباري بلر (6 تير 86) از نخستوزيري ميباشد. با اين وجود آنها همچنان بر حضور نظامي تاكيد دارند و حتي به بهانههاي امنيتي و مبارزه با تروريسم براي حضور در آفريقا بويژه در سودان و سومالي فعاليت ميكنند. نكته مهم در تحركات نظامي انگليس تلاش آنها براي حضور انحصاري و به نوعي استعمار گرايانه در افغانستان ميباشد. لندن كه از زمان استقلال و جدايي افغانستان از ايران -كه با دسيسه خودشان صورت گرفت- اين كشور را از مراكز استراتژيك خود ميدانستند اكنون نيز هماي نگرش را نسبت به آن دارند. تحركات آنها در قبال افغانستان گوياي اين حقيقت است كه آنها براي حضور بلند مدت برنامهريزي ميكنند و حتي براي انحصاري كردن آن تلاش ميكنند. انگليس كه 7 هزار نيرو در افغانستان دارد فعاليتهاي خود را بر چند اصل استوار ساخته است. اولا اعزام نيروهاي بيشتر كه گارد امنيتي و تفنگداران دريايي را نيز براي اولين بار شامل گرديده، ثانيا تاكيد بر ساخت مراكز فرماندهي انحصاري جديد از ناتو و نيروهاي ايساف به بهانه مقابله با گروههاي تروريستي، ثالثا افزايش تجهيزات پيشرفته كه كاربرد آنها براي پايگاههاي ثابت در افغانستان ميباشد رابعا تاكيد بر جايگزيني و جبران نيروهاي خارجي كه افغانستان را ترك ميكنند و ... از تحركات انگليسيها در اين كشور ميباشد. هر چند كه اين حقيقت انكارناپذير است كه بخشي از افزايش تحركات انگليسيها در افغانستان برگرفته از چالشهاي نيروهاي اشغالگر و شكستهاي گسترده آنها ميباشد اما بررسي كارنامه و سياستهاي توسعهطلبانه انگليسيها بيانگر اهداف بلند مدتتري نظير استقرار نظامي در اين كشور ميباشد. در شرايطي كه ماموريت نيروهاي ائتلاف در سال 2009 به پايان ميرسد از سوي ديگر آمريكا چنان در عراق گرفتار آمده كه توانايي رسيدگي به افغانستان را ندارد، لندن اميد دارد تا بتواند به تقويت پايگاههايش در افغانستان بپردازد. در اين راستا مشاهده ميگردد كه لندن با كاهش نيروهاي خود در عراق براي افزايش نيرو در افغانستان فعاليت ميكند از سوي ديگر براي توافقاتي با نيروهاي طالبان مردم افغانستان فعال شده است. افشاي گزارشهاي ديدارهاي محرمانه انگليسيها با طالبان كه رشوههاي نقدي (5/1 ميليارد دلاري) و واگذاري بخشي از مناطق به آنها به همراه داشته، تاكيد بر عدم مبارزه با توليد مواد مخدر براي جلب رضايت مردمي از حضور انگليسيها كه با حمايتهاي مستقيم و غير مستقيم لندن صورت ميگيرد را ميتوان سندي ديگر براي تلاش انگليس جهت حضور دائمي در افغانستان دانست.
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تشكيلات خودگردان سه سال پس از عرفات محمد يا محمد عبدالرحمان فرزند عبدالرئوف القدوه كه بعدها به نام ياسر عرفات مشور شد، در سال 1929ميلادي در خانوادهاي فلسطيني متولد شد. در سال 1958 با برخي از يارانش به كويت رفت و هسته جنبش فتح را در آنجا پايهريزي كرد. تلاشهاي او سبب شد تا در سال 1969 شوراي ملت فلسطين عرفات را به رياست كميته اجراي سازمان آزادي بخش فلسطين (ساف) و در نهايت رياست آن انتخاب كند. در سال 1989 به رياست دولت مستقل فلسطين انتخاب شد و در سال 1996 در نخستين انتخابات رياست و مجلس فلسطين عرفات با اكثريت 75 درصد آراء به رياست تشكيلات خودگردان انتخاب شد .او پس از چندين دهه مبارزه ،در 11 نوامبر 2004 در حالي كه در مقر خود «رامالله» از سوي رژيم صهيونيستي محصور شده بود، پس از چند روز بيماري و بستري شدن در بيمارستان نظامي فرانسه در گذشت. (تاكنون در علل مرگ وي ابهام وجود دارد و حتي بسياري از كارشناسان علت مرگ را مسموميت و توطئهاي از سوي رژيم صهيونيستي و همپيمانان غربي آن ارزيابي مينمايند) .
+
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واشنگتن دست به دامان دمشق در شرايطي كه آمريكا با نام صلح در خاورميانه تلاش مضاعفي را براي بررسي پرونده فلسطينآغازكرده ، تحركات اين كشور براي جلب رضايت سوريه جهت حضور در نشست پاييز نكته اي قابل تامل مي باشد . سياست ها و اقدامات آمريكا و برخي كشورهاي غربي نشان مي دهد كه آنها از عدم حضور سوريه در نشست پاييز نگران و آن را نشانه شكست نشست مي دانند . ديدارهاي مقامات و نمايندگان فرانسه ، انگليس ، ايتاليا و حتي آمريكا و اعلام خبر سفر رايس به منطقه براي مطرح شدن مسائل جزيي جولان در نشست پاييز ، از اعتراف كشورها بر نقش مهم سوريه در تحولات منطقه حكايت دارد . در شريطي كهامريكا نشست پاييز را تحركي براي اهداف رژيم صهيونيستي مي داند مقامات دمشق اعلام كرده اند كه در نشست مذكور شركت نخواهند كرد . در شرايطي كه اولا سوريه در جمع كشورهاي عربي اولين مخالف و مبارز با رژيم صهيونيستي است و همواره در كنار ملت فلسطين و لبنان به مقابله با اين رژيم پرداخته ، ثانيا در ميان ممالك عربي پس از مصر و اردن كه به مصالحه با رژيم صهيونيستي پرداختند ،سوريه و لبنان با فلسطين اشغالي مرز مشترك دارند لذا آمريكا تلاش دارد تا با مصالحه ميان اين دو كشور با تلآويو به نوعي مشروعيتي براي اراضي اشغالي و در نهايت تامين امنيت سياسي و ارضي تلآيو نائلآيند . ثالثا سران كاخ سفيد از نگاه ملت ها و دولت هاي عربي به مواضع سوريه در برابر تلآويو آگاهند و حضور و يا عدم حضور آن را در نشست پاييز بيراي جلب رضايت ساير كشورها مهم ارزيابي مي كنند .رابعا آمريكايي ها به نشست پاييز به عنوان آخرين برگ برنده براي بيان پيروزي ها در سال 2007 در عرصه جهاني براي ملتشان مي نگرند لذا برگزاري نشست پاييز براي آنها مهم مي باشد و خواستار مشاركت كشورها در آن هستند تا به نوعي بهآن مشروعيت بخشند .در چنين شرايطي واشنگتن حضور سوريه را به عنوان قدرتي منطقه اي در اين نشست مهم ارزيابي و به آن اصرار دارد . در مجموع مي توان گفت كهامريكا براي فرار از شكست ها در نشست پاييز وادار به گرايش به سوريه شده لذا اين احتمال وجود دارد كه پيش از نشست امتيازاتي را راسا يا از طريق ساير كشورها براي آن در نظر گيرد تا شايد رضايت آن را براي حضور در نشست پاييز جلب كند .
