|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
سولانا در اراضي اشغالي فلسطين خاويار سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا از ديروز سفري چهار روزه را به خاورميانه آغاز کرده است .وي در اين سفر از سرزمين هاي اشغالي فلسطين ،لبنان و کشورهاي حاضر در روند سازش ديدار مي نمايد . با عنايت به جايگاه تحولات فلسطين در بحران هاي خاورميانه و سياست هايي که اروپا در اين راستا پيگيري مي کند ،ديدارهاي وي با چند هدف صورت مي گيرد . الف ) در هفته هاي اخير اروپا از لغو تحريم هاي دولت متحد ملي خبر داده است . آنها در حالي اين امر را تحت فشار افکار عمومي مطرح نموده اند که همچنان بر پرداخت اين کمک ها به تششکيلات خودگردان تاکيد دارند . سولانا در ديدار با مقامات فلسطيني اين اصل را ادامه مي دهد تا ضمن بهبود چهره اروپا در ميان افکار عمومي همچنان به سياست هاي خصمانه عليه مقاوت ادامه داده باشند . البته اروپايي ها با اعلام مشوق هاي اقتصادي برآنند تا حماس را به پذيرش سازش وادار سازند چنانکه اين امر در چارچوب کار کردهاي سولانا تدوين شده است . ب) بخش مهم ديدارهاي سولانا را حضور در اراضي اشغالي فلسطين و رايزني با مقامات تل آويو تشکيل مي دهد . اين در حالي است که اولا صهيونيست ها بر آنند تا اروپا را به استمرار تحريم هاي دولت اتحاد ملي وادار سازند ثانيا با به نمايش گذاردن ويرانه هاي سديروت ضمن سرپوش نهادن بر جناياتشان در غزه از بازتاب سفر سولانا براي بهبود جايگاهشان در افکار عمومي جهان بهره برداري نمايند ثالثا وي را متقاعد نمايند تا سران اروپا را براي مقابله با موج صهيونيست ستيزي که در اروپا ايجاد شده متحد کند . رابعا شرايط را براي حضور فعالتر رژيم صهيونيستي در جمع اعضاي اروپا فراهم آورند ( اشتاين ماير وزير خارجه آلمان در ديدار از تلاويو بر حضور ليوني وزير خارجه رژيم صهيونيستي در نسشت اتحاديه اروپا تاکيد کرده بود ).خامسا حضور سولانا در تلآويو به نوعي اعلام حمايت اروپا از دولت اولمرت مي باشد تا شايد مانع از فروپاشي آن گردد. ج) با توجه به بحراني شدن تحولات سرزمين هاي اشغالي فلسطين برقراري آتش بس و متقاعد ساختن طرفين به کاهش درگيري ها مي تواند به ارتقاي کشورها به عنوان ناجيان صلح منجر گردد.بر اين اساس سولانا تلاش دارد تا با برخي رايزني ها گامي براي اين مهم بردارد . البته وي بيش از هرچيز بر تعليق پاسخ هاي موشکي مقاومت (به جاي عقب نشيني صهيونيست ها از کشتار فلسطينيان ) و احتمالا افزايش تعداد نيروهاي اروپايي مستقر در مرزهاي رفح و حضور نيروهاي سازمان ملل در غزه تاکيد دارد که تماما گام هايي براي اجراي اهداف صهيونيست ها است . د)از اهداف اروپايي ها بررسي طرح سازش ميان اعراب و رژيم صهيونيستي و در نهايت اجراي طرح نقشه راهآمريکا است . هرچند اروپايي ها طرحي براي فلسطين ندارند و پيرو سياست هاي آمريکا مي باشند اما تلاش دارند تا به هرنحو ممکن به عنوان بازيگري فعال در اين عرصه حضور يابند . (در برابر ساير بازيگران ) ديدار سولانا با مقامات تل آويو و تشکيلات خودگردان و مصر را مي توان در اين راستا دانست . (برگزاري نشست کميته چهارجانبه عربي و چهار جانبه سازمان ملل بحثي است که در اين مذاکرات مي تواند مورد تاکيد قرار گيرد ) ي) نکته مهم در رايزني هاي مقامات اروپايي تلاش آنها براي بهبود چهره غرب در کشورهاي اسلامي است . حضور در معادلات فلسطين با توجه به حساسيت آن براي ممالک عربي و تلاش براي حل آن (هرچند در ظاهر ) مي تواند راه را براي اجراي اهداف اقتصادي و سياسي اروپا در خاورميانه هموار سازد . به عبارتي ديگر سولانا به عنوان مسئول سياست خاجي اروپا بر آنست تا از مسئله فلسطين براي اجراي خواسته هاي اروپا بهره برداري کند . در جمع بندي کلي مي توان گفت : سولانا در سفر به منطقه تلاش دارد تا ضمن تحقق اهداف اروپا به عنوان يکي از بازيگران خاورميانه براي اجراي نقشه راه (چارچوب کاري کميته چهار جانبه )گام بردارد . البته با عنايت به گرايش اروپا به رژيم صهيونيستي و آمريکا و مواضع سولانا پيش از سفر به اراضي اشغالي ( تعليق مقاومت و لزوم حمايت از دولت رژيم صهيونيستي در برابر انتقادهاي داخلي )ديدار وي را مي توان اقدامي يک جانبه از جانب سولانا دانست که با هدف اجراي اهداف تلآويو وآمريکا برگزار مي شود .هرچند که آنها تحت فشار افکار عمومي جهان وادار به دادن برخي امتيازات به فلسطينيان در بعد اقتصادي هستند که در خدمت تشکيلات خودگردان (به جاي دولت اتحاد ملي ) قرار مي گيرد . البته چنانکه مقاومت تاکيد کرده است مشوق هاي ظاهري اروپا و طرح هاي سازش آنها نمي تواند مانع استمرار مقاومت گرددو آنها تا تحقق آرمان تشکيل تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف به انتفاضه ادامه خواهند داد.
+
نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه مسلمانان و غرب به سرزمين هاي اشغالي جهان اسلام فلسطين در روزهاي اخير شاهد يورش هاي گسترده رژيم صهيونيستي به غزه و به خاك و خون كشيدن دهها فلسطيني بوده است. در عراق نيروهاي اشغالگر به كشتار همه جانه ميپردازند. (با عنوان مبارزه با تروريسم و گروههاي معارض) در افغانستان نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا، غيرنظاميان را نام طالبان به قتل ميرسانند. درسومالي نيز اشغالگران اتيوپيايي با حمايت آمريكا كشتار مسلمانان را در دستور كار قرار دادهاند. در كنار تحولات جاري كشورهاي مذكور مواضع و ديدگاههاي محافل سياسي و رسانهاي رژيم صهيونيستي و غرب نكتهاي قابل تامل ميباشد. در حالي كه دولتمردان و رسانههاي غربي براي ربوده شدن خبرنگار بيبيسي در غزه، مفقود شدن سه سرباز آمريكايي در عراق، بازداشت تبعه فرانسوي در افغانستان و اعلام نارضايتي اتباع غربي از تحولات سومالي (گلايه از عدم امنيت جاني و مالي) به جنجالآفريني ميپردازند وخواستار اقدام محافل بينالمللي (شوراي امنيت) براي احقاق حقوق اين افراد ميشوند، در برابر جنايات اشغالگران در كشورهاي مذكور (فلسطين اشغالي، عراق، افغانستان و سومالي) راه سكوت در پيش گرفته و با بايكوت خبري و جنجالرسانهاي مانع از افشاي حقايق آنها ميگردند .هر چند كه اين اقدام غرب و رژيم صهيونيستي، امري جديد نميباشد و آنها همواره با جنگ رسانهاي ضمن سرپوش تهران بر جناياتش در اراضي اشغالي به توجيه استمرار كشتار ساكنان مناطق ميپردازند. (آنها چنان وانمود ميسازند كه انسانهايي فاقد تمدن در اين كشورها زندگي ميكنند و رسالت آنها اشاعه فرهنگ و دموكراسي در ميان آنان است در حالي كه هرگز اشارهاي به كشتارها و جنايات خود نميكنند) اما اين حقيقت را آشكار ميسازد كه بخش عظيمي از اين تحركات برگرفته از ضعفهاي جهان اسلام است كه آنها را به استمرار اين روند ترقيب مينمايد اولا عدم وجود انسجام كامل در ميان كشورهاي اسلامي كه آنها را به سمت تصميمات يك جانبه سوق داده است ثانيا نبود رسانه جهان اسلام كه بيانگر حقايق موجود در كشورهاي اسلامي بويژه جنايات اشغالگران در برابر جنگ رسانهاي غرب و صهيونيستها مي باشد ثالثا برگزاري اجلاسهاي مقطعي و بعضا منطقهاي كه ناخواسته به تفرقه ميان كشورهاي اسلامي منجر ميشود، سبب گرديده تا جهان اسلام نتواند به موضعگيري صحيح در جامع در برابر رخدادهاي كشورهاي اسلامي تحت اشغال بپردازد. (اين تحركات حداقل در بخش رسانهاي ميتواند تبلور يابد كه تاكنون اجرايي نشده است) بر اين اساس و با عنايت به اينكه سرزمينهاي اشغال شده از جانب رژيم صهيونيستي و قدرتهاي غربي (افغانستان، عراق و سومالي) بخشهايي از سرزمين اسلامي ميباشند و تحولات آن تاثير مستقيم بر تمام ممالك اسلامي دارد الزامآور است تا جهان اسلام با تكيه بر اتحاد و انسجام فراگير، تدوين چارچوبها براي تشكيل رسانه جهان اسلام در برابر رسانههاي غربي و صهيونيستي، بازيگري فعال در مجامع جهاني براي پايان دادن به اشغالگري، گامهاي موثر و عملي بردارند. اين نكته قابل ذكر است كه استمرار روند كنوني كه به تشديد جنايات اشغالگران منجر شود در نهايت اولا موجب دلسردي كشورهاي تحت اشغال از ساير كشورهاي اسلامي و دوري آنان از جمع جهان اسلام ميگردد (سياستهاي فرهنگي اشغالگران دراين چارچوب تدوين شده است)، ثانيا، ملتهاي اسلامي را كه خواستار مقابله با توسعهطلبي اشغالگران هستند در برابر دولتهايشان قرار داده و تزلزل پايههاي سران اسلامي ميشود. ثالثا سكوت و بيتفاوتي سران اسلامي موجب تضعيف جايگاه جهاني در محافل بينالمللي ميگردد (وقتي آنها براي احقاق حقوق همكيشان خود فعاليت نميكنند جهانيان نيز آنها را به عنوان بازيگر در معادلات جهاني نخواهند پذيرفت).
+
نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاملي بر چارچوبهاي سياست خارج ايران محمود احمدينژاد رئيسجمهور كشورمان ديروز براي ديداري رسمي با الكساندر لوكاشنكو رئيسجمهور بلاروس وارد مينسك گرديد. احمدينژاد در حالي در مينسك به رايزني با مقامات بلاروس ميپردازد كه در چارچوب اهداف كلان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تحكيم مناسبات ميان دو كشور از اهميتي خاصي برخوردار است. با توجه به اهداف تعيين شده از سوي تهران كه بر مبناي اصل تعامل سازنده اجرا ميگردد، سياست خارجي ايران بر چند محور اساسي استوار است كه با بررسي اجمالي آنها ، اهميت توسعه مناسبات با بلاروس بيش از پيش آشكار مي شود. 1ـ مهمترين بخش از سياست خارجي ايران به توسعه روابط با كشورهاي همسايه و ممالك اسلامي اختصاص يافته است. با عنايت به اهداف تهران براي اتحاد منطقهاي براي خروج بيگانگان از خليج فارس ، مقابله با سياستهاي تفرقهافكنانه غرب، اتحاد جهان اسلام و حضور فعال آن در عرصه جهاني و … اقدامات فعال در تحكيم مناسبات با همسايگان و جهان اسلام براي دستگاه ديپلماسي كشور تعريف گرديده است. ديدار احمدينژاد از امارات و عمان و اعلام آمادگي براي توسعه مناسبات با مصر و اردن، ديدارهاي مكرر مقامات كشورمان از كشورهاي منطقه و ممالك اسلامي را ميتوان گامهايي براي تحقق اين اهداف ارزيابي نمود كه تاكنون نتايج مثبتي نيز به همراه داشته است.2ـ توسعه مناسبات با كشورهايي كه داراي سياستهاي ضدامپرياليستي و آزاديخواه ميباشند، در بعد ديگر سياست خارجي ايران تعريف شده است. توسعه مناسبات با بلاروس، كشورهاي آمريكاي لاتين ، چين و…در اين حوزه تعريف گرديده است. 3ـ از ديگر چارچوب هاي سياست خارجي كشورمان، توسعه همكاري ها با كشورهاي استعمار شده يا به اصطلاح مستضعف است كه داراي قابليتهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي بالا ميباشند. توسعه همكاريها با كشورهاي آفريقايي، آمريكاي لاتين كه بيش از 70 كشور را تشكيل ميدهند در اين راستا ميتواند ارزيابي گردد. اين كشورها هر چند در ظاهر از جايگاه اقتصادي و سياسي در جهان برخوردار نميباشند اما با تامل بيشتر ميتوان دريافت كه قابليتهاي اقتصادي و سياسي بكر و دست نخوردهاي براي آنها وجود دارد كه با تقويت آنها ميتوان اهدافي فراگير را اجرايي نمود. (اين نكته قابل ذكر است كه همكاري فراگير با مجموعه اين كشورها كه بيش از 70 كشور را شامل ميگردد در عرصه سازمان ملل و معادلات جهاني ميتواند كاراييهاي بسياري به همراه داشته باشد). 4ـ در حالي كه ايران با بسياري از كشورهاي اروپايي در ارتباط ميباشد يافتن بازيگران جديد با پتانسيلهاي بالقوه ميتواند گامي براي تحقق اهداف سياست خارجي در اين قاره باشد. ديدارهاي متكي وزير امور خارجه كشورمان از سوئد، دانمارك و نروژ در كنار رايزني دستگاه ديپلماسي با ساير كشورهاي اروپايي (بازيگران اصلي) نشانه هايي از رويكرد تهران به بازيگران جديد اروپايي است. با توجه بهآنچه ذكر شد، ديدار احمدينژاد از بلاروس كه براساس تقسيمبنديهاي مذكور ميتواند در اولويت دوم معادلات فرامنطقهاي ارزيابي گردد، گامي مهم براي اجراي از اهداف بلند مدت كشور در عرصه سياست خارجي مي باشد. سياستهاي استقلالخواهانه و ضدغربي بلاروس كه آن را در تقابل با آنها قرار داده (اروپا و آمريكا با اعمال تحريمها عليه اين كشور تلاش دارند تا آن را وادار به پذيرش خواستههاي خود نمايند كه به دليل مواضع قاطعانه آن تاكنون موفق به اين امر نشدهاند)، جايگاه استراتژيك مينسك كه آن را پل ارتباطي انتقال گاز و نفت به اروپا مبدل ساخته است، تلاش دو كشور براي توسعه اقتصادي و اجراي عدالت اجتماعي و … سبب ميگردد تا اين كشور از جايگاه ويژهاي در سياست خارجي تهران برخوردار گردد. (ديدارهاي مكرر مقامات دو كشور گواهي بر تلاش آنها براي تحكيم مناسبات فراگير ميباشد). در نهايت ميتوان گفت: در شرايطي كه ايران در راه مبدل شدن به قدرتي منطقهاي و بينالمللي (با بهرهگيري از ديپلماسي مردمي) ميباشد در حالي كه غرب براي انزواي تهران تلاش ميكند، و با عنايت به اقبال جهاني نسبت به توسعه همكاري با تهران و… تلاش براي اجراي اهداف سياست خارجي براساس اولويتهاي ساختاري و اجرايي امري الزامآور ميباشد كه ديدارهاي احمدينژاد از امارات، عمان و اكنون بلاروس، در كنار فعاليتهاي گسترده دستگاه سياست خارجي در كشورهاي منطقه، آفريقا، آمريكاي لاتين، شرق آسيا و حوزه اسكانديناوي ميتواند گامي براي تحقق اين مهم باشد. هر چند غرب با اهرمهاي تهديد و پاداش و اعمال نفوذ بر ساير كشورها براي عدم اجراي آن ،از هيچ توطئهاي فروگذار نيست.
+
نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاهي به بحرانهاي افغانستان افغانستان به رغم داشتن منابع انساني و طبيعي بالقوه همچنان در رده كشورهاي درگير جنگ ميباشد. جنگهاي داخلي، مقابله با تهاجم بيگانگان (شوروي سابق)، حضور طالبان و در نهايت 6 سال اشغال اين كشور توسط نيروهاي ائتلاف، سبب شده تا افغانستان هرگز روي آرامش نديده و همواره صحنه جنگ و درگيري باشد. به رغم آنكه آمريكا و متحدانش به بهانههاي برقراري ثبات و امنيت و اهداي دموكراسي به اين كشور آمدند اما روند درگيريها در آن استمرار يافت بگونهاي كه روزانه دهها تن به كام مرگ ميروند.
