|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
نگراني ابومازن از انتخابات زود هنگام
بحران در سرزمين هاي اشغالي فلسطين به دليل توطئه اشغالگران و فريب خوردگي سران تشکيلات خودگردان در حالي ادامه دارد که برخي گروهها از جمله شوراي مرکزي سازمان آزادي بخش فلسطين خواستار برگزاري انتخابات زود هنگام در تشکيلات خود گردان و پارلمان فلسطين شده اند.طرح برگزاري اين انتخابات که محمود عباس نيز چند بار بر انجام آن تاکيد داشته است در حالي مطرح مي شود که: 1)محمود عباس رئيس تشکيلات خود گردان فلسطين به دليل زنداني بودن بسياري از سران فتح و رهبران مقاومت،که سبب مي گردد که او تنها نامزد پست رياست تشکيلات خود گردان باشد،انتخابات زود هنگام در اين عرصه را گامي مهم براي تقويت و مشروعيت بخشيدن به سياست هاي خود مي داند.بر اين اساس با انتخابات تشکيلات خود گردان چندان مخالفتي ندارد و ضمنا از آن استقبال مي کند. 2)در بعد ديگر انتخابات پارلماني تحولات ديگري را مي پيمايد.انتخاب شهر داري ها و پارلماني در سال 2006اين امر را بر ابو مازن آشکار ساخته که با برگزاري انتخابات دموکراتيک شانسي براي پيروزي نخواهد داشت و حماس فاتح اين عرصه است.در مقطع عمومي نيز به رغم تمام تقابل در فلسطين اولا نارضايتي اعضا و گروههاي وابسته به فتح از ابومازن که کناره گيري و استقلال از آنها را به همراه داشته است.ثانيا حمايت قاطع مردم از حماس که بر اساس نظر سنجي ها 65درصد مي باشد،دغدغه هايي است که باعث مي شود ابومازن با ترديد به انتخابات پارلماني نگريسته و بعضا با آن در مقطع کنوني مخالفت نمايد.بر اين اساس وي اگر خواستار انجام اين امرباشد پروسه اي بلند مدت را در نظر مي گيرد تا در اين فاصله زماني شرايط را براي پيروزي در انتخابات فراهم کند.اين راهکارها عبارتند از: الف)ترور رهبران مقاومت به دست گروههاي ترور و افراد ناشناس که عموما از نيرو هاي دحلان مي باشند. ب)بهره گيري از رژيم صهيونيستي براي بازداشت و ترور رهبران مقاومت و کساني که احتمال حضور آنها در انتخابات وجود دارد. ثالثا افزايش تحريم هاعليه غزه از سوي غرب در حالي که با تشديد حمايتها از ابومازن ضمن تضعيف جايگاه مردمي حماس به عنوان عامل بحران بر جايگاه خود مي افزايد. براين اساس ابومازن تلاش خواهد کرد تا پيش از برگزاري انتخابات با بهره گيري از منابع تشکيلات خود گردان ،رژيم صهيونيستي، برخي سران عرب و کشور هاي غربي،شرايط را براي تضعيف حماس فراهم آورد تا شايد بدين وسيله پيروز انتخابات گردد.بر اين اساس وي چندان مخالفتي با انتخابات تشکيلات خود گردان ندارد اما در بعد پارلمان با ترديد هاي بسياري مواجه است بويژه اين که مي داند از يک سو توانايي ناديده گرفته حماس را ندارد و اجبارا بايد آن را در انتخابات شرکت دهد از سوي ديگر ملت فلسطين حامي گروهي است که بر استمرار مقاومت تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف تاکيد داشته باشد،لذا از گروه سازش کار کناره گيري مي کندکه شکستي بزرگ براي ابومازن و نمايندگان آن خواهد بود.
+
نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تقابل اسلامگرايان و سكولارها در انتخابات تركيه امروز مردم تركيه براي انتخابي نمايندگان پارلمان پاي صندوقهاي راي ميروند. اين انتخابات در حالي برگزار ميشود كه پس از شكست مذاكرات پارلمان براي تعيين جانشين رئيسجمهور در 17 ارديبهشت حزب حاكم عدالت و توسعه به عنوان حزب حاكم ، خواستار برگزاري انتخابات زودهنگام شد. در شرايطي كه سكولارها و ارتش در كنار سزر رئيسجمهور كنوني تركيه با حضور يك اسلامگرا در كاخ رياست جمهوري مخالفت كرده بودند اكنون مردم براي تعيين نمايندگان پاي صندوقهاي راي ميروند تا سرنوشتاينده كشور در ابعاد مختلف را رغم زنند . انتخابات زودهنگام تركيه در مقطع كنوني از چند منظر قابل تامل ميباشد: -1 در طول سالهاي گذشته تقابل ميان اسلامگرايان و سكولارها در جامعه تركيه رشدچشمگيري داشته است. در حالي كه حزب اسلامگراي عدالت و توسعه با رهبري رجب طيب اردوغان در سالهاي اخير قدرت را در دست داشتهاند، تلاش سكولارها براي سرنگوني و بعضا تخريب چهره آن تشديد شده است. در مقطع كنوني كه اسلامگرايان تلاش دارند تا براساس رويكرد مردم به اسلام و امور ديني قدرت را حفظ نمايند، ميزان آراء و مشاركت مردمي ميتواند تعيينكننده اين مهم باشد. بسياري بر اين عقيدهاند كه اين انتخابات آشكار ميسازد كه مردم تركيه همچنان خواستار گرايشات ديني ميباشند و يا از آن دوري ميكنند. براساس آمار منتشره اكنون حزب عدالت و توسعه با 43 درصد آراء بيشترين بخت را براي پيروزي در انتخابات برخوردار است. با توجه به اينكه آنها در سال 2002 فقط 34 درصد آراء را كسب كرده بودند در صورت تحقق اين امر، حقيقت افزايش گرايشات ديني مردم تركيه آشكار خواهد گشت كه كارنامهاي موفق براي اردوغان ميباشد. -2 اهميت انتخابات پارلمان تركيه امروز از آن جهت است كه اين مجلس تعيينكننده رئيسجمهور آينده و حتي نحوه تعيين آن ميباشد. در حالي كه مجلس فعلي در 17 ارديبهشت ماه نتوانست به تنها نامزد اين پست يعني عبدا … گل از اسلامگرايان راي دهد از سوي ديگر احمد نجدت سزر، پيشتر قانون انتخاب رئيسجمهور از سوي مردم را وتو كرد، تركيب مجلس آينده تعيينكننده اين مسائل خواهد بود. در صورت پيروزي اسلامگرايان دراين انتخابات آنها ميتوانند اميدوار باشند كه نامزد خود را بر كرسي رياست جمهوري بنشانند از سوي ديگر قانون تعيين رئيسجمهور از سوي مردم را نيز تصويب كنند.البته اين نكته قابل ذكر است كه ارتش اركيه از بازيگران اصلي در اين عرصه است كه مي تواند در برابر اهداف اسلام گرايان قرار گيرد .-3 بررسي مساله پكك و عملكرد ارتش در مرزهاي عراق، چگونگي پايان دادن به ركورد اقتصادي و بحرانهاي مالي دولت، اجراي اصلاحات پيرامون خواستههاي اروپا براي پذيرش تركيه در اتحاديه اروپا ،بررسي پروندههايي نظير قانون حجاب يا منع آن در مدارس و دانشگاهها، از ديگر مسائلي است كه مجلس آينده تركيه بايد مورد توجه قرار دهد. با توجه به اينكه هر كدام از اين موارد از چالشها و اختلافات ميان سكولارها و اسلامگرايان ميباشد، مجلس آينده و تركيب چينش آن ميتواند پيروز اين عرصه را مشخص كند در حالي كه مشاركت مردمي و آراء آن تاثير مستقيم در اين امر دارد. ـ 4نكته مهم در انتخابات امروز تركيه نگاه اروپا به آن ميباشد. هر چند كه بيش از يك دهه از درخواست تركيه براي عضويت در اتحاديه اروپا ميگذرد، اما اتحاديه همچنان مخالف اجراي اين امر ميباشد. با توجه به تاكيد اروپاييها بر اصل اصلاحات در ساختار اجتماعي و سياسي آشكار و حركت آن در مسير دموكراسي، انتخابات پارلماني ميتواند آشكار سازد كه تركيه تا چه حد در اين مسير حركت داشته است. نحوه برگزاري انتخابات و ميزان مشاركت مردمي معيار اصلي اروپا در اين زمينه است. براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه انتخابات پارلماني تركيه، بيش از آنكه روندي عادي در ساختار سياسي اين كشور باشد، محلي براي تقابل سكولارها و اسلامگرايان است كه نحوه چينش پارلمان و آراء مردم تعيينكننده پيروز اين عرصه خواهد بود. اين در حالي است كه سياستهاي همسوي حزب عدالت و توسعه با خواستههاي مردم بويژه در امور ديني و تقابل با زيادهخواهيهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي برگ برنده اين حزب در انتخابات است. البته ارتش نيز با حساسيتي خاص به اين انتخابات مينگرد چرا كه پيروز انتخابات تعيينكننده رئيسجمهور و بسياري از اصول آينده تركيه است كه بعضا ميتواند مغاير با خواست ارتش براي حفظ آرمانهاي آتاتورك باشد لذا نقش ارتش در اين انتخابات را نيز نميتوان ناديده گرفت.
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
راهبرد جديدآمريكا در عراق
در حالي كه عراق دوراني بحراني را سپري ميكند و هرگونه تحولي از جمله تغيير دولت، خروج اشغالگران، تشديد حملات تروريستي در آن دور از انتظار نميباشد، سران آمريكا و انگليس براي استمرار اشغالگري به دنبال توجيهاتي ميباشند تا شايد بدينوسيله بتوانند هزينههاي نظامي و انساني جنگ را تامين كنند. تشديد مخالفتهاي پارلمان و تاكيد گروهها و مردم اين كشورها بر لزوم خروج از عراق، ناكاميهاي شديد در عراق كه به رسوايي بزرگ براي اشغالگران مبدل شده است، افشاي جنايات و تحركات ضد بشري نيروهاي خارجي كه وجهه جهاني آنها را تحتالشعاع قرار داده و ... عواملي هستند كه موجب شده تا سران انگليس و آمريكا براي ادامه حضور در عراق و حتي افغانستان به دنبال توجيهاتي فراگير باشند كه بخشي داخلي و بخش معطوف به امنيت بينالملل ميباشد. 1ـ در حالي كه جهانيان اعتراف دارند كه سياستهاي غلط اشغالگران مانع از تشكيل دولتي قوي و فراگير در عراق و افغانستان شده است اما واشنگتن تلاش دارد تا اين امر را صرفا به دولتهاي مربوطه انتقال داده و با استناد به اين امر بر اشغالگري تاكيد نمايد. دراين راستا سران نظامي و سياسي آمريكا در آخرين گزارش خود به كنگره تاكيد كردهاند كه دولت نوريالمالكي نتوانسته است گامهاي مهمي براي بهبود شرايط عراق بردارد و موفقيتهاي نسبي وي نيز به دليل حمايتهاي آن بوده است. پيش از اين نيز آنها در قبال افغانستان گزارش را منتشر كردند كه براساس آن دولت كرزاي توانايي مقابله با چالشها را ندارد و بايد صرفا به سياستهاي اشغالگران تكيه كرد. آنها در هر دو مورد (عراق و افغانستان) با ارائه طرحهاي به اصطلاح امنيتي و جديد و اعلام شكست طرحهاي دولتهاي اين كشورها براي توجيه چالشهاي پيشروي و سياستهاي آيندهاشان كه بر اصل كشتار و دخالت مستقيم در امور دولتي استوار است فعاليت ميكنند. 2ـ نكته مهم در توجيهات اخير اشغالگران در عراق و افغانستان بهرهگيري از همسايگان آنها است .اين سناريو همچنان در دو بعد اجرا ميشود. اولا تاكيد بر اظهارات و مواضع كشورهاي منطقه بويژه كشورهاي عربي در زمينه لزوم حضور نيروهاي خارجي در عراق براي حفظ ثبات در اين منطقه است. آنها چنان وانمود ميسازند كه همسايگان عراق و افغانستان خواستار حضور نيروهاي خارجي در اين كشورها هستند نكته مهم آنكه برخي از مقامات عراقي و افغان نيز دراين زمينه به همكاري با آمريكا ميپردازند در حالي كه خواست ملت و بسياري از سران اين كشورها خروج اشغالگران از كشورشان است. ثانيا تكرار اتهامات واهي عليه كشورهايي مانند ايران و سوريه است كه در جوسازيهاي دروغين، آنها را عامل بحران در عراق و افغانستان و حتي ناكاميهاي خود معرفي ميكنند. اين در حالي است كه سران بغداد و كابل همواره تاكيد كردهاند كه ايران از مهمترين حاميان اين كشورها هستند و صرفا نقشي مثبت را در آنجا ايفا ميكنند. اين جوسازيها در شرايطي كه دور دوم مذاكرات ايران و امريكا در بغداد برگزار مي شود. با تمام اين تفاسير و در شرايطي كه اشغالگران براي توجيه ادامه حضور و تامين هزينههاي انساني و مالي جنگ فعاليت ميكنند اما تشديد اختلافات آنها با پارلمان و تاكيد آنان بر خروج از عراق و افغانستان آنها را با چالشهاي بسياري مواجه ساخته است. اكنون مشاهده ميگردد كه مجلس نمايندگان آمريكا قانون خروج نيروها از عراق را تصويب ميكند و در پارلمان انگليس نيز دولت جديد براون براي كاهش و خروج نيروها تحت فشار قرار گرفته است. با اين وجود آنها بار ديگر با بحرانآفريني درعراق و افغانستان و امنيتي كردن فضاي كشورشان و حتي عرصه جهاني، تلاش دارند تا از بحران كنوني خارج گرديده و براي مدتي ديگر در برابر مخالفان مقاومت نمايند. اين در حالي است كه تشديد اين فضاي امنيتي و كشتارها در بلند مدت بيش از گذشته افكار عمومي را در برابر اين كشورها قرار ميدهد تا آنها بار ديگر دريابند كه تنها راهحل بحرانها خروج از عراق و افغانستان است و تا اشغالگري وجود دارد اين ناكاميها استمرار خواهد داشت.
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حالشيه طرح جرج بوش 1)بوش در طرح خود تاکيد دارد که دولت اتحاد ملي به رهبري حماس غير مردمي است و بايد حذف گردد.از سوي ديگر ابومازن تنها مرجع سياسي در فلسطين موضف به سرکوب انتفاضه است که با حذف گروههاي مقاومت و پاسخ هاي موشکي و عمليات شهادت طلبانه اجرا مي شود.اين امر به منزله آزادي عمل براي ابومازن جهت بکار گيري تمام ابزار ها براي سرکوب مقاومت است که اکنون اجرا مي شود که در آن خواست مردم براي استمرار مقاومت ناديده گرفته مي شود.امريکا با پرداخت 190ميليون دلار به تشکيلات خود گردان رسما حمايت خود را از کشتار فلسطينيان به دست جوخه هاي ابومازن تاييد مي کند. 2)طرح مذکور آمريکا از معناي طرح اعراب صرفا به عقب نشيني صهيونيست ها از اراضي اشغالي 1967تاکيد دارد و در اصل بازگشت آوارگان و تعيين وضعيت بيت المقدس را رد کرده اند.ديويد ولش مشاور وزير خارجه آمريکا مي گويد:اين طرح بر اساس طرح عربستان که شروط عقب نشيني از اراضي 1967را خواستار شده تدوين شده است.اين موضع گيري به معناي آن است که موضوع آوارگان و بيت المقدس که از ابتدا از سوي صهيونيست ها رد شده بود،عملا در روند سازش باطل شده و طرح اعراب دچار تحولي اساسي گرديده است. 3)نکته مهم در نشست مذکور نحوه چينش شرکت کنندگان در نشست بين المللي است.بوش تاکيد دارد:کشورهاي ميانه رويي که رژيم صهيونيستي را پذيرفته اند حق شرکت در اجلاس را دارا مي باشند.اين پيش شرط به آن معنا است که اولا ايالات متحده همچنان نسبت به تقسيم کشور هاي عربي و اسلامي به ميان رو تاکيد و براي تفرقه آنها فعاليت مي کند.ثانيا حضور هر کشوري در اين نشست به منزله رسميت دادن به رژيم صهيونيستي است که عملا آنها را در برابر اقدام انجام شده قرار مي دهد و بدون هيچ گونه تحرکي آنها را به مصالحه وادار مي سازد.اين امر تهديدي براي اعراب و کشور هاي اسلامي است که پذيرش رژيم صهيونيستي را مشروط به تحقق اهدافي چون بازگشت آوارگان،تعيين وضعيت بيت المقدس، عقب نشيني صهيونيست ها از اراضي 1967 کرده اند.ثالثا مهم آنکه برگزاري زمان اجلاس در آخر سال 2007فرصتي است براي رژيم صهيونيستي جهت استمرار توسعه طلبي و تشديد حملات ابومازن به مقاومت و در نهايت رويکرد اعراب به رژيم صهيونيستي. 4)بوش در طرح خود برگزاري کنفرانس و تشکيل دوکشور در اراضي فلسطين را مشروط به عملکرد ابومازن ،اولمرت و اعراب کرده است اين اقدام به منزله آن است که آمريکا طرحي براي تحقق صلح در فلسطين ندارد و صرفا به عنوان يک حربه آن را مطرح کرده تا با اين پيش شرط را براي فرار از خواسته هاي افکار عمومي جهان در صورت عدم تحقق طرح فراهم کرده باشد. بر اين اساس مي توان گفت که طرح بوش نه تنها در راستاي تحقق اهداف فلسطينيان نمي باشد بلکه توطئه اي فراگير عليه آنها است که پايان طرح اعراب را نيز شامل مي شود.البته آمريکا همچنان با يک چالش مواجه است و آن حضور گروههاي مقاومت و تاکيد ملت فلسطين بر استمرار انتفاضه تا تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف است که با هيچ سلاح و اجلاسي نمي توان آنها را حذف کرد چنانکه بوش اعتراف کرده است تا زمان وجود اين دو عنصر برگزاري اجلاس ها و طرح ها براي تشکيل دو کشور در اراضي فلسطين امکان پذير نيست.
+
نوشته شده در جمعه 29 تیر1386ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باب تازه در مناسبات انگليس و فرانسه گوردون براون كه شش تير ماه نخستوزيري و رياست حزب كارگر انگليس را برعهده گرفته است در دومين سفر خارجي خود راهي فرانسه شده تا در كاخ اليزه با نيكلا ساركوزي كه او نيز به تازگي رياست جمهوري فرانسه را كسب كرده ديدار كند. سفر براون به پاريس كه بسياري آن را باب تازه اي در روابط دو كشور پس از اختلافات بلر با شيراك ميدانند در حالي صورت ميگيرد كه: -1 مقامات ارشد دو كشور در حالي با يكديگر ديدار ميكنند كه در سالهاي رياست جمهوري شيراك بر فرانسه و نخستوزير بلر بر انگليس مناسبات آنها چندان توسعهاي نيافته و صرفا به عنوان دو عضو اتحاديه اروپا يكديگر را تحمل ميكردند. بر اين اساس حضور براون در پاريس را ميتوان گامي جديد براي تحكيم مناسبات دو كشور دانست كه در ابعاد گوناگون ميتواند اجرايي گردد. نكته مهم آنكه گامها براي تحكيم روابط در دوران ساركوزي، زماني برداشته باشد كه بلر نخستوزير پيشين انگليس پس از انتخاب ساركوزي به رياست جمهوري در اليزه با وي ديدار و خواستار تحكيم روابط دوجانبه شد. -2 حضور براون در فرانسه پس از ديدار وي از برلين را ميتوان به نوعي گرايش به اتحاديه اروپا و تلاش براي احياي روابط متزلزل آنها دانست. براون در مراسم سوگند خود تاكيد كرده بود كه اولويت كاري آن گرايش به اروپا خواهد بود. اكنون ديدارهاي او از آلمان و سپس فرانسه را كه قدرتهاي اول اروپا هستند را ميتوان عملكردي براي تحقق اين وعده دانست. البته لندن چندان تمايلي به پذيرش خواستههاي اتحاديه ندارد ،چنانكه در مورد قانون متحد اروپايي عملكرد چندان مثبتي به نمايش نگذاشت و همچون قانون اساسي واحد اروپايي آن را رد كرد اما در ساير مسائل براي تحكيم مناسبات با اروپا فعاليت ميكند. -3 نكته مهم در سياست خارجي براون دوري آن از آمريكا و رويكرد به متحدان جديد است. هر چند كه مقامات لندن تاكيد كردهاند كه به همكاري با آمريكا ادامه ميدهند اما چنانكه بسياري از نمايندگان پارلمان و افكار عمومي انگليس هشدار داده اند زمان آن رسيده كه لندن به بازنگري در روابط با آمريكا بپردازد. بر اين اساس ديدار براون از آلمان و فرانسه پيش از سفر به آمريكا ، بيانگر رويكرد جديد انگليس در روابط با واشنگتن است. اين در حالي است كه مردم انگليس نيز چندان تمايلي به همكاري با آمريكا ندارند وخواستار بازنگري در آن شدهاند لذا براون كه سياست خود را بر رضايت مردم قرار داده اجبارا بايد رويكردي متعادلتر در قبال واشنگتن اتخاذ كند تا جايگاه مردمي خود را كسب كند. -4 سفر براون به فرانسه در حالي صورت ميگيرد كه روابط لندن و مسكو با چالشهاي بسياري از جمله مساله مرگ تاجر روس در انگليس مواجه شده است. انگليس اميدوار است تا از همكاري ساير كشورهاي اروپايي به ويژه فرانسه و آلمان كه ضمن ميانجيگري ديپلماتيك چندان تمايلي به اتحاد با روسيه ندارند، در برابر مسكو برخوردار گردد. -5 از ديگر اهداف سفر براون به فرانسه را ميتوان بررسي تحولات فرانسه و راههاي خروج از بحران، پرونده هستهاي ايران، حضور در معادلات جهاني بويژه توسعه پايگاههاي انگليس در آفريقا، چگونگي برخورد با پرونده خاورميانه با جهتگيري حمايت از خواستههاي رژيم صهيونيستي، بررسي طرح سپر موشكي آمريكا و احتمالا جلب رضايت فرانسه براي پذيرش اين طرح و … ارزيابي كرد.در جمع بندي كلي سفر براون به فرانسه در حالي كه نقطه عطفي در مناسبات دو كشور مي باشد به نوعي بيانگر نگرش جديد در سياست خارجي انگليس است كه ميتواند تا حدودي دوري آن از آمريكا و گرايش به اروپا را به همراه داشته باشد، هر چند كه استقلالطلبيهاي انگليسيها كه همواره آنها را از ساير كشورهاي اروپايي جدا ساخته است، چالشهاي لندن در عراق و افغانستان، تا حدودي مانع از تحكيم اين روابط ميشود.