+
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 9:27 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ملكعبدا … ميهمان گلملكعبدا … پادشاه عربستان ديروز براي ديداري رسمي وارد تركيه شد. اين ديدار كه دومين سفر وي به تركيه در يك سال و نيم گذشته است بيانگر تلاش عربستان براي پيوند با كشوري اسلامي و غير عربي است.تركيه به دليل موقعيت جغرافيايي و سياسي ميتواند تاثيرات بسياري بر تحولات منطقهاي و جهاني داشته باشد. با توجه به اينكه پيش از اين نيز اردوغان نخستوزير تركيه به رياض سفر كرده و دو كشور بارها بر تحكيم مناسبات تاكيد كردهاند، اين سفر از چند زاويه قابل تامل ميباشد.1ـ تركيه كشوري با 90 درصد جمعيت مسلمان است كه به دليل موقعيت جغرافيايي در قلب اروپا جاي گرفته است. هر چند كه دولت تركيه به پيوستن به اتحاديه اروپا تاكيد دارد اما علت آن همگرايي اسلامي را تاكيد ميكنند. از سوي ديگر كشورهاي اسلامي از جمله دولتهاي عربي نيز خواستار حفظ تركيه به عنوان پل ارتباطي اروپا و جهان عرب ميباشند. اين خواستهها سبب شده تا در سالهاي اخير پيوند تركيه با كشورهاي عربي و در نهايت جهان اسلام از ابعاد گستردهتري برخوردار شود.اين روابط در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي قابل تامل ميباشد كه پيوندي جديد ميان اين كشورها ايجاد كرده است. دولت اسلامگراي تركيه در سالهاي اخير توانسته جايگاه مناسبي در اتحاديه عرب و شوروي همكاري خليجفارس كسب كند كه به دليل گرايش طرفين به توسعه همگرايي نتايج مثبتي براي آنها داشته است. در اين شرايط سفر ملكعبدا … به تركيه را ميتوان تاكيدي بر استمرار روابط دو بخش از جهان اسلام دانست كه در آينده تحكيم بيشتر مناسبات آنها را به همراه دارد، چنانكه ملكعبدا… از اهداف سفر به تركيه را حمايت از رياست جمهوري گل و دولت اسلامگراي اردوغان اعلام كرده است. اين نكته قابل ذكر است كه محافل سياسي و رسانهاي غرب تلاش دارد تا از اين ديدارها به عنوان رويكرد كشورهاي عربي اهل سنت به ائتلاف در برابر به اصطلاح هلال شيعه ايران ياد ميكنند تا به تفرقهافكني ميان جهان اسلام بپردازند.2ـ چنانكه ذكر شد تركيه از جايگاهي قابل تامل در منطقه برقرار است كه پيوند دهنده آسيا به اروپا ميباشد. در شرايطي كه خاورميانه با بحرانهاي بسياري مواجه است عملكردهاي تركيه بيانگر بازيگري آن در اين عرصه است. آنكارا توانسته خود را به عنوان بازيگري مطرح در حل بحرانهاي منطقه معرفي كند كه از يك سو نماينده اروپاست و از سوي ديگر بازيگري مستقل ميباشد. در شرايطي كه تحولات فلسطين و لبنان دوراني بحراني را سپري ميكند تركيه به عنوان ميانجي اعراب با غرب و بعضا رژيم صهيونيستي شناخته ميشود. كشورهاي عربي از جمله عربستان اميد دارند تا از ظرفيتهاي تركيه براي گرايش غرب به حل بحران فلسطين و لبنان برخوردار شوند در همين حال غرب نيز آنكارا را وابستهاي خوب براي جلب رضايت اعراب به سمت رژيم صهيونيستي قلمداد ميكنند هر چند كه سياستهاي تركيه از گرايش بيشتر آن به جهان اسلام و دوري از رژيم صهيونيستي حكايت دارد. برخي ناظران سياسي براين عقيدهاند كه سفر ملكعبدا … به انگليس، آلمان، ايتاليا پيش از ورود به تركيه گامي براي جلب رضايت اروپا براي پذيرش عضويت تركيه در اتحاد اروپا بوده تا مشوقي باشد براي بازيگرداني اين كشور در تحولات خاورميانه.3ـ مساله عراق و صفبندي تركها در مرزهاي اين كشور براي مقابله با گروههاي تروريستي پ.ك.ك ميتواند از محورهاي ديگر سفر عبدا … به تركيه باشد. اعراب از وضعيت كنوني در شرايطي كه عراق تحت اشغال آمريكا است ابراز نارضايتي كرده و خواستار عدم تحرك نظامي تركيه براي جلوگيري از جنگ جديد در منطقه ميباشد.در مجموع ميتوان گفت كه سفر ملكعبدا … به تركيه براي توسعه مناسبات دو جانبه و در نهايت كشورهاي عربي با تركيه براي حفظ جايگاه اين كشورها درخاك اروپا است درحالي كه نقشي جديد به بازيگري آن در خاورميانه ميدهد. البته تركها نيز بر اين روابط تاكيد دارند چرا كه همگرايي با جهان اسلام تهديدي براي غرب و آمريكا قلمداد ميشود لذا براي كاهش آن امتيازاتي براي تركيه در نظر خواهند گرفت. لذا تركها ميتوانند با سياستي مستقل و فراگير منافع خود را در هر دو طيف تامين كنند در حالي كه به دليل خواستههاي ملي، گرايش به جهان اسلام در اولويت سياستهاي آنها قرار دارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پاكستان و سرنوشت نامعلوم پاكستان در طي ماههاي گذشته، عرصه تنشهاي سياسي و امنيتي شده بگونهاي كه سرنوشت آن در مسيري نامعلوم قرار گرفته است. از يك سو گروههاي معارض و شبه نظاميان شامل اسلامگرايان افراطي و گروه طالبان با رويكرد نظامي به استقلالخواهي و بحرانآفريني روي آوردهاند. شرايط بحراني پاكستان كه تاكنون صدها كشته وزخمي بر جاي گذاشته، اين گروهها را به اشغال شهرها واداشته چنانكه شهرهاي «مدين، متا، خاوازاخلا» به اشغال اسلامگرايان افراطي درآوردهاند. از سوي ديگر عرصه سياسي نيز با رقابت سه گروه حاميان مشرف رئيسجمهور كنوني، بينظير بوتو و نواز شريف نخستوزيران اسبق پاكستان متشنج شده است. در اين ميان بسياري از احزاب و گروههاي سياسي تلاش دارند تا به هر نحو ممكن مشرف را از رياست ارتش دور ساخته و به وي صرفا مقام رياست جمهوري اعطا شود. با تمام اين تفاسير مشرف كه دوري از ارتش را به منزله كاهش اختيارات و تهديدي براي آينده خود در كشوري ميداند كه كودتا در آن امري عادي تلقي ميشود تلاش دارد تا به هر نحو ممكن از اين امر جلوگيري كند. مشرف كه در اكتبر توانست با اكثريت قاطع آراء رياست جمهوري خود را تمديد نمايد اكنون براي حفظ يونيفورم نظامي فعال گرديده است. در شرايطي كه بينظير بوتو اصليترين رقيب مشرف با حمايت غرب توانست به پاكستان وارد و در صحنه سياسي حضور يابد، مشرف مديريت بحران را از راهكارهاي خود براي مقابله با رقيبان قرار داد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ائتلاف سهجانبه در واشنگتن جرجبوش رئيسجمهور آمريكا اين روزها دو ميهمان ويژه دارد كه ائتلافي سهجانبه را براي بررسي تحولات جهاني ايجاد ميكنند. ديروز نيكلا ساركوزي رئيسجمهور فرانسه وارد واشنگتن شد و فردا نيز آنجلا مركل صدراعظم آلمان به اين جمع خواهد پيوست. اين ديدارها كه به نوعي جمع شدن متحدان جديد در كنار يكديگر است در حالي صورت ميگيرد كه:
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
26 نوامبر براي كيست ؟ ايالات متحده آمريكا كه چند ماهي است بازيگري در تحولات فلسطين را سرلوحه سياست هاي خود قرار داده وعده برگزاري اجلاس به اصطلاح صلح را مطرح كرد . سرانجام پس از مدت ها گمانه زني منابع خبري اعلام كردند كه رايس 26 نوامبر را زمان برگزاري اين نشست اعلام كرده است . هرچند كه امريكا ، اعراب و حتي رژيم صهيونيستي موفقيت اين نشست را بعيد مي دانند اما به هر تقدير واشنگتن اجراي آن را الزام آور اعلام نموده است . اكنون اين سوال مطرح مي شود كه 26 نوامبر كه به اصطلاح روز صلح ناميده شده به نام كيست و به كام چه فرد يا بازيگري اجرا مي شود . با بررسي سير تحولات منطقه و سياست هاي اجرايي واشنگتن تقسيم بازيگران و دستاوردهاي آنها در 26 نوامبر در چند طيف مي باشد . اولا واشنگتن كه براي اعلام حداقل پيروزي در سال 2007 و سرپوش نهادن بر ناكامي هايش در برابر ملتش تلاش مي كند نشست مذكور را راهكاري براي اين مهم ارزيابي مي كند . هرچند كه سران كاخ سفيد اعتقاد دارند كه دستاوردي از اين نشست اصل نمي شود اما براي فريب افكار عمومي اجراي آن لازم است . ثانيا رژيم صهيونيستي كه با بحران داخلي و عدم مشروعيت جهاني مواجه است به رغم فرافكني و برخي اظهارات مقاماتشان مبني بر عدم كارايي نشست 26 نوامبر ، اين نشست را برگ برنده اي براي دست يابي به حداقل امتيازات در برابر فلسطينيان و اعراب مي دانند . براي آنها همان بس كه چند كشور عربي واسلامي در اين نشست حضور يابند تا مشروعتي جديد براي صهيونيست ها ايجاد شود . ثالثا ملت فلسطين كه تاكنون دستاوردي از روند سازش نداشته ، بارديگر به عنوان استمرار تلاش ها براي اجراي به اصطلاح صلح در تحريم و تهديدات نظامي قرار مي گيرند . آمريكا و صهيونيست ها تلاش دارند تا در نشست 26 نوامبر گروههاي مقاومت و انتفاضه را عامل اصلي عدم برقرار ي صلح معرفي كنند تا به اين بهانه به تشديد حملات عليه آنها بپردازند . بر اين اساس ملت فلسطين دستاوردي جز از دست دادن بخش هاي ديگري از وطنشان و تشديد مجازات ها نخواهند داشت . رابعا اعراب كه پايان اشغالگري را شرط مذاكره با تل آويو عنوان كرده بودند با حضور در نشست 26 نوامبر صراحتا تمام اهداف و خواسته هاي خود را فراموش كرده اند و به خواست صهيونيست ها مبني بر سازش در برابر امنيت تن داده اند . حضور هر كشور عربي در اين نشست به معناي پذيرش رژيم صهيونيستي بدون پيش شرط است كه مغاير با شعارها و گفته اي گذشته آنها است . بر اين اساس 26 نوامبر را مي توان روزي براي آمريكا ور ژيم صهيونيستي دانست كه با حضور اعراب قربانگاه اهداف و آرمان هاي فلسطينيان را ايجاد مي كند . بر اين اساس روز 26 نوامبر روز حل بحران خاورميانه نيست بلكه خود عامل تشديد بحران است چرا كه بر اساس طرح صهيونيست ها در اين نشست مقاومت عامل بحران معرفي شده كه مقابله با آنها تنها راهكار براي اجراي صلح در آينده خواهد بود از سوي ديگر ملت فلسطين كه آرمان هاي خود را در مقاومت جستجو مي كند بر اصل استمرار انتفاضه تا تحققرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف تاكيد دارد كه نتيجه آن ادامه تقابل ها در اراضي اشغالي مي باشد در حالي كه اعراب به دليل حضور در نشست 26 نوامبر بيش از پيش در مسير سكوت قرار مي گيرند تا بارديگر ملت فلسطين زخم خورده سازش كاري ها گردد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هشدار حزبا …حزبا … لبنان كه حمايت از استقلال و تماميت ارضي لبنان را سرلوحه اهداف خود دارد ،رزمايشي بزرگ را به نمايش گذاشت تا بار ديگر اقتدار مقاومت را به دشمنان داخلي و جهاني يادآوري سازد. اين رزمايش كه بزرگترين مانور نظامي حزبا… با حضور سيدحسن نصرا… دبير كل خود ،-بويژه پس از جنگ 33 روزه بود- در حالي صورت گرفت كه:1ـ در عرصه داخلي به رغم خواست مردم و گروههاي سياسي، دولت سينيوره و نمايندگان چهارده مارس همچنان به روند يكجانبهگرايي ادامه ميدهند. آنها برآنند تا با حمايتهاي خارجي از مساله انتخاب رئيسجمهور -جانشين لهود-براي حفظ قدرت استفاده كنند. در طرح آنها كودتاي احتمالي توسط ارتش و نيز اعلام حالت فوقالعاده با بركناري اميل لحود و حتي تجزيه كشور در نظر گرفته شده است. رزمايش حزبا … در اين شرايط به منزله حمايت از تماميت و يكپارچگي كشور و مواضع لحود در چگونگي تقسيم قدرت ارزيابي مي شود كه هشداري به 14 مارس و متحدان غربي آن است.2ـ آمريكا در هفتههاي اخير تحركات نظامي بسياري در لبنان انجام داده است. درحالي كه واشنگتن به بهانه مبارزه با تروريسم -گروه فتحالاسلام- به ارسال سلاحهاي پيشرفته به لبنان مبادرت ورزيده،تقويت نظامي چهارده مارس را نيز در دستور كار دارد و ميليون ها دلار براي اين امر هزينه كرده ، خواستار ايجاد پايگاه نظامي در اين كشور نيز شده است. اين اقدام كه به منزله مستعمره شدن لبنان است، حزبا … را بر آن داشته تا با رزمايش خود بر بيداري مقاومت در برابر اين تحركات و پاسخگويي به آن تاكيد كند. سيدحسن نصرا… بارها تاكيد كرده است كه احداث پايگاه نظامي آمريكا به منزله اشغالگري است و مقاومت با آن مانند اشغالگران مقابله خواهد كرد.3ـ رژيم صهيونيستي پس از شكست در جنگ 33 روزه همچنان به نقض حريم هوايي و حتي صفبندي در مرزهاي اراضي اشغالي فلسطين و لبنان ميپردازد. اين تحركات كه با سكوت سران لبنان تشديد شده، حزبا … را بر آن داشته تا با نمايش اقتدار خود در برابر اين تجاوزگريها صفآرايي كند.در همين حال صهيونيستها در ماههاي اخير فعاليتهاي جاسوسي بسياري را براي ضربه زدن به مقاومت و ملت لبنان انجام دادهاند كه با حمايتهاي خواسته يا ناخواسته چهارده مارس همراه شده است. دبير كل حزبا… در آخرين سخنراني خود تاكيد كرده است كه مقاومت در برابر سكوت دولت به مقابله خواهد پرداخت و اجازه نميدهد كه دشمن صهيونيست به اهداف خود دست يابد.