+
نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حماس زیر آتش صهیونیست ها رژيم اشغالگر قدس که شکست هاي سنگيني را از مقاومت متحمل گرديده است اولويت کاري خود را بر محو حماس و جهاد اسلامي استوار ساخته است . در اين راستا اقدامات و طرح هاي آنها بر چند اصل استوار شده است الف ) از طرح هاي صهيونيست ها عليه حماس و جهاد و اسلامي ترور هدفمند رهبرانآنها است . در اين طرح سران مقاومت ربوده و يا به شهادت مي رسند . نکته مهم آنکه اين امر را با تبليغات خود به اختلافات آنها با تشکيلات خودگردان نسبت مي دهند تا روند اختلاف هاي آنها تشديد گردد . ب) يورش به غزه و کشتار فلسطينيان ،تخريب زير ساخت هاي منطقه ،جلوگيري از ارسال کمک هاي امدادي از ديگر کارکردهاي صهيونيست ها است .آنها در نهايت با دلسرد کردن مردن از حماس و ناکامي دولت در تحقق اهدافش ضمن انزواي حماس به تقابل آن با مردم مي پردازند . صهيونيست ها اميدوارند اين سياست زماني تکميل گردد که ابومازن در نشست هاي آينده با صهيونيست ها بتواند امتيازاتي دريافت کند تا در نتيجه آن ضمن بهبود چهره تشکيلات خودگردان ،مقاومت گروههاي جهادي به عنوان عامل بحران آفريني در غزه و تشديد کننده حملات صهيونيست ها از اقبال عمومي ترد گردد . (آنها پاسخ هاي موشکي را عامل بحران معرفي مي کنند که از جانب حماس و جهاد اسلامي اجرا مي شود ) ج ) از طرح هاي حماس تشکيل نيروهاي امنيتي واحد با تشکيلات خودگردان به رهبري دولت اتحاد ملي است .اين طرح به منزله کاهش نفوذ امنيتي و نظامي تشکيلات خودگردان مي باشد . با توجه به پيامدهاي منفي اين امر براي صهيونيست ها ،سران تل آويو برآنند تا اولا با تجهيز ابومازن به سلاح هاي پيشرفته ثانيا ممانعت از استيلاي حماس بر نيروهاي امنيتي با يورش به اراضي فلسطيني نشين که شرايط براي ماندن متحدان ابومازن فراهم مي کند از اين مهم جلوگيري نمايند . د) استقرار نيروهاي بين المللي در غزه را مي توان بعد ديگري از توطئه هاي عليه حماس و جهاد اسلامي دانست . استقرار اين نيروها به منزله ايجاد شرايطي براي اعمال فشار بر مقاومت و محدود ساختن فعالتي هاي آن است . رويکرد نهايي اين طرح رودررو قرار دادن حماس با مجامع جهاني است که با قطعنامه ها و خواسته هاي بين المللي براي خلع سلاح حماس و جهاد اسلامي فعاليت مي کنند (گروههاي مقاومت هدف اين طرح است ) ه ) استمرار تحريم هاي جهاني و جلوگيري از برقراري روابط ميان دولت فلسطين و ساير کشورها در نهايت براي مقابله با حماس اجرا مي شود . صهيونيست ها با اعمال تحريم ها (که به دليل عدم وجود امنيت در غزه استمرار مي يابد ) عليه حماس ،آن را به سمت استعفا سوق مي دهند . در اين راستا دو سناريو مطرح است اولا تقويت تشکيلات خودگردان براي واداشتن آن و اعراب به حضور در روند سازش ثانيا حذف تشکيلات براي انجام اقدامات يک جانبه در اراضي اشغالي . (رويه دوم موجب استيلاي صهيونيست هال بر کل اراضي فلسطيني مي شود که اشغالگري آنها تکميل مي سازدو آنها بدون نياز به صلح با اعراب به اهداف توسعه طلبانه خود دست مي باند . البته در شرايط کنوني آنها به دليل رودر روقرار گرفتن با افکار ععمومي جهان، نيازمند اجراي روند صلح با اعراب مي باشند (هرچند در ظاهر ) لذا به تشسکيلات خودگردان براي اعمال فشار بر اعراب نيازدارند و براي حفظ آن مي کوشند . و ) کشاندن پروند طرح صلح اعراب به شوراي امنيت و معرفي حماس و جهاد اسلامي اجراي آن طرحي است که صهيونيست ها در بلند مدت عليه حماس پيگيري مي کنند . اين اقدام با قطعنامه هاي سازمان ملل و اعمال فشار بين المللي اجرا مي شود . بر اساس آنچه ذکر شد مي توان گفت اولويت اوليه رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي فلسطين مقابله با حماس و جهاد اسيلامي است که با سناريوهايي نظير يورش به غزه و اعمال تحريم هاي بين المللي اجرا مي شود . البته جايگاه مردمي اين گروهها از يک سو و تاکيد ملت فلسطين به استمرا انتفاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف بدون تکيه بر گروه يا فردي خاص از سوي ديگر موانع هستند که در برابر صهيونيست ها قرار دارد و مي تواند شکست اهداف آنها به رغم زند . چنانکه به شهدات رساندن رنتيسي ها ،شيخ ياسين ها نتوانست آنها را از انتفاضه دور سازد بلکه آنها را براي اجراي آرمان هايشان منسجم و متحد ساخت .
+
نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام يهود به كام صهيونيست صهيونيستها همواره تلاش داشتهاند تا با مظلومنمايي در عرصه بينالملل به اهداف سياسي و اقتصادي خود دست يابند. ترويج ديدگاه منفي جهان به يهود و لزم برخورداري آنها از حقوقشان در برابر ساير اديان طرحي است كه آنها را به بسياري از اهدافشان رهنمون ساخته است (اين سياست مبالغهآميز و تبليغاتي در دهه 1940 موجب تشكيل رژيم صهيونيستي به عنوان سرزمين موعود براي يهوديان گرديد كه در سراسر جهان تحت سلطه قرار گرفتهاند). نكته مهم در سياستهاي كنوني رژيم صهيونيستي در عرصه بينالملل بازگشت آنها به اصل ترويج يهودستيزي در جهان ميباشد. بررسي گزارشها و اخبار منتشره نشان ميدهد كه صهيونيستها در روندي تبليغاتي از گسترش يهودستيزي در سراسر جهان بويژه در آمريكا و اروپا خبر ميدهند. براساس آمار منتشره (كه بيشتر از جانب نشريات و موسسههاي صهيونيستي است) بيش از 50 درصد مردم اروپا و آمريكا و 95 درصد مردم كشورهاي اسلامي مخالف يهوديان ميباشند. اين گزارشات كه در آنها از نام يهود به جاي صهيونيست استفاده ميشود در حالي منتشر ميگردد كه: اولا در آنها صرفا نام از يهوديان برده ميشود كه در خارج از اراضي اشغالي فلسطين حضور دارند ثانيا در اين گزارش لزوم آمدن يهوديان بر سرزمين موعود (فلسطين) ترويج ميگردد ثالثا مخالفت جهان با صهيونيستها به دليل سيطره بر اقتصاد و سياست كشورها به مخالفت با يهود تغيير نام داده است. بر اين اساس طرح موضوع يهودستيزي در جهان ميتواند راهكاري ديگري براي تحقق اهداف صهيونيستها باشد كه به نام يهوديان اجرا ميگردد.
+
نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه دوگانه به بحران هاي فلسطين اشغالي
سرزمين هاي اشغالي فلسطين در روزهاي اخير شاهد تحولات گسترده اي بوده است . محور اصلي اين تحو لات در دو بعد خلاصه مي گردد. الف ) درگيري هاي داخلي در فلسطين . اين درگيري ها که با تحريک صهيونيست ها و مداخلات آمريکا ايجاد گرديده ميان هواداران فتح و حماس مي باشد . در اين رويداد تاسف انگيز دهها تن کشته و زخمي شده اند (اين تحرکات با اعلامآمادگي گروههاي فلسطيني براي پايان دادن به اختلافات بويژه اتحاد در برابر تجاوزات صهيونيست ها تا حدودي روبهآرامش نهاد) ب) يورش هاي گسترده صهيونيست ها به غزه و کشتار فلسطينيان بخش ديگري از تحولات فلسطين است . در اين ميان صهيونيست ها با اهداف توسعه طلبانه (انحراف از چالش هاي داخلي ) با يورش به مناطق فلسطيني نشين به ترور هدفمند فلسطينيان مي پردازند . آنچه در کنار تحولات مذکور قابل توجه است نگاه بازيگران خارجي و محافل جهاني به اين حوادث مي باشد . در حالي که صهيونيست ها به کشتار زنان و کودکان مي پردازند ،محافل خبري جهان و سازمان هاي بين المللي به بزرگ نمايي درگيري هاي داخلي ميان گروههاي فلسطيني مي پردازند و به نوعي تمام بحران را در اين محور تفسير مي نمايند . اين اقدام را مي توان در مواضع بسياري از کشورهاي غربي و حتي دبير کل سازمان ملل در قبال تحولات اخير فلسطين مشاهده نمود که اعلام کرده اند : "ما از بحران داخلي فلسطين نگران مي باشيم و خواستار پايان اين درگيري ها هستيم " نکته مهمآنکه آنها اصلا نامي از جنايات صهيونيست ها و لزوم توقف آن نکرده اند. اين گونه مو ضع گيري هاي مغرضانه که بيانگر جانب داري آنها از صهيونيست ها و ناديده گرفتن واقعيات حاکم بر اراضي اشغالي است با چند هدف صورت مي گيرد : الف ) انحراف افکار عمومي از جنايات صهيونيست ها و مبرا دانستن آنها در بحران فلسطين از اهداف اين موضهع گيري ها است . اين امر موجب مي شود تا لوحي پاک از تلاويو به نمايش گذارده شود که ناقض صلح نمي باشد . ب) سرپوش نهادن به چالش هاي داخلي رژيم صهيونيستي با کشاندن افکار عمومي به تحولات فلسطين در حالي که نامي از صهيونيست ها به عنوان عامل بحران برده نمي شود . ج ) معرفي گروههاي فلسطيني به عنوان عامل بحران فلسطين که زمينه اي براي استمرار تحريم هاي عليه دولت متحد ملي خواهد بود .آنها از اين تحريم ها به عنوان ابزاري براي پايان دادن به بحران ها ياد مي کنند . د) غرب با اعلام بحران داخلي فلسطينيان تلاش دارد تا آنها را مانع تحقق طرح صلح خاورميانه معرفي نمايد . آنها نقش صهيونيست ها و جنايات آنها در اين زمينه را ناديده مي گيرند و تمام اتهامات را متوجه فلسطينيان مي کنند . بر اين اساس مي توان گفت که بازيگران خارجي (غرب و بعضا سازمان ملل ) با تاکيد بر بحران داخلي فلسطين بدون در نظر گرفتن جنايات صهيونيست ها خواسته يا ناخواسته در راه اهداف صهيونيست ها گام بر مي دارند در حالي که به نقض حقوق فلسطينيان مي پردازند . اين اقدامات اين حقيقت را آشکا ر مي سازد که ناجيان خارجي و مجامع جهاني نمي توانند (بخوانيد نمي خواهند) براي اجراي خواسته هاي فلسطينيان و برقراري صلح گام بردارند چنانکه با نگاهي يک جانبه صرفا به بحران داخلي فلسطين مي نگرند و جنايات صهيونيست ها در غزه را ناديده مي گيرند . اين رويکرد اين امر را مورد تاکيد قرار مي دهد که پايان اختلافات ميان فلسطينيان امري ضروري است البته نهآن طور که غربي ها مدعي شده اند براي تحقق صلح در اراضي اشغالي فلسطين بلکه براي تحققآرمان هاي فلسطينيان تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف که سياست ها ي مغرضانه غرب و جنايات صهيونيست براي جلوگيري از تحققان اجرا مي گردد .
+
نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 0:25 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خاطرات تلخ رايس در مسکو کاندو ليزا رايس وزير خارجه آمريکا در روزهاي 24 و 25 ارديبهشت ماه در مسکو ، ديدارهاي جنجالي با مقامات روسيه برگزار کرد . اين سفر که به گفته مقاماتآمريکايي براي کاهش تنش ها ميان طرفين برگزار شد به عرصه قدرت نمايي آنها منجر گرديد که بيانگر تغيير ناپذيري مواضع آنان در برابر يکديگر مي باشد . رايس در ديدار با پوتين رئيس جمهور و لاوروف وزير خارجه و مقامات ارشد روسيه تلاش نمود تا چند محور اساسي را پي گيري نمايد تا ضمن کاهش اختلاف ها ،اهدافي کلان را اجرايي نمايد . با توجه به اظهارات و مواضع رايس ،اهداف وي از سفر به مسکو عبارتند از :الف ) مهمترين کارکرد در سياست خارجي ايالات متحده اجراي طرح سپر موشکي در سراسر جهان مي باشد . آمريکايي ها که اولا در عراق و افغانستان شکست هاي سنگيني را متحمل گرديده اند ( اشغال اين کشورها با هدف اعلام آقايي آمريکا بر جهان اجرا شد که با شکست مواجه گرديد)ثانيا جايگاه جهاني خود را در ميان دولت ها و ملت ها از دست داده اند ثالثا رقبايي نظير روسيه ،چين ،ژاپن ،اتحاديه آمريکاي لاتين ،اتحاديه اروپا در حال قدرت يابي و پايان دادن به نظام تک قطبي مي باشند ،هژموني جهاني خود را رو به افول مي بينند لذا تلاش دارند تا به هرنحو ممکن مانع از فوپاشي آن شوند . در اين راستا آنها تحقق طرح دفاع موشکي در اقصا نقاط جهان را تنها راهکار باقي مانده براي اجراي اين مهم مي دانند . آنها اولويت کاري خود را بر اجراي طرح مذکور در اروپاي شرقي و اقمار شوروي سابق تدوين نموده اند . (لهستان ،چک و اوکراين ) با توجه به اينکه تحرکات کنوني آمريکا به چالشي بزرگ در روابط مسکو و واشنگتن مبدل گرديده و به گفتهآگاهان سياسي آنها را در آستانه جنگ سردي ديگر قرار داده ،رايس تلاش داشت تا به هرنحو ممکن روسيه را به همکاري در اين زمينه (همکاري در طرح دفاع موشکي )وادار سازد . ب) هرچند رايس به عنوان نماينده آمريکا در مسکو حضور يافته بود اما طرح خواسته هاي اروپا بخشي از اهداف سفر وي را شامل مي شد . آمريکايي ها براي اجراي اهداف منطقه اي و بين المللي (طرح دفاع موشکي و تحولات خاورميانه ) نيازمند همراهي اروپا مي باشند لذا برخي امتيازات را براي آنها لحاظ مي کنند . بررسي شرايط انتقال انرژي از روسيه به اروپا ،اعلام نارضايتي از قرار داد گازي ميان روسيه ،ترکمنستان و قزاقستان که محدود کننده طرح هاي انرژي اروپا است ،استقلال کوزوو ،توسعه ناتو به اقمار شوروي سابق ،حضور همسايگان روسيه در جمع اعضاي اتحاديه اروپا و... از خواسته هاي اروپا مي باشند که از زبان رايس در ديدار با مقامات مسکو مطرح گرديد . ج ) بررسي پرونده هسته اي ايران و ايجاد پيش زمينه هايي براي هماهنگ سازي مواضع واشنگتن و مسکو در آستانه پايان مهلت شصت روزه قطعنامه 1747 شوراي امنيت از ديگر محورهاي سفر رايس بود . هرچند که به دليل نزديکي مذاکرات تهران و واشنگتن پيرامون عراق ،رايس سعي نمود تا از چالش آفريني با ايران خودداري کند اما در نهايت خواستار هماهنگي مسکو با خواسته هاي شوراي امنيت و اعمال فشار بيشتر بر تهران گرديد . با تمام اين تفاسير هرچند رايس تلاش نمود تا با حضور مستقيم در مسکو ،اهداف مذکور را محقق سازد اما مواضع و واکنش هاي مقامات کرملين مانع از تحقق اين مهم شد(بررسي تحولات خاورميانه ،کره شمالي از محورهاي مذاکرات رايس بود ) ،اما تاکيد پوتين بر عدم پذيرش طرح دفاع موشکي ،هشدار مسکو به اروپا پيرامون پيامدهاي همکاري با آمريکا در طرح سپر موشکي ،حمايت مسکو از همکاري هسته اي با تهران و... ناکامي ديگري را براي واشنگتن در برابر مسکو رغم زد تا رايس با خاطرات تلخ روسيه را ترک نمايد . اين امر مي تواند بر اهدافآينده آمريکا در عرصه جهاني( بويژه طرح سپر موشکي ) تاثيرات منفي داشته و آن را با چالش هايي مواجه سازد .
+
نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرار صهيونيست ها از بحران رژيم اشغالگر قدس در روزهاي اخير به رغم ادعاهايش مبني بر گرايش به روند سازش، يورشهاي گستردهاي را به مناطق فلسطيننشين تدارك ديده است. در آخرين يورشهاي صهيونيستها كه با يگانهاي هوايي، دريايي و زميني (ورود تانكها به غزه) اجرا شد، دهها فلسطيني شهيد و زخمي گرديدند تا برگ ديگري از جنايات صهيونيستها به نمايش گذارده شود. هر چند كه صهيونيستها بهانه اين تحركات را مقابله با پاسخهاي موشكي فلسطينيان عنوان داشتهاند(بدون اشاره به جنايات خود ) بررسي تحولات سرزمينهاي اشغالي حكايت از واقعيت ديگري دارد كه بيانگر اهداف اصلي اين رژيم است.