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تحكيم مناسبات استراتژيك تهران و دمشق دكتراحمدينژاد رئيسجمهور كشورمان امروز براي ديداري رسمي وارد دمشق ميشود تا با همتاي سوري خود به بررسي روابط دوجانبه و تحولات منطقه بپردازند. اين ديدار كه پس از تمديد دوران رياست جمهوري اسد از سوي مردم سوريه انجام ميشود داراي اهميت و ويژگيهاي بسياري است كه تاثيرات عمده اي بر مناسبات دو كشور خواهد داشت. اين ديدار در حالي صورت ميگيرد كه:
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کميته چهار جانبه سازمان ملل متشکل از وزراي خارجه امريکا ،روسيه ،نمايندگان اتحاديه اروپا و سازمان در ليسبون پرتقال گرد هم مي آيند تا به گفته خود سرنوشتآينده فلسطين را تعيين کنند . اين نشست در حالي برگزار مي شود که شواهد از تحرکات جديد آنها براي فعال سازي نقشه راه در تعابير و معيارهاي جديد حکايت دارد. نماد اين تحرکات عبارتند از : الف ) کميته چهارجانبه بلر را که دستش به خود صدها هزار غير نظامي در عراق و افغانستان آغشته است را به عنوان نماينده صلح راهي سرزمين هاي اشغالي فلسطين کرده اند . از سوي ديگر سولانا مسئول سياست خارجي اروپا نيز به ديدار محمود عباس و اولمرت شناخته تا گامي هماهنگ از سوي بلر و اروپا براي اجراي اهداف کميته چهار جانبه برداشته شود . ب) بوش در آستانه نشست ليسبون طرح به اصطلاح جديد صلح فلسطين را ارائه کرد که بر گرفته از همان اصول نقشه راه و اهداف صهيونيست ها است . حذفارمان هاي فلسطينيان بويژه مسئله بازگشت آوارگان به وطنشان ،واگذاري قدس به فلسطينيان و صدور مجوز براي ادامه توسعه طلبي صهيونيصست ها ،حذف مقاومت و ... از جمله محورهاي اين طرح است که به اصطلاح بوش به تشکيل کشور مستقل فلسطين ختم مي شود . کشوري که هيچ هويتي از فلسطيني بودن در آن وجود ندارد و صرفا کارکردي براي نمايش اقتدار آمريکا است . ج )پيروزي هاي حماس در غزه که با حمايت مردمي همراه بود در کنار افشاي اسناد جنايات و خيانت هاي سران تشکيلات خودگردان به ملت فلسطين و حشت غرب را برانگيخته است .اکنون اولويت کميته چهار جانبه به حمايت از ابومازن و رژيم صهيونيستي براي فرار از اين بحران است که در کميته چهار جانبه اجرا مي شود . د )نکته مهم در عملکرد کميته چهار جانبه تلاش آنها براي عقب راندن اعراب در تحولات فلسطين است . هرچند آنها بر اجراي خواست اعراب تاکيد دارند اما عملکرد آنها بويژه برگزاري اجلاس هاي مکرر (بيت المقدس ،بروکسل و ليسبون ) در فاصله زماني چند هفته حکايت از فعاليت دوباره آنها براي اجراي نقشه راه دارد .البته آنها تلاش دارند تا با اين اقدام اعراب را تحريک به فعاليت در جهت اهدافشان نمايند که نتيجه آن نشست بين المللي است که بوش براي پاييز طراحي کرده تا آرمان هاي فلسطينيان به صورت ديپلماتيک حذف گردد . بر اين اساس نشست کميته چهار جانبه را مي توان حلقه ديگري از تحرکات غرب براي حمايت از رژيم صهيونيستي دانست که در ظاهر به حمايت از ابومازن مي پردازند اما در نهايت حذف آن را در کنار ساير گروههاي فلسطيني در سر مي پرورانند . با اين وجود اين نکته قابل ذکر است که تاکيد ملت فلسطين بر استمرار مقاومت تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف همچنان بزرگترين چالشي است که کميته چهار جانبه و سران غرب نتوانسته اند با آن مقابله کنند در حالي که اين امر مي تواند شکست آنها را به همراه داشته باشد .
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لندن و مسكو در مسير تقابل روابط روسيه و انگليس كه در سالهاي اخير چندان توسعه نيافته در ماههاي اخير رو به سردي گراييده است. هر چند كه سياستهاي لندن مبني بر گرايش مطلق به آمريكا و نيز رويكرد مسكو به جهاني شدن و دوري از متحدان آمريكا تا حدودي در روابط طرفين تاثير داشته اما مرگ تاجر روسي دگرگوني بنيادين در اين روابط را به همراه داشته است. بحران زماني آغاز شده كه دولت لندن خواستار استرداد يكي از اعضاي «كا گ ب» به نام «الكساندر لوگووي» به بهانه قتل «الكساندر ليتويننكو» تاجر روس مقيم انگليس گرديدند و در نهايت اخراج ديپلماتهاي روسيه را در دستور كار قرار داد. با توجه به سياستها و اهداف لندن در عرصه داخلي و بينالمللي دلايل رويكرد آنها به بررسي كامل اين پرونده كه به تيرگي روابط دو كشور انجاميد از چند منظر قابل بررسي است: -1 لندن در حالي عليه روسيه موضعگيري ميكند كه اين اقدام را گامي براي اولا به نمايش گذاردن چهرهاي مقتدر از خود در ميان افكار عمومياش ميداند كه در داخل سرپوشي بر چالشهاي آنها قلمداد مي شود ثانيا در عرصه جهاني خود را ناجي حقوق بشر دانسته در حالي كه با اين اقدام به تخريب جايگاه جهاني روسيه ميپردازد. ضعف انگليس در برقراري امينت در عرصه داخلي كه چندين بمب گذاري از پيامدهاي آن مي باشد ، انتشار اسناد و گزارش هاي متعدد از نقض گسترده حقوق بشر بويژه اقليت هاي ديني و نژادي در اين كشور از چالش هايي است كه لندن با آن مواجه است لذا تلاش دارد تا با بازي با برگه تاجر روسي ،ضمن سرپوش نهادن بر اين چالش ها از انتقادهاي مردمي به ناكامي هاي سياست داخلي بكاهد . 2ـ همكاري فراگير و اطاعت بدون قيد و شرط از آمريكا از سياستهاي لندن ميباشد. در شرايطي كه از يك سو آنها در عراق و افغانستان شكست خوردهاند و تلاش دارند تا افكار عمومي را از اين مناطق خارج سازند و از سوي ديگر سياست آمريكا بر اصل استقرار سيستم دفاع موشكي در مرزهاي روسيه، استقلال كوزوو، توسعه مرزهاي ناتو به همسايگان مسكو، مقابله با انحصار انرژي روسيه در منطقه بويژه در قبال اروپا، تقويت مخالفان پوتين براي وادار ساختن آن به همكاريهاي جهاني و … استوار است، انگليس با اين پرونده تلاش دارد تا براي تحقق اهداف واشنگتن گامهايي بردارد.نكته مهم آنكه در حال حاضر به دليل مواضع برخي از مقامات انگليس روابط لندن و واشنگتن به تيرگي گراييده كه براون اميد وار است تا با اعمال فشار بر مسكو ضمن بيان همگرايي مطلق باامريكا بار ديگر رضايتآن را جلب كند .3ـ مقامات انگليس اهدافي را در عرصه بين المللي پيگيري ميكنند كه در لواي اين بحران تامين ميشود. معرفي خود به عنوان قدرتي كه توانايي مقابله با خواسته ابرقدرتي چون روسيه را دارد در شرايطي كه بسياري لندن را قدرتي جهاني نميدانند و صرفا مطيع آمريكا ارزيابي ميكنند، اعمال فشار بر پرونده هستهاي ايران كه در قابل تامين سوخت هستهاي نيروگاه بوشهر و قطعنامه احتمالي شوراي امنيت اجرا ميشود، تحريك روسيه براي حضور فعال در معادلات خاورميانه البته به نفع صهيونيستها درحالي كه مسكو تاكنون براي حفظ جايگاه خود در جهان اسلام به حمايت از دولت اتحاد ملي و انتقاد از جنايات صهيونيستها پرداخته و …از سياستهايي است كه لندن در قبال مسكو پيگيري ميكند. البته اين نكته قابل ذكر است كه مسكو اسنادي از جاسوسي انگليس و آمريكا در اين كشور در اختيار دارد و بارها تهديد كرده است كه اقدام به انتشار آنها خواهد كرد، اين احتمال وجود دارد كه بريتانيا با اين اعمال فشارها براي بازپسگيري آن اسناد فعاليت كند.در مجموع ميتوان گفت كه بازي انگليسيها در برابر روسيه بيش از آنكه جنبه حمايت از يك شهروند داشته باشد، اقدامي سياسي و مغرضانه است كه در چارچوب اهداف جهاني لندن و واشنگتن اجرا ميشود. در نقطه مقابل روسيه نيز استرداد مظنون مذكور به انگليس را شكستي براي قدرت جهاني خود ميداند لذا تلاش دارد از اين امر سرباز زده و يا در ازاي گرفتن امتيازاتي به اين امر مبادرت ورزد هر چند كه در نهايت از اين اقدام به عنوان ابزاري براي به نمايش گذاشتن قدرت جهاني ومقابله با زيادهخواهيهاي ساير بازيگران بهرهبرداري خواهد كرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صهيونيسم زدگي آلمانها يا فريب جهان؟ آنجلا مركل كه از زمان حضورش در پست صدراعظم آلمان با نام حامي صهيونيسم بينالملل شناخته ميشود، در كنار ساير مقامات آلماني بار ديگر در حمايت از صهيونيستها و بدون توجه به جنايات آنها، به انتقاد از مواضع جمهوري اسلامي ايران و آزاد انديشان جهان كه خواستار احقاق حقوق فلسطينيان شده اند روي آورده اند. وي و همكارانش كه در دو سال گذشته تمام تلاش خود را براي جلب رضايت لابي صهيونيست به كار بستهاند و از تمام امكانات براي اين مهم بهره بردهاند، در حالي به تكرار مواضع جانبدارانه و مغرضانه خود از صهيونيست ها در محافل سياسي و رسانه اي پرداختهاند كه در عملكرد آنها چند نكته مهم قابل تامل ميباشد كه ميتواند پرده از چهره واقعي آنها بردارد. -1 سياست خانم مركل در دوران صدر اعظمي اين حقيقت را آشكار ميسازد كه وي برخلاف همتايان گذشته خود، صرفادر چارچوب اهداف آمريكا گام برميدارد و تلاش دارد تا رضايت آن را جلب كند. وي بر اين باور است كه راه قدرت جهاني شدن همكاري با آمريكا است لذا برخلاف نظر آن نبايد فعاليت كرد. بر اين اساس وي بدون استقلال تصميم گيري تمام منافع آلمان را فداي نظريه خود ميكند كه بخشي از آن را حمايت كوركورانه از صهيونيستها تشكيل ميدهد. -2 آلمانها هر چند كه در ظاهر به حمايت از صهيونيستها ميپردازند و با اعلام اداي دين و ريختن اشك تمساح براي آنها، براي تحقق اهدافشان فعاليت ميكنند اما تحولات داخلي و سياست خارجي اين كشور حقايق ديگري را آشكار ميسازد. اولا حزب دموكرات مسيحي مركل در عرصه رقابت با ساير احزاب با چالشهاي بسياري مواجه است لذا تلاش دارد تا از حربه لابي صهيونيست براي مقابله با رقبا و حفظ قدرت در پارلمان بهرهبرداري كند. ثانيا وضعيت اقتصادي آلمان با مشكلات بسياري مواجه است در حالي كه آنها كمكهاي مالي لابي صهيونيست را راه حل اين مشكل ميدانند ثالثا بيش از 30 درصد ساكنان سرزمينهاي اشغالي فلسطين را يهوديان آلماني تبار تشكيل ميدهند. اكنون سران برلين از اين امر وحشت دارند كه بازگشت بيش از يك ميليون يهودي به كشورشان، هزينههاي سنگيني را بر آنها تحميل كند. بر اين اساس آنها ترجيح ميدهند تا با حمايت از صهيونيست ها ، آنها را در اراضي اشغالي حفظ و مانع از بازگشت آنها شوند. رابعا آمار نشان ميدهد كه بيش از 60 درصد مردم اروپا از جمله آلمانها، صهيونيستها را عامل مشكلات خود ميدانند. آنها تاكيد دارند كه حاضر به پرداخت هزينههاي لازم براي خروج صهيونيستها از اروپا و عدم بازگشت آنها از اراضي اشغالي فلسطين هستند. نكته مهم آنكه سران آلمان هرگز از ايجاد امكانات براي اسكان و يا بازگشت صهيونيستها سخن به ميان نميآورند و صرفا حمايت تبليغاتي را اجرا مي كنند كه خود گواه تلاش آنها براي عدم بازگشت صهيونيست ها به اروپا است. خامسا اين حقيقت انكارناپذير است كه صهيونيستها براي تحقق اهدافشان به ابزارهاي غير انساني متوسل ميشوند. اسناد انفجارهاي لندن، پاريس و بسياري از نقاط آمريكا و اروپا آشكار ساخته است كه لابي صهيونيست در تمام اين حوادث نقش داشتهاند. شايد بتوان گفت كه آلمانها از ترس تكرار اين حوادث در كشورشان به حمايت از صهيونيستها ميپردازند هر چند كه در باطن به اين حمايت اعتقادي ندارند. -3 هر چند كه سران برلين مواضعشان در برابر صهيونيستها را اقدامي بشردوستانه عنوان ميكنند اما چشمپوشي آنها از جنايات صهيونيستها در فلسطين و لبنان كه هزاران تن از جمله صدها زن و كودك را به خاك و خون كشيدهاند -در حالي كه از سلاحهاي آلماني استفاده كردهاند- نشانگر دروغين بودن حقوق بشر در سياستهاي برلين است. چگونه ممكن است كه كشوري داعيه حمايت از حقوق انسانها را داشته باشد اما استفاده از بمبهاي خوشهاي و هيدوژني عليه زنان و كودكان را ناديده بگيرد. بر اين اساس مواضع آلمانها در قبال صهيونيست بيانگر حقيقتي ديگر است و آن استفاده ابزاري از صهيونيسم بينالملل براي تحقق اهداف جهاني است. حضور در معادلات خاورميانه ،توسعه فعاليتها در آسياي مركزي و قفقاز، حضور در جمع بازيگران اصلي سازمان ملل، بهرهبرداري از منابع عراق كه تحت اشغال آمريكا است و دهها طرح ديگر جهاني، از سياستهايي است كه آلمانها تلاش دارند تا در لواي لابي صهيونيست به آنها دست يابند. به عبارتي ديگر آنها به دنبال احياي نازيسمي هستند كه خط مشي آن را حمايت از لابي صهيونيست تشكيل ميدهد. شايد در جنگ جهاني دوم به گفته غربيها و صهيونيست ها آدلف هيتلر از اصل مقابله با يهوديان براي جنگطلبيهاي خود استفاده كرد، اكنون مركل از سياست حمايت از صهيونيستها براي اجراي اهدافش بهرهبرداري ميكند كه به صراحت ميتوان آن را نوعي احياي نازيسم دانست. در نهايت ميتوان گفت كه مواضع اتخاذ شده از سوي سران آلمان بويژه مركل در حمايت از صهيونيسم بين الملل ، بيش از آنكه جنبه حمايتي داشته باشد اقدامي در جهت اهداف بلند مدت آنها در عرصه داخلي و جهاني است كه از يك سو برگرفته از وحشت آنها از عملكردها و تحركات صهيونيستها و از سوي ديگر بهرهبرداري از جايگاه و قابليتهاي آنها در تامين منافعشان است . با تمام اين تفاسير سران آلمان بايد بدانند كه اين حمايتهاي كوركورانه در نهايت موجب تضعيف جايگاه جهاني آنها ميشود . در شرايطي كه آنها چشم بر جنايات صهيونيستها بسته و حمايت يك جانبه را در دستور كار دارند، انزجار جهاني از جنايات و توطئههاي صهيونيستها، برلين را قرباني نگاه مغرضانهاش خواهد ساخت. بر اين اساس آلمان نيز مانند آمريكا در مسيري گام برميدارد كه در ظاهر تامينكننده منافعش است اما در نهايت شكستهاي سنگيني را براي آن به همراه دارد.
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سياست روسيه از تهديد تا عمل روابط روسيه و آمريكا در سالهاي اخير بويژه با رويكرد مسكو به احياي قدرت با فراز و نشيبهاي فراواني همراه بوده است. از يك سو مسكو براي حضور فعال در معادلات جهاني فعاليت ميكند و تلاش دارد تا بار ديگر در رديف قدرتهاي اول عرصه بينالملل قرار گيرد از سوي ديگر آمريكا با تاكيد بر استقرار سيستم سپر موشكي در اقصي نقاط جهان براي مقابله با حضور روسيه و چين و حفظ نظام تكقطبي فعال شده است. نكته مهم در اين سياستها و عملكردهاي روسيه ميباشد كه روزي با زبان تهديد آغاز شده و اكنون در مرحله عمل به اقدام مستقيم روي آورده است درحالي كه چند مرحله را در دستور كار قرار داده است.