اكنون حزبا… با نمايش اقتدار خود خاطره جنگ 33 روزه را براي صهيونيستها زنده مي كند تا اولا ازتحركات بيشتر آنها در مرزها جلوگيري كند ثانيا به دولت در قبال سكوت در برابر صهيونيستها هشدار داده است ثالثا به نيروهاي يونيفل مسئوليت مقابله با تجاوزات صهيونيستها را گوشزد كرده باشد رابعا بار ديگر رعب و وحشت را بر ساكنان اراضي اشغالي فلسطين وارد سازد تا بحران ديگري براي صهيونيستها در برابر افكار عمومي ايجاد شود. خامسا به مجامع بينالمللي بويژه سازمان ملل كه با سكوت خود در برابر تجاوزات اشغالگران قدس به حمايت از آنها ميپردازند، بيداري مقاومت را نشان داده و وظيفه آنها را براي حفظ صلح در لبنان تاكيد نمايند.4ـ تحولات منطقه در حال حاضر بيانگر تلاش صهيونيستها و آمريكا براي بحرانآفريني هاي جديد است. از يك سو رژيم صهيونيستي به كشتار در فلسطين و توسعهطلبي ادامه ميدهد در حالي كه چشم به خاك سوريه و لبنان نيز دارد و به تهديد آنها ميپردازد. از سوي ديگر آمريكا براي بحرانآفريني عليه ايران، سوريه فعاليت ميكند. رزمايش حزبا … پيامي براي سران رژيم صهيونيستي و آمريكا است كه بدانند هرگونه تحرك آنها در منطقه با واكنش مقاومت مواجه ميشود كه آسايش را از آنها خواهد گرفت. در همين حال مقاومت به ملت فلسطين پيام ميدهد كه حزبا… ميتواند روحيهاي مضاعف براي گروههاي فلسطيني به همراه داشته باشدچنانكه همزمان با اين رزمايش گروههاي فلسطين نيز به ادامه مقاومت تاكيد كردند.براين اساس رزمايش بزرگ حزبا … را ميتوان هشداري به دشمنان داخلي و خارجي حزبا… و تهديدكنندگان امنيت منطقه دانست كه ميتواند تاثير بسياري بر حفظ آراميش در لبنان و منطقه ،در نتيجه خنثيسازي توطئههاي آمريكا و رژيم صهيونيستي به داشته باشد. حزبا… نشان داد كه هر زمان كه اراده كند توانايي مقابله با دشمنان مقاومت و ملت لبنان را دارد در حالي كه در سايه رزمايش بر حمايت از دوستان منطقهاي و مقابله با هر تهديدي عليه آنها تاكيد كرد تا بدينوسيله پاسخي كوبنده به تحركات آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه داده باشد. اقدامي كه با حمايت ملت لبنان به حماسهاي بزرگ مبدل شد كه بيانگر جايگاه هميشگي حزبا… در ميان اين ملت به عنوان سنبل مقاومت در برابر دشمنان اتحاد ملي اين كشور ميباشد.
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قربانيان نژادپرستي فرانسويها در حالي كه فرانسه خود را مهد قانون جهاني ميداند و ادعا دارد كه قوانين بشري و انساني شالودهاي از قوانين اين كشور است در روزهاي گذشته با پرونده رسوايي قاچاق كودكان چادي مواجه شده است. در اقدامي كاملا ضد بشري و جنايتكارانه، اتباع فرانسوي كه تحت نظارت دولت بودهاند در لواي موسسات بشردوستانه اقدام به قاچاق 103 كودك چادي به فرانسه كرهاند. اين موسسه كودكان را از چاد به طور قاچاق به پاريس وارد كرده و به صاحبان جديد آن ميفروختندتا به عنوان فرزند و يا برده براي كارگري و بهرهكشي كاري و جنسي مورد استفاده قرار گيرند. افشاي اين مساله كه رسوايي بزرگي براي فرانسه به همراه داشته در حالي صورت ميگيرد كه عملكرد سران پاريس در قبال آن بيش از آن عمل قابل توجه است. پس از افشاي اين اخبار، ساركوزي رئيسجمهور فرانسه به چاد ميرود تا براي آزادي اتباع فرانسوي متهم مستقيما وارد عمل شود؟! نمايندگان مجلس و نخستوزير فرانسه خواستار آزادي اتباع خود شده و صرفا به ابراز تاسف بسنده ميكنند. گروههاي حقوق بشر فرانسوي كه براي پرونده سازي براي ساير كشورها عملكردي روزانه دارند در برابر اين مساله راه سكوت در پيش گرفته و از اظهار نظر خودداري ميكنند. اين موضعگيري مغرضانه و قابل تامل كه نمونه آشكاري از نقض حقوق بشر توسط فرانسويها است در حالي روي داد كه:
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اردوغان در واشنگتن رجب طيب اردوغان نخستوزير تركيه امروز براي ديداري رسمي با بوش به واشنگتن ميرود. تركيه و آمريكا در طول سالهاي گذشته روابط استراتژيكي را تجربه كردهاند بگونهاي كه روزگاري تركيه سدي در برابر كمونيست قلمداد ميشد و پس از فروپاشي شوروي به محلي براي حضور بيشتر اروپا در آسياي مركزي و قفقاز مبدل شد. موقعيت جغرافيايي و بافت سياسي و فرهنگي آن بويژه قرار داشتن در مسير اتصال اروپا و آسيا و نيز روابط گسترده با كشورهاي اسلامي و عربي، سبب گرديده تا تركيه از جايگاه ويژهاي براي آمريكا و اروپا برخوردار شود. هر چند كه دو كشور همواره بر ادامه مناسبات و حفظ منافع متقابل تاكيد كردهاند اما در مقطع كنوني و در آستانه سفر اردوغان به آمريكا چالشهايي در مناسبات طرفين ايجاد شده كه تقابل ديپلماتيك آنها را به همراه داشته است محورهاي اصلي اين تقابلها عبارتند از: 1ـ مهمترين مساله براي تركيه حفظ تماميت ارضي و حفظ امنيت ملي است. گسترش فعاليت پ.ك.ك آن هم از خاك عراق تهديدي بزرگ براي اين اصول قلمداد ميشود اين گروه تروريستي در حالي در عراق فعاليت ميكند كه شواهد از همكاريهاي آمريكا، غرب و رژيم صهيونيستي با آنها حكايت دارد. تركها تاكيد دارند كه اشغالگران عراق اولا مقابله با پ.ك.ك و تحويل آنها به آنكارا را بايد اجرايي كنند ثانيا در ارسال نفت شمال عراق به تركيه خللي ايجاد نكنند كه محوريت آن را عدم تجزيه عراق تشكيل ميدهد. تاكيد تركيه بر مقابله با پ.ك.ك حتي با حمله به خاك عراق، نگرانيهايي را در سطح منطقهاي و بينالمللي ايجاد كرده چنانكه مقامات ارشد آمريكايي حتي رايس وزير خارجه وادار به حضور در تركيه و پذيرش هر چند ظاهري مقابله با پ.ك.ك شدند. بسياري از تركها بر اين عقيدهاند كه آمريكا با بحران آفريني در منطقه براي اجراي اهداف توسعه طلبانه فعاليت مي كند كه بخشي از آن را هدايت پ.ك.ك تشكيل ميدهد. 