+
نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
غرب و تحريم اقتصادي فلسطين در حالي که فلسطين دوراني بحراني را سپري مي کند ،منابع غربي از برخي تغييرات در اجراي سياست اعمال تحريم ها عليه فلسطينيان خبر داده اند. در شرايطي که پيش از اين برخي از کشورهاي اروپايي از اجراي طرح هاي تحريم خودداري کرده اند ،اتحاديه اروپا در نشست آخر خود با وزراي خارجه اتحاديه عرب در بروکسل بر لغو بخش هايي از تحريم هاي فلسطينيان و لزوم ايجاد صندوق حمايت از ملت فلسطين تاکيد کردند . با توجه به تحولات فلسطين و ديدگاههاي بين المللي به اين مسئله ،دلايل اين تغييرات (هرچند در ظاهر) در عملکرد اروپا را چنين ارزيابي کرد . الف )اين حقيقت انکار ناپذير است که اروپايي ها دريافته اند، تحريم ها عليه فلسطينيان آنها را وادار به سازش نمي کند بلکه مقاومت آنها ،شکستي براي طرح هاي غرب (طرح هايي که براي اهداف صهيونيست ها است )به همراه داشته است . آنها اکنون تلاش دارند تا با دادن مشوق هاي اقتصادي (با پيش شرط هاي جديد ) فلسطينيان را به سازش وادارند .در اين راستا تشکيل صندوق حمايت از فلسطينيان (اين طرح پيش تر از سوي فرانسه اعلام شده بود ) و جمعآوري تمام کمک ها در اين صندوق با هدايت غرب ،از مهمترين ابعاد اين طرح است . اين حمايت ها همچون گذشته به تشکيلات خودگردان است که به استمرار چالش هاي فلسطينيان منجر مي شود . (البته اروپايي ها فروپاشي دولت فلسطين را به دليل بحران اقتصادي را رسوايي خود مي دانند لذا براي حفظ موقعيت خود وادار به برخي لغو تحريم ها شده اند ) ب)بر خلاف سران اروپا ،افکار عمومي اين کشورها با روند تحريم و اعمال فشار بر فلسطينيان مخالف مي باشند . آنها بر حمايت از فلسطين و پايان دادن به حمايت کورکورانه از رژيم صهيونيستي تاکيد دارند. در شرايط کنوني سران اروپا براي حفظ موقعيت و جايگاه مردمي خود ،وادار گرديده اند تا چرخش هايي به سمت فلسطين داشته باشند هرچند که در عمل، روند گذشته را ادامه مي دهد . ج ) حضور اعراب در روند سازش از اولويت هاي اروپا وامريکا است . در اين چارچوب اجراي برخي خواسته هاي اعراب (به غير از شروط بازگشتآوارگان ،خروج صهيونيست ها از اراضي 1967 )در دستور کار غرب قرار گرفته است . کاهش تحريم هاي اقتصادي (بدون ضمانت اجرايي و صرفا در لفظ ) بخشي از اين اقدامات است . ي) نکته مهم آنکه اکنون رژيم صهيونيستي در بحران داخلي گرفتار آمده است .آنها در حالي گرفتار پيامده اي شکست از حزب الله لبنان مي باشند که تشديد پاسخ هاي موشکي مقاومت به اين بحران دامن زده است . غرب که همواره حمايت از تل آويو را سرلوحه سياست هاي خود دارد اميد دارد تا با دادن برخي امتيازات اقتصادي فلسطينيان را به کاهش پاسخ هاي موشکي (راه فرار اولمرت از انتقادها ) متقاعد نمايند که تاکنون ناموفق بوده اند . د) از اهداف اروپا بهبود جايگاه خود در ميان ملت هاي عربي و اسلامي است . آنها دريافته اند که مردم جهان عرب با روند سازش مخالف بوده و خواستار پايان تحريم هاي فلسطينيان مي باشند . غرب اميدوار است تا با چرخش هاي اقتصادي به نوعي رضايت ملت هاي عربي را کسب نموده تا به بهبود جايگاه از دست رفته خود دست يابند . در نهايت مي توان گفت که مقاومت ملت فلسطين خواسته هاي افکار عمومي جهان و اهداف توسعه طلبانه اروپا در خاورميانه ،موجب تغييراتي جزيي در عملکرد اروپا عليه فلسطينيان گرديده است . البته واگذاري کمک ها به تشکيلات خودگردان با تشکيل صندوق حمايت از ملت فلسطين ،بيانگر استمرار سياست هاي گذشته اروپا است که در لواي اقدامات بشر دوستانه و ديپلماتيک اجرا مي شود هرچند که تاکيد ملت فلسطين بر عدم سازش با صهيونيست ها تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف به رغم تحريم هاي اقتصادي ،عاملي است که اين ترفند غرب را با شکست مواجه مي سازد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ساركوزي در آلمان نيكلا ساركوزي كه با كسب 53 درصد آراء در دور دوم انتخابات (با پيروزي بر رويال سوسياليست) به عنوان بيست و سومين رئيسجمهور فرانسه وارد اليزه گرديد ،برنامههاي كاري خود را با سفر به آلمان آغاز نمود.حضور وي در آلمان و ديدارش با مركل بيانگر چند اصل ميباشد: 1ـ ساركوزي با حضور در برلين اين امر را بر همگان آشكار ساخت كه وي تلاش دارد تا با تحولي اساسي سكان هدايت فرانسه را در دست گيرد. در شرايطي كه در دوران شيراك، فرانسه با احتياط بيشتري در مجامع جهاني حضور مييافت (بيشتر درگير امور داخلي بودهاند تا سياست خارجي) ساركوزي با شعار دگرگوني در ساختار سياست خارجي براي تبديل شدن به بازيگري مهم در عرصه جهاني قدرت را در دست گرفت. بر اين اساس ديدار وي از آلمان بيانگر نخستين گام وي براي تحقق وعدههاي داده شده در قالب سياست خارجي است كه ميتواند در آينده در قبال ساير كشورها نيز تكرار گردد. البته مواضع فرانسه در قبال جنگ عراق و توسعهطلبيهاي آمريكا چندان دگرگون نخواهد شد چرا كه مردم فرانسه خواستار حفظ وضعيت گذشته (مخالفت با جنگ) ميباشند. 2ـ در سالهاي اخير (بويژه در دوران مركل) روابط آلمان و فرانسه به روابطي استراتژيك و فراگير مبدل گرديده است. با توجه به اينكه ساركوزي نيز در سياستهايش تا حدودي پيرو شيراك ميباشد بر ادامه مناسبات با آلمان تاكيد دارد.سفر وي به برلين خود گواه اين ديدگاه ساركوزي است كه به تحكيم مناسبات طرفين در زمينههاي سياسي، اقتصادي، نظامي منجر ميگردد. 3ـ از نكات قابل تامل در سفر ساركوزي ،موقعيت آلمان در اتحاديه اروپا است. برلين اكنون رياست دورهاي اتحاديه را برعهده دارد. ساركوزي با حضور در آلمان بر اين اصل تاكيد دارد كه محور اصلي سياست خارجي پاريس بر همگرايي و همسويي با اتحاديه اروپا استوار است. پيش از اين بسياري بر اين عقيده بودند كه ساركوزي به گسترش روابط با آمريكا گرايش دارد اماعملكرد كنوني وي مهر تاييدي بر سياست گذشته فرانسه در قبال اروپا و حفظ موازنه دوري از آمريكا است. (به نوعي دلگرمي به اروپا و هشدار به آمريكا است). براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه سفر ساركوزي به آلمان برگرفته از الگوهاي سياستهاي آينده وي ميباشد كه بيانگر نقش و جايگاه سياست خارجي در كاركردهايش است. اين امر در شرايطي مورد تاكيد قرار ميگيرد كه وي شخص سوسياليست (برناركوشنه) با گرايشات مليگرايانه را در پست وزارت امور خارجه گمارده است تا گامهاي اساسي براي تحقق اهداف پاريس در اين عرصه بردارد هر چند كه برخي چالشهاي دروني ميتوانند به عنوان موانعي بر سر راه وي مطرح گردند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازنگري در سازمان كنفرانس اسلامي وزراي خارجه 57كشورهاي اسلامي براي برگزاري سيو چهارمين نشست سازمان كنفرانس اسلامي در پاكستان گردهم آمدهاند. سازمان كنفرانس اسلامي كه از آن به عنوان نام مقدمه تشكيل اتحاديه كشورهاي اسلامي ياد ميشود در سال 1975 به دنبال كنفرانس سران 28 كشور مسلمان در رباط (مراكش) بوجود آن و اكنون 57 عضو دارد. هدف اصلي اين سازمان ايجاد اتحاد ميان كشورهاي اسلامي و تبادل نظر ميان اين كشورها براي حل چالشهاي جهان اسلام است. براساس گزارشهاي منتشره سيو چهارمين نشست سازمان كنفرانس اسلامي با چند محور برگزار ميشود: بازنگري در اساسنامه سازمان و تغيير نام آن به سازمان جهان اسلام ،بررسي تحولات فلسطين اشغالي، اوضاع عراق، افغانستان و سومالي، روند صلح هند و پاكستان، امور مربوط به همكاريهاي ايران با آژانس انرژي اتمي و حمايت از آن، چگونگي تدوين منشور سازمان براي اجلاس سران و ... از محورهاي اصلي نشست مذكور ميباشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه اروپا و روسيه به نشست سامارا اتحاديه اروپا و روسيه به رغم اختلافات شديد همواره تلاش داشتهاند تا به عنوان همسايگاني با اهداف مشترك در كنار يكديگر قرار گيرند. هر چند طرفين اختلافات بسياري پيرامون عملكردها و اهداف يكديگر دارند اما به دليل برخي وابستگيها از تشديد تنش جلوگيري كرده و بر استمرار و توسعه مناسبات تاكيد دارند. در ادامه تلاشهاي آنها براي بهبود روابط و حذف اختلافات، بيستمين اجلاس رهبران روسيه (مقامات ارشد اتحاديه اروپا امروز و فردا در استان «سامارا» واقع در منطقه ولگا روسيه برگزار خواهد شد. (از طرف روسيه پوتين ولاوروف و جانب اروپا مركل صدر اعظم آلمان و برخي مقامات ارشد اتحاديه اروپا در اجلاس شركت مينمايند) توسعه مناسبات اقتصادي و ارتقاي آن از 60 ميليارد دلار به 100 ميليارد دلار، بررسي پرونده كوزوو، پرونده هستهاي ايران، تحولات خاورميانه، چگونگي انتقال انرژي به اروپا، طرح سپر موشكي آمريكا و فعاليتهاي نظامي روسيه يا محوريت اجراي موافقتنامه كنترل تسليحات نظامي ميان مسكو و اروپا، از مسائل مطرح در نشست سامارا ميباشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فلسطين حلقه مفقوده سازمان کنفرانس اسلامي
پاکستان از ديروز به مدت سه روز ميزبان 57 کشور اسلامي مي باشد . اين نشست که سي و چهارمين نشست وزراي خارجه سازمان کنفرانس اسلامي ميباشد با هدف بررسي راهکار هاي حل بحران هاي جهان اسلام بويژه مقابله با توطئه هاي تفرقه افکنانه غرب ميان شيعه و سني ،حل بحران فلسطين ،عراق ،افغانستان و... برگزار مي گردد . نکته مهم در عملکرد سازمان کنفرانس اسلامي مواضع و اقداماتآن در قبال فلسطين مي باشد . به رغمآنکه 57 کشور اسلامي با جمعيت بيش از يک ميليارد نفر اين سازمان را تشکيل داده اند ،اما متاسفانه تاکنون اقدام قابل توجهي در قبال آرمان هاي ملت فلسيطين انجام نداده اند . حال آنکه مسئله قدس امري مربوط به تمام جهان اسلام است و صرفا براي فلسطينيان نمي باشد لذا تلاش براي آزادي آن وظيفه اي براي تمام جهان اسلام است . با توجه به حساسيت تحولات فلسطين بويژه تلاش غرب براي وادار ساختن اعراب به پذيرش طرح سازش با صهيونيست ها (با محوريت حذف آرمان هاي فلسطينينان ) جادارد تا سازمان مذکور با خروج از انفعال براي حضور فعال در روند بحران فلسطين در چارچوب مقابله با توطئه صهيونيست ها و ياري رساندن به آرمان فلسطينيان تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف اقدام نمايد . اين تحرکات بر چند محور مي تواند استوار گردد : الف) پايان دادن به تحريم هاي فلسطينيان و سرازير نمودن کمک هاي مالي به دولت منتخب فلسطين براي بازسازي اقتصاد روبه بحران فلسطين از بخش هاي اصلي کمک هاي سازمان کنفرانس اسلامي به فلسطينيان است که در قالب سازمان کنفرانس اسلامي مي تواند اجرا گردد . ب) تاکيد بر حمايت از انتفاضه و مقاومت تا تحققارمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف به جاي حضور در روند سازش طرحي بنيادين براي حل بحران هاي فلسطينيان است . در شرايطي که صهيونيست ها در روند اضمحلال قرار گرفته اند از سوي ديگر جنايات آنها حکايت از عدم پايبندي آنها به خواسته اي جهاني دارد ،صرفا مقاومت چاره ساز حماست از فلسطينيان است که سازمان کنفرانس اسلامي مي تواند مشوقي براي اجراي آن باشد . ج )تشکيل رسانه جهان اسلام با محوريت آشکار ساختن واقعايت حاکم بر اراضي اشغالي فلسطين طرحي است که متاسفانه اجرايي نشده است . تشکيل چنين رسانه اي در برابر رسانه هاي گسترده صهيونيست ها که به بايکوت واقعيات فلسطين مي پردازند امري الزام آور است که با عمالکرد سازمان کنفرانس اسلامي اجرايي مي شود . د) ظرفيت هاي اقتصادي (منابع عظيم انرژي در بسياري از کشورهاي اسلامي موجود است ) و جايگاهي جهاني براي آنها ايجاد کرده است مي تواند راهکاري براي اعمال فشار بر مجامع جهاني جهت رسيدگي به خواسته اي فلسطينيان باشد . وجود نماينده دائم در شوراي امنيت با حق وتو و اتحاد فراگير در نشست هاي سازمان ملل براي ارائه خواسته اي فلسطينيان با حقفظ آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف راهکاري اجرايي براي اين مهم است . بر اين اساس مي توان گفت که سازمان کنفرانس اسلامي با خروج از انفعالي که اکنون در آن گرفتار آمده است مي تواند نقشي اساسي در اتحاد جهان اسلام براي تحقق آرمان هاي فلسطينيان ايفا نمايد که نتيجه آن عقب نشيني صهيونيست ها از سرزمين هاي فلسطيينان وازاد سازي قدس شريف خواهد بود . در غير اين صورت روند تحولات در چارچوب روند سازشي پيش خواهد رفت که نتيجه اي جز فراموش شدن آرمان هاي فلسطينيان و تحقق زياده طلبي هاي غرب و صهيونيست ها نخواهد بود هرچند که ملت فلسطين پيش از اين بارها اعلام کرده اند که حمايت کشورهاي اسلامي نا آميد شده اند و مقاومت را تنها راه تحققآرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف مي باشد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وداع تلخ بلر! بلر كه ده سال نخست وزيري برانگليس را تجربه مي كند،اكنون براي حفظ جايگاه حزب كارگر و به نمايش گذاشتن چهره اي مردمي از خود از قدرت كناره گيري مي نمايد.