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آفريقا؛ به سوي ايالات متحده قاره آفريقا با داشتن منابع غني مادي و انساني مي تواند از جمله قاره هاي تاثيرگذار در معادلات جهاني باشد. عدم اتحاد و سياستهاي استعمارگرايانه غرب تاكنون مانع از اجراي اين مهم شده است. در سالهاي اخير كشورهاي اين قاره تلاش تازه اي را براي اتحاد و همبستگي بيشتر براي حل بحران هاي داخلي و دست يابي به اهداف بين المللي آغاز كرده اند. حالي كه آنها در سال 2002 سازمان وحدت آفريقا را به اتحاديه آفريقا تبديل نمودند اكنون برآنند تا با تشكيل ايالات متحده آفريقا گامي مهم براي ايجاد قطبي جهاني بردارند. 53 كشور آفريقايي در آخرين نشست خود در غنا براين اصل تاكيد كردند كه اتحاديه آفريقا نيازمند بازبيني بوده و تشكيل اتحاديه اي با قدرت تصميم گيري واحد در شرايطي كه استقلال كشورها در امور داخلي حفظ نشود الزام آور مي باشد. براساس اين تصميم اتحاديه اي مانند اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا تشكيل مي شود كه كشورها در بعد عملكرد داخلي مستقل و در قوانين اجرايي و معادلات جهاني تصميمي واحد اتخاذ مي كنند. اين اقدام كه مي توان آن را تلاشي براي پايان دوران استعمار و حضور فعال در عرصه بين المللي دانست در حالي در نشست غنا مطرح و به تاييد اعضا رسيد كه:
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازي صهيونيست ها با طرح آزادي اسرا 1)آزادي برخي سران فتح به عنوان کساني که دلشان به خون صهيونيستي ها آلوده نيست را بايد سياستي براي اولا تفرقه افکني داخلي ميان رهبران و گروههاي فتح با تقسيم آنها به سازش کار و مصالحه گر است ثانيا تشديد تفرقه ميان حماس و ساير گروههاي فلسطيني با تشکيلات خود گردان را به همراه دارد که بحران فلسطين را تشديد مي کند. 2)اين اقدام صهيونيست ها را مي توان کودتايي پنهان عليه فتح و حتي تشکيلات خودگردان دانست که جايگاه مردمي آنها را تخريب مي کند.در حالي که مردم خواستار حمايت از حاميان مقاومت هستند اين تحرک تقابل آنها با فتح و تشکيلات خودگردان را به همراه دارد. 3 )بعد ديگر تحرکات صهيونيست ها را مي توان در عرصه جهاني دانست که با نيت معرفي بسياري از سران واسراي گروههاي مقاومت به عنوان تروريست و ناقض صلح انجام مي شود که توجه کننده و سرپوشي بر جنايات تل آويو است.آنها با آزادي برخي افراد خود را ناجي صلح و ساير اسرا را جنايت کار معرفي مي کنندکه توطئه اي عليه آرمانهاي فلسطينيان است. 4)ابومازن در شرايطي آزادي برخي اسرا را پيروزي مي داند که در ازاي آن صهيونيست ها وي را به سرکوب مقاومت،سکوت در برابر توسعه طلبي ها در کرانه باختري و اراضي اشغالي،وادار ساختن گروههاي مقاومت به پذيرش سازش با تل آويو و .... متعهد کرده اند.اين به منزله شکستي سنگين براي ابومازن است که ادعاي تلاش براي احقاق حقوق فلسطينيان دارد.بر اين اساس مي توان گفت که سران صهيونيست،با آزادي برخي اسراي فلسطيني نه در راستاي تقويت ابومازن بلکه براي تضعيف وي گام برداشته اند،در حالي که وي را وادار به پذيرش تعهداتي کرده اند.آزادي برخي سران فتح در حالي که آنها را سازش کار عنوان مي کنند از يک سو مخالفت مردمي و گروههاي مقاومت را به همراه دارد و از سوي ديگر بسياري از سران فتح ديگر حاضر به همکاري با آزاد شدگان به دليل ماهيت غير موردمي و امنيتي آنها نيستند و در نهايت بسياري از اين افراد نيز به دليل از دست دادن چهره مبارز خود از عملکرد ابومازن ابراز نارضايتي مي کنند،لذا در نهايت همگان در يک صف در مقابل ابومازن قرار مي گيرند.در حالي که گرايش مردم به حماس به عنوان گروهي که براي تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف گام بر مي دارد افزايش و رويکرد به فتح کاهش مي يابد تا ابومازن بيش از پيش در انزوا قرار گيرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ابو مازن در دام گفتگو با اولمرت 1)تقابل ميان گروههاي فلسطيني در غزه و کرانه باختري تشديد شده است.اين در حالي است که ابومازن براي مقابله با قدرت مردمي حماس به رژيم صهيونيستي و توطئه هاي آن پناه برده است از سوي ديگر تل آويو نيز از اين شرايط براي تخريب هرچه بيشتر جايگاه مردمي ابومازن بهره برداري مي کند.آنها برآنند تا وي را وادار به سرکوب انتفاضه و پاسخ هاي موشکي وادار کنند. 2)صهيونيست هادر سايه تقابل فلسطينيان به توسعه طلبي در کرانه باختري،قدس،جولان،وشبعا مي پردازند،در حالي که بر آنند تا ابومازن را وادار سازند تا به اين توسعه طلبي ها مشروعيت دهد. 3)از اولويت هاي صهيونيستها تفرقه افکني ميان فلسطينيان است که با حمايت از ابومازن اجرا مي شود.اولمرت براي تحقق اين امر پيش از نشست،سناريو هايي را اجرا کرده است که در کنار وعده هاي داده شده در نشست امروز مجري سياست هاي تفرقه افکنانه است،اولا آزادي دارايي ها و کمک ها به دولت فياض که بيش از صد ميليون دلار است،ثانيا به رسميت شناختن دولت سلام فياض به عنوان دولت قانوني ثالثادادن اطلاعات از وضعيت محل اسکان رهبران مقاومت به منظور ترور آنها توسط نيرو هاي امنيتي دحلان،رابعا اعلام آمادگي براي آزاد سازي 180تن از نيرو هاي فتح در حالي که از آزادي اسراي حماس خودداري کرده است خامسا اعلام آزادي عبور و مرور براي (نايف حوائمه)مسئول جبهه دمکراتيک براي فلسطين و (فاروق قدومي)دبير کل جنبش فتح در رام ا… تا رضايت آنها براي همکاري با ابومازن را جلب کنند،سادسا کمک هاي نظامي و تسليحاتي که در سرکوب مقاومت بکار گرفته مي شود و... از جمله عملکرد هاي صهيونيست ها براي حمايت ظاهري از ابومازن و تحريک آن عليه مقاومت است. 4)صهيونيست ها برآنند تا از ابومازن براي تحريک اعراب جهت تسريح در روند سازش بهره برداري کنند که در نشست امروز بار ديگر تکرارمي شود. 5)نکته مهم در نشست امروز تقارن آن با نشست گروه چهار جانبه در پرتقال است.در همين حال بلر نيز به عنوان نماينده اين سازمان در صلح خاورميانه تعيين شده است.در نشست ابومازن و اولمرت پيرامون عملکرد کميته و راههاي همکاري با آنها بحث خواهد شد در حالي كه عملكرد كميته در نهايت در راستاي حذف آرمان هاي فلسطينيان است . در نهايت مي توان گفت که نشست امروز ابومازن و اولمرت همچون نشست هاي گذشته نه تنها دستاوردي براي فلسطينيان به همراه ندارد بلکه توطئه اي عليه آرمانهاي آنها بويژه خواست آنها براي حمايت از دولت اتحاد ملي است.با تمام اين تفاسير عدم جايگاه مردمي ابومازن و تاکيد ملت و گروههاي فلسطيني بر استمرار مقاومت تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف،عواملي است که اين نشست را با شکست مواجه مي سازد در حالي که بر خلاف تصور ابومازن نتيجه اصلي آن تضعيف بيشتر جايگاه تشکيلات خود گردان در ميان مردم است که تقويت حماس را به همراه دارد هرچند که ابومازن همچنان بر سياست هاي غلط خود تاکيدو از مذاکره با حماس خود داري مي کند.
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 8:44 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سناريوهاي جديد آمريكا براي اشغالگري در حالي كه عراق دوراني بحراني را سپري ميكند و هرگونه تحولي از جمله تغيير دولت، خروج اشغالگران، تشديد حملات تروريستي در آن دور از انتظار نميباشد، سران آمريكا و انگليس براي استمرار اشغالگري به دنبال توجيهاتي ميباشند تا شايد بدينوسيله بتوانند هزينههاي نظامي و انساني جنگ را تامين كنند. تشديد مخالفتهاي پارلمان و تاكيد گروهها و مردم اين كشورها بر لزوم خروج از عراق، ناكاميهاي شديد در عراق كه به رسوايي بزرگ براي اشغالگران مبدل شده است، افشاي جنايات و تحركات ضد بشري نيروهاي خارجي كه وجهه جهاني آنها را تحتالشعاع قرار داده و … عواملي هستند كه موجب شده تا سران انگليس و آمريكا براي ادامه حضور در عراق و حتي افغانستان به دنبال توجيهاتي فراگير باشند كه بخشي داخلي و بخش معطوف به امنيت بينالملل ميباشد.1ـ در حالي كه جهانيان اعتراف دارند كه سياستهاي غلط اشغالگران مانع از تشكيل دولتي قوي و فراگير در عراق و افغانستان شده است اما واشنگتن تلاش دارد تا اين امر را صرفا به دولتهاي مربوطه انتقال داده و با استناد به اين امر بر اشغالگري تاكيد نمايد. دراين راستا سران نظامي و سياسي آمريكا در آخرين گزارش خود به كنگره تاكيد كردهاند كه دولت نوريالمالكي نتوانسته است گامهاي مهمي براي بهبود شرايط عراق بردارد و موفقيتهاي نسبي وي نيز به دليل حمايتهاي آن بوده است. پيش از اين نيز آنها در قبال افغانستان گزارش را منتشر كردند كه براساس آن دولت كرزاي توانايي مقابله با چالشها را ندارد و بايد صرفا به سياستهاي اشغالگران تكيه كرد. آنها در هر دو مورد (عراق و افغانستان) با ارائه طرحهاي به اصطلاح امنيتي و جديد و اعلام شكست طرحهاي دولتهاي اين كشورها براي توجيه چالشهاي پيشروي و سياستهاي آيندهاشان كه بر اصل كشتار و دخالت مستقيم در امور دولتي استوار است فعاليت ميكنند. 2ـ نكته مهم در توجيهات اخير اشغالگران در عراق و افغانستان بهرهگيري از همسايگان آنها است .اين سناريو همچنان در دو بعد اجرا ميشود. اولا تاكيد بر اظهارات و مواضع كشورهاي منطقه بويژه كشورهاي عربي در زمينه لزوم حضور نيروهاي خارجي در عراق براي حفظ ثبات در اين منطقه است. آنها چنان وانمود ميسازند كه همسايگان عراق و افغانستان خواستار حضور نيروهاي خارجي در اين كشورها هستند نكته مهم آنكه برخي از مقامات عراقي و افغان نيز دراين زمينه به همكاري با آمريكا ميپردازند در حالي كه خواست ملت و بسياري از سران اين كشورها خروج اشغالگران از كشورشان است. ثانيا تكرار اتهامات مردمي عليه كشورهايي مانند ايران و سوريه است كه در جوسازيهاي دروغين آنها را عامل بحران در عراق و افغانستان و حتي ناكاميهاي خود معرفي ميكنند. اين در حالي است كه سران بغداد و كابل همواره تاكيد كردهاند كه ايران از مهمترين حاميان اين كشورها هستند و صرفا نقشي مثبت را در آنجا ايفا ميكنند. اين جوسازيها در شرايطي كه بسياري از كارشناسان آمريكايي خواستار مذاكره با ايران و سوريه شدهاند از درون با شكست مواجه شده است. 3ـ تحولات داخلي آمريكا و انگليس و حتي عرصه بينالملل را ميتوان از توجيهات اشغالگران دانست. سلسله بمبگذاريها در لندن، اعلام چند حمله تروريستي در آمريكا انفجارهاي متعدد در اروپا، آفريقا و بسياري از نقاط جهان كه القاعده مسئوليت آن را پذيرفته، انتشار گزارشها و نوارهاي صوتي و تصويري از رهبران القاعده و طالبان كه غرب را تهديد به حملات تروريستي كردهاند، اعلام نگراني سازمان ملل و مجامع جهاني در تشديد اقدامات تروريستي ارائه گزارش دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا مبني بر ارتقاي توان نظامي القاعده كه براي مقابله با غرب صورت گرفته و … ازمسائلي است كه در هفتههاي اخير بيش از گذشته در محافل خبري و سياسي غرب مورد بررسي قرار ميگيرد. هر چند كه اين گونه تحولات افشاگر ناتواني و شكست غرب در مبارزه باتروريسم است اما در نهايت آنها از اين ناكاميها به عنوان بهانهاي براي تحقق اهدافشان بهرهبرداري ميكنند كه بخش اصلي آن را اشغال عراق و افغانستان تشكيل ميدهد. اين گونه جوسازيها سبب شده تا حتي سازمان ملل نيز به رغم خواست جهاني، بر استمرار حضور اشغالگران و تمديد دوران ماموريت آنها تاكيد داشته باشد.با تمام اين تفاسير و در شرايطي كه اشغالگران براي توجيه ادامه حضور و تامين هزينههاي انساني و مالي جنگ فعاليت ميكنند اما تشديد اختلافات آنها با پارلمان و تاكيد آنان بر خروج از عراق و افغانستان آنها را با چالشهاي بسياري مواجه ساخته است. اكنون مشاهده ميگردد كه مجلس نمايندگان آمريكا قانون خروج نيروها از عراق را تصويب ميكند و در پارلمان انگليس نيز دولت جديد براون براي كاهش و خروج نيروها تحت فشار قرار گرفته است. با اين وجود آنها بار ديگر با بحرانآفريني درعراق و افغانستان و امنيتي كردن فضاي كشورشان و حتي عرصه جهاني، تلاش دارند تا از بحران كنوني خارج گرديده و براي مدتي ديگر در برابر مخالفان مقاومت نمايند. اين در حالي است كه تشديد اين فضاي امنيتي و كشتارها در بلند مدت بيش از گذشته افكار عمومي را در برابر اين كشورها قرار ميدهد تا آنها بار ديگر دريابند كه تنها راهحل بحرانها خروج از عراق و افغانستان است و تا اشغالگري وجود دارد اين ناكاميها استمرار خواهد داشت.
+
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مركل ميزبان براون گوردون براون كه 6 تير نخستوزيري و رياست حزب كارگر را از تونيبلر تحويل گرفت به دليل سياستهاي بلر، زير ذرهبين شديد مردمي و محافل سياسي و رسانهاي قرار دارد لذا براي حفظ قدرت نيازمند فعاليت گسترده در اروپا و عرصه جهاني است. در اين راستا براون براي نخستينبار پس از تصدي پست نخستوزيري امروز راهي آلمان ميشود تا با مقامات اين كشور ديدار و بر تحكيم روابط تاكيد نمايد. اين سفر در حالي برگزار ميشود كه:
+
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دولت سلام فياض در مسير زوال ۱)هرچند که دولت فياض با اختيارات ابومازن تشکيل گرديده اما مردم فلسطين بويژه گروههاي مقاومت چه در غزه وچه در کرانه باختري هيچ تمايلي به آن ندارند.عدم وجود پايگاه هاي مردمي در شرايطي که همگان خواستار حمايت از حماس و دولت اتحاد ملي مي باشند،چالشي است که فياض را به تعديل مواضع و حتي گفتگو با حماس وادار خواهد کرد 2)به رغم آنکه فياض از نزديکان ابومازن و تشکيلات خود گردان است اما در داخل فتح و ساف چندان جاگاهي ندارد بسياري از آنها خواستار ادامه فعاليت دولت اتحاد ملي مي باشند.اين موضع گيري را در خروج و استعفاي بسياري از رهبران ساف و فتح مي توان مشاهده کرد. 3) نکته مهم در تحولات فلسطين خود مختاري و استقلال راي ابو مازن است.وي همواره تلاش داشته تا خود را تنها بازيگر صحنه سياسي معرفي کند.بر اين اساس فياض نيز در نهايت بايد از اهداف خود دست کشيده و صرفا مطيع ابومازن باشد. 4)فياض در حالي به اصطلاح دولت مجري امور را تشکيل مي دهد که عمده فعاليت آن در کرانه باختري است و جايگاهي در غزه ندارد.اين امر محدوديت هاي بسياري براي آنها به همراه دارد که موجب شکست وي مي شود.نکته مهم آنکه بسياري از بازيگران جهاني حتي سازمان ملل دولت هنيه در غزه را دولت مشروع مي دانند واز پذيرش سلام فياض خودداري مي کنند تا در برابر مشروعيت دولت اتحاد ملي در غزه ناکامي وي تشديد گردد. در نهايت مي توان گفت که دولت فياض به رغم حمايت هاي ابومازن به دليل عدم جايگاه مردمي و توانايي ايجاد اتحاد ملي،توانايي حفظ قدرت را نداشته و در نهايت به مصالحه با حماس وادار خواهد گرديد.بويژه اين که وي در راه سازش حرکت مي کند و ملت فلسطين خواستار وجود دولتي مي باشند که همچون حماس همچنان بر اصل استمرار انتفاضه تا تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف تاکيد داشته باشد.اصلي که دولت اتحاد ملي را همچنان در راس قدرت فلسطين قرار داده و مي تواند به زمينه اي براي فروپاشي دولت غير مردمي فياض مبدل گردد.
+
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاخير در نشست سازش کاران سران سازش کار عرب در شرايطي که براي حمايت از آرمان فلسطين و پايان دادن به اختلافات آنها راه سکوت در پيش گرفته اند،روند سازش با رژيم صهيونيستي را در پيش گرفته اند.هر چند که پيش ازاين سخن از سفر آنها به سرزمين هاي اشغالي فلسطين بود منابع خبري از تقويت اين نشست خبر دادند.اين اقدام در دو بعد قابل بررسي است الف)دلايل رویکرد :نمايندگان مصر و اردن که بعنوان نماينده سازش اعراب و صهيونيست ها در لواي طرح صلح اعراب به اراضي اشغالي مي روند تلاش دارند تا اولاصراحتا حمايت خود را از گروه سازش کار در فلسطين و حذف آرمانهاي مقاومت اعلام دارند ثانيا تحمت عنوان برقراري ثبات در خاور ميانه از درگيري و جنگ جديد در منطقه که احتمال آن ميان سوريه يا لبنان با رژيم صهيونيستي وجوددارد،جلوگيري کنندثالثا خودراحامي صلح در جهان نشان دهند تا به خيال خود به منزلت جهاني دست يابند رابعا از فشارهاي آمريرکا برخود بکاهند که نوعي پايان اصلاحات آمريکايي در کشورشان را به همراه داشته باشد خامسا به خيال واهي به 6دهه دغدغه خوددر منطقه پايان دهند ودر آرامش قرار گيرند.سادسا با حمايت از صهيونيست ها از گسترش فعاليت و نفوذ نهضت هاي اسلام گرا در منطقه جلوگيري نمايند. ب)دليل تاخیر نشست:در کنار آنچه از گروه سازش عنوان شد تا خير درسفر آنها به اراضي اشغالي نکته اي قابل تامل است که با چند دليل صورت گرفته است 1) استمرار فعاليت دولت اتحاد ملي و حمايت مردم ازآنها که با تاکيد بر استمرار انتقاضه و عدم پذيرش طرح هاي سازش صورت مي گيرد،مانعي بزرگ براي گروه سازش است.اين در حالي است که در فلسطين دولت غير مردمي سلام فياض از مشروعيت براي حضور در روند سازش بر خور دار نيست و ابومازن نيز توانايي اين اقدام را ندارد.2) در عرصه داخلي اردن و مصر وساير کشور هاي عربي آمادگي براي سازش وجود ندارد و مخالفتهاي مردمي رو به افزايش است.3) اختلافات ميان مصر و آمريکا در زمينه کمکهاي نظامي به اين کشور و مسئله حقوق بشر تشديد شده است لذا مصر براي امتياز گيري هم که شده براي روند سازش چندان فعاليت نمي کند4) به رغم روابط فراگير قاهره و تل آويو در حال حاضر طرفين بدليل محاکمه جاسوس صهيونيست ها در مصر و برخي مواضع نا مناسب سران صهيونيست در قبال قاهره ونيز تاکيد مقامات مصر بر نقش منفي تل آويو در امنيت جهان،دچار اختلافاتي شده اند که در روند سازش تاثير منفي دارد5) سازش کاران در حالي براي سفر به اراضي اشغالي فلسطين آماده مي شدند که تحولات لبنان بويژه مراسم آغاز جنگ 33روزه ونشست پاريس آن را تحت اشعاع قرار مي داد.سران سازش کار که تحولات فلسطين را گامي براي ارتقاي جايگاه جهاني خود مي دانندتمايلي به همزماني آن با ساير تحولات بين المللي ندارند لذا براي جلب افکار عمومي زمان ديگری را براي اين امر برگزيده اند.در مجموع مي توان گفت که هرچند سران تل آويو و سازش کاران فريب خورده عرب نشست در اراضي اشغالي فلسطين را مثبت ارزيابي مي کنند(البته کاملا به نفع صهيونيست و به ضرر فلسطينيان)اما برخي ناکامي ها در ايجاد شرايط و اختلافات موجود ميان بازيگران اين عرصه اين امر را با تاخير مواجه ساخته است.البته تاکيد ملت فلسطين بر استمرار انتفاضه تا تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف مهمترين عاملی است که عملکرد سازش کاران را با ناکامي مواجه مي سازد هرچند که آنها(سازش کاران)در ظاهر اين امر را گامي به سوي جلو و در راستاي صلح منطقه عنوان و بر ادامه آن تاکيد دارد.