2ـ دغدغه و چالش ديگر تركها ،ارائه لايحه نسلكشي ارامنه در سال 1915 در كنگره آمريكا ميباشد. پس از آنكه عملكرد فرانسه در تاييد اين نسلكشي به چالش در روابط آنكارا و پاريس منجر شد، اكنون واشنگتن به اين امر روي آورده است. در حالي كه لابي صهيونيست براي تحت فشار قرار دادن تركيه اين طرح را به كنگره آمريكا پيشنهاد داد، اقدامات و موضعگيريهاي تركيه سرانجام كنگره را وادار ساخت تا اين طرح را به تعويق اندازد. اردوغان بر آن است تا در سفر خود لغو كامل اين طرح را اجرايي كند. 3ـ بررسي تحولات منطقه بويژه پرونده هستهاي ايران و چگونگي ارتباط آنكارا با تهران، تحولات عراق، نشست پاينر و نقش تركيه براي جلب رضايت اعراب جهت حضور در اين نشست، وضعيت روابط تركيه و رژيم صهيونيستي كه اين روزها به تيرگي نهاده، فعاليتهاي ناتو در افغانستان و يونيفل در لبنان و … ميتواند محورهاي ديگر ديدارهاي اردوغان از واشنگتن باشد. نكته مهم در اين زمينه تلاش آمريكا براي متقاعده كردن تركها جهت لغو قراردادهاي خود با ايران ميباشد. در شرايطي كه تركيه بارها به آمريكا هشدار داده كه روابط تهران و آنكارا با تاريخچهاي قديمي با خواست آمريكا كاهش نمييابد اما آمريكاييها با پيشنهادهاي اقتصادي و حتي وعده تامين انرژي از ساير كشورها براي اين مهم فعاليت ميكنند هر چند كه تاكنون به نتيجهاي دست نيافتهاند.4ـ هرچند كه آمريكاييها به بحرانآفريني در تركيه ميپردازند اما خود ميدانند كه براي تحقق اهدافشان نيازمند همكاري آن ميباشند. مناسبات دوجانبه بويژه در زمينه نظامي و اقتصادي و نيز فعاليت در تحولات آسياي مركزي و قفقاز و منطقه ميتواند از مسائل مطرح در مذاكرات اردوغان باشد چرا كه تركيه نيز براي حل بحرانهاي اقتصادي نيازمند اين روابط است.آمريكا كه اميدوار بود تا با حفظ قدرت اسلامگرايان بتواند ائتلافي سني ميان آنكارا و اعراب ايجاد و از ظرفيتهاي اين كشور براي نفوذ در خاورميانه و ساير كشورها استفاده كند اكنون با چالشهاي بسياري در اين كشور مواجه شده بگونهاي كه حذف پايگاه اينجرليك نيز در دستور كار تركها قرار گرفته است. در مجموع سفر اردوغان به آمريكا را كه بسياري آن را پايان فرصت واشنگتن براي مقابله با پ.ك.ك ميدانند، ميتواند به عرصه تقابل ديپلماتيك واشنگتن و آنكارا مبدل شود چنانكه سفر رايس به تركيه نيز نتوانست دستاوردي براي آن به همراه داشته باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مذاكرات صلح سودان در ابهام سودان با داشتن منابع غني انرژي و زيربنايي از جايگاه ويژهاي در آفريقا برخوردار ميباشد. بسياري از ناظران سياسي دلايل چالشهاي داخلي اين كشور را داشتن جايگاه ويژه آن در توليد انرژي ميدانند كه سبب شده تا بازيگران غربي براي تامين منافع خود به بحران آفريني در آن بپردازند. بيش از 10 سال است كه اين كشور با جنگ داخلي مواجه است كه حاصل آن چندين ميليون گشته و زخمي و آواره بوده است. كشوري اسلامي در شاخ آفريقا كه با داشتن صلح و ثبات سياسي و امنيتي ميتواند به قطبي مقتدر در آفريقا مبدل شود و تامينكننده منافع اين قاره و حتي جهان اسلام باشد. بحران دارفور و تحركات جداييطلبان در شمال و جنوب اين كشور چالشي بزرگ است كه بازيگران خارجي نظير سازمان ملل و كشورهاي غربي را راهي آن ساخته است. هر چند تاكنون نشستهاي بسياري در سطح داخلي، منطقهاي و بينالمللي براي حل بحران اين كشور برگزار شده اما همچنان جنگ در اين كشور ادامهدارد و هر روز دهها قرباني ميگيرد. در ادامه تلاشها براي پايان دادن به اين بحران، نمايندگان گروههاي شورشي و دولت سودان در ليبي گردهم آمدند تا در كنار ساير بازيگران اتحاديه آفريقا و برخي كشورهاي خارجي به حل اختلافات بپردازند. اين نشست كه به دليل عدم حضور و مخالفتهاي برخي گروهها بدون نتيجه پايان يافت و راهحلي براي آينده سودان رقم زده نشد در حالي برگزار شد كه بازيگراني با ديدگاهها متفاوت در آن به فعاليت پرداختند كه تضادهاي ديدگاهي را ميتوان عامل شكست نشست دانست: اولا محور اصلي نشست را دولت سودان تشكيل ميداد كه تلاش دارد در هر شرايطي با حفظ يك پارچگي و تماميت ارضي كشور، از تجزيه آن جلوگيي كند. عمرالبشير خواستار ائتلاف با شورشيان براي حل بحران ميباشد كه نماينده وي نيز در اين نشست بر اين اصل تاكيد و خواستار خلع سلاح فراگير و برگزاري نشست اتحاد ملي شد. دولت سودان ميداند كه عدم توافق فراگير به منزله استمرار بحران است كه نتيجه آن فروپاشي كشور، تزلزل پايههاي دولت مركزي و مداخلات خارجي است. ثانيا شورشيان و گروههاي معارض را ميتوان محور ديگر بازيگران سودان دانست كه براساس منافع داخلي و منطقهاي در نشست حضور داشته و برخي نيز از آمدن، خودداري كردهاند. اين گروهها كه به دليل نظام قبيلهاي سودان خواستار استقلال و بهرهگيري از منابع منطقهاي ميباشند از يك سو به حاكميت دولت اعتراض دارند و از سوي ديگر نحو تقسيم و خودمختاري را مردود دانسته و بعضا آن را عامل فقر در منطقه خود ميدانند. دولت خارطوم اكنون اكنون بر سر دو راهي اعطاي اختيارات به قبايل و يا سلطه كامل بر آنها قرار دارد كه حركت در هر كدام از مسيرها، موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. ثالثا گروه ديگر درگير در سودان كشورهاي عربي و آفريقايي ميباشد. اتحاديه آفريقا و اتحاديه عرب كه سودان را عضوي از خود ميدانند روند بحران اين كشور را مغاير با اهداف خود دانسته وتلاش دارند تا به هر نحو ممكن از ادامه آن جلوگيري كنند فعاليتهاي عمر و موسي دبير كل اتحاديه عرب در كنار نمايندگان آفريقا بويژه ليبي (ميزبان نشست) حكايت از نگراني آنها از روند كنوني دارد بويژه اينكه تحولات سودان بار اقتصادي و سياسي بسياري براي كشورهاي منطقه به همراه دارد كه ميتواند به ساير كشورها نيز انتقال و منطقه را با بحران مواجه سازد. رابعا نكته مهم در نشست فوق، عملكردهاي كشورهاي غربي نظير انگليس و آمريكا ميباشد. بررسيها نشان ميدهد كه آمريكا و اتحاديه اروپا خواستار ايجاد پايگاه نظامي و سياسي در آفريقا هستند در حالي كه بحرانهاي منطقهاي را بهانه اصلي آن ميدانند. در شرايطي كه آنها با قطعنامه 1760 شوراي امنيت مجوز حضور در سودان را يافتهاند چندان تمايلي براي حل بحران نداشته و خواستار اجراي طرح نظامي هستند. عملكردهاي آنها در نشست كه با تهديد و سياستهاي خصمانه همراه بود گواه تلاش آنها براي شكست مذاكرات و يافتن راهي براي نظاميگري ميباشد كه تاكنون با مخالفت خارطوم مواجه شده است در همين حال آنها منافع رژيم صهيونيستي را كه در سايه بحرانها به فعاليت اقتصاد بويژه در كسب انرژي و خريد اراضي انتقال آوارگان به اراضي اشغالي براي توسعه جمعيتي يهودينشينان ميپردازند، در نظر دارند و … استمرار بحران را براي آن مهم ارزيابي ميكنند. بر اين اساس شكست مذاكرات ليبي را ميتوان نتيجه عدم توافقات داخلي و عملكردهاي بازيگران خارجي دانست كه براي تحقق اهدافشان به بحرانآفريني ميپردازند چنانكه سودان همواره غرب و رژيم صهيونيستي را عامل بحران و شكست مذاكرات اتحاد ملي دانسته و خواستار پايان اين مداخلات شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اولمرت