+
نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شکست صهيونيست ها در جشن 59 سال جنايت
رژيم اشغالگر قدس در حالي براي برگزاري پنجاهمين سال اشغالگري خود بر سرزمين فلسطين (بخواهيد پنجاه سال جنايت در سرزمين هاي اشغالي ) آماده مي گردد که مخالفت هاي جهاني با اين مراسم (حتي متحدان اروپايي ) به چالشي بزرگ براي اين رژيم مبدل شده است . در اين راستا بسياري نمايندگان اروپايي و جهاني اعلام کرده اند که به دليل مخالفت با تسلط صهيونيست ها بر قدس و پيامدهاي آن ،حاضر به حضور در اين مراسم نمي باشند و تلآويو بايد به تنهايي جشن ننگي را که 59 سال است بر پيشاني سازمان ملل نشسته، برگزار کند . رژيم صهيونيستي در حالي اين مراسم را با شور بسيار اجرا مي کند که در حاشيهان چند هدف را پيگيري مي کند . الف ) مهمترين هدف صهيونيست ها رسميت دادن به اشغال قدس شريف مي باشد . آنها اميد داشتند تا در اين مراسم که در قدس برگزار مي کنند ،جامعه جهاني را به رسميت دادن به اين اشغالگري وادار سازند . عدم حضور مدعووين خارجي ،شکستي سنگين براي اين طرح رقم زد ه است . ب) از اهداف صهيونيست ها ،تعيين مرزهايي براي اين رژيم است . آنها با ارائه نقشه ها و طرح هاي متعدد براي تثبيت اراضي اشغالي فعاليت مي کنند . اين رويکرد در جشن مذکور نيز مي توانست پيگيري شود که چندان توفيقي نيافت . ج ) صهيونيست ها که پس از شکست از حزب الله لبنان و ناکامي در متوقف ساختن انتفاضه با چالش هاي بسياري مواجه اند ،جشن مذکور را جايگاهي براي به حاشيه راندن اين بحران ها و به نمايش گذاشتن دستاوردهايش مي داند . اين در حالي است که عدم سازش پذيري مقاومت و تشديد پاسخ هاي موشکي فلسطينيان اين مهم را با شکست مواجه ساخت . (اولمرت حتي نتوانست رضايت متحدان غربي را براي حضور در اين نشست کسب نمايد که اين امر شکستي براي او در عرصه خارجي است که تاثيراتي بر اهداف داخلي آن دارد . د) جو سازي عليه مقاومت و استمرار تحريم هاي بين المللي عليه آن از يک سو و اعمال فشارهاي بين المللي بر اعراب براي تحقق طرح سازش اعراب و صهيونيست ها (با محوريت حذف آرمان هاي فلسطينيان ) از سوي ديگر ،در زمره اهداف تلآويو است . حضور خارجي ها در جشن جنايات صهيونيست ها مي توانست عاملي براي اجراي اين اهداف باشد که ناکام ماند . در نهايت مي توان گفت که صهيونيست ها جشن 59 سال جنايت خود را (با تاييديه سازمان ملل ) به محلي براي تحقق اهداف توسعه طلبانه تبديل نموده اند که به دليل عدم استقبال جهاني از آن و ناکامي هاي صهيونيست ها در برابر انتفاضه به نتيجه مطلوب نائل نشد . البته عملکرد سازمان ملل و برخي از کشورها که بدون توجه به جنايات صهيونيست ها در 59 سال گذشته به حمايت از رژيم صهيونيستي مي پردازند (کشتار فلسطينيان توسط صهيونيست ها را ناديده مي گيرند) اين حقيقت را آشکار مي سازد که تنها را ه تحقق آرمان هاي فلسطيينان و جهان اسلام استمرار انتفاضه است . سازمان هاي جهاني نشان دادند که حقيقت براي آنها بر گرفته از خواست صهيونيست ها است لذا فلسطيني ها نيز براي تحققارمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف چاره اي جز اتحاد ،ادامه مقاومت و دوري از طرح هاي سازش ندارند .
+
نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه آمريكا به نشست بغداد روابط ايران و آمريكا و تعاملات يا تقابلات آنها در عرصه بينالمللي از مباحث مطرح در محافل سياسي جهان ميباشد. در طي هفتههاي اخير مواضع اتخاذ شده از سوي مقامات دو كشور سبب گرديده تا برخي دگرگونيها در روابط آنها در اذهان تداعي گردد. در ادامه مسائل مطرح در روابط دو كشور، اعلام رسمي مقامات آمريكايي مبني بر درخواست آنها براي مذاكره با تهران در قبال تحولات عراق ميباشد.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شكست جنگ تبليغاتي آمريكا آمريكاييها كه گسترش مناسبات كشورهاي حوزه خليجفارس با جمهوري اسلامي ايران را اصليترين مانع تحقق اهداف توسعهطلبانهاشان ميدانند، همواره تلاش دارند تا با ابزارهاي سياسي، اقتصادي، نظامي و تبليغاتي از اجراي اين مهم جلوگيري نمايند. در اين راستا (در ادامه سياست تفرقه افكنانه آمريكايي ها) ، همزمان با سفر محمود احمدينژاد رئيسجمهور ايران به امارات و عمان، جنگ تبليغاتي آنها نيز تشديد گرديد. اظهارات ديكچني بر ناو هواپيما بر آمريكا در آبهاي ساحلي امارات مبني بر حمايت از كشورهاي منطقه در برابر فعاليتهاي نظامي و هستهاي ايران ، اعتراف بوش به تلاش ديكچني به ايجاد جبهه عربي ضدايراني در سفر به خاورميانه (وي از امارات، اردن، مصر و عربستان ديدار نمود)، درخواست رايس از كنگره براي اختصاص 109 ميليون دلار براي دخالت در امور داخلي ايران كه بخش اعظمي از آن (به گفته وي) در كشورهاي عربي حوزه خليجفارس عليه تهران به كار گرفته ميشود، ارائه گزارشي مبني بر تلاش كشورهاي منطقه براي انتقال خطوط نفت و گاز از مسيري جز خليجفارس به دليل ترس از عملكردهاي تهران، تكرار ادعاهاي مقامات نظامي آمريكا مبني بر فعاليتهاي نظامي ايران جهت تخريب منافع اعراب در عراق و … (كه همزمان با سفر احمدي نژاد به امارات و عمان بيان شدهاند) حكايت از خشم آمريكا از گسترش و اتحاد ميان كشورهاي حوزه خليجفارس با ايران دارد. آمريكاييها دريافتهاند كه راهكار آنها براي ادامه حضور در منطقه و اجراي اهداف اقتصادي و سياسياشان در گرو ايجاد چالش ميان كشورهاي منطقه است، لذا به هر ترفندي براي تحقق آن متوسل ميگردند.با تمام اين تفاسير و به رغم تلاش هاي ديكچني معاون بوش ،در سفر به خاورميانه كه كاملا در چارچوب جوسازي عليه ايران اجرا مي گرديد ،مواضع اتخاذ شده از سوي كشورهاي منطقه در مخالفت با خواسته هاي ضد ايراني واشنگتن و استقبال مقامات امارات متحده عربي و عمان از سفر احمدينژاد به اين كشورها ، سرنوشتي ديگر را براي خواستههاي واشنگتن رغم زد كه شكستي براي اهداف تفرقهافكنانه آن ميباشد. استقبال گرم مقامات اماراتي از سفر احمدينژاد به ابوظبي (حضور رئيس دولت امارات در مراسم استقبال از هيات ايراني بيانگر تلاش دو كشور براي تحكيم روابط است)، تاكيد مقامات ابوظبي بر وحدت با تهران براي تحقق سياست خروج اشغالگران از خليجفارس و كل خاورميانه، مخالفت صريح اميران امارات با طرح چني پيرامون مقابله نظامي و ايجاد پايگاه نظامي براي حفظ امنيت اعراب در برابر ايران، اصرار مقامات عمان بر همكاري گسترده و فراگير با تهران ، پاسخ منفي عربستان به درخواستهاي چني پيرامون مخالفت اعراب با فعاليتهاي هستهاي ايران( اين امر از سوي مقامات اردن و مصر نيز تكرار گرديد تا شكستامريكا تكميل تر شود )، و … را ميتوان از تحولاتي دانست كه همچون آبي بر آتش، تلاشهاي تفرقهافكنانه روزهاي اخير آمريكا در روابط همسايگان حوزه خليجفارس را با شكست همراه ساخت. مواضع مقامات كشورهاي عربي كه به مخالفت با خواستهها و طرحهاي سران كاخ سفيد برخواستند، اين حقيقت را آشكار ميسازد كه پتانسيلهاي بيالقوهاي براي اتحاد منطقهاي، با هدف تامين امنيت فراگير به دست همسايگان، ايجاد شرايط براي خروج بيگانگان از خليجفارس، حل چالشهاي منطقه اي به دست همسايگان (بويژه بحران عراق) وجود دارد كه در صورت اجرايي شدن آنها، انسجامي فراگير بر منطقه حكمفرما خواهد شد. بر اين اساس جا دارد تا كشورهاي عربي و ايران با تشكيل كميتههاي كاري مشترك براي توسعه مناسبات همهجانبه، ايجاد پيمانهاي نظامي براي تامين امنيت دستهجمعي، اجراي طرحهاي اقتصادي و اطلاعاتي مشترك (پروژه همكاريهاي مشترك براي دستيابي دانش هستهاي بخشي از آن است)، اجراي طرح حضور ايران در شوراي همكاري خليجفارس براي تحكيم مناسبات بيشتر ميان طرفين و … به اهداف مشتركشان كه همانا خروج اشغالگران از منطقه و تشكيل منطقهاي امن و باثبات است دست يابند.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي لرزان رايس در مسكو رايس كه براي تحقق اهداف آمريكا در آسياي مركزي و قفقاز و متحدان سنتي روسيه تلاش گستردهاي را مبذول داشته است امروز براي ديداري رسمي وارد مسكو ميگردد.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باب تازه در روابط ايران - امارات محمود احمدينژاد براي ديداري دو روزه امروز وارد امارات گرديده است تا گامي مهم از سوي دو كشور براي تحكيم مناسبات برداشته شود. اين ديدار كه ناظران سياسي آن را گامي مهم براي تحكيم مناسبات دو كشور ميدانند در حالي برگزار ميگردد كه:
+
نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ملک عبدالله دوم در رام الله الف ) وي در حالي وارد اراضي اشغالي مي شود که مذاکرات وي با اعضاي تشکيلات خودگردان و شخص ابومازن مي باشد . هرچند وي از گام برداشتن براي اهداف فلسطينيان سخن به ميان مي آورد اما عدم ديدارش با مقامات دولت اتحاد ملي که به انتخاب مردم برسر کار آمده اند ،بيانگر نگاه مغرضانه امان به تحولات فلسطين مي باشد . اين اقدام نشانگر اين حقيقت است که تعريف وي از اجراي خواست مردم فلسطين بر اساس بازيگران روند سازش تدوين گرديده و نمايندگان مقاومت جايگاهي در آن ندارند . (عدم صداقت امان در روند صلح را به نمايش مي گذارد ) ب) ملک عبدالله دوم به عنوان يکي از دو بازيگر اتحاديه عرب در روند سازش تلاش دارد تا خود را اولين بازيگر اين عرصه معرفي نمايد . به عبرتي ديگر او برآنست تا از شرايط پيش آمده براي عقب راندن مصر و عربستان در عرصه منطقه اي و معرفي خود به عنوان بازيگري که براي صلح جهاني فعاليت مي کند بهره برداري نمايد . البته حرکت وي خواسته يا ناخواسته بيشتر در قالب اهداف تل آويو و واداشتن فلسطينيان به کنار نهادن انتفاضه اجرا مي شود . (مقامات تل آويو پيش از اين ابراز اميدواري کرده بودند که او در اين سفر بتواند تشکيلات خودگردان را به مقابله با فعاليت هاي گروههاي مقاومت به بهانه اجراي روند صلح متقاعد نمايد . ) ج ) اين حقيقت قابل انکار نيست که اردن پس از صلح ملک حسين با صهيونيست ها به مهره اي براي اجراي اهداف آمريکا مبدل شده است . با توجه به اين حقيقت ،سفر ملک عبدالله تحرکي براي اجراي اهدافامريکا در قابل فلسطين اشغالي است که با محوريت اجراي روند سازش ميان صهيونيست ها و اعراب ،ياري رساندن به صهيونيست ها براي مقابله به پاسخ هابي موشکي مقاومت با اعمال فشار بر ابومازن براي سرکوب گروههاي جهادي و... انجام مي گيرد . بر اساس آنچه ذکر شد مي توان گفت که سفر ملک عبدالله دوم که به بهانه برقراري صلح در منطقه و بررسي چگونگي اجراي طرح صلح اعراب صورت مي گيرد ،خواسته يا ناخواسته به حرکتي براي اجراي اهداف رژيم صهيونيستي و آمريکا مبدل مي گردد . چراکه محور تحرکات آن مقابله با انتفاضه به عنوان پيش درآمد صلح خاورميانه ،حرکت اعراب به سمت تلآويو بدون اجرايي شدن خواسته هاي فلسطينيان (عملي شدن طرح نقشه راهامريکايي) است که هيچ دستاوردي براي فلسطينيان به همراه ندارد . البته پيش از اين گروههاي مقاومت نسبت به تحرکات ملک عبدالله دوم در رام الله هشدار داده اند و اعلام کرده اند که هيچ طرح سازشي را نخواهند پذيرفت و به انتفاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف ادامه خواهند داد تا پادشاه اردن ،اولين سفر خود به رام الله را با شکست به انجام رساند .
+
نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيرامون نشست 1+5 اعضاي 1+5 شامل (آلمان، فرانسه، انگليس، روسيه، آمريكا و چين) پنجشنبه در حاشيه نشست گروه جي8 در برلين گردهم آمدند تا پيرامون فعاليتهاي هستهاي ايران گفتگو نمايند.