+
نوشته شده در شنبه 23 تیر1386ساعت 3:44 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حزب الله اسطوره مقاومت در جهان اسلام مقدمه: مقاومت حزبا … و ملت لبنان در برابر تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي در جولاي سال 2006 كه با نام جنگهاي 33 روزه و جنگ تيمور شناخته ميشود از مهمترين تحولات خاورميانه، جهان اسلام و حتي عرصه بينالملل است. پيامدهاي اين جنگ چنان گسترده بود كه با گذشت يك سال همچنان شاهد پسلرزهاي آن در رژيم صهيونيستي و پيامهاي مثبت آن براي منطقه ميباشيم.الف)جنگ 33 روزه – در شرايطي که گروههاي لبناني به مذاکرات داخلي براي تشکيل دولت وحدت ملي معطوف بودند رژيم صهيونيستي در 12 جولاي عملياتي نظامي در خاک لبنان را اجرا نمود . اين اقدام با مقاومت حزب الله مواجه گرديد که نتيجه آن کشته شدن دهها صهيونيست و بازداشت 2 تن از آنها بود. صهيونيست ها که اين تحولات را شکستي براي خود مي دانستند با طرحي از پيش طراحي شده جنگي تمام عيار را عليه حزب الله و ملت لبنان آغاز کردند. آنها با اتکا به تجهيزات و ادوات فوق پيشرفته تحت چتر حمايتي آمريکا ،برخي گروههاي لبناني وابسته به خارج و تعدادي از سران فريب خورده عربي ،به عمليا ت هاي هاي گسترده در لبنان مبادرت ورزيد تا به ادعاي خود در کمتر از 72 ساعت اهداف خود را در لبنان اجرا نمايد. به رغم پيش بيني صهيونيست ها جنگي که در 14 جولاي آغاز گرديده بود به 33 روز يعني تا 16 آگوست به طول انجاميد در حالي که در اين مدت چند نکته اساسي روند تحولات را تشکيل مي داد . اولا چنانکه حزب الله و شخص سيد حسن نصرالله بار ها به پيامدهاي سنگين هرگونه تجاوز به خاک لبنان به صهيونيست ها هشدار داده بودند پاسخ هاي موشکي مقاومت شکست وعده داده شده از سوي آنها را محقق ساخت . ثانيا اين جنگ به خوبي ناکارآمدي و اضمحلال دستگاههاي جاسوسي رژيم صهيونيستي را به نمايش گذاشت.موساد و ساير دستگاههاي اطلاعاتي صهيونيست ها در جنگ 33 روزه نتوانستند به مواضع حزب الله دست يابند در حالي که اطلاعات غلط اين دستگاهها تل آويو را بدون آگاهي از توانايي واقعي حزب الله وارد جنگ ساخت. ثالثا پاسخ هابي موشکي حزب الله که تا عمق استراتژيک رژيم صهيونيستي از جمله سديروت و حيفا را هدف قرار داد و زمين گير شدن ارتش رژيم صهيونيستي در مرزهاي لبنان و سرزمين هاي اشغالي فلسطين و …پايان شکست ناپذيري ارتش و سپر دفاع موشکي تل آويو را براي جهانيان آشکار ساخت .رابعا نکته اساسي در جنگ لبنان حمايت هاي قاطع غرب و حتي سازمان ملل از نسل کشي و جنايات صهيونيست ها عليه ملت لبنان مي باشد . در شرايطي که تل آويو از بمب هاي خوشه اي ،اورانيوم ضعيف شده و سلاح هاي غير متعارف براي کشتار غير نظاميان استفاده مي کرد غرب و سازمان ملل در حمايت از اين رژيم از هرگونه اقدام عملي براي مقابله باآن خودداري کرده و در مقابل به محکوم ساختن مقاوت پرداختند. در نهايت جنگي که صهيونيست ها به عنوان جنگ 3 روزه از آن ياد مي کردند پس از 33 روز با شکست هاي پياپي صهيونيست ها همچنان ادامه داشت . اين امر سبب شد تا غرب بارديگر براي حمايت از صهيونيست ها وارد عمل گردد و با قطعنامه 1701 سازمان ملل از شکست بيشتر آنها جلوگيري نمايند . آنها چنان وانمود ساختند که اين امر به منزله تحقق اهداف صهيونيست ها در جنگ مي باشند که با استقرار نيروهاي يونيفل در خاک لبنان تکميل مي شود اما پس لرزه هاي شکست صهيونيست ها يکي پس از ديگري اين ادعا ها را نيز به شکست مواجه ساخت . برکناري بسياري از سران ارتش از جمله دان هالوتس ،انزجار جامعه صهيونيست ها از دولت ،بحران شديد مالي و تنش سياسي حاکم بر تل آويو در کنار خسارت هاي مالي ناشي از جنگ اضمحلال داخلي رژيم صهيونيستي را در پي داشت که همچنان پيامدهاي آن ادامه دارد. در برآورد آماري خسارت هاي وارد بر صهيونيست ها عبارتند از :کشته شدن 160 نظامي صهيونيست ،5 هزار زخمي، سرنگوني 4 بالگرد نظامي ،انهدام 120 تانک مرکاوا و از کار افتادن 62 دستگاه ديگر ،اصبات 3970 موشک کاتيوشا به سرزمين هاي اشغالي و مناطق استراتژيک صهيونيست ها که دهها ميليارد دلار خسارت به بار آورد ،هزينه 5/11 ميليارد دلاري در 33 روز جنگ ،انهدام 2 فروند ناوچه ساعر و يک فروند قايق توپدار جنگي ،کوچ معکوس يک ميليون صهيونيست از اراضي اشغالي تنها بخش هايي از خسارات وارده بر صهيونيست ها مي باشد . نکته قابل ذکر آنکه در اين جنگ تعداد نظاميان صهيونيست حاضر در جنگ بيش از 50 هزار و نيروهاي حزب الله 3 هزار نفر بوده اند.خسارات ناشي از حملات صهيونيست ها به لبنان عبارتند از : تخريب 145 پل اصلي و فرعي ،تخريب 26 هزار واحد مسکوني ،1140 شهيد از شهروندان لبناني که به دليل وجود بمب هاي خوشه اي برجاي مانده از جنگ در هرروز به اين تعداد افزوده مي شود،915672 آواره لبناني تنها بخش هايي کوچکي از جنايات صهيونيست ها عليه ملت لبنان است که به دليل سکوت جهانيان همچنان دور از نظرها مانده اند.از جنايات اشغالگران قدس مي توان به كشتار قانا اشاره كرد كه سكوت جهانيان در برابر تحولات لبنان را شكست . در 30 ژوئيه 2006 صهيونيست ها با بمب هاي خوشه اي يك ساختمان چهار طبقه در مركز روستاي قانا را هدف قرار دادند . در اين جنايت 54 شهروند لبناني از جمله 37 كودك به خاك و خون كشيده شدند تا مظلوميت ملت لبنان و لزوم استمرار فعاليت هاي حزب الله بر جهانيان آشكار شود . با توجه نتايج جنگ پسلرزههاي جنگ 33 روزه را در دو بعد ميتوان بررسي كرد. اولا در عرصه داخلي لبنان كه با افشاگريهاي مقامات حزبا… و گروههاي مردمي و به واسطه اسناد منتشره از سوي صهيونيستها در گزارش وينوگراد آشكار شد كه بسياري از سران گروه چهارده مارس كه حاكمان بر قدرت ميباشند در طول جنگ به جاي حفظ ميهن و تلاش براي مقابله با صهيونيست به حمايت و حتي مذاكره با آنها پرداختهاند. اين در حالي است كه آنها با ادعاي ميهنپرستي براي خلع سلاح حزبا… فعاليت ميكردند. ثانيا پسلرزههاي مهم جنگ را ميتوان در رژيم صهيويستي مشاهده كرد. در شرايطي كه بسياري از سران ارتش از جمله دان هالوتس رئيس ستاد مشترك ارتش از سمتشان استعفاء دادند بحران سياسي شديد سراسر رژيم صهيونيستي را دربرگرفت. اعتراضات تا بدان حد پيش رفت كه دولت اولمرت در مرحله سقوط قرار گرفت. بركناري موشهكاتساف رئيس اين رژيم به دليل فساد اخلاقي و جانشيني شيمون پرز، بركناري بسياري از سران به دليل فسادهاي مالي و اخلاقي و ناتواني در جنگ، انتشار گزارش وينوگراد پيرامون علل شكست در جنگ 33 روزه كه بسياري از نظاميان و حتي سياسيون از جمله عامير پرتز وزير جنگ (باراك جايگزين وي شد) را وادار به كنارهگيري از قدرت كرد، اعتراضات گسترده مردمي براي بركناري اولمرت و حتي رقابت افراد و گروهها براي جانشيني او، و … از مهمترين پسلرزههاي جنگ 33 روزه است كه پيامدهاي آن همچنان در تلآويو ادامه دارد. البته صهيونيستها با يورش به مناطق فلسطيني و اكنون با تفرقهافكني ميان فلسطينيان كه به تجزيه فلسطين به غزه و كرانه باختري منجر شده، اجراي عملياتهاي نظامي در جولان و مرزهاي لبنان با سرزمينهاي اشغالي فلسطين تلاش دارند تا ضمن سرپوش نهادن بر شكستهاي گذشته خود را همچنان قدرت منطقه نشان دهند تا شايد بتوانند امتيازاتي دريافت كنند يا با آغاز جنگي ديگر در منطقه گذشته شكست خود را جبران كنند. در نهايت در جمع بندي جنگ 33 روزه مي توان گفت که اين پيروزي كه پاياني بر نظامي گري رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آن در خاورميانه بود اولا بحران شديدي را درون رژيم صهيونيستي ايجاد نمود ثانيا جهانيان را وادار ساخت تا سرانجام حزب ا… را به عنوان نيرويي ملي - مردمي شناخته و به تقدير از آن بپردازد ثالثا ملتهاي عربي كه پس از جنگهاي 1967 و 1974 به دليل روند سازش در انزو قرار داشتند اكنون از حزب ا… و شيعه به عنوان تنها مقابله كننده با رژيم صهيونيستي ياد ميكنند كه سبب شده تا گرايش در جهان عرب به نهضتهاي اسلام گرا (به ويژه شيعيان) افزايش يابد که اکنون اثرات آنها در مخالفت هاي ملت هاي منطقه با طرح هاي آمريکا مي توان مشاهده نمودکه مسلما استمرار خواهد داشت . ب)تشکيل دولت پاک پس از پيروزي در جگ 33 روزه گروههاي سياسي و ملت لبنان تلاش دوباره اي را براي تشکيل دولت ملي آغاز کردند. در ابتدا همگان بر اجراي مذاکره فراگير براي اين مهم تاکيدداشتند اما سرانجام خودکامگي اکثريت و دولت سينيوره که تغييرات را به منزله کاهش يکجانبه گرايي خود مي دانستند مسير تحولات وارد مرحله جديدي شد . ملت لبنان شامل سني ،شيعه، دروزي و ماروني به درخواست گروههاي مخالف دولت به تحصن خياباني روي آوردند . در نقطه مقابل 6 نماينده شيعه و ماروني با خروج از دولت رسما و قانونا، دولت سنيوره را به دولتي نامشروع مبدل نمودند . در طول اعتصابات عمومي در لبنان سه دسته بازيگران حضور دارند . اولاگروههاي مردمي و مخالفان دولت که تمام تلاش خود را به تشکيل دولت پاک و فراگير معطوف ساخته اند. آنها که با نام گروه 8 مارس متشکل از حزب الله ،گروههاي شيعه دروزي ها و ماروني ها به رهبري نبيه بري و ميشل عون شناخته مي شوند بر اصل اتحاد ملي و تقسيم عادلانه قدرت تاکيددارند . آنها تاکيد دارند که جنگ داخلي خط قرمز آنها است چنانکه در طي اين مدت بارها به دليل کشتار مردم توسط حاميان دولت اعتصابات را به حال تعليق در آورده اند. سيد حسن نصرالله دبير کل حزب الله بارها تاکيد نموده است که مخالفان دولت هرگز به درگيري روي نخواهند آورد و بر شيوه مسالمتآميز ادامه مي دهند . ثانيا گروههاي اکثريت و حاميان دولت سينيوره ضلع ديگر تحولات لبنان را تشکيل مي دهند . اين گروه با عنوان گروه 14 مارس با محوريت سينيوره نخست وزير ،وليد جنبلاط رهبر دروزي ها ،سمير جعجع رهبر فلانژ ها و سعد حريري رهبر المستقبل در برابر ملت مقاومت مي کنند .آنها در اين چارچوب بدون توجه به خواست مردم و صرفا با دلگرمي به پشتوانه کشورهاي اروپايي و برخي سران عرب در برابر ياير گروهها مقاومت مي کنند . ثالثا بررسي تاريخ لبنان نشان مي دهد که نقش بازيگران خارجي در اين کشور را هرگز نمي توان ناديده گرفت .در ماههاي اخير بازيگران خارجي اين کشور را به چند دسته مي توان تقسيم نمود الف کشورهاي غربي و آمريکا که با حمايت از دولت سينيوره براي تشديد بحران در لبنان تلاش مي کنند . آنها با حمايت مستقيم و ارسال کمک هاي مالي و نظامي به دولت ،براي ادامه بحران در اين کشور و در نهايت تشديد مداخلاتشان فعاليت مي کنند . کشورهاي غربي با بزرگنمايي تلاش حزب الله و ايران براي تشکيل دولت شيعه در لبنان و گسترش آن به ساير کشورهاي منطقه دولتهاي عربي را به حمايت از سينيوره ترقيب مي کنند .در همين حال غرب با حمايت سازمان ملل (قطعنامه 1757) سعي دارد تا از شرايط بحراني کنوني براي اجراي قطعنامه 1559 که خلع سلاح حزب الله و برکناري اميل لحود رئيس جمهور محور آن است بهره برداري نمايد که کميته ترور حريري و مرگ مشکوک پيير جميل (وزير صنايع) و نماينده مسيحي مجلس در اين چارچوب همچنان به فعاليت مشغولند. در اين ميان فرانسه و آمريکا بيشترين نقش را ايفا مي کنند . ب توطئه صهيونيست ها مقوله اي قابل تامل در لبنان است . صهيونيست ها که همچنان در عذاب شکست در جنگ 33 روزه مي باشند اکنون شرايط را براي بحران آفريني در لبنان و دوري مقاومت از تحولات فلسطين و تحرکات صهيونيست ها و نيروهاي يونيفل مساعد تلق نموده و با تحرکاتي براي تشديد آن فعاليت مي کنند . اجراي عمليات هاي خراب کارانه و انفجارها ي متعدد براي تشديد اختلافات فرقه اي ،اعلام حمايت از سينيوره و ابراز نگراني از سرنگوني دولت وي (پيش از اين سيد حسن نصرالله از همکاري برخي گروههاي لبناني با صهيونيست ها در جنگ 33 روزه خبر داده بود )در حالي که در واقعيت اين حمايت ها براي تحريک 14 مارس براي مقاومت در برابر ملت و تشددي بحران در لبنان است ،ارسال سلاح براي حاميان دولت و.. از توطئه هاي صهيونيست ها در ماههاي اخير است . با تمام اين تفاسير بيداري ملت و حزب الله لبنان تاکنون توطئه هاي صهيونيست ها را با شکست مواجه ساخته است چنانکه چندين بار يورش صهيونيست ها به خاک لبنان با پاسخ قاطع مقاومت همراه بوده است . البته طرحهايي براي برقراري ثبات در لبنان از سوي كشورهاي منطقه، اتحاديه عرب و حتي اروپا و آمريكا ارائه شده است كه به دليل مخالفتهاي دولت حاكم، يا مداخلات خارجي و بعضا ناهماهنگي طرح با خواست ملت (طرحهاي غربيها) تاكنون محقق نگرديدهاند. در اين ميان بحرانآفرينيهاي غرب و رژيم صهيونيستي و برخي سران فريبخورده عرب را ميتوان از عوامل اصلي استمرار بحران دانست كه با حمايتهاي خود از دولت سينيوره مانع از تحقق روند تشكيل دولت پاك ميشوند. درگيري در نهرالبارد در شرايطي كه پس از پيروزي مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي لبنانيها براي بازسازي كشور و اتحاد ملي فعال گرديده بودند، بحران جديد اين كشور را فرا گرفت. بحران از آنجا آغاز شد كه ارتش لبنان گروهي با نام فتحالاسلام را كه در برخي از مناطق اردوگاه فلسطيني نشين نهرالبارد تجمع كرده بودند هدف قرار داد. در روز 20 مي در شرايطي كه ارتش براي پاكسازي آنها اقدام ميكرد، درگيريها بالا گرفت و به جنگي تمام عيار مبدل گرديد. در حالي كه فتحالاسلام با نام گروههاي فلسطيني جنگ را آغاز كرد، و همچنان ادامه ميدهد، دولت و ملت لبنان از يك سو و گروههاي فلسطيني از سوي ديگر مستقل بودن اين جنبش از گروههاي مقاومت را تكذيب و آنها را نهادي با ديدگاه سلفي معرفي كردند كه با حمايتهاي خارجي براي بحران آفريني در لبنان و منطقه فعاليت ميكنند در حالي كه دولت سينيوره نيز از اين موقعيت براي تثبيت پايههاي قدرت و مقابله با خواست مردم بهرهبرداري مينمايد. فتحالاسلام چه گروهي است؟ جنبش فتحالاسلام كه سال گذشته از سوي شخصي به نام «شاكر العبسي» ملقب به «ابوحسين» يك اردني فلسطيني الاصل تشكيل شد، داراي رويكردهاي سلفي و نزديك به گروه تروريستي القاعده است. العبسي با همكاري ابومصعب الزرقاوي يكي از رهبران القاعده در سال 2000 ميلادي يك ديپلمات آمريكايي به نام «لورانس فولي» را در اردن ترور كرد پس از مدتي دادگاهي در اردن وي را غيابي به مرگ محكوم كرد اما العبسي هيچگاه از سوي نيروهاي آمريكا واردن تحت تعقيب قرار نگرفت. وي سپس در سوريه دستگير شد و يك سال زنداني بود اما در سال 2003 و پس از سقوط صدام راهي عراق شد و در كنار الزرقاوي القاعده را سازماندهي كرد در حالي كه هدف آنها ترور رهبران مذهبي و تفرقهافكني ميان مردم بود. پس از قتل ابومصعب الزرقاوي در سال 2006، شاكر العبسي به همراه 140 تن از طرفداران خود از مرز اردن و سپس سوريه وارد لبنان و در اردوگاه نهرالبارد مستقر شد اما هرگز از سوي آمريكا تحت تعقيب قرار نگرفت و به فعاليت هاي خود ادامه داد در حالي كه از كليه امكانات نظامي برخوردار شد. تا چنانكه سيدحسن نصرا… دبير كل حزبا… افشا كرد، اين گروه با حمايت رژيم صهيونيستي و آمريكا بتواند عراقي ديگر را در لبنان ايجاد كند تا آمريكا در سايه آن به اهداف خود درعرصه داخلي و جهاني دست يابد. سير تحولات در لبنان و عملكرد فتح الاسلام بيانگر توطئهاي ديگر عليه مقاومت است كه با بيداري حزب ا… خنثي گرديد. فتح الاسلام در حالي در لبنان شكل گرفت كه پيش زمينههاي آن، حكايت از نقش آمريكا و رژيم صهيونيستي در آن دارد. در شرايطي كه آنها با حمايت از دولت سينيوره، تصويب قطعنامههاي بينالمللي نظير 1701 و 1757، اعمال تحريمهاي جهاني و تحريم اعراب براي مقابله با حزب ا… نتوانستند به اهداف خود دست يابند سناريوي تكرار حوادث دهه 80 يعني بحران آفريني در اردوگاههاي فلسطيني نشين را براي ايجاد جنگ داخلي در دستور كار قرار دادند. عدم بلوكه كردن داراييهاي فتح الاسلام، ارسال سلاح توسط موساد و ايالات متحده، تقويت ارتش لبنان با سلاحهاي پيشرفته در حالي كه در طول جنگ 33 روزه هيچ كمكي به ارتش نداشتهاند، بزرگ نمايي جايگاه «العبسي» در جهان با استفاده از رسانهها در حالي كه از ماهيت سلفي و تروريستي آن آگاه بودهاندو… نشانگر نقش اصلي غرب و صهيونيستها در شكل گيري فتح الاسلام است كه با هدف ايجاد تقابل ميان ارتش و حزب ا… صورت گرفته بود. اما هوشياري مقاومت و تاكيد سيد حسن نصرا… بر اين اصل كه ارتش برادر مقاومت است و خط قرمز ما رويارويي با ارتش است لذا هرگز در برابر آن قرار نميگيريم و از آن حمايت ميكنيم سبب شد تا اين توطئه نيز خنثي شود هرچند كه برخي از گروههاي داخلي از طيف 14 مارس براي تحقق اهداف خود به حمايت پنهان از فتح الاسلام و تحريك ارتش پرداختهاند. نتيجه گيري در جمع بندي كلي از تحولات لبنان در يك سال گذشته ميتوان گفت كه جنگ 33 روزه كه در يك طرف آن رژيم صهيونيستي با حاميان غرب و برخي كشورهاي عربي فريب خورده قرار داشتند و با تمام ادوات و تجهيزات نظامي در صحنه بودند و در سوي ديگر آن حزب ا … لبنان كه با اتكاء به نيروي ديني و مردمي به مقابله با متجاوز ميپرداخت در نهايت آشكار ساخت كه قدرتهاي جهان در برابر مقاومت ملتها چارهاي جز تسليم ندارند و راه جهان اسلام به ويژه ملت فلسطين براي تحقق اهدافشان بهره گيري از الگوي اتحاد و مقاومت است. نمود اين اصل را در تحولات يك سال گذشته فلسطين ميتوان مشاهده كرد كه گروههاي مقاومت با الگوگيري از حزب ا… لبنان و بهره گيري از اتحاد مردمي توانستهاند به دانشهاي جديدي در بخش نظامي به ويژه ساخت موشكهاي جديد دست يابند كه نتيجه آن اعترافات مقام رژيم صهيونيستي به ناتواني در برابر پاسخهاي موشكي مقاومت است كه سبب شده تا سديروت كه از مهترين شهرك نشينان صهيونيستها است از سكنه خالي و سران تل آويو را در وحشت قرار دهد. بر اين اساس پيروزي حزبا… در جنگ 33 روزه نه تنها دستاوردي جهاني براي آن بود بلكه درسي براي تمام جهانيان بود كه معادلات در منطقه و سراسر جهان راتغيير داد. در حالي كه كاخ سفيد تاكيد داشت كه با پايان اين جنگ به نفع رژيم صهيونيستي خاورميانهاي جديد بر اساس اهداف آمريكا شكل ميگيرد اما پس از 33 روز جنگ نه تنها اين امر محقق نشد بلكه حزب ا… توانست خاورميانهاي با نام مقاومت را شكل دهد كه همچنان پس لرزههاي آن ادامه دارد. افشاگريهاي سيدحسن نصرا… درباره نقش گروههاي داخلي لبنان در حمايت از صهيونيستها كه امروز آمريكا از آن حمايت ميكند نقش برخي سران عرب كه براي حفظ قدرت خود خواستار حمله تل آويو به لبنان شده بودند، آشكار شدن ارسال سلاحهاي غير متعارف و بمبهاي خوشهاي از سوي آمريكا و اروپا براي رژيم صهيونيستي جهت استفاده از ملت لبنان كه همچنان قرباني ميگيرد، مسائلي هستند كه از جنايتهاي اعمال شده در قبال حزبا… و ملت لبنان پرده برداشت تا ماهيت واقعي اين طيفها براي جهانيان مشخص گردد. نكته مهم آنكه افزايش جايگاه حزبا… درميان ملتهاي عربي، اعتراف جهانيان حتي دبير كل هاي سازمانهاي ملل (كوفي عنان و بان كي مون) بر لزوم وجود حزب ا… براي تحقق صلح و ثبات در لبنان و حتي خاورميانه و … سبب شد تا نه تنها توطئه دشمنان مقاومت خنثي گردد بلكه آن را به عنوان سندي بر حقانيت آزادي خواهي معرفي كرد.بر اين اساس ميتوان گفت كه كارنامه حزب ا… در طول جنگ و پس از آن الگويي مهم براي ملتهاي مسلمان به ويژه در خاورميانه است كه ميتواند پايان بخش سلطه غرب بر اين كشورها باشد از سوي ديگر اين درس را براي ملت فلسطين دارد كه در صورت اتحاد و يكپارچگي ميتوانند ضمن مقابله با جنايات صهيونيستها راه را براي تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف هموار سازند هرچند كه توطئه دشمنان عليه آنها بسيار است كه محور آن را اختلافات داخلي تشكيل ميدهد.