بر سر دو راهي اولمرت كه دوراني سختي رابراي حفظ قدرت سپري مي كند تلاش دارد تا از نشست پاييز به عنوان برگ برنده اي براي تحقق اينمهم بهره برداري كند . وي درحالي اين راه را مي پيمايد كه دو چالش عمده را پيش روي دارد . اولمرت از يك سو در برابر خواست افراطيون صهيونيست قرار دارد كه هرگونه عقب نشيني در برابر فلسطينيان را محكوم مي كنند . از سوي ديگر آمريكا به عنوان باني نشست پاييز خواستار تعديل سياست هاي توسعه طلبانه تلآويو و دادن امتيازتي هرچند موقت به فلسطينيان مي باشد . واشنگتن تاكيد دارد كه عدم اجراي اين مهم شكست زود هنگام نشست پاييز را به همراه دارد كه پيامدهاي ان براي آمريكا سنگين خواهد بود . منابع صهيونيستي اعلام كرده اند كه آمريكا پذيرفته است كه در برابر تخريب برخي از شهرك هاي صهيونيست نشين ، امتيازات بسياري را در نشست پاييز براي تل آويو در نظر گيرد و حتي راه را براي ادامه تجاوز گري آنها هموار سازد .در شرايطي اولمرت اولمرت را بر سر دو راهي قرار داده است . وي تاكيد دارد كه در صورت اجراي خواستآمريكا با بحران داخلي و حتي خروج احزاب از ائتلاف مواجه مي شود و در صورت عدم همراهي با آمريكا طرح سازش با اعراب كه اميدآن براي حفظ قدرت است پايان مي يابد . اولمرت اميد دارد تا با تشديد حملات به مناطق فلسطيني نشين و بهره گيري از لابي ابومازن، اعراب و فلسطينيان را به پذيرش طرح واگذاري زمين در ازاي صلح و امنيت وادار سازد كه نتيجهان حضور آنها در نشست پاييز خواهد بود . وي با اين تحركات براي جلوگيري از انتقادهاي داخلي به سياست هاي به اصطلاح سازش كارانه اش فعاليت مي كند در حالي روزانه صدها فلسطيني به بهانه ايجاد شرايط براي نشست پاييز قرباني سياست هاي او مي شوند .
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تلاش مركل براي خروج از بحران افغانستان آنجلا مركل صدر اعظم آلمان كه استمرار اشغال افغانستان را راهي براي حفظ موقعيت جهاني برلين و اتحاديه اروپا مي داند براي ديداري غير منتظره وارد افغانستان شد تا نشانگر دغدغههاي برلين در قبال تحولات اين كشور باشد. ديدار مركل از افغانستان كه آن را تحولي بزرگ درتمايلات و عملكردهاي آلمان در آسيا ميتوان ارزيابي كرد در حالي صورت گرفت كه: 1ـ آلمان در سال 2001 با 3000 نيرو در ائتلاف به اصطلاح مبارزه با تروريسم وارد افغانستان شد. آنها كه تلاش داشتند تا با اين اقدام به احياي جايگاه جهاني خود بپردازند به رغم تلاشهاي بسيار نتوانستند به اهداف خود دست يابند. ناتواني ناتو در برقراري امنيت، افزايش آمار تلفات و بحرانهاي رواني سربازان، فروپاشي ائتلاف كه خروج كشورها را نويد ميدهد و … به تزلزل موقعيت آلمان در عرصه جهاني منجر شده است. اين در حالي است كه در داخل نيز دولت مركل از جايگاه مستحكمي برخوردار نيست و با انتقادهاي مردمي مواجه مي باشد. در اين شرايط مركل براي خروج از انتقادها، روحيه دادن به نظاميان كه خواستار ترك افغانستان شده اند ، تاكيد بر حفظ همگرايي در ميان اعضاي ائتلاف به افغانستان وارد شده است.2ـ انگليس، آمريكا، آلمان و فرانسه ،اصليترين بازيگران در عرصه افغانستان ميباشند. در شرايطي كه جامعه جهاني سياستهاي آمريكا و انگليس را توسعهطلبانه ميدانند. وجود صدايي جديد براي بيان اصل مبارزه با تروريسم ميتواند توجيهي براي عملكردها انگليس و آمريكا باشد كه آلمان اين نقش را ايفا ميكند.اين اتحاد در مقطعي كه اروپا به دليل ناكامي در افغانستان با انتقادهاي بسياري مواجه است و پيروزي در اين كشور براي آنها حيثيتي شده ، تاكيد افرادي نظير صدر اعظمآلمان به حضور در افغانستان مي تواند تاثيراتي هرچند ناچيز بر كاهش انتقاهاي افكار عمومي اروپا داشته باشد .اروپايي ها دريافته اند كه اشغال افغانستان موجب افزايش تحركات تروريستي در اين قاره شده لذا براي مقابله با آن چاره اي جز حل بحران اين كشور ندارند . 3ـ اعتراضات مردمي و انتقادهاي كرزاي موجب گرايش كابل به ساير كشورها ازجمله روسيه چين و همسايگاني چون ايران شده است. اين رويكرد كه مغاير با اهداف اشغالگران است سبب شده تا اروپاييها با ديدارهاي مكرر از افغانستان و دادن وعدههاي گوناگون براي جلب رضايت كابل -جهت استمرار همكاريها- تلاش كنند. اين در حالي است كه جنايات اشغالگران از جمله آلمانها نگرشي منفي را عليه آنها ايجاد كرده است. مردم افغانستان هنوز فراموش نكردهاند كه سربازان آلماني با جمجمههايي كه از خاك بيرون آورده بودند به رقص و شادي پرداختند. اين مسائل در كنار تحولاتي نظير قاچاق زنان و كودكان ، توليد مواد مخدر، توسعه فساد و بيبندوباري و … كارنامهاي ناموفق براي اشغالگران به ارمغان آورده است كه ديدار ها و وعده هاي مسئولان آلماني نمي تواند پاك كننده آنها باشد.4ـ نكته مهم در سياست خارجي آلمان گرايش به آسيا است. مركل در سفر به هند رسما اعلام كرد كه برلين سياستهاي جديدي را براي آسيا در نظر دارد كه نه تنها معطوف به خاورميانه است بلكه ساير كشورها را نيز در بر ميگيرد. مركل با حضور در افغانستان اين را به اثبات ميرساند كه برلين سياستهاي همهجانبهاي براي آسيا در نظر دارد. آنها برآنند تا در برابر بازيگراني نظير چين، روسيه و حتي برخي بازيگران اروپايي قرار گيرند و مانع از يك جانبهگرايي آنها شوند. در شرايطي كه آمريكا و انگليس در عراق گرفتارند ،آلمان ميتواند فعاليت بيشتري براي حضور در افغانستان داشته باشد كه وعدههاي اقتصادي مركل گرواهي بر اين تحرك است. در مجموع سفر مركل به افغانستان را مي توان به نوعي دلجويي از مردم و دولت اين كشور در برابر ناكاميهاي ناتو، تاكيد بر استمرار فعاليت نيروهاي ائتلاف، بازيگري براي تحقق اهداف اقتصادي و سياسي آلمان در منطقه و پايان بحرانهاي امنيتي افغانستان دانست. ناكاميها در افغانستان سبب شده تا سران ائتلاف به پيروزي و شكست در اين كشور به عنوان مولفهاي مهم براي آينده خود بنگرند كه در شرايط كنوني حيثيت آنها را تحتالشعاع قرار داده است. مركل اميدوار است تا با تحركات ديپلماتيك از يك سو ملت و احزاب مخالف داخلي و از سوي ديگر ملت و دولت افغانستان را به پذيرش استمرار اشغالگري متقاعد كند در حالي كه شرايط حاكم بر دو كشور و عرصه بين الملل راه سختي را در برابر آن قرار داده است.