+
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چني دست به دامان اعراب
+
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 12:40 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عقبنشيني صهيونيستها در برابر مقاومت
+
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرار صهيونيست ها به جلو به رغمانکه رژيم صهيونيستي از اجراي طرح سازش سخن به ميان مي آورد بارديگر نظاميان اين رژيم با اداوات سنگين و تانک ها يورش گسترده به غزه و کرانه باختري را اجرا نمودند . اين تحرک صهيونيست ها (که با کشتار زنان و کودکان همراه بود ) در حالي صورت مي گيرد که آنها اهدافي چند را پيگيري مي کنند. انحراف افکار عمومي جامعه صهيونيست ها از بحران سياسي و ناکرامدي سران تل آويو براي نجات دولت اولمرت که با محوريت جلب رضايت افراطين اجرا مي شود ،تفرقه افکني ميان فلسطينان ،معطوف شدن دولت اتحاد ملي به امور امنيتي به جاي ساخت ويرانه هاي فلسطين و رسيدگي به امور اقتصادي ،واداشتن فلسطينيان به پذيرش طرح هاي سازش (طرحامريکايي آزادي حرکت در مقابل امنيت ) ،اعمال فشار بر اعراب براي حرکت بيشتر در روند مصالحه با تل آويو ،ادامه تحريم هاي بين المللي با معرفي فلسطينيان به عنوان عاملان بحران سرزمين هاي اشغالي (پاسخ هاي موشکي ) ،تخريب قدس شريف در شرايطي که افکار عمومي به غزه معطوف گرديده (در روزهاي اخير تحرکات آنها در قدس افزايش يافته است )و... از مهمترين اهداف صهيونيست ها است که با حمايت همه جانبه اروپا و آمريکا اجرا مي شود . هرچند صهيونيست ها تلاش دارند تا با اين يورش ها به اهداف توسعه طلبانه خود دست يابند اما اين روند نتايجي معکوس براي آنها به همراه خواهد داشت که سبب مي گردد تا اين اقدام آنها را به نوعي فرار به جلو تعبير گردد. الف ) برخلاف آنکه صهيونيست ها اين حملات را ابزاري براي دوري افکار عمومي از بحران سياسي اين رژيم مي دانند اما نتايج نظر سنجي ها و بررسي حقايق حاکم بر جامعه صهيونيست ها از خواست مردم براي برقراري آتش بس فراگير براي تامين امنيتشان حکايت دارد . بر اين اساس اين يورش ها در نهايت موجب تشديد رويارويي مردم با سران تلآويو مي شود چراکه فلسطينيان بر پاسخ هاي موشکي خود خواهند افزود که نتيجه آن تشديد بحران امنيتي در اراضي اشغالي فلسطين خواهد بود . ب) برخلاف تصور صهيونيست ها که بحران آفريني را عامل چالش در فلسطين ميدانند ،اين تحرکات در نهايت به اتحاد گروههاي فلسطيني براي مقابله با جنايات صهيونيست ها مبدل مي گردد . گروههاي فلسطيني در آخرين موضع مشترک بر استمرار مقاومت و عدم پذيرش سازش تاکيد نمودند تا اين سناريوي صهيونيست ها از هم اکنون شکست را پذيرا شده باشد . ج ) تشديد جنايات صهيونيست ها سبب مي شود تا اين حقيقت براي اعراب مسلم گردد که تل آويو اهل صلح نمي باشد و صرفا براي اهداف توسعه طلبانه فعاليت مي کند . نتيجه اين امر دوري اعراب از روند سازش است که شکستي براي تل آويو خواهد بود (ملت هاي عربي از اين حقيقت براي اعمال فشار بر سرانشان جهت خودداري از سازش با صهيونيست ها استفاده مي کنند .) د) هرچند صهيونيست ها برآنند تا فلسطينيان را عامل شکست مذاکره صلح معرفي نمايند تا جهانيان به اعمال تحريم ها عليه آنها ادامه دهند ،جنايات صهيونيست ها بيش از گذشته مظلوميت ملت فلسطين را به نمايش ميگذارد که تسريع کننده روند لغو تحريم ها است . ه) يورش نظاميان صهيونيست با چراغ سبز آمريکا و اروپا اجرا مي شود . استمرار اين روند اين امر را آشکار مي سازد که آنها طرحي براي حل بحران فلسطين ندارند بلکه تمام هدفآنها ايجاد شرايط براي اجراي خواسته اي صهيونيست ها است . افشاي اين حقيقت به تخريب جايگاه آمريکا و اروپا در معادلات جهاني و بي اعتمادي افکار عمومي نظام بين الملل به آنها مي شود . در نهايت مي توان گفت که يورش نظاميان صهيونيست به اراضي فلسطيني نشين هرچند که اقدامي هميشگي است که براي اجراي اهداف توسعه طلبانهانها همواره صورت مي گيرد اما نتيجه نهايي آن تکرار شکست صهيونيست ها در برابر فلسطينيان و عرصه بين الملل خواهد بود لذا اين تحرکات را مي توان نوعي فرار به جلو آنها ارزيابي نمود هرچند که در کوتاه مدت برخي اهداف آنها را در بر مي گيرد . تاکيد فلسطينان بر ادامه مقاومت و پاسخ هاي موشکي آنها که خواب را بر صهيونيست ها حرام مي سازد ،افشاي عدم پايبندي تل آويو بر صلح که تاثير منفي بر روند سازش ميان اعراب و صهيونيست ها دارد ،برملا شدن دروغين بودن وعده هاي اروپا و آمريکا پيرامون حل بحران فلسطين (با محوريت جانب داري از صهيونيست ها ) و.. در نهايت صهيونيست ها را در برابر افکار عمومي خود و جهان قرار مي دهد که با تشديد مقاومت به شکستانها منجر مي شود . با تمام اين تفاسير اين تحرکات اين امر را آشکار مي سازد که روند سازش نتيجه اي جز تشديد جنايات صهيونيست ها براي تحقق اهداف توسعه طلبانه اشان ندارد لذا تنها راه باقيمانده براي فلسطينيان و جهان اسلام ،اتحاد آنها است که آنان را به تحققآرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف رهنمون مي سازد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قاهره فردا ميزبان نشست سه جانبه روند سازش خواهد بود .اين نشست با با حضور وزراي خارجه مصر ،اردن و وزير خارجه رژيم اشغالگر قدس برگزار مي گردد . اين نشست که فلسطينيان و ملت هاي عربي آن را مغاير با اهداف مقاومت و توطئه اي عليهآرمان هاي فلسطينيان مي دانند در حالي برگزار مي شود که : الف ) رژيم صهيونيستي که در بحران شديد داخلي به سر مي برد با اميدهاي بسياري در نشست قاهره شرکت مي کند . سران تلآويو اميدوارند با دست يابي به توافق هايي در قاهره پيرامون روند صلح با اعراب اولا از ميزان مخالفت هاي داخلي با دولت بکاهند در حالي خود را نويد بخش صلح معرفي مي کنند که حفظ قدرت آنها براي اجراي اين مهم الزامآور است ثانيا خواستار تحرک بيشتر مصر و اردن به عنوان نمايندگان کشورهاي عربي در جلب رضايت ساير کشورهاي جهت پذيرش خواسته هاي تل آويو مي باشند . ثالثا براي اعمال فشار هاي اقتصادي و سياسي براي واداشتن فلسطينيان به پذيرش طرح هاي سازش کارانه و تعليق انتفاضه بر همکاري اردن و مصر تاکيد دارند . در نهايت ليوني بر آن است تا در اين نشست ضمن به نمايش گذاشتن چهره اي پيروز از سياست خارجي خود ( جلب آراي مردمي در صورت برکناري اولمرت براي نخست وزيري ايش) و تشديد فشارها بر فلسطينيان و جهان عرب براي حضور در روند سازش بهره برداري نمايد . ب) در نقطه مقابل مصر و اردن نيز اهداف خاصي را پيگيري مي کنند . آنها اميدوارند تا با اجراي طرح سازش (که با محوريت آنها انجام مي شود) به نوعي به منزلت منطقه اي و بين المللي دست يابند . در نهايت آنها خواستار دست يابي به نتيجه اي مطلوب با صهيونيست ها براي بررسي روند سازش در نشست آينده اعراب مي باشد ( استمرار انتفاضه مي تواند پيامدهايي رباي دو کشور در پي داشته باشد لذا براي مها آن فعاليت مي کنند ) ج ) نکته مهم در اين نشست تلاش هر سه بازيگر براي تحقق اهداف آمريکا است . هر گونه حرکتانها به سوي روند سازش ،پيروزي بزرگي براي آمريکا در خاورميانه قلنمداد مي شود که به بهبود جايگاه نومحافظه کاران در عرصه داخلي و جهاني منجر مي شود . (حضور ديک چني در منطقه همزمان با اين نشست از نکات قابل تامل در اين زمينه است که گوياي نقش آمريکا در آن مي باشد ) در نهايت مي توان گفت که اجلاس قاهره طرحي آمريکايي – صهيونيستي است که به دليل فريب خوردگي و ساده انگاري برخي سران عرب برگزار مي شود . هدف نهايي آن چنانکه ملت فلسطين اعلام داشته ،توطئه چيني عليه مقاومت است که بدون دستاوردي براي فلسطينيان و اعراب اجرا مي گردد . آنها تاکيد کرده اند که فريب خوردگي سران عرب در برگزاري اين نشست امري مسلم است چراکه صهيونيست ها از يک سو درباره صلح سخن مي گويند و در مقابل کشتار فلسطينيان مي پردازند . لذا تنها راه تحقق اهداف فلسطينيان استمرا مقاومت است که آنها را به تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف رهنمون مي سازد در حالي که اجلاس هايي مانند قاهره صرفا تضعيف کننده مقاومت و اجرا کننده خواسته هاي آمريکا و رژيم صهيونيستي است که هرگز از سوي ملت فلسطين قابل پذيرش نبوده و خواستار دوري سران عرب از اين رويکرد مي باشند .
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
توسعه نظامي گري آمريكا در آفريقا دولتمردان ايالات متحده پس از جنگ دوم جهاني و در دوران جنگ سرد ، بخشي از سياست خارجي خود را براصل حضور نظامي در ساير نقاط جهان استوار ساختند. احداث پايگاه نظامي در بسياري از كشورهاي اروپايي، شرق آسيا، آمريكاي لاتين و آفريقا محوراين تحركات را تشكيل مي داد. در ادامه تحركات نظامي آمريكا در عرصه جهاني، تلاش اين كشور براي احداث پايگاه نظامي در قاره آفريقا، از مباحث قابل تامل مي باشد. براساس گزارش هاي منتشره مقامات ارشد آمريكا با ديدارهاي مكرر از اين قاره تلاش دارند تا برخي كشورها را به پذيرش ميزباني پايگاههاي آنها وادار سازند. كشورهاي نيجريه، آفريقاي جنوبي، اتيوپي، سنگال، كنيا و غنا محور طرح آمريكا را تشكيل مي دهند. هرچند كه ايالات متحده حفظ امنيت قاره را دليل اين اقدامات عنوان مي كند اما سياستها و اهداف توسعه طلبانه آنها عامل اين رايزني ها است.
+
نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ديک چني معاون رئيس جمهور آمريکا امروز براي ديداري دوره اي به خاورميانه وارد مي گردد . وي در اين سفر از امارات ،مصر،اردن و عربستان ديدار خواهد نمود . هرچند که وي محور اصلي سفر خود ار بررسي تحولات خاورميانه اعلام نموده است اما اين سفر را مي توان گامي ديگر از سوي آمريکا براي حمايت همه جانبه از رژيم صهيونيستي ارزيابي کرد که بر چند اصل استوار است . الف) ديدار هاي وي از امارات ،مصر ،اردن و عربستان که در مجموع کميته چهارجانبه عربي را تشکيل مي دهند ،بخش اصلي سياست خاورميانه اي چني را تشکيل مي دهد. اين رايزني ها در حالي صورت مي گيرد که اين کميته مسئول بررسي روند سازش ميان اعراب و رژيم صهيونيستي است .
با توجه به نرديکي نشست کميته چهارجانبه جهاني (سازمان ملل ،آمريکا ،روسيه و اروپا ) با کميته چهارجانبه عربي در بروکسل ،ديدار چني زمينه اي براي بررسي اقدامات اعراب و ايجاد هماهنگي اقدامات دو کميته چهارجانبه مي باشدتا گامي موثر براي اهداف تل آويو برداشته شود . ب) بعد ديگر اهداف خاورميانه اي آمريکا را استمرار تحريم هاي فلسطينيان تشکيل مي دهد . چني بر آن است تا کشورهاي عربي را به ادامه اعمال تحريم ها براي واداشتن دولت فلسطين به پذيرش طرح هاي سازش وادار سازد. اين اقدام بيشتر براي تعليق انتفاضه ،پذيرش طرحآزادي حرکت در مقابل امنيت ،عدم تکرار پاسخ هاي موشکي به جنايات صهيونيست ها که بحراني شدن عرصه داخلي اين رژيم را ايجاد کرده و... اجرا مي گردد . ج ) اين حقيقت وجود دارد که رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي با فروپاشي سياسي و اقتصادي مواجه شده است . در اين ميان ارائه طرح هاي سازش و استمرار روند صلح اعراب و رژيم صهيونيستي ،مي تواند از سناريوهاي برجاي مانده براي حفظ قدرت اولمرت ارزيابي گردد. اکنون چني با پررنگ ساختن طرح هاي روند سازش که محور اجراي آن را اولمرت تشکيل مي دهد اميدوار است تا بتواند تا از انتقادها به دولت صهيونيست ها کاسته تا از تشديد بحران در رژيم صهيونيستي جلوگيري نمايد .در همين حال اين طرح افکار عمومي را از بحران هاي صهيونيست ها به خاورميانه معطوف مي دارد که در سرپوش نهادن بر اين چالش ها موثر خواهد بود . (در اين چارچوب بررسي برنامه هسته اي ايران نيز در دستور کار قرار دارد .) د) حضور چني در امارات به عنوان کشوري که مرکز معاملات اقتصادي خاورميانه است را مي توان از اهداف اقتصادي کمک آمريکا به رژيم صهيونيستي دانست . بر اساس گزارش هاي منتشره امارات برخي روابط اقتصادي پنهاني با تلآويو دارد که آمريکا براي توسعه آن جهت حل بحران هاي اقتصادي صهيونيست ها فعاليت مي کند که حضور چني در امارات بخشي ازآن است.(طرح کوريدور اقتصادي اعراب و تلآويو نيز در اين چارچوب است ) در نهايت مي توان گفت که سفر چني به خاورميانه گامي براي تحقق اهداف صهيونيست ها است که در قالب حضور در کشورهاي عربي اجرا مي گردد تا شايد بدين وسيله گامي براي حفظ دولت فروپاشيده تلاويو بردارد . البته تاکيد گروههاي مقاومت بر ادامه انتفاضه تا تحققآرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف و بحران شديد داخلي صهيونيست ها عواملي هستند که بر عملکرد چني تاثير گذارند و مي توانند شکست اهداف وي را به همراه داشته باشند هرچند که وي تلاش دارد تا با استمرار سياست تفرقه افکني ميان گروههاي فلسطيني و واداشتن اعراب به اجراي طرح سازش پيروزي هايي هرچند ظاهري بدست آورد .
+
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اتحاد هستهاي ايران و اعراب جايگاه علوم و دانش هستهاي در عرصه بينالملل سبب گرديده تا بسياري از كشورها دستيابي به اين فنآوري را در چارچوب اهداف كلان خود قرار دهند. اهميت اين امر تا بدان حد است كه كشورهاي خاورميانه به عنوان بزرگترين دارندگان منابع نفت و گاز، براي دستيابي به اين مهم فعاليتهاي بسياري مبذول دارند. در باب جايگاه دانش هستهاي در خاورميانه دو نكته قابل تامل است. اولا رويكرد كشورهاي عربي به مساله دستيابي به علوم صلحآميز هستهاي از نكات مهم در عرصه خاورميانه است. اين كشورها دريافتهاند كه براي تحقق اهداف اقتصادي، سياسي و علمي خود نيازمند دستيابي به اين مهم ميباشند. تدوين اساسنامه هستهاي در نشست شوراي همكاري خليجفارس و اتحاديه عرب و دعوت از بازرسان آژانس انرژي اتمي براي بررسي چگونگي راههاي كمك به اين كشورها، مهمترين تحركات دراين زمينه است. ثانيا جمهوري اسلامي ايران در سالهاي اخير به رغم تمام سنگاندازيها و توطئههاي غرب با اتكاء به متخصصان داخلي توانسته است در جمع دارندگان چرخه سوخت هستهاي قرار گيرد. با توجه به اينكه پيش از اين ايران بارها برآمادگي خود براي انتقال دانش هستهاي به كشورهاي اسلامي بويژه در حوزه خليجفارس و مشاركت در طرحهاي ساخت راكتور هستهاي براي آنها تاكيد نموده است از سوي ديگر كشورهاي عربي نيز ضمن تاكيد بر صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي ايران از همكاري با تهران و بهرهگيري از تجربيات آن در زمينه هسته اي استقبال كردهاند، دست يابي به دانش هسته اي را ميتوان در جمع راهكارهاي اتحاد كشورهاي منطقه به حساب آورد. به عبارتي ديگر ايران و ساير كشورهاي منطقه ميتوانند با تشكيل كميته هاي كاري مشترك هستهاي، مبادله اطلاعات و دانشمندان، تاسيس كنسرسيومهاي فراگير و متحد براي توليد سوخت هسته اي ، زمينههاي لازم را براي برخورداري تمام كشورهاي منطقه از دانش صلح آميز هستهاي فراهم آورند. در شرايطي كه اين مهم با تدبير و ضمانتهاي امنيتي و اطلاعاتي صورت گيرد ميتواند پيامدهاي مثبتي براي يكايك كشورها و در مجموع كل خاورميانه (بويژه حوزه خليجفارس) به همراه داشته باشد. 1ـ تلاش براي توسعه علمي و اقتصادي از اولويت هاي تمام كشورهاي منطقه مي باشد . اتحاد اين كشورها براي دست يابي به دانش هسته اي مي تواند از يك سو تحقق بخش اهداف اقتصادي و علمي آنها باشد از سوي ديگر به دليل تمايل ملت هاي منطقه به ارتقاي جايگاه علمي و صنعتي اشان بويژه در امور هسته اي با اتكا به اتحاد با تمام كشورهاي منطقه ( منظور ايران و اعراب مي باشد ) ، محبوبيت سران اين كشورها را به همراه دارد. آمار نشان مي دهد كه 95 درصد ملت هاي عربي بر اتحاد با ايران براي دست يابي به دانش هسته اي بومي تاكيد دارند لذا گرايش سران عرب به اجراي اين مهم به حمايت مردمي از آنها منجر مي گردد كه نياز آنها به همكاري با بازيگران خارجي براي كسب مشروعيت داخلي را از ميان خواهد برد. 2ـ از اهداف مشترك تمام كشورهاي خاورميانه خروج بيگانگان از منطقه است. اين آرمان درحالي در منطقه پيگيري ميشود كه غرب تلاش دارد تا با ايجاد رقابت هستهاي در خاورميانه ،حضور نظامي در منطقه به بهانه حفظ امنيت، ورود شركتهاي غربي در پروژههاي هستهاي كشورهاي عربي براي وابسته نگاه داشتن آنها به فنآوري غربي، سياست تفرقهافكني ميان ايران و اعراب ،توجيه توسعه فعاليتهاي هستهاي غيرصلحآميز رژيم صهيونيستي و … را محقق سازد. اتحاد كشورهاي منطقه (كشورهاي عربي و ايران) براي تحقق اهداف هسته اي ميتواند ضمن خنثيسازي اين توطئهها شرايطي امن در منطقه را ايجاد نمايد كه نتيجه نهايي آن خروج بيگانگان از خاورميانه خواهد بود.( اين طرح با اتحادهاي امنيتي و اطلاعاتي و همكاريهاي فراگير در امور هستهاي ميتواند اجرايي مي شود).3ـ اين حقيقت انكارناپذير است كه دستيابي كشورها به دانش هستهاي موجب ارتقاي جايگاه جهاني آنها ميشود. با عنايت به اينكه پيشرفت متحد هستهاي كشورهاي اسلامي ،اتحاد سياسي و اقتصادي آنها را به همراه دارد، همكاري هستهاي آنها در نهايت به بهبود جايگاه بينالمللي آنان به عنوان بازيگري بزرگ منجر خواهد شد كه اهداف بسياري را براي آنان محقق ميسازد.اين پيامد در صورت انفرادي بودن فعاليت هاي هسته اي بازتاب چنداني نخواهد داشت و صرفا به عنوان يك اقدام علمي و صنعتي شناخته مي شود در حالي كه اقدام متحد، آنها را به قطبي موثر در معادلات جهاني مبدل مي سازد كه مي تواند حتي براي خلع سلاح رژيم صهيونيستي و قدرت هاي هسته اي غرب مورد بهره برداري قرار گيرد . در نهايت ميتوان گفت كه پروژه، هستهاي شدن خاورميانهاي كه برگرفته از ارتقاي سطح آگاهي كشورهاي منطقه و تاكيد آنان بر لزوم دستيابي به فنآوري صلحآميز هستهاي به عنوان پشتوانه اقتصادي و علمي است ،نويد دهنده تحولاتي بزرگ در منطقه (بويژه در حوزه خليجفارس) است كه با جهتدهي صحيح به آن ميتواند دستاوردهاي مهمي به همراه داشته باشد.اين رويكرد در شرايطي كه به اتحاد فراگير كشورها و بهرهگيري از ظرفيتها يكديگر (كشورهاي عربي و ايران) هدايت گردد، نويد بخش صلح و ثبات و توسعه يافتگي در خاورميانه خواهد بود كه پيامدهاي منطقهاي و بينالمللي مثبتي در انتظار آن است. در همين حال اگر مداخلات غرب دراين زمينه استمرار يابد و به جدايي كشورهاي منطقه منجر شود (رقابت هستهاي) پيامد آن جز ادامه كارشكني هاي غرب و تشديد سياستهاي تفرقه افكنانه آنها نخواهد بود. لذا جا دارد تا كشورهاي عربي به علاوه ايران با تحكيم مناسبات فيمابين و تشكيل كميتههاي كاري مشترك در راه بومي ساختن دانش صلحآميز هستهاي در خاورميانه گام بردارند تا ضمن شكست توطئههاي دشمنان به تشكيل منطقهاي پيشرفته و متحد (كه خواست تمام ملتهاي منطقه است) نائل آيند.