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دستاورد پرودي از خوش خدمتي براي صهيونيست ها رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا در سفر به سرزمين هاي اشغالي اشغالي فلسطين در حالي که چشم بر جنايات صهيونيست ها بست به حمايت از اقدامات آنها پرداخت و حتي در سديروت اشک تمساح براي آنها ريخت.وي در حالي اين خوش خدمتي را براي صهيونيست ها انجام داد که در هنگام ترک فرودگاه بن گورين نيرو هاي امنيتي اين رژيم هداياي فلسطينيان را مصادره کرده و وي را باذلت راهي ايتاليا کردند.اين اقدام صهيونيست ها که کاملا مغاير با اصول ديپلماتيک و توهيني آشکار به سران رم مي باشد در حالي صورت گرفت که 1)پرودي در اين ديدار با ابومازن هرچند که از تشکيلات خود گردان حمايت کرد بر اتحاد گروههاي فلسطيني و اجراي طرح گفتگو براي پايان درگيري هابا محوريت دولت اتحاد ملي تاکيددارد.اين در شرايطي است که صهيونيستي ها اميد وار بودند تا کاملا ضد مقاومت اتحاد و براي حذف آن فعاليت کند. 2)هرچند که پرودي در ديدار با اولمرت براي خوش خدمتي براي تل آويو ايران را به ادامه تحريم ها تهديدکرد اما صراحتا از لزوم گفتگو و عدم اقدام نظامي عليه آن سخن به ميان آورد تا سياست صهيونيست ها مبني بر حمله نظامي به ايران را مردود سازند. 3)به رغم آنکه ايتاليا براي حضور در معادلات خاور ميانه تلاش مي کنند اما صهيونيست ها همچنان آمريکا انگليس و آلمان راعنصر اصلي در اين روند مي دادند.آنها با تحقير پرودي اين نکته را گوشتزد کردند که يا بايدکاملا در جهت اهداف آنها گام بردارد و يا اين که بازگيري ساير کشور ها را پذيرفته و از حضور گسترده خودداري کند.به عبارتي ديگر آنها بر عدم اهميت حضور ايتاليا در خاور ميانه بويژه فلسطين تاکيدکردند 4)رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي با چالشهايي مواجه است اما تلاش دارد تا خود را همچنان قدرتمند جلوه گر کند.اهانت آنها به پرودي به نوعي اعمال قدرت بر يکي از بزرگان اروپااست که نشانه اي بر اقتدار تل آويواست در همين حال آنها اين امر را تاکيد مي کنند که براي مقابله با فلسطينيان از هيچ اقدامي فروگذار نيستند و در برابر هر کشوري که به حمايت از آنها بپردازد مقاومت مي کنند.بر اين اساس عملکرد تل آويو در قبال پرودي را مي توان هشداري به کشور هاي اروپايي دانست که برخي تغيير مواضع را در برابر فلسطين داشته اند.با اين وجود اين امر مورد تاکيد قرار مي گيرد که صهيونيست براي تحقق اهداف خود از هيچ اقدامي فرو گذار نمي باشند و حتي به تخريب و اهانت به شخصيتهاي کشور ها مبادرت مي ورزندتا درس عبرتي باشد براي آنها که بدون توجه به جنايات صهيونيست ها به حمايت از آنها مي پردازند و مواضع غير اصولی عليه فلسطينيان اتحاد مي کنند.در نهايت اين امر بر ملت فلسطين آشکار مي گردد که کشور هايي که داعيه قدرت جهاني دارندوقتي در برابر صهيونيست ها آنقدر توانايي ندارند که بتوانند هداياي خود را به کشورشان ببرند لا جرم توانايي حمايت از ملت فلسطين را ندارند لذا اتحاد فراگير تنها راه آنها براي تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف خواهد بود و نه دلبستن به بازیگران خارجی .
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 3:43 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازيگري فرانسه در لبنان فرانسه از امروز به مدت دو روز ميزبان نشست حل بحران لبنان ميباشد. دراين نشست تمام گروههاي لبناني از 14 مارس و 8 مارس، حزبا... لبنان حضور دارند تا در كنار بازيگران جهاني براي پايان دادن به اختلافات و يافتن راهحلي براي تشكيل دولت متحد ملي تصميمگيري كنند. اين نشست در حالي برگزار ميشود كه:
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
غزه زيرآتش توطئهها سرزمينهاي اشغالي فلسطين كه در چند دهه اخير از مهمترين تحولات جهاني بود، اكنون در شرايط تازهاي قرار گرفته كه در صورت استمرار، بحران آن تمام منطقه را دربرخواهد گرفت. يورشهاي گسترده صهيونيستها به مناطق فلسطيننشين از يك سو و تقابل گروههاي داخلي فلسطين كه آن را به دو بخش غزه و كرانه باختري تقسيم كرده از سوي ديگر، بيانگر ورود تحولات فلسطين به بحرانهاي جديد ميباشد. نكته قابل تامل در تحولات فلسطين مواضع و عملكردهاي بازيگران خارجي بويژه كشورهاي غربي و آمريكا است كه براساس اصل حذف مقاومت و اجراي خواستههاي صهيونيستها تدوين شده است. 1ـ در شرايطي كه غزه در حالت بحران انساني قرار دارد، كشورهاي غربي همچنان براصل تحريم دولت اتحاد ملي در غزه تاكيد دارند. در نقطه مقابل آنها به حمايتهاي نظامي، مالي و سياسي از ابومازن و دولت غيرمردمي سلام فياض پردازند. آنها در حالي اين تحركات را انجام ميدهند كه اولا از سكوت كشورهاي اسلامي و عدم حمايت آنها از دولت مردمي حماس بهرهبرداري كرده و چنان وانمود ميكنند كه ابومازن در تحقق اهداف جهاني موفق بوده و حماس در اين زمينه ناكارآمد است تا به تقابل مردم با دولت اتحاد ملي منجر شود. ثانيا آنها در حالي از ابومازن حمايت ميكنند كه مردم فلسطين خواستار دوري از غرب ميباشند، لذا در آينده نزديك روياروي تشكيلات خودگردان قرار ميگيرند. نتيجه اين امر نارضايتي مردم از حماس و ابومازن و تلاش آنها براي تشكيل دولت جديد است كه به تشديد تقابلهاي داخلي منجر ميشود. 2ـ غربيها هموار با سكوت در برابر جنايات صهيونيستا به حمايت از آنها پرداختهاند در مقطع كنوني نيز آنها در برابر ساخت ديوار حائل در كرانه باختري استقرار يهوديان در اراضي فلسطيننشين، جولان و شبعا ، تحركات گسترده در غزه و … تمام بحران فلسطين را در قالب حماس به نمايش ميگذارند و به سانسور خبري جنايات صهيونيستها ميپردازند.3ـ از ديگر تحركات غربيها ارسال سلاح به كرانه باختري براي تشكيلات خودگردان عليه مقاومت و ارائه طرح حضور نيروهاي بينالمللي در غزه است. در طرحهاي آنها كه با نام صلح و ثبات در فلسطين اجرا ميشود، نيروهاي بينالمللي نه براي مقابله با رژيم صهيونيستي بلكه براي جلوگيري از درگيريهاي فلسطينيان به منطقه ميآيند. نكته قابل تامل آنكه در اين طرح جنگ رژيم صهيونيستي با فلسطينيان، كاملا به جنگ فلسطين و فلسطيني مبدل شده كه براي سركوب بخش شورشي كه همانا حماس ناميده ميشود بايد اقدام گردد. در نهايت اين سناريو سركوب مقاومت براي ايجاد امنيت براي شهركنشينان صهيونيست و نيز تجزيه فلسطين در بخش غزه و كرانه باختري است. الگويي كه پيش از اين در كره، قبرس و يمن و تجزيه آنها به دو بخش مشاهده گرديده است. 4ـ اعمال فشار بر اعراب براي استمرار تحريمهاي دولت اتحاد ملي و تسريع در روند سازش برگ ديگري از توطئهها عليه مقاومت است. آنها با ديدارهاي مكرر با سران عرب بويژه تحريك اردن و مصر در روند سازش فعاليت ميكنند. آنها در حالي به اين امر ميپردازند كه به بهانه عدم ثبات در فلسطين، خواستار حذف آرمانهاي فلسطين از طرحها و نگاه يك جانبه به خواستههاي صهيونيستها ميباشند. تحركات اخير مصر و اردن و برخي سران عرب در گرايش به طرحهاي سازش گواه اعمال فشارهاي غرب براي اجراي اهداف تل آويو است. 5ـ نكته قابل تامل در عملكردهاي غرب در قبال مقاومت ديدارهاي آنها از اراضي اشغالي و حضورشان در مناطقي است كه زير آتش پاسخهاي موشكي مقاومت قرار گرفتهاند. افرادي مانند پرودي نخستوزيري ايتاليا، اشتاين ماير وزير خارجي آلمان، خاويار سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در بازديد از سديروت اشك تمساح براي صهيونيستها ريخته اند در شرايطي كه يورشها و جنايتهاي نظاميان صهيونيست در فلسطين را ناديده ميگيرند . اين اقدام آنها گواه نگاه مغرضانه و جانبدارانه سران غرب در قبال تحولات فلسطين است. آنها در تبليغات خود به مظلومنمايي براي صهيونيستها در برابر افكار عمومي جهان ميپردازند در حالي كه عامل آن را مقاومت معرفي مي كنند تا جهانيان را براي خلع سلاح و سركوب گروههاي فلسطيني متقاعد سازند. بر اين اساس اين نتيجه حاصل ميگردد كه غرب برخلاف ادعاهاي خود مبني بر تلاش براي اجراي صلح و عدالت در فلسطين در مقطع كنوني همچنان به تشديد توطئهها عليه ملت فلسطين و آرمانهاي آن ميپردازند در حالي كه تنها راه مقابله با آن تاكيد بر اتحاد و كنار نهادن اختلافات است كه آنها را به تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف رهنمون ميسازد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کارنامه پيروزي هاي حزب در يک سال گذشته فردا12جولاي2007 برابر است با اولين سالگرد آغاز جنگ33روزه رژيم صهيونيستي عليه ملت لبنان که سرنوشت بسياري از تحولات منطقه اي و جهاني را به همراه داشت،نکته ممهم در تحولات يک ساله اخيرلبنان،توطئه هايي است که از سوي برخي گروههاي داخلي،رژيم صهيونيستي و برخي کشور هاي عربي عليه حزب ا....لبنان اجرا شده که به واسته بيداري حزب ا........و ملت لبنان با شکست مواجه شده است.مهمترين اين تحرکات عبارتند از: 1)مهمترين تحول داخلي لبنان را مي توان در عملکرد دولت سينيوره براي حفظ دولت انحصاري و اخراج حزب ا.... و احزاب ملي از صحنه سياسي دانست.اين توطئه با آمدن گروههاي مردمي در خيابانها و خروج نمايندگان شيعه و ماروني از کابينه دولت خنثي گرديد.اين در حالي است که برخي از احزاب ائتلاف گروه 14مارس با همکاري رژيم صهيونيستي و غربي ها براي ترور رهبران مقاومت فعاليت کردند که آنها نيز نا دکام ماند 2)در يک سال گذشته ترور هاي هدفمندي در لبنان صورت گرفته است که جهت آنها تخريب چهره حزب ا.... و تحريک مردم عليه مقاومت بوده است.بمب گذاري مکرر در مناطق مسیحی نشين و دروزي و ماروني ها و ترور افرادي همچون افراد پارلمان لبنان و فرماندهان امنيتي از ديگر توطئه ها عليه مقاومت است که ترور بزرگان حزب ا....... نيز در اين زمره بوده که نا کام مانده است. 3)قطعنامه1701و عملکرد هاي يونيفل در جنوب لبنان را بخش ديگري از توطئه ها عليه حزب ا... مي توان دانست.غربي ها و برخي گروههاي داخلي با اين قطعنامه و پي گيري قطعنامه هاي 1559و1595براي خلع صلاح حزب ا...فعاليت کرده اند در حالي که نيرو هاي يونيفل نيز در جنوب لبنان به توطئه عليه حزب ا....پرداخته اند 4)تحولات نهر البار د و عملکرد فتح الاسلام را بخش ديگري از توطئه ها عليه مقاومت است.اين طرح که از سوي صهيونيست ها،غرب و برخي گروههاي داخلي لبنان طراحي شده بود تلاش داشت تا در نهايت ارتش را در برابر حزب ا....قرار دهد.اين توطئه با مواضع درست حزب ا...... در حمايت از ارتش و دوري از بحران داخلي در حالي خنثي شد که چنانکه سيد حسن نصر ا.... اشاره کرده بود آمريکا تلاش داشت با عراقي کردن تحولات لبنان به اهداف توسعه طلبانه خود در اين کشور دست يابد که بخش اصلي آن مقابله با حزب ا...مي باشد 5) نهايت توطئه مخالفان داخلي و خارجي حزب ا..رادر قطعنامه1757 شوراي امنيت مي توان مشاهده کرد.آنها با توسعه دادن پرونده ترور حريري برای مقابلهب ا مقاومت فعاليت کرده اند که اين امر به دلیل مخالفت هاي جهاني و مردم لبنان با شکست مواجه شد. در نهايت مي توان گفت که در يک سال گذشته حزب ا... لبنان ضمن حفظ جايگاه خود در لبنان و عرصه جهاني توانسته است توطئه هاي بسياري را خنثي کند که استمراري بر پيروزي هاي آن است.از سوي ديگر اين تحرکات را مي توان درسي بزرگ براي ملت فلسطين دانست که ملت فلسطين با الگو برداري از آن مي توانند در راه تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف گام بردارند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سياست خارجي ساركوزي در يك نگاه فرانسه در حالي پايان عصر شيراك و آغاز فعاليت نسل جديد سياستمداران راستگرا را تجربه ميكند كه مواضع و تصميمات ساركوزي رئيسجمهور جديد كاخ اليزه تا حدودي خط مشيها جهتگيريهاي سياست خارجي فرانسه را آشكار ميسازد. در شرايطي كه وي با وعدههاي اصلاحات و دگرگوني در قوانين و اجراي طرحهاي بزرگ در عرصه داخلي قدرت را در دست گرفت اما عملكردها و سياستهاي وي حكايت از نگاه بلند مدت فرانسه به عرصه سياست خارجي دارد. با توجه به تحركات صورت گرفته از سوي مقامات پاريس سياست خارجي ساركوزي را در چند محور ميتوان مورد ارزيابي قرار داد:
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بلر از جنايت در عراق تا ناجي صلح در خاورميانه! توني بلر پس از 13 سال رياست برحزب كارگر و 10 سال نخست وزيري انگليس سرانجام 6 تير وادار به كناره گيري از قدرت شد تا ضمن حفظ وجهه حزب كارگر در ميان مردم از تشديد رسوايي هاي لندن در عرصه جهاني جلوگيري كند. بلر كه در سالهاي اخير جنگ و كشتار را سرلوحه سياستهاي خود قرار داده بود درحالي از نخست وزيري كناره گيري كرد كه قرار است به خواست قدرت هاي بزرگ و اعضاي دائم شوراي امنيت به سمت نماينده كميته چهارجانبه بين المللي در صلح خاورميانه برگزيده شود. كميته چهارجانبه متشكل از سازمان ملل، آمريكا، روسيه و اتحاديه اروپا در شرايطي در نشست بيت المقدس (5 تير) انتخاب و معرفي بلر را به عنوان نماينده خود در طرح خاورميانه در دستور كار قرار داد كه بلر در شش سال اخير به بهانه مبارزه با تروريسم و برقراري صلح در كنار آمريكا به قتل عام بيش از 650 هزار عراقي و صدها هزار افغاني مبادرت ورزيده و كارنامه اي ضدبشري براي آن تشكيل شده است. وي از حاميان اصلي رژيم صهيونيستي است كه از هيچ كمكي به آنها دريغ نمي كند چنانكه در جنگ 33روزه، انگليس مقصد حمل سلاح هاي مخرب و بمب هاي خوشه اي به رژيم صهيونيستي عليه ملت لبنان و فلسطين بود. تجربه 10 سال نخست وزيري بلر گوياي اين است كه وي كاملا تحت سيطره آمريكا فعاليت مي كند چنانكه بسياري وي را «سگ دست آموز بوش» مي نامند. سياست هاي ضد اسلامي بلر در جهان مشهور است.خاورميانه و جهان اسلام بلر را به عنوان جنايت كار جنگي مي شناسند و خواستار محاكمه وي است نه حضورش در روند صلح. لابي صهيونيست در انگليس تصميم گيرنده است و سران لندن اختياري از خود ندارند و براين اساس و با عنايت به سياستهاي انگليس و آمريكا و رژيم صهيونيستي در قبال خاورميانه بويژه سرزمين هاي اشغالي فلسطين، تعيين بلر به سمت نماينده صلح بين المللي مي تواند با چند هدف صورت گيرد كه پيامدي جز حذف آرمانهاي فلسطينيان و تشديد بحران در خاورميانه نخواهد داشت.
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه ويژه آمريكاي لاتين به ايران هوگاچاوز رئيس جمهور ونزوئلا پس از ديدار از روسيه و بلاروس براي پنجمين بار و سومين مرتبه در دور ان رياست جمهوري محمود احمدي نژاد به ايران سفر كرد تا تاكيدي بر اتحاد بيشتر دو كشور باشد. در اين سفر طرفين با امضاي چهارده سند همكاري و افتتاح پروژه مشترك متانول در بوشهر در كنار توافقات سياسي بر توسعه همكاري ها تاكيد كردند. سفر چاوز به ايران در حالي صورت گرفت كه:
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 1:34 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اشک تمساح پرودي در سديروت 1)تقويت مناسبات دوجانبه در ابعاد سياسي،نظامي و سياسي که از يک سو مي تواند رژيم صهيونيستي را از بحران دور سازد و از سوي ديگر حمايت لابي صهيونيست را از پرودي در ايتاليابه همراه داشته باشد 2)رژيم صهيونيستي در کنار آمريکا انگليس آلمان و فرانسه بدنبال متحدان جديد در اروپا است.در همين حال آنها تلاش دارند تا ضمن بهبود چهره صهيونيستها در اروپا به مقابله با مسلمانان بپرداندکه روابط با ايتاليا مي تواند گامي براي اين مهم باشد. 3)ايتاليا بر آن است تا در عرصه جهاني بويژه خاور ميانه حضوري فعال داشته باشد.آنها با اين اقدام از يک سو براي جلب منزلت جهاني فعاليت مي کنند و از سوي ديگر با حضوردر پرونده فلسطين رضايت اعراب را در قبال تامين انرژي براي ايتاليا کسب مي کنند.البته حرکت پرودي نشان داد که وي نه براي صلح بلکه براي اهداف صهيونيست ها فعاليت مي کند و سياست مغرضانه اي دارد 4)نکته مهم در سفر پرودي ديدار وي از سديروت است.اين ديدار در حالي صورت گرفت که وي با ناديده گرفتن جنايات صهيونيست ها در قبال فلسطينيان و بحران هاي وارده بر مناطق فلسطين نشين اقدام به ريختن اشک تمساح براي صهيونيست ها کرد و به حمايت از آنها پرداخت. در تهايت مي توان گفت که هرچند پرودي با نام صلح در خاور ميانه وارد اراضي اشغالي فلسطين شد آما در نهايت به حامي صهيونيست ها مبدل شد تا بار ديگر برای فلسطينيان وامت اسلام آشکار گردد که دلبستن به بازيگران خارجي آمري نادرست است و تنها راه تحقق اهداف آنها اتحاد و دوري از تفرقه است که آنها را به تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف رهنمود مي سازد.