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آينده 5+1 پس از آنكه به دليل سياسي كارهاي آمريكا و عدم فعاليت مثبت نايندگان سه كشور اروپايي فرانسه، آلمان و انگليس پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت ارجاع داده شد، گروه 5+1 براي حل و بررسي پرونده مذكور تشكيل شد. اين گروه كه متشكل از 5 عضو دائم شوراي امنيت و آلمان بود، محوريت كاري خود را بر اجماع فراگير يا در نهايت جهاني در قبال ايران قرار دادند، هر چند كه 5+1 خود را نماينده آژانس، خواست جامعه جهاني ميدانست و براساس همين تفكر فصلنامه 1737 و 1747 را در شوراي امنيت به تصويب رساند، اكنون شرايط ديگري را تجربه ميكند كه ميتوان از آن با نام تزلزل و فروپاشي آن در پرونده ايران ياد كرد.
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رويكرد به تفاهم ابومازن كه براي حفظ قدرت در ماههاي اخير رويكرد مناسبي به گروههاي فلسطيني نداشته و بعضا جنگ فلسطيني – صهيونيستي را به جنگ فلسطيني با فلسطيني مبدل كرده پس از مدت ها به گفتگو با حماس روي آورده است . اين اقدام كه مي تواند اتحاد ملي را به همراه داشته باشد در حالي صورت مي گيرد كه ابومازن تمام تلاش خود را براي نشست پاييز انجام داده بگونه اي تمام تحركات وي حول اين محور بوده است . تلاش هاي وي در اين زمينه در حالي بوده كه اولا رژيم صهيونيستي چندان اقبالي بهآن نشان نداده و بعضا از شكست طرح و حتي مذاكرات با ابومازن سخن مي گويد . ثانيا آمريكايي ها به وعده هاي خود در قبال ابومازن عمل نكرده و در ازاي كمك هاي اقتصادي و نظامي به اصلاحات اجباري تاكيد دارند كه مخالف نظر ابومازن است . ثالثا رويكرد ملت فلسطين و حتي اعضاي فتح به گروههاي مقاومت و حماس انزواي ابومازن را آشكار ساخته است .در چنين شرايطي ابومازن كه به نوعي سرخورده مذاكره با رژيم صهيونيستي و غرب است تلاش دارد تا با رويكرد به حماس و دلجويي از آن و ملت فلسطين پرداخته تا جايگاه مردمي خود را بازيابد از سوي ديگر ازآن به عنوان ابزاري براي اعمال فشار بر تلآويو وامريكا استفاده كند .رابعا نكته مهم آنكه اين اقدام در آستانه سفر رايس به اراضي اشغالي صورت گرفته كه برگ برندهاي براي ابومازن در برابر واشنگتن است كه دو سناريو تاكيد بر اصل فعاليت براي حضور تمام گروهها در نشست پاييز و نيز هشدار به پيامدهاي عدم همكاري آمريكا با ابومازن راميتواند در بر گيرد. رويكرد فتح و حماس به همكاري در حالي كه اتحادملت فلسطين در برابر تحريم چالشهايي را به همراه دارد ميتواند سياست موفقي براي كسب امتيازات از صهيونسيتها و بازيگران خارجي باشد كه تامين كننده منافع فلسطينيان است. عملكردهاي سياسي ابومازن در كنار تحولات نظامي حماس برگ برنده ملت فلسطين براي امتياز گيري است كه مسلما براي تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف موثر است.
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تكرار بازي رايس كاندوليزا رايس وزير خارجهامريكا كه در ماههاي اخير تمام تلاش خود را معطوف به خاورميانه و تحولات فلسطين ساخته فردا بارديگر راهي ارضي اشغالي فلسطين مي شود . اين ديدار كه مي توان آن را تكرار ديدارهاي گذشته و سياست هاي وزارت خارجهامريكا براي نشست پاييز دانست در شرايطي اجرا مي شود كه سخن هاي بسياري مبني بر شكست اين نشست به گوش مي رسد.رايس كه بازيگر اصلي اين پرونه است اكنون با ديددگاههاي متضادي مواجه شده كه وي ار به تحركات بيشتر واداشته است . رژيم صهيونيستي كه سياست هاي توسعه طلبانه را پي گيري مي كند تاكيد دارد كه نشست پاييز بايد صرفا تحركي يك جانبه براي اجراي اهداف آنها باشد و فلسطينيان نبايد به اهدافي دست يابند . اين در حالي است كه واشنگتن هرچند در ظاهر منافعي را براي فلسطينيان خواستار است ، در فلسطين از يك سو گروههاي مقاومت و ملت فلسطين با نشست مذكور مخالف مي باشند و از سوي ديگر ابومازن تاكيد دارد كه در صورت عدم برگزاري نشست وي مجبور به اصلاحات و بعضا كناره گيري از قدرت مي شود كه تحديدي براي منافع آمريكا است ،كشورهاي عربي نيز با ديده ترديد به اين نشست مي نگرند و برخي همچون عربستان و سوريه بر عدم حضور در نشست و كشورهاي ديگر نيز خواستار تغيير زمان آن شده اند ، در عرصه جهاني نيز آمريكابا دوگانگي مواجه است اگز نشست را برگزار نكند با شكست مواجه است و اگر ضعيف برگزار كند با انتقاد مواجه مي شود. در چنين شرايطي رايس براي فعال نشان دادن دستگاه سياست خارجي آمريكا و جلب نظر بازيگران براي حضور در نشست پاييز چاره اي جز ديدارهاي مكرر از منطقه از راضي اشغالي ندارد .وي اكنون با پيام مشاركت همگاني به منطقه آمده تا شايد راهي براي فرار از بحران بيابد . با اين وجود وي خود مي داند كه بدون حضور گروههاي فلسطيني و اعراب ، نشست پاييز با شكست مواجه مي شود لذا وي بايد مواضعي چند جانبه و بعضا متضاد اتخاذ كند تا شايد بدين وسيله اهداف خود را در منطقه اجرا كند در حالي كه خود تاكيد دارد كه نبايد انتظاري از نشست پاييز داشت لذا مي توان به تعديلان انديشه كرد .
+
نوشته شده در شنبه 12 آبان1386ساعت 10:0 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خواستههاي رايس در تركيه كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا پنج شنبه وارد تركيه شد تا بار ديگر به عنوان مسئول ديپلماسي ايالات متحده براي حل چالشهاي كشورش فعاليت كند. سفر رايس به تركيه در شرايطي كه بحران منطقه را فرا گرفته در سه بعد قابل تامل ميباشد.