+
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چالش هاي ساركوزي در اليزه نيكلا ساركوزي سرانجام با كسب 53 درصد آراء توانست به عنوان رئيسجمهور آينده فرانسه وارد كاخ اليزه گردد. ساركوزي كه نمايندگي حزب راست ميانه (نسل جديد راستگرايان) را در اختيار داشت در دور دوم انتخابات در برابر رويال سوسياليست پيروز شد تا همچنان قدرت در حزب راستگرا باقي بماند. با توجه به تحولات فرانسه و مواضع نامزدهاي انتخاباتي دلايل پيروزي ساركوزي در چند بعد قابل بررسي است.
+
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ليوني در راه نخستوزيري در حالي كه رژيم صهيونيستي براي دگرگوني سياسي آماده ميگردد تسيفي ليوني همچنان خود را به عنوان اولين نامزد نخستوزيري معرفي ميكند. با تشديد اختلافات ميان گروهها و انتقادهاي وارده به ايهود اولمرت نخستوزير براي كنارهگيري او از قدرت، بحران سياسي در رژيم صهيونيستي تشديد گرديد. گزارش وينوگراد را ميتوان ضربهاي سنگين براي اولمرت و حزب كاديما دانست كه ميتواند آنها را از صحنه سياسي حذف نمايد. در شرايطي كه اولمرت دوران بحراني را سپري ميكند بحث براي جانشيني او در كاديما و پست نخستوزيري افزايش يافته است. در ميان كانديداهاي تصدي اين پستها خانم تسيفي ليوني وزير امورخارجه (وزير داراي سابق) از بخت بيشتري براي كسب اين مهم برخوردار است.اين گمانه زني در حالي صورت مي گيرد كه : 1ـ كاديما در حالي براي كنارهگيري اولمرت از رياست حزب فعاليت ميكند كه تلاش دارد تا در سايه آن، همچنان در راس قدرت باقي مانده يا در انتخابات زودهنگام بار ديگر قدرت را در دست گيرد. حضور يك زن در راس حزب و كانديداتوري آن براي نخستوزيري ميتواند برگ برنده آنها براي جلب رضايت افكار عمومي باشد. آنها برآنند تا از نگاه منفي مردم به جامعه مردسالار براي تحقق اهداف سياسي بهرهبرداري نمايند. 2ـ كارنامه موفق ليوني در پست وزارت دارايي و سپس كاركردهاي آن در وزارت امور خارجه براي بهبود جايگاه جهاني رژيم صهيونيستي مولفهاي ديگر براي حضور وي در قدرت ميتواند ارزيابي گردد. در كنار اين امور نداشتن پرونده در مراجع قضايي (بسياري از بزرگان و سياستمداران اين رژيم داراي پرونده فساد مالي و اخلاقي هستند) ميتواند وي را براي رسيدن به قدرت ياري نمايد. 3ـ نكته مهم در اقدامات ليوني جايگاه او در روند سازش و صلح اعراب و رژيم صهيونيستي است. وي به عنوان وزير امور خارجه پس از اولمرت نزديكترين فرد در اجراي طرح سازش است. براين اساس گروههاي سياسي و افكار عمومي رژيم صهيونيستي، برخي سران عرب كه براي سازش تلاش ميكنند و سران اروپا و آمريكا كه اجراي طرح صلح را امري الزامآور ميدانند از نخستوزيري وي در مقطع كنوني حمايت ميكنند. 4ـ از سياستهاي آمريكا در خاورميانه اشاعه طرح به اصطلاح دموكراسي ميباشد. از محورهاي اين طرح حضور زنان در امور سياسي و پررنگتر شدن نقش آنها در اجتماع است. با توجه به اينكه ايالات متحده همواره رژيم صهيونيستي را الگوي دموكراسي خاورميانه معرفي ميكند و بخش اوليه طرحهاي آن در اين رژيم اجرا ميشود، احتمال حمايت واشنگتن از ليوني در برابر ساير رقبا دور از ذهن نميباشد. (ليوني روابط خوبي با مقامات كاخ سفيد دارد كه او را به نخستوزيري نزديكتر ميسازد). در نهايت ميتوان گفت كه در شرايط بحراني كنوني تسيفي ليوني از جايگاه برتري براي كسب كرسي نخستوزيري برخوردار است. در اين ميان افرادي همچون نتانياهو، شيمون پرز، باراك، گيلرمن ، نيز ميتوانند به عنوان نامزد نخستوزيري معرفي گردند كه به دليل داشتن پرونده ناموفق در عرصه سياسي و برخي اتهامات مالي و جنسي براي رقابت با ليوني با چالش مواجه ميباشند. البته اين احتمال وجود دارد كه در شرايط بحراني كنوني ارتش و نظاميان (حتي براي مدت كوتاهي) در راس قدرت قرار گيرند تا مانع از تشديد بحران سياسي و روند افول رژيم صهيونيستي گردند.
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
براون ميرات خوار رسوايي هاي بلر تونيبلر كه 10 سال است بر مسند نخستوزيري تكيه زده اكنون خود را براي خروج زودهنگام از قدرت آماده ميسازد. وي كه تا سال 2009 قانون نخستوزيري بريتانيا است اعلام نموده طي روزهاي آينده (حداكثر اول تابستان) از قدرت كنارهگيري خواهد نمود. (وي چالشهاي بسياري دارد اما تلاش دارد تا با تكرار اقدام بزرگان عرصه سياست نظير ماهاتير محمد مالزيايي و كوايزومي ژاپني كه پيش از موعد از قدرت كنارهگيري كردند، چهرهاي مردمي از خود به يادگار گذارد). در حالي كه در هفتههاي اخير بحث خروج بلر مطرح شده، در نقطه مقابل تلاش نامزدها براي حضور در پست نخستوزيري نيز تشديد گرديده است. در اين ميان گوردون براون وزير خزانهداري انگليس كه از حمايت بلر و حزب كارگر و بسياري از نمايندگان پارلمان برخوردار است از بخت بيشتري براي تصدي اين پست برخوردار است .هر چند كه گمانهزنيها در اين زمينه همچنان ادامه دارد اما شواهد از حضور براون در پست نخستوزيري حكايت دارد. به رغمانكه حزب كارگر آمدن براون را امتيازي براي فعاليت هاي سياسي آن عنوان مي كنند اما چالشهاي بسياري پيشروي وي قرار دارد كه سبب ميگردد اين حضور نه كسب قدرت بلكه قرباني شده براون در برابر رسواييها و چالشهاي بلر عنوان گردد كه ميراثي سنگين براي نخستوزير جديد به يادگرا گذارده است . 1ـ حزب كارگر كه از دهه نود تاكنون در راس قدرت بوده است اكنون بركناري بلر از گامي براي حفظ قدرت ميداند. شكست در انتخابات محلي و منطقهاي ولز و اسكاتلند، انزجار عمومي از سياستهاي دولت، افشاي رسواييهاي مالي واخلاقي مقامات ارشد و نزديكان بلر دست به دست هم داده تا حزب كارگر براي تعيين جانشيني براي بلر به تكاپو افتاده و نامزد جديدي را معرفي نمايد .براون در دو سال نخستوزيري اجباري بايد تلاش نمايد تا چهره حزب كارگر را احياء نموده و آن را براي انتخابات 2009 آماده سازد. اكنون براون مسئوليت دارد تا در عرصه داخلي با بهبود رفاه اجتماعي، كاهش فضاي امنيتي، اجراي برخي طرحهاي رفاهي و عمراني (حتي به نتيجه رساندن جنگ عراق) و … جايگاه خود را در ساختار سياسي لندن ارتقاء بخشيده تا در 2009 بار ديگر به عنوان نماينده حزب كارگر در عرصه حضور يابد.2ـ از ميراثهاي بر جاي مانده از بلر براي براون، تخريب روابط انگليس با اتحاديه اروپا و بسياري ازبازيگران عرصه بينالملل است. بلر با رويكرد مطلق به ايالات متحده به تزلزل موقعيت لندن در ميان متحدانش در اروپا و اقصي نقاط جهان پرداخت. اكنون براون بايد براي احياي قدرت لندن در اروپا، كاهش انزجار جهاني از عملكردهاي جهاني بلر بويژه در ميان مسلمانان كه به دليل سياستهاي جنگطلبانه و ضدديني بلر در جمع مخالفان اصلي بريتانيا قرار دارند (خاورميانه كه روزي جولانگاه بريتانيا بود اكنون به كانون براي مقابله با سياستهاي آن مبدل گرديده است) و … فعاليت نمايد. اين درحالي است كه وي اجبارا براي استمرار در اجراي برخي اهداف در عرصه بينالملل (بويژه عراق، افغانستان، آفريقا) بايددر كنار آمريكا حضور داشته باشد. سفر براون به ايالات متحده و ديدارش با بوش را ميتوان گواه اين حقيقت دانست كه وي نيز مانند بلر در برخي اهداف جهاني در كنار بوش خواهد بود از سوي ديگر كاخ سفيد نيز به دليل نياز به همكاري لندن حاضر به كنار نهادن آن نمي باشد.3ـ تحولات عراق و افغانستان را سختترين برگه از كارنامه آينده براون ميتوان دانست. وي در حالي در مسند قدرت قرار ميگيرد كه مخالفتهاي مردمي با حضور سربازان در عراق و افغانستان افزايش چشمگيري داشته است. هر چند بلر با خروج 2 هزار سرباز از عراق و اتخاذ تدابير جديد براي افغانستان براي كاهش اين مخالفتها كوشيد اما همچنان روند انتقادها ادامه دارد. در اين شرايط براون از يك سو به عنوان ميراثخوار عملكرد هاي بلر اهداف وي دراين كشورها را پيگيري نمايد (حضور و يا خروج از عراق شكست بريتانيا است) از سوي ديگر بايد پاسخگوي انتقادهاي مردمي باشد. به عبارتي ديگر براون در گردابي گرفتار آمده كه انتخاب راه پيش و پس براي او تبعات بسياري به همراه دارد. در نهايت ميتوان گفت كه براون وارث پستي خواهد بود كه بلر در سالهاي اخير براي نابودي و تزلزل آن ،تمام راهها را پيموده است .براون اكنون بايد احيايگر قدرت حزب كارگري باشد (براي انتخابات 2009) كه به دليل سياستهاي غلط بلر ديگر جايگاهي در كشور ندارد و تنها اميد آن بركناري بلر است. بر اين اساس براون از يك سو بايد به بازسازي ويرانههاي بلر بپردازد و از سوي ديگر به عنوان جانشين او، پذيرنده اشتباهات و مسئوليتهايش باشد. لذا ميتوان گفت كه براون نه وارث نخستوزيري بريتانيا بلكه قرباني سياستهاي گذشته بلر خواهد بود كه شكستش در اين ماموريت او را براي هميشه از صحنه خارج و پيروزياش، ميتواند تضمينكننده دوره نخستوزيري ديگري براي او باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شكست تحريم اروپا در برابر مقاومت وزير خارجه آلمان در حالي از سرزمين هاي اشغالي فلسطين ديدارنمود كه آلمان به عنوان رئيس دوره اي اتحاديه اروپا تلاش دارد تا همچنان اروپا را به عنوان بازيگري مهم در تحولات خاورميانه معرفي نمايند . والتر اشتاينماير وزير خارجه آلمان ديروز از سرزمين هاي اشغالي ديدار نمود . اين ديدار نخستين ديدار مقام آلماني پس از تشكيل دولت اتحاد ملي فلسطين مي باشد . در بررسي اهداف و عملكر دهاي اشتاين ماير در فلسطين اشغالي چند نكته قابل تامل مي باشد . الف ) ديدار وي با وزير اقتصاد و دارايي دولت اتحاد ملي را مي توان گامي از سوي اروپا براي برقراري روابط با دولت جديد دانست . اين اقدام در حالي صورت مي گيرد كه اولا بسياري از مردم اروپا (برخي از دولتمردان ) خواستار پايان يافتن تحريم هاي فلسطينيان و حمايت مالي از آنها شده اند . در اين راستا گروههاي حقوق بشر اروپايي اعلام كرده اند كه براي كمك به فلسطينيان با قايق به نوار غزه خواهند رفت . اين تحركات سبب گرديده تا آلمان به عنوان رئيس دوره اي اتحاديه اروپا براي حفظ جايگاه خود در ميان افكار عمومي به نرمش در برابر دولت فلسطين روي آورند . (اين اقدام مي تواند تبليغاتي باشد ) ثانيا پيش از اين ديدار وزير خارجهامريكا نيز با وزير اقتصاد و دارايي فلسطين ديدار نموده بود . لذا ديدار اشتان ماير را نمي توان سياستي مستقل دانست . به عبارتي ديگر اروپا اكنون با فراق خاطر از عملكرد هاي آمريكا (پس ديدار رايس با وزير اقتصاد دولت اتحاد ملي ) به چرخش در برابر مقاومت پرداخته اند . ثالثا اين امر انكار ناپذير است كه ادامه مقاومت شكست سياست تحريم را در پي داشته است لذا غرب اكنون با سياست مشوق ها براي مقابله با فلسطينيان وارد صحنه گرديده است . ب) رژيم صهيونيستي اكنون در بحران شديد اقتصادي و سياسي گرفتار آمده است . اين در حالي است كهالمان پس از آمريكا بزرگترين حامي اين رژيم مي باشد . بر اين اساس رويكرد ماير به فلسطين را مي توان در چارچوب كاهش مشاجرات فلسطينيان با صهيونيست ها دانست . به عبارتي ديگر ماير تلاش دارد تا در شرايط كنوني با مشوق هايي براي فلسطينيان آنها متقاعد به كاهش تحركات عليه رژيم صهيونيستي نمايد تا حداقل رژيم صهيونيستي را كه در بحران داخلي گرفتار آمده تا مدتي در برابر تحركات فلسطينيان ايمن سازد . اين اقدام گامي براي سركوب آرام اما دموكراتيك انتفاضه خواهد بود . ج ) با انتشار گزارش وينوگراد رژيم صهيونيستي در بحران شديد سياسي گرفتار آمد بگونه اي كه بركناري اولمرت بيش از پيش قوت گرفته است . حضور ماير در سرزمين هاي اشغالي فلسطين را مي توان حمايت مستقيم آلمان از اولمرت دانست كه مي تواند تا حدودي شرايط آن را در برابر مخالفان بهبود بخشد . د) از سياست هاي اتحاديه اروپا و در راس آنآلمان حضور در معادلات خاورميانه است . پيگيري تحولات فلسطين مهمترين عامل براي تحقق اين مهم است . بر اين اساس ماير با حضور در فلسطين اولا رضايت اعراب را براي گسترشس روابط با اروپا و پذيرش خواسته هاي آن جلب مي نمايد . اين تحرك بيشتر در چارچوب طرحامريكاي صلح اعراب و رژيم صهيونيستي است .ثانيا اين حضور گامي براي تحكيم مناسباتالمان و آمريكا است كه در قالب اجراي اهدافامريكا در خاورميانه اجرا مي گردد . آنها برآنند تا با اين تحركات امتيازتي ازآمريكا در منطقه كسب نمايند كه تحكيم بخش جايگاهانها در منطقه و نظام بين الملل خواهد .ثالثا آلمان روزهاي پاياياني رياستش بر اروپا سپري مي كند .آنها برآنند تا كرانامه اي موفق از خود باقي گذارند تا در آينده نيز به عنوان بازيگري مهم در عرصه اروپا و نظام بين الملل ظاهر گردند . در نهايت مي توان گفت كه حضور اشتاين ماير در سرزمين هاي اشغالي فلسطين بر گرفته از سياست هاي هميشگي آلمان براي حمايت از رژيم صهيونيستي و حضور در معادلات جهاني مي باشد . البته نكته مهم در اين سفر ديدار او با وزير اقتصاد دولت جديد فلسطين است كه هرچند بيانگر شكست اروپا در اجراي تحريم ها براي شكست دولت اتحاد ملي و مقاومت فلسطينيان است اما اين رويكرد ديپلماتيك را مي توان به عنوان مشوقي براي كاهش فعاليت هاي ضد صهيونيستي فلسطينيان دانست كه در شرايط كنوني براي صهيونيست ها بسيار مهم و حياتي مي نمايد .با تمام اين تفاسير هرچند كه ماير تلاش داشت تا با دادن امتيازات اقتصادي (محدود به عنوان مشوق سياست چماق و هويج )فلسطينيان را به آرامش در برابر صهيونيست ها وادار سازد اما تاكيد دولت فلسطين و رهبران مقاومت بر ادامه انتفاضه تا تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني شكست اهداف پنهاني ماير را به همراه داشت هرچند كه حضور وي در فلسطين و دادن اين امتيازات خود گواه پيروزي سياست استمرار مقاومت است كه غرب را وادار به پذيرش حداقل خواسته هاي فلسطينيان نموده است .