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست چهار جانبه در لندن امروز اعضاي كميته چهارجانبه سازمان ملل متشكل از نمايندگان آمريكا، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل در لندن گردهم ميآيند تا در نشستي تكراري و بيحاصل براي ملت فلسطين و صلح خاورميانه به رايزني بپردازند. اين نشست كه در فاصله زماني كوتاهي پس از برگزاري نشست بيتالمقدس و در آستانه نشست كميته چهارجانبه در قاهره اجرا ميشود در شرايطي طراحي گرديده كه: 1ـ نكته مهم در نشست فوق محل برگزاري آن است. در شرايطي كه از يك سو بلر به عنوان نماينده صلح از سوي كميته چهارجانبه برگزيده شده است و از سوي ديگر دولت جديد انگليس براي بهبود چهره خود در خاورميانه و عرصه داخلي فعاليت ميكند، انتخاب لندن را ميتوان گامي براي بزرگنمايي و مهم جلوه دادن نقش بلر و دولت جديد لندن در تحولات خاورميانه و صلح جهاني دانست. اين در حالي است كه انتخاب بلر و عملكردهاي انگليس در قبال تحولات فلسطين با انتقادهاي شديد جهاني مواجه بوده كه اكنون توجيه ميگردد. 2ـ شكستهاي پياپي و ناكامي در تحقق اهداف موجب تخريب چهره آمريكا در خاورميانه شده است. از سوي ديگر كميته چهارجانبه نيز به عنوان نماينده سازمان ملل كارنامهاي ناموفق از خود به نمايش گذاشته است. در اين راستا طرفين با برگزاري نشستهاي متعدد و ديدارهاي مكرر از منطقه براي احياي جايگاه خود در خاورميانه و عرصه جهاني فعاليت ميكنند هر چند كه نارضايتي از آنها با اين تحركات كاهش نمييابد و همگان آن را فريبي عليه افكار عمومي جهان ميدانند. 3ـ نشست در شرايطي برگزار ميشود كه اولا رژيم صهيونيستي براي مشروعيت بخشيدن به جناياتش در اراضي اشغالي فلسطين و كشتار فلسطينيان به توجيه و حامي نياز دارد ثانيا در حالي كه گروههاي فلسطيني به تقابل با يكديگر ميپردازند غرب با حمايت مغرضانه از ابومازن و دولت اضطراري و نامشروع سلام فياض براي سركوب مقاومت و دولت اتحاد ملي فعاليت ميكنند. براين اساس نشست لندن را ميتوان تحركي ديگر براي حمايت از اهداف رژيم صهيونيستي و فعاليتهاي ابومازن براي سركوب مقاومت دانست. آنها از افشا شدن توطئه و جنايات بسياري از سران فتح ابراز نارضايتي كردهاند لذا براي سرپوش نهادن بر آن، همچنان بر سركوب دولت فلسطين تاكيد و آن را مشروع جلوه ميدهند. 4ـ براساس فعاليت كميته چهارجانبه محور مذاكرات آنها طرح نقشه راه آمريكايي است، آنها نشان دادهاند كه هيچ طرحي را جايگزين آن نميپذيرند. در شرايطي كه تحولات فلسطين به شكست طرح اعراب انجاميد، كميته تلاش دارد تا بار ديگر نقشه راه را احيا كرده تا همچنان آمريكا را ناجي صلح خاورميانه معرفي كند. در نهايت ميتوان گفت كه نشست لندن نيز مانند ساير نشستهاي كميته چهارجانبه نميتواند تحقق بخش صلح در خاورميانه باشد بلكه صرفا گامي براي توجيه عملكردهاي صهيونيست ها و غرب در منطقه است. آنها به اثبات رساندهاند كه طرحي براي صلح خاورميانه نداشته و صرفا اهداف خود براي توجيه و يا بهبود چهرهاشان در جهان را پيگيري ميكنند در حالي كه نتيجه نهايي آن فعاليت براي حذف آرمانهاي فلسطينيان است. اين مذاكرات بار ديگر اين اصل را آشكار ميسازد كه اتحاد فلسطينيان تنها گزينه براي تحقق اهدافشان است كه آنها را به تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف رهنمون ميسازد.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بايسته هاي مذاكره با آژانس پرونده هستهاي و چگونگي مقابله با سياستهاي خصمانه غرب عليه آن از مهمترين مسائل مطرح در چارچوب سياست خارجي ايران ميباشد. در كنار ديدارهاي لاريجاني با سولانا و البرادعي و تعويق بررسي پرونده ايران در شوراي امنيت تا شهريور ماه به دليل مخالفتهاي جهاني با تدوين قطعنامه جديد ضد ايراني كه شكست غرب را به همراه داشت، حضور هيات ارشد مذاكرهكننده آژانس به سرپرستي «اولي هاينونن» معاون مدير كل آژانس انرژي اتمي در ايران، نكتهاي مهم در روند پرونده هستهاي ميباشد.در شرايطي كه اين هيات فردا براي تدوين پروسهاي مدون جهت استمرار همكاريها ايران و آژانس به مذاكره با مقامات كشورمان ميپردازد ، چند نكته قابل تامل ميباشد. 1ـ سير تحولات جهان بويژه تاكيد دبير كل آژانس انرژي اتمي، دبير كل سازمان ملل متحد، سران اتحاديه اروپا بر حق ايران براي دستيابي به دانش هستهاي و لزوم گفتگو با آن ،مخالفت چين و روسيه و برخي اعضاي غير دائم شوراي امنيت با اعمال تحريم جديد عليه كشورمان، تلاش شركتهاي خارجي و حتي كشورها براي سرمايهگذاري و ارتباط گسترده با ايران، اصرار اعراب بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران و تاثيرات مثبت آنها براي منطقه و … از انزواي آمريكا در عرصه جهاني در برابر تهران و ايجاد جبهههاي متعادل و همسو با اهداف كشورمان در عرصه بين الملل حكايت دارد. بر اين اساس در مقطع كنوني به واسطه روند تحولات جهاني و ديپلماسي فعال دستگاه سياست خارجي، ايران در پرونده هستهاي در موقعيت برتر قرار دارد و ميتواند از اين شرايط براي تثبيت حقوق خود بهرهبرداري كندكه بازگشت پرونده به آژانس و پذيرش ايران در جمع دارندگان دانش چرخه سوخت هسته اي ميتواند كمترين دستاورد آن باشد.2ـ با اعلام توافق ايران و آژانس براي انجام مذاكرات بيشتر در تهران، محافل سياسي و رسانهاي غرب در جنگ تبليغاتي اين رويكرد را نوعي عقبنشيني ايران از مواضع گذشته اعلام داشتند. با عنايت به اينكه اولا ايران تاكنون با آژانس كمال همكاري حتي فراتر از انپيتي داشته و عملكرد كنوني در اين راستا است و نه اقدامي جديد ثانيا ملت، دولت و تمام دستاندركاران نظام بر دستيابي به حقوق هستهاي تاكيد دارند ثالثا از اهداف كشورمان مقابله با توطئهها و جنگهاي تبليغاتي غرب است، جا دارد تا مذاكرات كنوني نيز همچون گذشته بر اصل ادامه فعاليتهاي هستهاي كه حقوق حقه كشورمان ميباشد، اجرا شود و مانند برخي نشستهاي گذشته (نشست پاريس) تعهداتي ارائه نشود كه در آينده براي حل آن مجبور به پرداخت بهاي سنگيني گرديم. عدم پذيرش تايماوت كه غربيها و برخي نمايندگان آژانس به آن تاكيد داشتهاند ميتواند بخشي از تاكيد كشورمان بر دستيابي به حقوق خود باشد. 3ـ در حاشيه مذاكره با آژانس ،بررسي و مقابله با عملكرد روسيه در قبال نيروگاه بوشهر نيز امري مهم و ضروري است. در شرايطي كه كشورمان به مذاكره با آژانس و ساير طرفهاي پرونده هستهاي ميپردازد، روسها از شرايط موجود براي تحقق اهداف سياسي و اقتصادي چند جانبه خود بهرهبرداري ميكنند. كارشكني و سهلانگاري آنها در تكميل كردن نيروگاه بوشهر كه به رغم وعدههاي گذشته اكنون آن را به سال 2008 موكول كردهاند، نكاتي است كه بايد مورد بررسي قرار گرفته تا از استمرار مواضع نادرست آنها جلوگيري شود. مقامات مسكو بايد به اين امر آگاه گردند كه عدم صداقت آنها ميتواند در نهايت به تهديد منافع آنها در كشورمان ،حتي در جهان اسلام و خاورميانه منجر گردد. در جمعبندي كلي از مذاكرات ميان مقامات كشورمان و آژانس انرژي اتمي ميتوان گفت كه اين مذاكرات برخلاف تبليغات غرب نه تنها نشانهاي از ضعف و تزلزل ايران نيست بلكه خود گواهي بر حقانيت تهران در احقاق خواستههايش است كه در نهايت جهان را وادار ساخته تا مستقيما ،آژانس را مامور رسيدگي به پرونده هستهاي نمايد. در شرايطي كه غرب تاكنون بر عملكرد شوراي امنيت تاكيد داشته رويكرد اخير نوعي پيروزي براي دستگاه ديپلماسي ما در مقوله پرونده هستهاي قلمداد ميشود كه با مديريت صحيح و عدم عقبنشيني از حقوق حقه كشورمان ميتواند نتايج مثبتي از جمله بازگشت پرونده هستهاي به شوراي حكام و شكست سياستهاي غير اصولي و خصمانه غرب را به همراه داشته باشد هر چند كه در اين مسير، دشواريهايي نيز وجود دارد كه با پشتوانه ملي و مردمي ميتوان بر آن پيروز شد.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تقابل چين و آمريكا درعراق رقابت همهجانبه ميان آمريكا و چين در عرصه جهاني از مسائل مطرح در امور بينالمللي است كه سبب شده تا در كنار تقابل روسيه و واشنگتن بعد ديگري از حركت جهان به سوي نظام چند قطبي با محوريت تضعيف هژموني جهاني ايالات متحده آمريكا را به نمايش گذارد. در شرايطي كه در سالهاي اخير به رغم همكاريهاي اقتصادي و اجتناب پكن و واشنگتن براي تقابل مستقيم تنش در مناسبات دو كشور در حال افزايش است در آخرين اقدام ضد چيني، مقامات كاخ سفيد از وجود سلاحهاي چيني در عراق و افغانستان در جهت مقابله با نيروهاي ائتلاف و امنيت اين كشور سخن به ميان آوردهاند. هر چند كه آنها براي اين ادعاهاي خود دليلي قاطع عنوان نداشته و صرفا به گمانهزني پرداختهاند اما اين گونه موضعگيريها ميتواند با چند هدف صورت گرفته باشد كه در نهايت به تشديد تقابل آنها منجر ميگردد.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هرچند که ابومازن با دلبستگي به وعده هاي خارجي و نيرو هاي وابسته به غرب بر اين باور است که مي تواند اهداف يک جانبه خود را براي حفظ قدرت مطلقه محقق سازد اما بحران درون گروهي، وي با چالهاي جديدي مواجه ساخته که تزلزل بيش از پيش آن را نيز به همراه دارد.در اين راستا در حالي که سران ساف به مخالفت با ابومازن مي پردازند،بسياري از سران فتح يا از قدرت کناره گيري کرده اند و يا به تشکيل گروههاي جديد نظير جنبش فتح الياسر مبادرت ورزيده اند.اين موضع گيري ها و کرايشات به دوري از فتح که رهبريت آن را ابومازن برعهده دارد به چند دليل صورت مي گيرد. 1)نکته مهم در عملکرد گروههاي فلسطيني بويژه شاخه هاي مقاومت تاکيد آنها بر استمرار انتفاضه و مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي است.اين رويکرد در حالي در جنبش فتح وجوددارد که تشکيلات خودگردان همت خود را برسازش استوار ساخته است.اين امر نارضايتي شاخه هاي نظامي را به همراه داشته است که نتيجه آن جدايي آنها از گروههاي سازشکاران فتح مي باشد.اين در حالي است که افشاي جنايات برخي سران فتح و تشکيلات امنيتي در قبال فلسطين و رهبران مقاومت،برملا شدن فساد مالي و اخلاقي،بي کفايتي برخي بزرگان فتح دلسردي بسياري از آنها را در پي داشته است که آنها را در برابر رهبران قرار داده است. 2)در حالي که افشاي توطئه ها و ناکار آمدي سران فتح گرايش مردم به حماس و جهاد اسلامي را به همراه داشته بسياري از نيرو هاي مقاومت شاخه هاي نظامي فتح خواستار حفظ جايگاه مردمي و حضور در جمع حاميان آرمانهاي فلسطين مي باشند.آنها با اعلام رسمي دوري از فتح تلاش دارند تا همچنان جايگاه ملي خود را حفظ کنند. 3)در ماههاي اخير بسياري از بزرگان مقاومت از جمله رهبران نظامي فتح بدست نيروهاي امنيتي دحلان و رژيم صهيونيستي بازداشت ويا ترور شده اند.اکنون افرادي در جنبش فتح به اين حقيقت رسيده اند که سازش و سکوت عامل اين توطئه ها بوده است وتنها راه مقابله با آن استمرار مقاومت است.بر اين اساس آنها با دوري از روند سازش براي تحقق اين امر فعاليت مي کنند.براين اساس عملکرد برخي سران فتح براي دوري از رهبران وابسته و سازش کار که به تشکيل گروههاي جديد منجر شده است را مي توان تاکيد بر عزم ملت فلسطين براي استمرار مقاومت در برابررژيم صهيونيستي دانست که با تاکيد بر اصل استمرار انتفاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف صورت مي گيرد.
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 2:16 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اصلاحات در دولت مالكي نوري المالكي نخستوزير عراق در روزهاي گذشته بر اصل اصلاحات گسترده در دولت تاكيد و دگرگوني در سياستهاي موجود را امري الزامآور دانسته است.طرح مالكي براي اصلاح كابينه در شرايطي مطرح ميگردد كه:
+
نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ابومازن ناچار به پذيرش حماس 1)افزايش انزجار مردمي از فتح و تشکيلات خودگردان در شرايطي که گرايش به حماس افزايش يافته است مهمترين چالش ابومازن است.افشاي فساد اخلاقي و مالي سران فتح،موفقيت حماس در برقراري امنيت درغزه بويژه آزاد کردن خبرنگاربي بي سي،آشکار شدن همکاري ابومازن و نزديکانش با آمريکا و رژيم صهيونيستي،اجرا ترور هاي هدفمند موجب نارضایتی از ابومازن شده است. 2)آمار نشان مي دهد که بيش از 60 در صد مردم در صورت برگذاري اتخابات زود هنگام به حماس راي خواهند داد که شکستي سنگين براي ابومازن مي باشد. 3)بسياري از نزديکان ابومازن بويژه اعضاي برجسته گردانهاي الاقصي شاخه نظامي فتح استعفا داده در حالي که احتمال گرايش آنها به حماس و جهاد اسلامي افزايش يافته است.اين امر به منزله تضعيف ابومازن دربرابر مقاومت است. 4)برخلاف نظر ابومازن و سران عرب سازمان هاي جهاني وبسياري از کشورها حاضر به پذيرش دولت سلام فياض نشده و همچنان حماس را دولت قانوني مي دانند.حتي سازمان ملل نيز بيانيه آمريکا را مردود دانسته تا حماس همچنان بخش اصلي دولت فلسطين را تشکيل دهد.اين در حالي است که همگان بر اصل گفتگو ميان گروههاي فلسطيني براي پايان تنشها تاکيددارند که حماس از قطبهاي آن است. براين اساس ابومازن چاره اي جز پذيرش مصالحه باحماس در پيش ندارد هرچند که تلاش دارد تا با اجراي طرح ها ترور،بازداشت رهبران مقاومت،اعمال فشار بر رژيم صهيونيستي براي کشتار سران حماس،استمرار تحريم هاي جهاني عليه دولت اتحاد ملي به تضعيف حماس پرداخته تا در نهايت در موضع قدرت به مذاکره با آن بپردازد.اين در حالي است که پشتوانه مردمي حماس که بواسته تاکيد آن به استمرار مقاومت تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف ايجاد شده مولفه اي است که تزلزل ابومازن در برابر حماس را به همراه خواهد داشت و مانع از پيروزي آن در تحميل خواسته هايش به مقاومت مي شود.
+
نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نشست سه جانبه در پاريس در مقطعي که بحران فلسطين را در بر گرفته است واز يک سو گروههاي فلسطيني به تقابل با يک ديگر مي پردازند و از سوي ديگر صهيونيستي ها با يورش هاي گسترده به قتل عام فلسطينيان ادامه مي دهند،ليوني وزير خارجي رژيم صهيونيستي ملک عبدال.. پادشاه اردن در کاخ اليزه با سارکوزي رئيس جمهور فرانسه ديدار کردند. اين ديدار ها که درنهايت به استمرار حمايت ازابومازن و توطئه عليه آرمان هاي فلسطينيان ختم شد درحالي اجرا شد که: فرانسه در طول چند دهه ي اخير از حاميان رژيم صهيونيستي بوده اند در حالي که آمدن سارکوزي يهودي در راس قدرت اين امر را تشديد مي کندچنانکه در سازمان ملل نيز اين کشور چند بيانيه عليه ايران ارائه کرد که باشکست مواجه شد،پاريس بازيگري مهم در لبنان است که براي خلع صلاح حزب الله و اهداف صهيونيست ها و اعراب فريب خورده فعاليت مي کند،فرانسه تلاش دارد تا با حضور فعال در معادلات خاورميانه به ارتقاي جايگاه جهاني خود بپردازد،صهيونيست ها تلاش دارند تا از موقعيت فرانسه براي اسلام ستيزي ومقابله با تفکرات ضد صهيونيستي در اروپا بهره برداري کنند،اعمال فشار بر گروههاي مقاومت و حمايت ظاهري از ابومازن ازاهداف مشترک تل آويو اردن و فرانسه است ملک عبدا...دوم تلاش دارد تا با حضور فعال در تحولات خاورميانه از يک سو به خوش خدمتي براي آمريکا بپردازد و از سوي ديگر اهداف خود را در منطقه محقق سازد، فرانسه از جمله بانيان تحريم عليه دولت اتحاد ملي و جمع آوري آن در مرکزي به نفع تشکيلات خود گردان بوده و بر اجراي آن تاکيددارد،رژيم صهيونيست به عنوان ميانجي در روابط فرانسه و آمريکا عمل مي کند و ليوني نيز در اين سفر تلاش هايي در این زمینه داشته است،از اهداف صهيونيستها و پاريس نفوذ درآفريقاست که بخشي از آن در ديدار ليوني با وزيرخارجه مراکش اجرا شد. براين اساس نشست سه جانبه پاريس را مي توان طرحي براي حمايت از عملکرد و اهداف رژيم صهيونيستي و تشکيلات خود گردان دانست که در برابر آرمانهاي فلسطينيان قرار گرفته اند.با تمام اين تفاسير آنهاهمچنان يک مانع را سر راه خودمي بینند وآن تاکيد ملت فلسطين بر استمرار انتقاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف است.