+
نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 4:6 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحركات ديپلماتيك در منطقه در طي هفتههاي اخير شاهد تحولات و بحرانهاي جديد در سطح منطقهاي ميباشيم كه مسلما تاثيراتي بر امنيت و منافع ملي ايران خواهد داشت. در حالي كه بحرانهاي عراق و افغانستان و تحركات مغرضانه اشغالگران اين كشورها و سياستهاي يك جانبه واشنگتن چالش هاي بسياري در منطقه ايجاد كرده، چگونگي ايفاي نقش بازيگران منطقهاي در مقابله با اين سناريو ها امري قابل تامل ميباشد. در اين ميان جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري محوري با قابليتهاي سياسي و موقعيت ژئواستراتژي نقشي مهم و قابل تامل در حل اين بحرانها ميتواند ايفا كند. در اين راستا شاهد فعاليتهاي گسترده دستگاه ديپلماسي در سطح وزير و معاونين در تحولات منطقهاي بويژه بررسي پرونده بحران شمال عراق و رويكرد متقابل مقامات كشورهاي منطقه به بهره گيري از اين ظرفيت ها ميباشيم كه حضور وزير خارجه تركيه در تهران گواهي بر آن است. در مقطعي كه به دليل تحركات اشغالگران عراق ،رژيم صهيونيستي ،گروههاي تروريستي پ.ك.ك در مرزهاي عراق و تركيه بحران آفريني كردهاند، از سوي ديگر اشغالگران عراق براي تجزيه و دگرگوني در ساختار سياسي و كشتار عراقيها فعال شدهاند، رايزنيهاي ايران در منطقه براي بررسي و حل اين چالشها ميتواند امري مهم و ضروري قلمداد شود. ديدارهاي منوچهر متكي وزير خارجه از سوريه، عراق و تركيه و حضورش در نشست استانبول را ميتوان بخش مهمي از اين تلاشها دانست. محور رايزنيهاي دستگاه سياست خارجي و نيز تاكيدات كشورهاي همسايه به اين نقش آفريني را ميتوان برگرفته از چند اصل دانست.
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تركيه فردا ميزبان دومين نشست وزراي خارجه همسايگان عراق به علاوه اردن و مصر، اعضاي دائم شوراي امنيت و گروه 8 ميباشد تا تحركي فراگير براي بررسي تحولات اين كشور اجرايي شود . پيش از اين در ارديبهشت ماه اولين نشست اين كشورها در شرمالشيخ مصر برگزار شدكه توافقاتي براي حمايت از دولت مالكي بدست آمده بود. اين كشورها كه محوريت تحركات خود را حل بحران امنيتي و تقويت دولت مركزي قرار دادهاند در شرايطي گردهم ميآيند كه:
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لشكر كشي ديپلماتيك غرب به اراضي اشغالي فلسطين آمريكا و غرب كه بازيگري در خاورميانه را از اهداف اصلي خود مي دانند بارديگر براي اجراي اهداف خود به منطقه روي آورده اند . حضور اشتاين ماير و كوشنه وزراي خارجه آلمان و فرانسه و كورميك نماينده وزارت خارجهامريكا در خاورميانه را مي توان لشكر كشي ديپلماتيك غرب به منطقه ارزيابي كرد . اين تحركات در حالي صورت مي گيرد كه آمريكا و متحدانش بر اين باورند كه كه راه نجاتشان از انتقادهاي افكار عمومي جهان برگزاري نشست به اصطلاح صلح پاييز و كشاندن اعراب به مذاكره با رژيم صهيونيستي است . در اين راستا نمايندگان اروپا به فعاليت در منطقه مي پردازند در حالي كه هفتهآينده نيز رايس وزير خارجهامريكا براي تكميل اين روند به اراضي اشغالي سفر مي كند . مهم آنكه اين كشور ها تلاش دارند تا نشست همسايگان عراق در تركيه را (11 و 12 آبان ) را به محلي براي جلب رضايت اعراب براي شركت در نشست پاييز مبدل نمايند . در حاشيه اين تحركات ديپلماتيك ،آنها برآنند تا سناريوي تكراري تبديل جنگ اعراب و صهيونيسم به جنگ ايران و اعراب را اجرايي كنند كه مواضع ديپلتمات هاي آمده به خاورميانه بيانگر اين حقيقت است كه تا كنون به دليل تاكيد كشورها بر همگرايي منطقه اي با شكست مواجه شده است . نكته ديگر آنكه در شرايطي كه رژيم صهيونيستي در داخل با بحران هاي بسياري مواجه است و برخي از كشورها نيز بر اصل حمايت از ملت فلسطين تاكيد دارند ،ديپلمات هاي غربي براي حفظ دولت اولمرت و تشديد تحريم ها عليه ملت فلسطين تلاش مي كنند تا همچنان وابستگي خود به رژيم صهيونيستي را آشكار سازند . حضور اين بازيگران پس از ديدار اولمرت از اروپا مهر تاييدي بر اين روند مي باشند . بررسي تحولات لبنان و هدايتآن به سمت خواسته هاي غرب و رژيم صهيونيستي از ديگر دلايل رويكرد غربي ها به خاورميانه است كه نتيجهآن تشديد بحران در لبنان در آستانه انتخابات رياست جمهوري است . بر اين اساس ديدار مقامات غربي از خاورميانه را مي توان تحركي فراگير و هماهنگ ميان آنهابراي بررسي تحولات منطقه بويژه فلسطين دانست كه هدف نهايي آن اجرايي شدن نشست پاييز و صلح اعراب و رژيم صهيونيستي است در حالي كه درآن توجهي به خواست فلسطينيان نخواهد شد . نكته آنكه آمريكا به دليل گرفتاري در بحران عراق و نداشتن جايگاه در خاورميانه تلاش دارد تا از بازيگران غربي براي اجراي اهداف خود و بيان اجماع جهاني براي اين مهم بهره برداري كند تا شايد بدين وسيله از حجم انتقادهاي جهاني بكاهد در حالي كه همچنان اصل قرباني كردن آرمان هاي فلسطينيان را در سر مي پروراند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 9:17 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هند ميزبان مركل آنجلا مركل صدر اعظم آلمان در چارچوب سياست خارجي فعال دولتمردان آلمان، راهي هند شده تا مناسبات تازهاي ميان دو كشور آغاز گردد. موقعيت جغرافيايي و بازارهاي مناسب هند و از سوي ديگر نياز آن به تكنولوژي و صنعت روز، موجب گرايشات جهاني به اين كشور شده است. دراين راستا حضور مركل در هند را كه پاسخي به ديدارمان موهان سينگ از آلمان ميباشد ميتوان بااهدافي چند ارزيابي كرد:
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازيگران كوچك در شوراي امنيت با پايان جنگ جهاني دوم، قدرتهاي بزرگ با نام برقراري صلح و عدالت در جهان تشكيل سازمان ملل متحد را در سال 1945 به تصويب رساندند. در اين ميان شوراي امنيت به عنوان بازوي فعال و اجرايي سازمان شكل گرفت. براساس منشور سازمان ملل، شوراي امنيت متشكل از 5 عضو دائم آمريكا، روسيه، چين، انگليس و فرانسه به عنوان بانيان اصلي سازمان با دارا بودن حق انحصاري وتو و 10 عضو غيردائم مي باشد. اين 10 عضو براساس تقسيمات جغرافيايي از قاره هاي جهان براي مدت 2 سال تعيين مي گردند. در اين ميان هر ساله 5 عضو از اعضاي غيردائم جاي خود را به 5 عضو جديد داده تا از دگرگوني يك باره در شورا جلوگيري شود.
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||