+
نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 8:15 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيام هاي نشست شرم الشيخ نشست شرم الشيخ براي كمك به عراق ديروز در مصر در حالي به پايان رسيد كه به رغم حمايت هاي قاطع از دولت مالكي براي بازسازي عراق همچنان چالش هاي بسياري براي تحقق اين مهم وجود دارد كه نتايج اين نشست را در ابهام قرار مي دهد . نمايندگان بيش از 50 كشور و سازمان بين المللي در شرم الشيخ مصر براي پايان دادن به بحران هاي عراق گردهم آمدند . اين نشست دو روزه كه با انتشار بيانيه اي با محوريت حمايت از دولت مالكي به كار خود پايان دادن حاوي نكاتي چند مي باشد كه محقق كننده اهداف دولتمردان بغداد و شكستي براي اهداف اشغالگران مي باشد . الف ) در حالي كه عراق در شرايط نابسامان امنيتي و اجتماعي به سر مي برد ، حمايت كشورها از روند بازسازي اين كشور مي تواند نور اميدي براي پايان دادن به بحران هاي اين كشور باشد . بخشودگي بيش از 100 ميليارد دلار از بدهي هاي عراق ، تصويب سند پنج ساله حمايت از اين كشور ، تاكيد بر اتحاد فراگير براي بازسازي ويرانه هاي عراق ، نمادي از همكاري همسايگان اين كشور براي پايان دادن به بحران هاي آن مي باشد . ب) حمايت از دولت مالكي را مي توان از نكات مهم در نشست شرم الشيخ ارزيابي نمود . در حالي كه دولتمردان آمريكا بركناري مالكي را اساس سياست هاي خود در عراق قرار داده اند و از هيچ توطئه اي براي اين مهم فروگزار نيستند ، حمايت شركت كننده گان در نشست شرم الشيخ از مالكي خنثي كننده اين توطئه بود (بوش در سخنراني خود در آغاز سال 2007 در كنگره صراحتا اعلام كرد كه دولت شيعه مالكي مانند دولت سني صدام دولتي ستمگر است و هدف ما حذف وي وآوردن دولتي لائيك مي باشد ) بر اين اساس بيانيه شرم الشيخ را مي توان حمايتي از دولت اسلامي عراق و لزوم استمرار فعاليت دولت شيعه مالكي دانست كه مغاير با اهداف اشغالگران است . ج ) نكته مهم آنكه در نشست شرم الشيخ همسايگان عراق به رغم خواست آمريكا بارديگر بر نقش اشغالگران در ناآرامي هاي اين كشور و لزوم تعيين جدول زماني براي خروج آنها تاكيد نمودند . اين امر در حالي صورت گرفت كه آمريكا تلاش داشت تا در اين نشست ، كشورها را به حمايت از اشغالگري و استمرار حضورش در عراق وادار سازد كه با ناكامي مواجه گرديد . با تمام اين تفاسير هرچند نشست شرم الشيخ را مي توان برگي از پيروزي مالكي در تثبيت دولتش و جلب حمايت هاي خارجي براي بازسازي كشورش و خروج اشغالگران دانست اما براي تحقق اهداف تعيين شده در اين نشست چالش هاي وجود دارد كه اجرايي شدن آن را در ابهام قرار داده است . 1) حضور اشغالگران و دخالت هاي آنها در امور داخلي عراق از مهمترين موانع تحقق اهداف شرم الشيخ مي باشد . آمريكا براي ادامه حضورش در عراق به هر ترفندي متوسل مي شود . تفرقه افكني ميان شيعه و سني ، تضعيف دولت مالكي براي تغيير در ساختيار سياسي كشور ، بحران آفريني اشغالگران در روابط بغداد و همسايگانش و ...از چارچوب هاي كاري اشغالگران است كه با اهداف نشست شرم الشيخ مخالف مي باشد . 2) عدم برقراري ثبات در عراق و استمرار ناآرامي ها از ديگر موانع اجراي خواسته هاي نشست شرم الشيخ است . فعاليت گروههاي القاعده و نيروهاي تكفيري ، عملكرد اعضاي حزب بعث و عمليات هاي اشغالگران بحران شديد امنيتي در عراق را به همراه داشته است . اين ناآرامي ها در حالي ادامه دارد كه حضور اشغالگران عامل اصلي آن مي باشد. در نهايت مي توان گفت كه نشست شرم الشيخ پيروزي ديگري براي مالكي در تحقق اهدافش براي بازسازي عراق بود در حالي كه چندان در چارچوب اهداف امريكا پيش نرفت . با تمام اين تفاسير نكته مهم در اجلاس تاكيد حاضران بر خروج اشغالگران به عنوان تنها راهكار برقراري ثبات در عراق مي باشد كه شكستي سنگين براي آمريكا قلمداد مي شود .
+
نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پس لرزه هاي شکست رژيم صهيونيستي از حرب الله لبنان و انتفاضه فلسطين ،اين رژيم را وارد بحران سياسي نمود بگونه اي که حزب حاکم کاديما وادار به تحرکات گسترده اي براي حفظ قدرت گرديده که نتيجه آن قرباني شدن بسياري از اعضاي برجسته آن خواهد بود . انتشار گزارش وينوگراد پيرامون جنگ لبنان و عوامل شکست رژيم صهيونيستي در برابر حزب الله، حرب کاديما را به عنوان محور دولت ائتلافي با بحران هاي شديدي مواجه ساخت . اعلام نتايج گزارش مذکور ،افزايش نارضايتي مردمي از عملکرد دولتمردان ،مخالفت شديد احزاب و گروههاي سياسي با اقدامات حزب حاکم سبب گرديد تا کاديما در عمر کوتاه خود (يک سال ) تجربه تلخ شکست را تجربه نمايد . مجموع اين تحولات موجب شد تا اعضاي اين حزب (به رياست اولمرت ) تمام فعاليت خود را براي حفظ جايگاه خود در صحنه سياسي معطوف نمايد . اين تحرکات در چند بعد اجرا مي شود : الف) نسبت دادن تمام عواقب شکست جنگ لبنان به اولمرت راهکار نخست اعضاي کاديما است . آنها برآنند تا وي را وادار به کناره گيري از قدرت نمايند تا شايد بتوانند از حجم مخالفت ها کاسته تا مانع از برگزاري انتخابات زودهنگام گردند . ب) برکناري اولمرت در شرايطي که رقباي سرسختي در ساير احزاب براي تصدي پست نخست وزيري قرار دارد چالشي بزرگ براي کاديما محسوب مي گردد.آنها براي جلوگيري از چنين فاجعه اي تلاش دارند تا رهبران و بزرگان ساير احزاب را از صحنه خارج سازند . تاکيد بر نقش عامير پرتز وزير جنگ از حزب کارگر در شکست از حزب الله ،اعلام فساد مالي گيلرمن از حزب اسرائيل بيتنا ، بحران آفرینی در حزب ليکود (نتانياهو رهبر آن است )و اتهام فساد مالي و اخلاقي بسياري به بزرگان و سياست مداران صهيونيست از راهکارهاي آنها براي دوري ساير احزاب از کرسي قدرت است . ج) کانديداتوري خانم تسيفي ليوني وزير خارجه به عنوان جانشين اولمرت ترفندي ديگر براي بقاي کاديما است . حضور يک زن در راس اين حزب مي تواند رضايت افکار عمومي را براي پذيرش ادامه کار آن فراهم آورد . اين امر با حمايت غرب که براي ترويج نقش زنان در امور سياسي در خاورميانه فعاليت مي کنند همراه خواهد بود . د) فروپاشي حزب و ائتلاف با ساير احزاب مي تواند راهکار ديگر براي اين مهم باشد . اين اقدام با کنار نهادن اولمرت و برخي نزديکانآن امکان پذير مي گردد. اين ترفند از سوي شارون نيز اجرا گرديد که با تجزيه حزب ليکود به تشکيل کاديما پرداخت تا با چهره پاک در صحنه حاضر شود .(پيش از اينآنها از ائتلاف با باراک سخن به ميان آورده بودند ) ه ) جايگاه شيمون پرز و ليوني در ميان بازيگران غربي و لابي صهيونيستي در اروپا وآمريکا مي تواند به مولفه اي براي جلب حمايت متحدان خارجي از حزب کاديما مبدل گردد. نکته مهم آنکهآنها با بهانه قرار دادن تهديد شدن روند صلح با روي کار آمدن راست گرايان افراطي براي اين مهم فعاليت مي کنند . در نهايت مي توان گفت که کاديما در بحراني گرفتار آمده است که به دليل ناکارآمدي اولمرت در مسير پايان حيات سياسي آن حرکت مي کند . بر اين اساس اعضاي کاديما برآنند تا با قرباني نمودن برخي اعضا و تاکيد بر نقش مهره هايي مردمي تر نظير ليوني قدرت خود را حفظ نمايند در حالي که نخستين قرباني را اولمرت در نظر گرفته اند . البته وي نيز برآنست تا با افشاي پرونده فساد مالي و اخلاقي ساير اعضا آنها را نيز با خود به قهقرا برد تا شايد بدين وسيله از تشديد مخالفت هاي درون حزبي با خود بکاهد . با تمام اين تفاسير در مقطع کنوني تشديد مقاومت و دوري جهان عرب از روند سازش مي تواند تسريع کننده روند فروپاشي دولت تل آويو باشد که ملت فلسطين رابه تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف نزديک مي سازد .
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 8:28 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تكاپوي آمريكا براي حفظ هژموني جهاني
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جنجالي اما بينتيجه امروز نشست شرمالشيخ در حالي آغاز ميگردد كه ايالات متحده از آن به عنوان راهكاري جديد براي خروج آبرومندانه از بنبست عراق ياد ميكند هر چند كه اجلاسهاي گذشته براي كمك عراق همچنان بينتيجه باقي ماندهاند. شرمالشيخ مصر امروز ميزبان اجلاس دو روزه كمك به عراق ميباشد. در اين نشست وزراي خارجه همسايگان عراق به علاوه مصر و اردن، سازمان ملل، پنج عضو دائم شوراي امنيت، نماينده اتحاديه اروپا، سازمان كنفرانس اسلامي گردهم ميآيند تا راهكارهاي كمك به عراق را مورد ارزيابي قرار دهند. (اين نشست بخش ديگري از نشست كمك به عراق است كه 19 اسفند 85 در بغداد در سطح نمايندگان برگزار شده بود). هر چند كه مقامات عراقي و آمريكايي و ناظران سياسي اين نشست را مهم ارزيابي ميكنند اما همچنان ابهاماتي براي موفقيت آن وجود دارد. اولا پيش از اين اجلاسهاي بسياري براي عراق برگزار شده اما هرگز نتيجهاي از آن خارج نشده و عراق همچنان روندي بحراني را ادامه ميدهد چنانكه نشست مقدماتي كمك به عراق (اسفند ماه در بغداد) نتوانست بحران آن را كاهش دهد. ثانيا حضور ايران و آمريكا و بررسي مشترك بحران عراق، عاملي است كه بر اجلاس سايه افكنده لذا افكار عمومي و بازيگران اجلاس بيش از هر چيز به مذاكرات ايران و آمريكا توجه دارند تا رسيدگي به پرونده عراق (در حاشيه قرار گرفتن اصل نشست) با تمام اين تفاسير و به رغم آنكه از هماكنون بسياري عدم كارايي نشست مذكور را تا خروج كامل اشغالگران از عراق مورد تاكيد قرار ميدهند اما در حاشيه نشست چند نكته قابل تامل ميباشد. الف ـ ميزباني مصر: هر چند كه براساس جدول اعلام شده ميزبان نشست همسايگان يا بغداد و يا يكي از كشورهاي منطقه بايد باشد، اما آمريكاييها با اعمال نفوذ ميزبان را به مصر واگذار نمودند. اين اقدام ميتواند اهدافي را پيگيري نمايد:اولا مصر به عنوان مجري طرح صلح اعراب و رژيم صهيونيستي فعال گرديدهاند. آمريكا با دادن امتياز ميزباني به قاهره به نوعي، آن را به فعاليت بيشتر در طرح سازش به عنوان كشوري تاثيرگذار در معادلات خاورميانه وادار ميسازد. ثانيا عدم برگزاري نشست در يكي از كشورهاي همسايه را ميتوان برگرفته از تبليغات آمريكا مبني بر دخالت اين كشورها در امور داخلي عراق دانست به عبارتي ديگر با اين اقدام آمريكا به نوعي نارضايتي خود را از همسايگان عراق ابراز داشته در حالي كه اتهامات خود را همچنان تكرار ميكند. ثالثا نكته ديگر آنكه،عدم واگذاري اجلاس به بغداد (به رغم توافقات گذشته) به منزله ناتواني عراق در تامين امنيت و برگزاري اجلاس ميباشد. اين رويكرد ميتواند بهانهاي براي اجراي طرح تغيير دولت مالكي و جايگزيني دولتي همسو با اهداف آمريكا با حضور بعثيها و برخي گروههاي طرفدار غرب باشد. ب ـ عملكرد آمريكا:نكته ديگر در نشست شرمالشيخ اهداف و خواستههاي ايالات متحده ميباشد. اولا: واشنگتن تلاش دارد تا ناكاميهاي خود در عراق را به عوامل خارجي نسبت دهد. به عبارتي ديگر آنها در روند نشست (مانند نشست بغداد) برآنند تا با مطرح كردن دخالت همسايگان در امور عراق و لزوم لغو حمايت آنها از معارضين، ناكاميهاي خود را به ديگر كشورها نسبت دهند. در همين حال آنها بخشهايي از پيروزي خود در مبارزه با تروريسم را نيز نشان ميدهند كه مرگ «ابوايوب المصري» رهبر القاعده بخشي از آن است. ثانيا آمريكا اين حقيقت را دريافته است كه به تنهايي توانايي خروج از بنبست عراق را ندارد لذا حضور مجامع جهاني و بازيگران جديد را راه برونرفت از بحران ميداند. البته هدايت اين جريان با آمريكاست و اختياراتي به آنها واگذار نميشود. ثالثا: آمريكا براي ادامه اشغالگري نياز به تاييد سازمانهاي بينالمللي دارد. اين نشستها ميتوان محلي براي ارائه سناريوهايي با محوريت حضور آمريكا براي برقراري امنيت باشد كه حضور بلند مدت آنها را تضمين ميكند. رابعا افكار عمومي ايالات متحده خواستار مذاكره با ايران و سوريه براي حل بحران عراق شدهاند.نشست شرمالشيخ ميتواند به منزله اجراي بخشي از خواست مردم آمريكا از سوي كاخ سفيد باشد كه حجم انتقادات به آنها ميكاهد. خامسا از اهداف واشنگتن آوردن اعراب به جمع بازيگران صحنه عراق و در نهايت صلح خاورميانه است. ايالات متحده اميد دارد تا با برگزاري نشستهايي همچون شرمالشيخ بر نقش اعراب افزوده از سوي ديگر برخي خواستههاي آنها مبني بر بهبود جايگاه اهل سنت در تركيب دولت (بعضا حضور بعثيها) را اجرايي نمايد تا در نهايت آنها را در روند سازش با رژيم صهيونيستي قرار دهد. در نهايت ميتوان گفت كه نشست شرمالشيخ، برگ ديگري از ناكامي آمريكا در اجراي اهدافش در عراق است كه موجب گرديده تا براي فرار از بحران، دست نياز به ساير كشورها دراز نمايد.البته چنانكه ذكر شد آنها در حاشيه نشست با انتخاب مصر و ارائه برخي طرحها، سياستهاي كلاني را عليه كشورهاي منطقه، دولت مالكي و آينده عراق طراحي نمودهاند كه محور آن را استمرار اشغالگري، كاهش اقتدار مالكي و انتقال قانوني تمام مسئوليت از دولت بغداد به نيروهاي آمريكايي و تكرار اتهامات به همسايگان مبني بر دخالت منفي در امور داخلي عراق و … تشكيل ميدهد. با اين وجود چنانكه در نشست بغداد تكرار شد، واگذاري امور به مردم و خروج اشغالگران از عراق تنها راهكار براي پايان بحران اين كشور است چنانكه اجلاسهاي گذشته نيز به دليل حضور اشغالگران ناكام مانده و همچنان شاهد كشتار دستهجمعي در عراق ميباشيم.