+
نوشته شده در جمعه 15 تیر1386ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احياي طالبان در پاكستان پاكستان در روزهاي اخير شاهد درگيريهاي شديد ميان نيروهاي امنيتي و طلاب مراكز تعليم افراطيون كه به گفته مقامات پاكستاني بخشي از نيروهاي طالبان هستند بوده است. در شرايطي كه در ماههاي اخير تحركات تروريستي و بحرانهاي امنيتي بسياري در پاكستان به دست عومل طالبان و القاعده روي داده در آخرين تحول، در مسجد لعل اسلامآباد بيش از 1000 نفر به دست افراطيون طالبان به گروگان گرفته شدند. اين رويداد كه به تقابل شديد ارتش با افراطيون منجر شد در كنار ساير ناآراميهاي هفتههاي گذشته شامل انفجارهاي متعدد، اعتراضات شديد خياباني به دولت، تهديد گروههاي القاعده و طالبان به انجام فعاليتهاي تروريستي، بمباران نقاط مرزي به دست نيروهاي ارتش و … از فعاليت جديد طالبان در اين كشور حكايت دارد در حالي كه :1ـ در حالي كه مشرف براي تثبيت پايههاي قدرت تلاش ميكند، اعتراضات مخالفان به وي افزايش يافته است. اعمال فشارهاي پارلماني براي كنارهگيري از ارتش، تظاهراتهاي خياباني عليه دولت، از چالشهاي فراروي مشرف ميباشد. در اين ميان بركناري رئيس دادگستري پاكستان به جرم تخلفات قضايي و سياسي چالش بزرگ براي دولت به همراه داشت.اين امر سبب گرديده تا طالبان بتوانند پايگاه جديد در ميان مردم كسب كنند . 2ـ در هفتههاي اخير بويژه با تشديد مسائل پيرامون انتخابات، فضايي كاملا امني بر كشور حكمفرما شده است. از يك سو مشرف خطر كودتا و اقدام نظامي را احساس ميكند از سوي ديگر محافل بينالمللي اسلامآباد را به عدم مبارزه با تروريسم محكوم ميكند. اين عوامل سبب شده تا مشرف براي حل چالشهاي موجود به تحركات نظامي روي آورد كه بخش اصلي آن را مقابله با مراكز افراطيگري و اسكان القاعده و طالبان تشكيل ميدهد در حالي كه فعليت هاي طالبان اين امر را با چالش مواجه ساخته است . 3ـ نكته مهم در تحولات اخير پاكستان، تحركات گسترده مخالفان مشرف بويژه خانم بينظير بوتو است .هر چند وي در تبعيد به سر ميبرد اما اقدامات رسانهاي و تاكيد بر حضورش در انتخابات آينده به ناآرامي در پاكستان دامن زده است. وي كه فرزند ذوالفقار علي بوتو رئيسجمهور اسبق پاكستان است و خود در دهه 90 (1990 الي 96) هدايت كشور را برعهده داشته است اكنون به بحران آفريني عليه مشرف ميپردازد. تظاهراتهاي هواداران او در كنار حمايتهايي كه برخي كشورهاي غربي از حضورش در انتخابات به عمل ميآورند بر ناامني در پاكستان دامن زده است.در شرايطي كه مشرف براي مقابله با فعاليت هاي بوتو فعاليت مي كند ، طالبان نيز شرايط را براي تجديد قوا مناسب ارزيابي كرده اند . 4ـ تحركات ايالات متحده آمريكا عليه دولت مشرف از نكات تاثيرگذار در بحرانهاي پاكستان است .در شرايطي گروگانگيري در مسجد لعل اسلامآباد آغاز گرديد كه آمريكا به رغم شعار مبارزه با تروريسم به حمايت از مخالفان مشرف كه بعضا از افراطيون ميباشند ميپردازد. در ماههاي اخير آمريكاييها به دليل اختلافات شديد با مشرف پيرامون تحولات افغانستان، ايران، چين، فلسطين اشغالي، مقابله با نيروهاي مرزي كه به عمليات در خاك افغانستان ميپردازند از ابزار سرنگوني مشرف به دست مخالفان و ايجاد بحران امنيتي، براي ايجاد تغيير در عملكرد اسلامآباد بهرهبرداري ميكند كه نمود آن را در انفجارها، تظاهرات حاميان بويژه در نهايت حادثه مسجد لعل و تحركات طالبان ميتوان مشاهده كرد. در نهايت ميتوان گفت كه تحولات اخير در مسجد لعل برگرفته از تحولات ماههاي اخير پاكستان است كه به دليل سياستهاي دولت، عملكرد مخالفان بويژه حاميان وزير دادگستري و خانم بينظير بوتو، تحركات بازيگران خارجي بويژه با آمريكا رخ داده است. با اين وجوداين امر اين فرصت را به مشرف ميدهد تا از اين موقعيت براي سركوب مخالفان و نيز به نمايش گذاشتن چهرهاي از مبارزه با تروريسم بهرهبرداري كند در حالي كه شرايط كنوني تا حدودي پايههاي حكومتي وي را سست و ميتواند اعتراضات مردمي را به همراه داشته باشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وعدههاي تكراري در نشست رم ايتاليا ميزبان نشستي بود كه در آن به بررسي تحولات افغانستان بويژه شرايط و وضعيت حاكم بر غير نظاميان پرداخته شد. اجلاس قضايي افغانستان در حالي در رم برگزار شد كه: ناتواني دولت كرزاي در مقابله با فعاليتهاي انساني ناتو، عدم بازسازي كشور، حملات طالبان، كشتار وحشيانه غيرنظاميان به دست نيروهاي اشغالگر، اجرايي نشدن وعدههاي جهاني براي رسيدن به افغانستان، افزايش توليد مواد مخدر، سياستهاي اروپاييها براي توجيه حضورشان و در نهايت چگونگي برون رفت از بحران كنوني و بر آن سايه افكنده بود. اين اجلاس نيز مانند ساير اجلاسها بدون نتيجه و صرفا با وعدههاي بلند مدت شركتكنندگان در حالي برگزار شد كه بانيان آن تلاش داشتند تا چند هدف را اجرايي كنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روزهاي تلخ ناتو در افغانستان افغانستان كه بيش از سه دهه است درگير جنگ داخلي و مداخلات خارجي مي باشد، اينك دوراني بحراني را سپري مي كند. در شرايطي كه مردم افغانستان و افكار عمومي جهان اميدوار بودند كه با حضور نيروهاي چند مليتي، نابسامانيهاي اين كشور پايان يابد، نه تنها اين مهم محقق نگرديد بلكه اشغالگران خود به عامل بي ثباتي و جنايت مبدل گرديدند. در كنار تحولات جاري افغانستان در شش سال گذشته، نقش و جايگاه ناتو و اهداف آينده آن براي بقا امري قابل تامل مي باشد. نيروهاي ناتو در سال 2001 در شرايطي در كنار آمريكا به اشغال افغانستان پرداختند كه تلاش داشتند تا اولا حوزه فعاليت خود را از اروپا به ساير نقاط جهان گسترش دهند لذا از افغانستان به عنوان اولين ماموريت خارج از خانه ياد كردند، ثانيا به عنوان بازوي نظامي سازمان ملل ايفاي نقش نموده كه ماهيتي جهاني به آنها مي داد، ثالثا به عنوان مروجان فرهنگ ليبراليسم غربي در بعد نظامي فعاليت كنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طرح ديوار حائل ميان مرز هاي لبنان واراضي اشغالي فلسطين از تحولات اخير در سرزمين هاي اشغالي فلسطين مواضع و تحرکات رژيم صهيونيستي در قبال بلندب هاي جولان است.در هفته هاي اخير آنها در شرايطي که به تحرکات نظامي در اين منطقه مي پردازند، از واگذاري جولان اشغالي بر سوريه با پيش شرط هاي خاص سخن به ميان آورده اند. در آخرين طرح ارائه شده از سوي اولمرت به اروپا،آنها ايجاد ديوارحائل سيماني ميان مرز هاي لبنان و اراضي اشغالي فلسطين را در برابر واگذاري بلندي هاي جولان به سوريه مطرح کرده اند.اين طرح درحالي بيان شد که: الف)مزارع شبعا همچنان تحت اشغال صهيونيستس ها است در حالي که آنها،آن را براي سوريه و ساير کشور ها آن رابراي لبنان مي دانند.از سوي ديگر صهيونيست ها بخش هايي از لبنان را تحت اشغال دارند كه محور اين اشغالگري را اشغال کامل رود ليتاني و بهره گيري از منابع آبي منطقه تشكيل مي دهد.اين اهداف فقط با احداث ديوار حائل مي تواند اجرايي شود در حالي که نيرو هاي يونيفل مي توانند آن را تشرييع کنند. ب)صهيونيست ها اعمال فشار بر فلسطينيان و تحرکات نظامي در منطقه را در دستور کار دارند.ساخت ديوار حائل به منزله ايجاد بهانه به منظور تشديد اين تحرکات است. ج)ايجادديوار حائل در مرز هاي لبنان به منزله رسميت يافتن مرز هاي رژيم صهيونيستي است که اعراب و ساير کشور ها را وادار مي کند تا اين رژيم را به رسميت بشناسند.اين اقدام در بلند مدت در ساير مناطق اشغالي نيز اجرا مي شود. د)صهيونيست ها در حالي از ساخت ديوار حائل در مرز هاي لبنان سخن مي گويند که اولا آنها اين اصل را انكار مي کنند که آنها همواره متجاوز بوده اند ونه لبناني ها چنانکه آنها بهانه خود را برقراري امنيت براي شهرک نشينان بيان مي کنند ثانيا درشرايطي که موشک هاي هوايي لبنان در جنگ 33روزه تا سديروت و حتي نزديکي تل آويو را هدف قرار مي داد ساخت ديوار حائل امري دروغين است ثالثا از اهداف صهيونيست ها استيلا بر منابع آبي منطقه است.در طرح آنها منابع آبي لبنان،سوريه،وکرانه باختري بايد به هر نحو حفظ گردد لذا آنها پذيرنده باز پس دادن جولان وگذشتن از رود ليتاني نيستند.رابعا حفظ اراضي اشغالي و توسعه خاک از اهداف صهيونيست هااست آنها حاضر به کاهش اين سرزمين ها نمي با شند لذا پذيرنده طرح صلحي با اين عنوان نخواهد بود.آنها طرح صلح در برابر زمين ، اعراب راتحت نام واگذاري اين سرزمين ها به تل آويو در ازاي پايان حملات صهيونيست ها تعبير مي کنند.خامسا اراضي اشغالي بهانه اي براي امتياز گيري از مجامع جهاني است لذا آنها اين برگ برنده را رها نخواهند کرد.براين اساس طرح اولمرت در موردجولان،همچون ديگر طرح ها فريبي براي تحقق اهداف فلسطيني ها است که در آن اعمال فشار بر اعراب و فلسطنيان وتعيين يکجانبه مرز ها طراحي و اجرا مي شود.در چنين شرايطي اتحاد فلسطينيان و اعراب و عدم حضورشان در روند سازش عامل مقابله با اين طرح است که تشريع کننده تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف خواهد بود.
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 8:35 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اتحاد آفريقا و چالشهاي آن سران 53 كشور آفريقايي در حالي ديروز در غنا گردهم آمدند كه بحرانهاي داخلي، فقر، عدم تحقق وعدههاي خارجي، ناآراميهاي سومالي و سودان، بررسي طرح آمريكا براي ايجاد پايگاه نظامي در يكي از كشورهاي آفريقايي، چگونگي حضور در معادلات جهاني با نام اتحاديهاي واحد، مقابله با زيادهخواهي غرب و … محور اصلي مذاكرات را تشكيل ميداد. نكته مهم در تحولات قاره آفريقا و نشست مذكور را تاكيد سران آفريقا بر تشكيل اتحاديهاي واحد همچون اتحاديه اروپا تشكيل مي دهد كه سبب شده تا تمام كشورها در نقطهاي واحد قرار گيرند. هر چند كه براي تحقق مهم چالشهايي بسياري از جمله برخي اختلاف مواضع وجود دارد اما دلايل اين رويكرد و اهميت آن از چند بعد قابل بررسي است.-1 در مقطعي كه جهان در حال صنعتي شدن مي باشند، قاره آفريقا جز تعداد محدودي از كشورها همچنان عقبمانده نگاه داشته شده است . در شرايطي كه كشورهاي صنعتي بويژه اعضاي جي 8 حاضر به اجراي تعهداتشان در قبال توسعه آفريقا نميباشند تنها راهكار اين كشورها براي پايان دادن به فقر، چالشهاي اقتصادي، توسعه فني و عمراني، تشكيل اتحاديه واحد و تقسيم امكانات براي انجام اين مهم است. -2 تاريخ آفريقا اين حقيقت را آشكار ميكند كه جنگهاي داخلي و بحرانهاي انساني ابزاري براي سلطه استعمارگران بر كشورهاي آفريقايي بودهاند. در مقطع كنوني نيز بحران داخلي سودان واشغال سومالي به دست نيروهاي اتيوپي و آمريكايي به بهانهاي براي تشديد اين سياست مبدل شدهاند. تشكيل اتحاديه واحد آفريقايي با داشتن نيروهاي حافظ صلح مستقل ميتواند ضمن حل اين بحران ها ، مانع از حضور بيگانگان در اين قاره گردد. مهمترين نتيجه اين امر حل بحرانها به دست آفريقاييها، جلوگيري از حضور نظامي غرب و عدم تشكيل پايگاه نظامي آمريكا به بهانههاي امنيتي است كه خواست تمام كشورهاي آفريقايي است. -3 قاره آفريقا با وجود 53 كشور با منابع اقتصادي و انساني ميتواند به عنوان قطبي بزرگ در معادلات جهاني ايفاي نقش نمايد. در شرايطي كه قدرتهاي منطقهاي مانند اتحاديه اروپا، شرق آسيا، آمريكاي لاتين، اكنون به عنوان بازيگران بزرگ عرصه بينالملل فعاليت ميكنند كشورهاي آفريقايي نيز ميتوانند با تكيه بر اتحاديه آفريقايي به اين مهم دست يابند. حضور فعال در تصميمگيريهاي سازمان ملل، داشتن عضو دائم در شوراي امنيت، فعاليت در قالب طرحهاي نظامي و امنيتي سازمان ملل، ابزاري خواهد بود كه اولا ارتقاي جايگاه سياسي آفريقا را در پي دارد ثانيا مانع از تصويب و اجراي تصميمات استعمارگرايانه قدرتهاي بزرگ ميشود. چنانكه امروز در قبال سودان، سومالي و بسياري از كشورهاي آفريقايي به دليل عدم حضور نماينده اي از آفريقا در شوراي امنيت ، قدرتهاي بزرگ تصميمگيري هاي يكجانبه اي اتخاذ مي كنند كه صرفا براي اجراي اهداف توسعهطلبانه است. ثالثا بهرهگيري از اين حضور در كسب حمايتهاي جهاني براي توسعه صنعتي و اقتصادي رابعا اعمال فشار بر قدرتهاي بزرگ بويژه سران جي8 براي اجراي تعهداتشان به آفريقا خامسا كسب مناطق نفوذ در عرصه جهان كه پيامدهاي مثبت اقتصادي و سياسي براي آنها به همراه دارد و … از جمله پيامدهاي حضور كشورهاي آفريقايي در معادلات جهاني براساس اصل اتحاد همهجانبه است. با تمام اين تفاسير هر چند كه كشورهاي آفريقايي بر اتحاد فراگير و همهجانبه تاكيد دارند و در نشست غنا نيز به توافقاتي دست يافتند اما براي انجام اين مهم موانعي وجود دارد كه در صورت مقابله با آن ميتوانند اهداف خود را محقق سازند. ساختارهاي قبيلهاي و عدم يكساني بافت جمعيتي كشورها، ناهماهنگي و اختلاف در توسعهيافتگي كه برخي را در جمع نيمه صنعتي و بسياري را در بخش توسعه نيافته قرار داده است، تلاشهاي استعمارگونه غرب و بعضا رژيم صهيونيستي كه براي حفظ منافع اقتصادي و سياسي با جنگ و عدم اجراي تعهدات انساني و اقتصادي به اعمال فشار بر آفريقا ميپردازند، عدم فعاليتهاي سازمانهاي جهاني براي حل بحرانهاي قاره، وجود ديدگاههاي مختلف در ميان كشورهاي آفريقايي در زمينه تعامل با دنياي خارج كه برخي از آنها را وابسته به قدرتهاي بزرگ ساخته است و … از موانعي هستند كه بر سر راه اتحاد آفريقا قرار دارند. با اين وجود نشست غنا را ميتوان آغازي مهم براي گرايش 53 كشور آفريقايي جهت تشكيل اتحاديه آفريقايي ارزيابي كرد كه در صورت هدايت صحيح ميتواند در آينده نتايج مثبتي به همراه داشته باشد هر چند كه غرب با مداخلات خود براي عدم اجراي آن فعاليت ميكند.
+
نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بایکوت ابومازن از سوی آمریکا ابومازن رئيس تشکيلات خود گردان در شرايطي براي تحقق اهداف خود همسو با آمريکا گام برمي دارد که روند سياستهاي ايالات متحده نشانگر اجراي آرام طرح انزوای ابومازن براي واداشتن آن به پذيرش خواسته هاي رژيم صهيونستي مي باشد.به عبارتي ديگر در حالی که فلسطين درگير تقابل گروههاي فلسطيني است آمريکا براي به سازش کشيدن ابومازن فعاليت مي کند که نتيجه آن حذف آرمان فلسطينيان و کسب امتيازات مورد نظر صهيونيست ها است. الف) تشديد تقابل ميان حماس و تشکيلات خود گردان که در کنار کاهش توان نظامي موجب دوري آنها و درنهايت انزواي تشکيلات مي شود. ب)تخريب جايگاه مردمي ابومازن با اولا تحرک آن به مقابله با حماس وگروههاي مقاومت ثانيا رويارويي با خواسته هاي مردم ثالثا حرکت در مسير سازش با رژیم صهیونیستی رابعا سرسپردگي کامل به ايالات متحده. ج )ارسال صلاح و ادوات نظامي،در کنار مستشاران و مشاوران نظامي که وابستگي تشکيلات به قوای آمريکا را به همراه دارد. د)تحرکات ابومازن براي انحلال گروههاي نظامي شاخه فتح وساف که کاملا آن راازنظر قواي مقاومت تهي ساخته است.اين در حالي است که گارد امنیتی به فرماندهي دحلان که وابسته به آمريکاا ست تقويت مي شود. ه )تاکيد بر اجراي طرح حضور نيروهاي خارجي در کرانه باختري وغزه که عملا تشکيلات خودگردان را از رده خارج مي سازد. ي)معرفي گروههاي مقاومت وملي در ليست گروههاي تروريستي و وابستگان به القاعده كه سبب مي شود تاامريكا مستقيما براي مقابله ب مقاومت وارد صحنه شود . اين در حالي است كه ابومازن همواره از نام مبارزه با گروههاي مقاومت به عنوان اهرم فشار در برابر آمريکا بهره برداري مي كرد كه كنون اين سناريو حذف مي شود . طرحمريكا با انتشار گزارش هايي پيرامون نقش گروههاي القاعده در ربايش اتباع خارجي،فرار رهبران فتح الاسلام لبنان به فلسطين،اجرا مي مي گردد . در مجموع تحرکات آمريکا بدان سمت حرکت مي کند که ابومازن در يک بايکوت کامل قرار گيرد تا در نهايت بدون هيچ پيش شرطي وصرفا براي حفظ قدرت ظاهري به سازش با رژيم صهيونيستي بپردازد.وي تمام آرماناي فلسطينيان را به فراموشي مي سپارد در حالي که ملت فلسطين بر استمرار مقاومت تا تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف تاکيد دارند.
+
نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت 2:36 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاهي بر ناآراميهاي لندن گوردون براون نخستوزير جديد انگليس در شرايطي قدرت را در دست گرفت كه كشف چند خودروي بمبگذاري شده در لندن جوي از اضطراب را بر اين كشور حكمفرما ساخته است. اين ناآراميها كه فضايي كاملا امنيتي را بر انگليس حكمفرما ساخته در حالي روي ميدهد كه:
+
نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پايانشش ماه رياست آلمان بر اروپا آلمان كه در اول ژانويه 2007 رياست اتحاديه اروپا را برعهده گرفته بود پس از 6 ماه مسئوليت خويش را به پرتغال واگذار كرد. آنجلا مركل صدر اعظم آلمان كه تلاش داشت تا با برنامههاي جامع و فراگير از اين دو راه در جهت اهداف منطقهاي و جهان برلين بهرهبرداري كند در حالي قدرت را به پرتغال انتقال داد كه كارنامهاي پرفراز و نشيب را به نمايش گذاشت. 1ـ از مهمترين دستورالعملهاي آلمان براي دوران رياست بر اروپا، بازگردان اعضاء به اتحاد گذشته و حل اختلافات طرفين بود. هر چند كه مركل با برگزاري نشستهاي متعدد در مقاطع نمايندگان و سران براي انجام اين مهم گام برداشت اما در نهايت اختلاف كشورها مانع از اجراي كامل آن شد. در هر صورت تصويب پيمان متحد اروپا پيرامون تعديل قانون اساسي و حل اختلافات گذشته، نقطه عطفي در عملكردهاي برلين بود كه پيروزي بزرگي براي آن قلمداد ميشود. اين نكته قابل ذكر است كه تغيير در ساختار سياسي فرانسه و انگليس از مسائلي بود كه آلمان را با چالشهايي مواجه ساخت. 2ـ نياز آلمان و اتحاديه اروپا به تامين انرژي سبب شد تا بخشي از سياستهاي برلين به مسكو معطوف گردد. هر چند كه طرفين اختلافات بسياري دارند اما مركل تلاش كرد تا با توسعه مناسبات با روسيه به نوعي انرژي اروپا را تضمين كند. به جز در مقاطعي در زمستان چالشهاي موجود در روابط روسيه با لهستان و بلاروس، آلمان توانست تا حدودي اين مانع را برداشته تا سندي از موفقيت از خود بر جاي گذارد. نكته مهم آنكه آنها در آسياي مركزي، قفقاز و حوزه بالكان نتوانستند چندان فعاليت مثبتي در زمينه انرژي انجام دهند كه بيشتر به دليل سياستهاي پيشدستانه مسكو بود. 3ـ رويكرد به ايالات متحده كه در دوران صدر اعظمي مركل آغاز شد، در دوران حضور وي در پست رياست اروپا نيز تجلي يافت. برلين و آمريكا كه روابط صميمانهاي را آغاز كردهاند، تلاش كردند تا از شرايط موجود براي آشتي اروپا و آمريكا بهرهبرداري كنند. ديدارهاي مكرر مقامات طرفين، امضاء چند پيمان امنيتي و سياسي بويژه در بخش خطوط هوايي، اجراي طرح مشترك سپر موشكي در اروپاي شرقي و گسترش ناتو در بالكان از محورهاي اين تحولات بود. البته همچون گذشته بدبيني كشورها به آمريكا و چالشهاي داخلي اتحاديه، مانع از آن شد تا برلين بتواند اهداف خود در اين زمينه را محقق كند. 4ـ حضور در معادلات جهان را بتوان مهمترين كاركرد برلين در 6 ماه رياست بر اتحاديه اروپا ارزيابي كرد. اولا برگزاري اجلاسهاي جهاني نظير نشست امنيتي مونيخ، رهبريت نشست سران جي8، اجلاس كميته چهارجانبه صلح خاورميانه و …كارنامههاي موفق برلين در هدايت نشستهاي جهان است. ثانيا حضور در معادلات خاورميانه بويژه حمايت از رژيم صهيونيستي كاركردي بود كه آلمان تا حدودي در آن موفق عمل كرد، ثالثا در پرونده هستهاي ايران، رويه آلمانها چندان با گذشته تغيير نداشت در حالي كه برخي ملاحظات اقتصادي و مخالفتهاي ساير اعضاي اتحاديه اروپا تا حدودي به تعديل آن منجر شد، رابعا پرونده ضعيف آلمان را در تحولات افغانستان ميتوان مشاهده كرد. به رغم آنكه اروپا و ناتو براي حل بحران ايجاد شده در اين كشور فعاليت كردهاند اما در نهايت توفيقي براي اين مهم نداشته بلكه با شكست مواجه شدند. خامسا آلمان تلاش كرد تا در 6 ماه گذشته ،توسعه اروپا به حوزه بالكان بويژه استقلال كوزوو را محقق سازد اما به دليل مخالفتهاي روسيه و صربستان به اين مهم نائل نشد.سادسا حضور در معادلات آفريقا، آمريكاي لاتين، شرق آسيا، توسعه مناسبات با كشورهاي عربي خاورميانه كه با دوبار سفر مركل به منطقه انجام شد، از نتايج مثبت رياست آلمان بر اتحاديه اروپا بود كه كارنامهاي موفق براي آن به همراه داشت.در جمعبندي كلي ميتوان گفت كه آلمان در 6 ماه رياست بر اروپا توانست تا حدود زيادي اهداف و طرحهاي ارائه داده را اجرايي كند. اين امر ميتواند راه را براي عضويت دائم آن در شوراي امنيت، حضور فعال در تحولات اتحاديه اروپا و معادلات جهاني به عنوان بازيگري فعال و … هموار سازد. البته نگاه منفي منطقه و عرصه بينالملل به گذشته آلمان كه ترس از قدرتيابي آن را ايجاد كرده است، ضعفهاي اقتصادي كه آن را به تحولات داخلي معطوف ميسازد، حضور بازيگراني چون فرانسه و انگليس در اتحاديه اروپا كه با كابينهاي جديد براي حضور در عرصه قاره سبز فعاليت خود را آغاز كردهاند، موانعي است كه در آينده در برابر خواستهها و اهداف آلمان قرار مي گيرد و ميتواند مانع از اجراي آنها شود. هر چند كه دوران رياست آنها بر اروپا ميتواند راهگشايي براي تحقق خواستههاي آنها باشد.
+
نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رژيم اشغالگر قدس که از بحران غزه در راه توسعه طلبانه بهره برداري مي کند،تا اهداف خود در کرانه باختري را محقق سازد هرچند که آنها توجه خود را به غزه و عمليات نظامي معطوف ساخته اند اما تحرکات پنهاني آنها در کرانه باختري اجرا مي شود.بر اساس اخبار منتشره بر تشديد بحران در غزه،صهيونيست ها تلاش مضاعفي را براي شهرک سازي در شمال کرانه باختري آغاز کرده اند.در طرح آنها بيش از 14 شهرک در منطقه «الاغوار»در کنار درياي بحر الميت در شمال کرانه باختري احداث مي گردد.با توجه به اولا تاکيد صهيونيست ها بر حفظ منابع آبي منطقه،ثانيا تکميل ديوار حائل ثالثا اصرار بر اشغال اراضي جديد در کرانه باختري،طرح تا آويو براي آينده فلسطين را در دو بعد مي توان مورد ارزيابي قرار داد. الف)يکي از سناريو هاي مطرح تقسيم فلسطين به دو بخش کرانه باختري و غزه است.اين طرح که الگويي از دو کره يا دويمن مي باشد اصل تجربه فلسطين به بخش فتح وحماس را در پي دارد.در ادامه اين طرح تل آويو در روندسازش با تشکيلات خود گردان منطقه حائل و کرانه باختري را به ابومازن واگذار مي کند.درحالي که شمال کرانه باختري را تحت اشغال نگاه مي دارد.نتيجه اين طرح تشديد درگيريهاي فلسطينيان است که منطقه اي براي صهيونيست ها ايجاد مي کند. ب)سناريوي ديگري را مي توان تشکيل واحد فلسطيني بامحوريت کرانه باختري جنوبي و غزه است.در اين طرح کشوري کوچک در دل اراضي اشغالي ايجاد مي شود که از همه طرف تحت اشغال صهيونيستي ها مي باشد.در هردو سناريو چندنکته ي مشترک وجوددارداولا درگيري هاي ميان گروههاي مقاومت وتشکيلات ادامه مي يابد ثانيا اعراب در روند سازش وادار به پذيرش طرح ها و خواسته هاي صهيونيست ها مي شوند ثالثا در سازمان ملل سناريو ها تصويب مي گردد تا مخالفتي با آن صورت نگيرد و جنبه قانوني بيابد.نهايت اين امر استمرار درگيري فلسطينيان است در حالي که در سايه آن رژيم صهيونيستي براساس اصل تمرکز گرايي با حفظ اراضي اشغالي 1967 وبيت المقدس،بدون پذيرش حق بازگشت آوارگان به اهداف توسعه طلبانه خود جامعه عمل مي پوشاند.براين اساس طرح صهيونيست ها صرفا معطوف به غزه نمي باشدبلکه در سايه آن کرانه باختري نيزدر برنامه اشغالگري قرار دارد. لذا ملت فلسطين،گروههاي مقاومت،تشکيلات خود گردان و جهان عرب ضمن بازگشت به دوران وحدت و تکيه بر تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف براي مقابله با اين توطئه بايد اقدام کنند چرا که ادامه روند كنوني جز حذف آرمان فلسطينيان نتيجه اي به همراه ندارد.
+
نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت 3:14 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تبلور اقتدار جهاني ايران در آمريكاي لاتين هوگو چاوز رئيسجمهور ونزوئلا كه پيش از اين از روسيه و بلاروس ديدار كرده بود براي پنجمين بار و سومين بار در دوران رياست جمهوري محمود احمدينژاد به ايران سفر كرده تا نشانهاي باشد بر عزم جدي دو دولت و ملت براي تحقق اهداف مشترك كه بر مبناي توسعه صنعتي، فني و سياسي استوار است. 1ـ اجراي بيش از 120 طرح به دست متخصصان ايراني در ونزوئلا بويژه در بخش صنايع مادر و زيربنايي ، همكاريهاي گسترده فرهنگي، سياسي، اقتصادي و پارلماني ، حمايت دو كشور از يكديگر در مجامع بينالمللي بويژه حمايتهاي همهجانبه ونزوئلا از حقوق هستهاي ايران، نگاه مشترك طرفين به امر مقابله با قدرتهاي سلطهطلب و تاكيد بر استقلال داخلي و اتحاد منطقهاي چنانكه ايران در حوزه خليجفارس و ونزوئلا در آمريكاي لاتين براي اين مهم فعاليت ميكنند، رايزنيهاي مكرر مقامات دو كشور براي ارتقاي هر چه بيشتر روابط براساس نيازها و اشتراكات موجود و … را ميتوان از نشانههاي رويكرد فراگير كاراكاس و تهران براي تحكيم روابط برادرانه دانست.2ـ گرايشات مقامات آمريكاي لاتين به توسعه مناسبات با جمهوري اسلامي ايران كه نمود آن را در سه ديدار چاوز ازتهران طي دو سال اخير، سفر دانيل اورتگا رئيسجمهور نيكاراگوئه به ايران و حضور مورالس رئيسجمهور بوليوي در آينده نزديك و در نقطه مقابل ديدارهاي احمدينژاد و ساير مقامات كشورمان از كشورهاي حوزه آمريكاي لاتين ميتوان مشاهده كرد، بيانگر نقش ارزنده ايران در معادلات جهاني و ديپلماسي فعال كشور ميباشد. اكنون كشورهاي آمريكاي لاتين و حتي كشورهاي آفريقايي در شرايطي بر تحكيم مناسبات همهجانبه با ايران تاكيد دارند كه اولا آمريكاي لاتين تا حال حاضر به عنوان حيات خلوت آمريكا شناخته ميشد كه تمام صنايع سرشار آن تحت سيطره آن قرار داشت. واشنگتن هرگز گمان نميكرد كه روزي كشوري بتواند در اين منطقه حضور و حتي اقدام به سرمايهگذاري كند. ثانيا، بررسي تحولات جهاني ، اين حقيقت را آشكار ميسازد كه برخلاف ظاهر و آنچه در رسانه در قبال آمريكاي لاتين انتشار مي يابد، كشورهاي اين منطقه داراي ظرفيتهاي بالاي اقتصادي و سياسي ميباشند. رويكرد قدرتهايي نظير چين، ژاپن، روسيه، اتحاديه اروپا و حتي بازگشت دوباره ايالات متحده بر بازسازي روابط با كشورهاي آمريكاي لاتين، نشانگر اهميت اين منطقه در عرصه جهاني است. قدرتهاي بزرگ درحالي با وعدهها و ظرفيتهاي اقتصادي براي جلب رضايت كشورهاي آمريكاي لاتين فعاليت ميكنند كه جمهوري اسلامي ايران توانسته است عميقترين روابط را با اين كشورها برقرار سازد. كشورهايي نظير اكوادور، نيكاراگوئه، ونزوئلا، بوليوي كه بزرگترين توليدكنندگان نفت وگاز جهان و نيز داراي غنيترين منابع طبيعي مي باشند، اكنون بيش از هر كشوري به تعميق روابط با تهران تكيه دارند و اين به منزله پيروزي بزرگ دستگاه ديپلماسي كشور در عرصه رقابت بينالمللي است كه بسياري از قدرتهاي بزرگ به رغم تلاششان به آن دست نيافتهاند. ثالثا كشورهاي آمريكاي لاتين براي توسعه فني و صنعتي و خروج از چالشهاي اقتصادي و سياسي فعاليت ميكنند. هر چند كه غرب دراين زمينه پيشرفتهاي بسياري داشته و ميتواند به الگويي براي كشورهاي اين منطقه مبدل شود، اما تاكيد اين كشورها بر ارتباط با ايران و بهرهگيري از علوم و دانش ايران را ميتوان به نوعي اعتراف جهاني بر جايگاه علمي و صنعتي متخصصان كشورمان در عرصه جهاني دانست. اين توان بالاي علمي و فني در كنار چارچوبهاي سياست خارجي كه بر اصل احترام به استقلال ديگر كشورها، مقابله با سياستهاي استعمارگرايانه، ياري رساندن به ساير كشورها براي دستيابي به دانشهاي روز جهان، استوار است ، سبب شده تا كشورهاي در حال توسعه در دورترين نقاط جهان در آمريكاي لاتين خواستار همكاري با تهران شوند. اين امر را ميتوان پيروزي بزرگ علمي و فني تخصصان ايران در برابر قدرتهاي جهاني دانست كه در آينده شاهد ارتقاي آن خواهيم بود. بر اين اساس حضور چاوز و ساير مقامات آمريكاي لاتين در تهران را ميتوان گواهي بر ارتقاي جايگاه جهاني كشورمان دانست كه براساس معيار تعامل سازنده، احترام متقابل و مقابله با سلطهگران تدوين و اجرا ميگردد. اهميت اين رايزنيها زماني آشكار ميشود كه آمريكا و قدرتهاي بزرگ از توسعه اين مناسبات ابراز نارضايتي كرده و بر اين امر اعتراف مي كنند كه در شرايطي كه آنها به رغم تمام امكاناتشان نتوانسته در آمريكاي لاتين حضور يابند چگونه تهران اين مهم را محقق ساخته است و ميرود تا منطقه را به پايگاهي براي منافع خويش مبدل سازد.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جدال سران آمريكا و روسيه در خانه بوش پدر ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه امروز براي ديداري رسمي به آمريكا سفر ميكند تا با همكاري خود در كاخ سفيد به بررسي تحولات جهاني بپردازند. سفر پوتين به واشنگتن در شرايطي كه بحران در روابط دو كشور تشديد شده و هر كدام تلاش دارند تا ديگري را وادار به عقبنشيني كنند، سبب شده تا بسياري از آگاهان سياسي آن نقطه عطفي در روابط طرفين و گامي براي جلوگيري از تكرار تحولات دوران جنگ سرد ارزيابي كنند. پوتين و بوش در حالي به مذاكره در خانه بوش پدر ميپردازند كه به رغم تلاشها براي حل اختلافات موضوعات بسياري روي ميز مذاكره قرار دارد كه ميتواند عامل عدم دستيابي آنها به توافق نهايي شود.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طرح مصر و اردن برای فلسطین الف )اردن و مصر عملکرد عربستان در طرح آشتي ملي در نشست مکه رامغاير با اهداف خود مي دانند لذا تلاش دارند با تحرکات در روند سازش و دامن زدن به اختلافات فلسطينيان متن شکست دولت اتحاد ملي ناکامي عربستان را به نمايش گذارد تا در نهايت طرح سازش کارانه خود را محور طرح هاي اعراب معرفي و عربستان را نيز از صحنه خارج کند. ب)دوکشور بر آنند که شکست دولت حماس را به الگويي براي گروههاي فلسطيني و مخالفان دولت در اردن ومصر مبدل کنند.آنها درحالي که حماس را گروهي تروریستی معرفي مي کنند به سرکوب حاميان آن ودر اصل مخالفان خود در خاک کشورشان مي پردازند. ج)باتوجه به اين که مصرواردن منافعي در فلسطين دارند،تجزيه و عدم وجود دولت در اين سرزمين مي تواند دستاورد هايي براي آنها به همراه داشته باشد.آنها تلاش دارند تا در سايه اجراي طرح سازش ضمن گرفتن امتيازاتي از تل آويو و اعراب،تسلط خودرا بربخشهايي از اراضي اشغالي تثبيت کنند.آنها در نتيجه نهايي حذف ابومازن را نيز طراحي خواهند کرد د)ماهيت وجودي قاهره وامان،وابستگي آنها به آمريکاست.آنها در مقطع کنوني تسريع در روند ساش را گامي براي خوش قدمي مي دانند.نکته:مهم آنکه اکنون بلر نيز به عنوان نماينده صلح خاورميانه تعيين شده که راه را براي مصرو اردن هموار سازد.با تمام اين تفاسير بي اعتمادي دولت فلسطين به عملکردهاي مصر و اردن ومخالفت هاي ملتهاي اين کشور،عدم همکاري تمام کشور هاي عربي با طرح سازش مانع از انجام خواسته های مصر و اردن می شود بويژه اينکه ملت فلسطين به رغم درگيري هاي داخلي تاکيد دارند که به رغم اختلاف هاي گروههابه انتقاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف ادامه مي دهند و اسير هيچگونه طرح سازش نخواهند شد.
+
نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ديدار ملک عبدا... از اردن ومصر ملک عبدا.....پادشاه عربستان در ادامه سفر هاي دوره اي خود از مصر و اردن ديدار کرد تا بارديگر به مديريت خاورميانه بپردازد.اين ديدار ها که در نهايت به ديدار ملک عبدا...و ابومازن رئيس شکيلات خود گردان ختم شد در حالي برگزار شد که: 1)پادشاه عربستان پيش از اين در سفر دوره اي به اروپا از اسپانيا وفرانسه که سابقه اي طولاني در تحولات صلح خاورميانه دارند ديدار داشته بود.براين اساس بخشي از اهداف سفر وي به اردن ومصر را مي توان هماهنگ ساختن دستاوردهاي سفر اروپابا اين کشورها ارزيابي کرد چنانکه در روز هاي آينده ملک عبدا...دوم پادشاه اردن از فرانسه ديدار خواهد داشت. 2)تحولات داخلي فلسطين دوراني بحراني را سپري مي کند.از يک سو تقابل تشکيلات خود گردان با گروههاي فلسطيني و از سوي ديگر يورش صهيونيست ها به اراضي فلسطيني نشين بر اين بحران دامن مي زنند.هرچند که اعراب به حمايت از ابومازن درآمده اند ودولت اتحاد ملي را رها ساخته اند اما همچنان اين هراس برای آنها وجوددارد که استمرار اين روند تحرک فلسطینیان عليه اعراب وتشکيلات خود گردان و از سوي ديگر حذف شدن مقاومت دربرابر يورش هاي صهيونيست هارا به همراه داشته باشد.آنها ناچارا بايد به تعادلي در حمايت از ابو مازن دست يابند که تاکيد بر اصل مذاکره گروههاي فلسطيني در اين چارچوب است که پاشاه عربستان نيز آن را پي گيري مي کند. 3)عربستان با انجام نشست مکه و تشکيل دولت اتحاد ملي توانست به عنوان ناجي صلح در فلسطين و خاور ميانه جايگاه ويژه اي کسب کند که برتري او در برابرمصر و اردن را به همراه داشت.اکنون روند اين تحولات به منزله شکست اين تحرکات است لذا رياض در رايزني هاي خود بايدبراي حل بحران گام بردارد در حالي که همچنان برتري خود را بر مصر و اردن به نمايش مي گذارد. 4)از دغدغه هاي عربستان شکست طرح صلح مي باشد.هرچند که عربستان 10 ميليارددلار براي تل آويو براي پذيرش طرح در نظر گرفته اند اما از اجراي طرح در مقطع کنوني که حذف بسياري از نبرد هاي آن است ابراز نارضايتي مي کنند.با عنايت به حضور مصر و ارادن در روند سازش ونيز برگزاري نشست سران تل آويو،تشکيلات خود گردان،مصر و اردن در شرم الشيخ،ملک عبدا....در ديدار هاي خود تلاش داشته تا ضمن اطلاع از جزئيات مذاکرات بار ديگر بر اجراي اصول کلي طرح تاکيد نمايد.وي در اردن و مصر بر اصل پايبندي اعراب بر اصول کلي طرح تاکيد کرد تا ازتهديد هاي آن جلوگيري نمايد. در نهايت مي توان گفت که ديدار ملک عبدا...گامي در جهت حفظ اقدامات گذشته عربستان در قبال فلسطين است که متاسفانه به حمايت از دولت اتحاد ملي و خواست ملت فلسطين ختم نشد و صرفا بر اصل مذاکره تاکيد گرديدتا بار ديگر فلسطينيان دريابند که با اتکاءبه اعراب نخواهند توانست به اهداف خود دست يابند بلکه اتحاد فراگير تنها راه تحقق اهدافشان تا دستيابي به آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطينی به پايتختي قدس شريف است.
+
نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه روسيه به ونزوئلا هوگوچاوز رئيسجمهور ونزوئلا سفري دورهاي به روسيه، بلاروس و ايران را آغاز كرده است. وي در حالي در اوليه گام به مسكو وارد شده كه اهداف و سياستهاي وي نگاه بسياري از صاحبنظران بويژه دولتمردان كاخ سفيد را به خود مشغول داشته است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عدول ابومازن از آرمان فلسطيني ها سرزمينهاي اشغالي فلسطين در هفتههاي اخير شاهد تحولات تلخ و ناگواري ميباشد كه استمرار آن نتيجهاي جز خدشهدار شدن آرمانهاي فلسطينيان و دوري آنها از مسير تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف نخواهد بود. درگيريهاي مسلحانه ميان گروههاي نظامي حماس و فتح، اختلافات شديد تشكيلات خودگردان و دولت اتحاد ملي، بي توجهي گروههاي فلسطيني به جنايات و اشغالگري صهيونيستها، تقسيم فلسطين به دو بخش غزه و كرانه باختري، ايجاد بحران انساني در غزه، عدم ارتباط گروهها و رهبران براي پايان دادن به اختلافات و دستيابي به اتحادي فراگير و ... دردهايي هستند كه امروز جامعه فلسطين به آن مبتلا شده اما گامي براي درمان آنها برداشته نميشود. در نقطه مقابل بازيگران عرب و قدرتهاي جهاني به جاي ميانجيگري براي حل اين چالشها، در كنار رژيم صهيونيستي قرار گرفتهاند و با برگزاري اجلاسهايي همچون شرمالشيخ، كميته چهارجانبه در بيتالمقدس، نشست نمايندگان اتحاديه عرب و ... در كنار حمايتهاي مالي و نظامي از تشكيلات خودگردان در مسير خواستههاي رژيم اشغالگر قدس و آمريكا گام برميدارند .در كنار آنچه از تحولات فلسطين ذكر شد، نكته مهم و قابل تامل، مواضع و عملكردهاي ابومازن ميباشد. محمود عباسي (ابومازن) كه به اصطلاح رهبريت تشكيلات خودگردان را كه به عنوان نمادي از اتحاد فلسطينيان است، برعهده دارد، در مسيري قرار گفته است كه به صراحت ميتوان آن را مسير مورد نظر غرب و رژيم صهيونيستي دانست كه نهايت آن حذف آرمانهاي فلسطينيان است. اين در حالي است كه برخلاف ديدگاه ابومازن ، در نهايت وي نيز براساس توطئه صهيونيستها بايد صحنه سياسي را ترك كند تا تلآويو بتواند تمام اهداف خود را محقق سازد و از فلسطين جز نامي در تاريخ باقي نگذارد. پرونده محمود عباسي از زمان تشكيل دولت اتحاد ملي و حتي پيش از آن يعني مرگ عرفات تاكنون گواه قرار گرفتن وي در مسير نادرست ميباشد، كه سبب ميشود تا سئوالات بسياري درباره اهداف و مواضع آن در قبال آينده فلسطين مطرح شود:
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بلر در پايان راه تونيبلر امروز پس از 10 سال نخستوزيري و 13 سال رياست بر حزب كارگر انگليس از قدرت كنارهگيري ميكند تا وي نيز شاهد پايان عصر خود در عرصه سياسي باشد. بلر كه قانونا تا سال 2009 ميتوانست در قدرت بماند تحت فشارهاي مردمي و هم حزبيهايش در حزب كارگر وادار به كنارهگيري داوطلبانه از قدرت شد. وي در شرايطي به اين مهم وادار شد كه در عرصه در 6 سال اخير و همزمان با همپيمان شدن با جرجبوش، به طور كامل عرصه داخلي را رها كرده و صرفا به جنگطلبي پرداخته است. افزايش فقر، بيكاري، جرم و جنايت، عدم امنيت عمومي، اجراي سياستهاي نژادپرستانه، از دستاوردهاي دوران بلر ميباشد. در عرصه سياست خارجي نيز وي نتوانست كارنامهاي موفق به نمايش گذارد بگونهاي كه يكي از دلايل اصلي بركناري وي را ميتوان در سياست خارجي او جستجو كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انفعال انگليس در برابر ايران ايران و انگليس در ابعاد گوناگون داراي روابط تاريخي پرفراز و نشيبي ميباشند. پيش از انقلاب اسلامي، اين روابط براساس اصول استعماري بريتانيا اجرا ميشد اما پس از انقلاب اين رويه به روابط با تكيه بر منافع دوجانبه و اصول بينالملل استمرار يافت، هر چند كه به دليل مداخلات و سياستهاي مغرضانه لندن در بسياري از مقاطع، اين روابط با محدوديت هاي بسياري مواجه شد .نكته قابل تامل در روابط تهران و لندن در هفتههاي اخير، تشديد سياستهاي غير مسئولانه و غيرمنطقي انگليسيها است كه ضمن آشكار ساختن دوباره چهره واقعي آنها، بازنگري در روابط با اين كشور را الزامآور مي سازد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||