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مجری صلح آخرين حربه اولمرت براي بقا اولمرت که با انتشار گزارش وينوگراد ،زير تيغ مخالفان قرار گرفته است ،تلاش دارد تا با تکيه بر نقش خود در روند صلح خاورميانه همچنان قدرت خود را حفظ نمايد . انتشار گزارش کميته وينوگراد با محوريت معرفي اولمرت نخست وزير ،عامير پرتز وزير جنگ و دان هالوتس رئيس سابق ستاد ارتش رژيم صهيونيستي به عنوان عاملان شکست اين رژيم در جنگ عليه حزب الله ،تشديد اعتراضات عليه اولمرت را به همراه داشت . نکته مهم در بحران اخير رژيم صهيونيستي ،مواضع ايالات متحده در قبال اولمرت مي باشد. هرچند آنها از موضع گيري صريح در اين زمينه خودداري مرده اند اما نکته مهمي را مد نظر قرار داده اند وآن نقش اولمرت در تحقق روند صلح خاورميانه است . اين تاکيد که مهمترين راهکار براي حفظ قدرت اولمرت است در حالي اعلام مي گردد که : الف) ساکنان اراضي اشغالي فلسطين و شهرک نشينان يهودي ،از ادامه انتفاضه و پاسخ هاي موشکي مقاومت در هراس مي باشند .انها خواستار اجراي آتش بس دائم براي حفظ امنيت خود گرديده اند . بر اين اساس آنها از روند صلح حمايت مي کنند در حالي که اولمرت به عنوان مجري طرح مي تواند تا حدودي از انتقادهاي مردم به آن بکاهد . ب) آمريکا تلاش دارد تا با معرفي اولمرت به عنوان تنها ناجي صلح خاتورميانه ،رضايت اعراب را براي حمايت از آن بدست آورد . به عبارتي ديگر آنها چنان وانمود مي کنند که نبود اولمرت به منزله شکست طرح صلح است لذا اعراب بايد ازآن حمايت کنند . اين امر در قبال تشکيلات خودگردان نيز تکرار مي گردد. (آنها آمدن فردي جديد به جاي اولمرت را به منزله شکست مذاکرات به اصطلاح صلح !و تشديد حملات عليه فلسطينيان عنوان مي کنند . ج ) نکته مهم در تحولات سرزمين هاي اشغالي فلسطين ،نگاه جامعه جهاني و بازيگران خارجي است . واشنگتن هرچند رضايتي از دولت اولمرت ندارند اما دگرگوني در اين رژيم را در مقطع کنوني مغاير با اهداف خود مي داند ،لذا حمايت از اولمرت را در دستور کار دارد . آنها با تاکيد بر نقش او در روند صلح برآنند تا جامعه جهاني را به حمايت از اولمرت وادار سازند . (اين اقدام مقطعي است و احتمال دگرگوني در آن در آينده وجود دارد ) در نهايت مي توان گفت که تاکيد آمريکا بر نقش اولمرت در تحقق صلح خاورميانه آخرين حربه براي حفظ دولت کنوني رژيم صهيونيستي براي تحقق اهدافش (بويژه صلح خاورميانه ) است . هرچند که در نهايت آنها نيز چندان تمايلي به دولت کنوني ندارند اما از آمدن دولتي افراطي در هراس مي باشند . بر اين اساس در شرايط کنوني استمرار مقاومت به تشديد بحران در دولت او لمرت منجر مي گردد که فروپاشي رژيم صهيونيستي را تسهيل مي نمايد . اين امر تنها راهکاري است که ملت فلسطين را به تحققآرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف رهنمون مي سازد هرچند که صهيونيست ها با تشديد جنايات و ايجاد جنگ تبليغاتي مبني بر پيامدهاي منفي نبود اولمرت براي صلح خاورميانه براي مقابله با آن فعاليت مي کنند .
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مخالفت يا مصلحت انديشي؟ نام رئيسجمهور آينده تركيه درحالي در هالهاي از ابهام قرار گرفته كه تقابل اسلامگرايان و سكولارها به تشديد بحران داخلي منجر شده است. با پايان يافتن دوران رياست جمهوري احمدنجدت سزر، رايگيري براي انتخاب رئيسجمهور آينده تركيه آغاز شده است. در اين ميان عبدا … گل از حزب حاكم عدالت و توسعه براي كسب اين كرسي به نبرد با پارلمان ميپردازد. براساس قوانين تركيه از مجموعه 550 راي پارلمان وي بايد در دور اول و دوم 367 راي در دور سوم 276راي را كسب نمايد.وي كه به جاي رجب طيب اردوغان نخستوزير كنوني تركيه در انتخابات شركت نموده است ،در دور اول 357 راي را كسب كرد تا با اميد بيشتري وارد مرحله دوم گردد. از نكات مهم در تحولات اخير تركيه تقابل سكولارها (مخالفان گل) و اسلامگرايان بر سر تعيين رئيسجمهور آينده است .حضور گل در حزب عدالت و توسعه كه ماهيتي اسلامگرا دارد اين تهديد را براي سكولارها و قدرتمداران تركيه ايجاد كرده است كه نخستوزير، رئيسجمهور و اكثريت پارلمان (357 نماينده) نهضتي اسلامگرا را تشكيل دهند كه خواستهها و اهداف سكولارها را تحتالشعاع قرار دهند. در اين ميان ارتش نيز كه خود را پايبند به سنتهاي آتاترك مبني بر حفظ اصول لائيك و سكولار ميداند به صفآرايي در برابر دولت پرداخته است. نكته قابل تامل آنكه در روزهاي اخير برخي تظاهراتهاي خياباني با محوريت حفظ نظام سكولاريسم و لزوم بركناري «گل» برپا گرديده است. هر چند كه نمايندگان و احزاب سكولار و رسانههاي وابسته به غرب اين تحركات را نشانه انزجار مردم تركيه از اسلام و تلاش آنها براي حفظ نظام سكولار (جدايي دين از سياست) عنوان ميكنند اما در حاشيه اين امر چند نكته قابل تامل ميباشد. عملكردهاي مردم تركيه در برابر قوانين داخلي كشور بويژه مخالفت با قانون منع حجاب در مدارس و دانشگاه ،تاكيد بر حفظ ارزشهاي ديني و عدم تخريب آنها، تاكيد بر توسعه روابط با كشورهاي اسلامي به جاي رويكرد به غرب (85 درصد) كه نمونه آن را در حمايت قاطع از حزبا … لبنان و مقاومت ملت فلسطين مشاهده گرديد، (آنها خواستار پايان همكاري با رژيم صهيونيستي گرديدند)، و … حكايت از اين واقعيت دارد كه مردم تركيه همچنان پايبند به اصولي ديني و اعتقادي هستند و براي حفظ آن تلاش ميكنند. به عبارتي ديگر به رغم تبليغات سكولارها و رسانههاي غرب مردم تركيه حفظ ارزشهاي ديني را الزامآور ميدانند كه نمونه آن پذيرش حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني ( 357 نماينده از 550 نماينده پارلمان) و پذيرش نخستوزيري اردوغان ميباشد . بر اين اساس اعتراضات مردمي در روزهاي اخير به حضور گل در انتخابات رياست جمهوري را ميتوان برگرفته از برخي دغدغههاي مردم تركيه دانست و نه دوري آنها از ارزشهاي اسلامي. اين دغدغهها عبارتند از:1ـ تاريخ تركيه نشان داده است كه ارتش و سكولارها در برابر تهديداتي كه عليه آرمانهاي آتاترك ايجاد شده، واكنش نشان داده و به مقابله با آن ميپردازند (كودتاهاي دهه 60 و 97).مردم تركيه از اين بيم دارند كه آمدن گل برابر با كودتاي ارتش و ايجاد حكومت نظامي در كشور گردد كه جوي از خفقان را ايجاد ميكند. 2ـ در سالهاي نخستوزيري اردوغان، مردم تركيه، كارنامهاي نسبتا موفق را براي وي ثبت كردهاند.عملكردهاي آنها در تغيير قوانين اساسي كشور براي تقويت امور ديني، حضور فعال در معادلات جهاني، رضايت مردمي را از وي به همراه داشته است. اكنون اين بيم وجود دارد كه آمدن گل به بحران سياسي ميان سكولارها و اسلام گرايان در كشور منجر شود كه نتيجه آن برگزاري انتخابات زودهنگام و بركناري دولت اسلامي اردوغان باشد.لذا آنها خواستار حفظ روند گذشته (حضور رئيسجمهور سكولار و نخستوزير اسلامگرا) براي استمرار فعاليت اردوغان و حزب عدالت و توسعه ميباشند. 3ـ از خواسته مردم تركيه عضويت در اتحاديه اروپا است. آنها كه سالها براي اين مهم تلاش كردهاند آمدن رئيسجمهور اسلامگرا را بهانهاي ديگر از سوي اروپا براي عدم پذيرش خود ميدانند. اين دغدغه سبب ميشود تا آنها تمايلي به آمدن گل نشان ندهند و فردي سكولار را خواستار شوند. 4ـ از بازيگران عرصه تركيه، ايالات متحده است. اين كشور به دليل موقعيت استراتژيك تركيه، خواستار حفظ وضع موجود در آن است. مردم تركيه با آگاهي از سياستهاي كاخ سفيد، حضور گل را با سياستهاي ضد آمريكايي ،عامل تحريك اين كشور به دخالت در امور كشورشان و احتمالا بهرهگيري از پكك براي بيثبات كردن آن ارزيابي ميكنند. (اين در حالي است كه آنها عملكرد نخستوزير در مقابله با كاخ سفيد را مورد تاييد قرار ميدهند اما از تشديد آن ابراز نگراني ميكنند). در نهايت ميتوان گفت كه مخالفت اعلام شده از سوي گروههاي مردمي نه به دليل موقعيت ضعيف حزب عدالت و توسعه بلكه برگرفته از دغدغههاي مردمي از انجام كودتاي ارتش و مداخلات غرب و آمريكا است كه آنها را به مخالفت با حضور گل در پست رياست جمهوري وادار ميكند. آنها بر حفظ دولت اردوغان تاكيد دارند و با انتخابات زودهنگام مخالفت ميكنند كه اين خود نشانه نگرش ديني و مذهبي مردم به دولت است و شايد به همين دليل است كه در برابر رياست جمهوري گل قرار گرفتهاند، هر چند كه سكولارها ارتش و غرب آن را مخالفت مردمي با حزب عدالت و توسعه ميدانند. مردم تركيه بارها اعلام كردهاند كه دولت كنوني را خواستار ميباشند اما با دگرگوني در ساختار سياسي كشور كه بحران امنيتي ايجاد نمايد مخالفت ميكنند.
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه اروپا به آمريكاي لاتين كشورهاي اروپايي كه براي توسعه جايگاه جهاني خود فعال گرديده اند، گسترش مناسبات با كشورهاي آمريكاي لاتين را در دستور كار قرار داده اند.
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نبرد خياباني شرق و غرب بررسي تحولات سياسي اقمار گذشته شوروي بيانگر دگرگوني هاي نسبي در اين كشورها مي باشد كه به دليل دخالت روسيه ، آمريكا و اروپا تكرار انقلابات رنگين را در اذهان تداعي نموده است.
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چه كسي به كاخ اليزه مي رود؟ ساركوزي و رويال در حالي در دور دوم انتخابات فرانسه به رقابت مي پردازند كه آراي نزديك آنها نام وارد شونده به كاخ اليزه را همچنان در ابهام قرار داده است .
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رژيم صهيونيستي در چارچوب مقابله با انتفاضه طرح آمريکايي آزادي حرکت در مقابل امنيت را مطرح نموده است تا در سايه آن ضمن توجيه جنايات خود گامي ديگر براي نابودي آرمان هاي فلسطينيان بر دارد . در حالي که طرح هاي اشغالگران قدس و آمريکا براي مهار انتفاضه ناکام مانده و پاسخ هاي موشکي مقاومت ،رعب و وحشت را بر تلاويو مستولي ساخته است ،سران اين رژيم از ارائه طرحامريکايي آزادي حرکت در مقابل امنيت ،در نشست آينده ابومازن و اولمرت سخن به ميان آورده اند . بر اساس اين طرح رژيم صهيونيستي در برابر پايان مقاومت و پاسخ هاي موشکي فلسطينيان برخي تدابير امنيتي در ايستهاي بازرسي را به حال تعليق در مي آورند . هرچند تلاويو اين طرح را گامي براي صلح عنوان مي دارد اما در حاشيه آن نکاتي چند قابل تامل است که توطئه اي فراگير عليه ملت فلسطين را نشان مي دهد . الف ) اين حقيقت وجود دارد که پاسخ هاي موشکي و عمليات هاي شهادت طلبانه فلسطينيان ، صهيونيست ها را به وحشت و فرار از اراضي اشغالي واداشته است . نتيجه اين اقدامات ،وادار شدن تلاويو به دادن امتيازاتي براي فلسطينيان به منظور پايان مقاومت است . اين طرح ها اين حقيقت را مورد تاکيد قرار مي دهد که استمرار مقاومت رمز اصلي پايان سلطه گري صهيونيست ها و تحقق خواسته هاي فلسطينيان است چنانکه روند سازش دستاوردي براي آنها نداشته اما مقاومت ،صهيونيست ها را به دادن امتيازاتي هرچند ناچيز وادار کرده است . ب) در طرح مذکور تعريفي از اقدامات و تحرکات نظامي صهيونيست ها صورت نگرفته است . به عبارتي ديگر فلسطينيان با دادن تعهداتي سنگين صرفا حق حرکت از ايستهاي بازرسي را خواهند داشت . اين در حالي است که يورش هاي گسترده صهيونيست ها به مناطق فلسطيني نشين ،اخراج فلسطينيان ،بازگشت آوارگان به ميهنشان ،مطرح نشده است . اين طرح درنهايت آزادي عمل براي تشديد جنايات صهيونيست ها را مورد تاييد قرار مي دهد. ج) از موارد اين طرح، ايجاد شرايط براي آزادي « گلعاد شليط »اسير در بند مقاومت است . اين در حالي است که از آزادي اسراي فلسطيني نامي برده نشده است . د) اعلام پيش شرط جلوگيري از قاچاق سلاح به غزه به منزله رودررو قرار دادن نيروهاي امنيتي و گروههاي مقاومت است که به درگيري داخلي و تفرقهانها منجر مي شود . ه ) نکته مهم در اين طرح آنکه صهيونيست ها آرمان فلسطينيان را از استمرار انتفاضه تا تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف بهازادي حرکت تنزل مي دهد که به منزله پايان آرمان هاي فلسطينيان است . صهيونيست ها در نهايت آرمان فلسطين را به مسائل جزيي سوق مي دهد تا در رايزني با تشکيلات خودگردان و احتمالا بررسي طرح اعراب به حذف خواسته هاي فلسطينيان بپردازند . ي) طرح آزادي حرکت در مقابل امنيت مانند ساير طرح ها راهکاري است که تعهداتي سنگين براي فلسطينيان و راههاي فراري براي صهيونيست ها در برابر بازخواست هاي جهاني ايجاد مي کند . تلاويو اميدوار است تا با اين طرح مجامع جهاني را در برابر فلسطينيان قرار داده و خود را لوح پاک معرفي نمايد . در نهايت مي توان اين طرح را توطئه اي جديد عليه انتفاضه و مقاومت دانست که از سوي صهيونيست ها ارائه شده است . البته تاکيد بر ادامه انتفاضه و عدم پذيرش طرح هاي سازش بارديگر اين طرح را باشکست مواجه مي سازد بويژه اينکه فلسطينيان اکنون دريافته اند راهکار عقب نشيني صهيونيست ها و تحققآرمان آنها براي تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف ادامه مقاومت است . چنانکه اکنون صهيونيست ها براي تامين امنيت ،طرحآزادي حرکت در مقابل امنيت را ارائه کرده اند هرچند که در حاشيهان توطئه هايي را پي گيري مي کنند.
+
نوشته شده در سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سازماندهي دوباره طالبان بحران امنيتي در افغانستان در حالي تشديد گرديده است كه طالبان توانستهاند با احياي نسبي قدرت ، مواضعي را به تصرف درآورند تا گروههاي ائتلاف و ناتو را در آزموني سخت قرار دهند. طالبان كه با همكاري آمريكا و برخي كشورها نظير عربستان و پاكستان شكل گرفت توانست با ايجاد پايگاه مردمي قدرت را در دست گيرد. پس از حوادث 11 سپتامبر آمريكا و متحدانش به بهانه مبارزه با تروريسم (كه خودپرورانده بودند) در سال 2001 به افغانستان لشكركشي نموده و حكومت طالبان را ساقط ساختند. هر چند كه در طول 6سال گذشته درگيريهاي شديدي ميان طالبان و نيروهاي ايساف و ناتو روي داده است اما براساس آخرين اخبار طالبان با احياي سازماندهيهاي گذشته با تركيبي جديد توانستهاند اهداف بسياري را محقق و در مواردي بر بخشهايي از افغانستان مسلط گردند .با توجه به تحولات افغانستان و حضور گسترده نيروهاي خارجي، قدرتيابي طالبان را كه شكستي براي دولت و بازيگران خارجي افغانستان است بر چند محور ميتوان مورد ارزيابي قرار داد. 1ـ به رغم تمام تلاشهاي صورت گرفته از سوي حامد كرزاي رئيسجمهور افغانستان در سالهاي گذشته، فساد گسترده مالي و اداري در دستگاه اجرايي افغانستان به امري فراگير مبدل شده است. اين رويه تا بدان حد است كه مفاسد اداري به طور علني به فعاليت ميپردازند. توسعه اين معضل اداري و سياسي در كنار مشكلات حاكم بر جامعه، دوري مردم از دولت را به همراه داشته كه حاصل آن گرايش (بويژه در بين جوانان) به طالبان براي تشكيل دولتي پاك است. نكته ديگر آنكه، عملكرد نيروهاي ائتلاف به گسترش مراكز فساد و ترويج فساد (مشروبات الكلي و مواد مخدر) در ميان جامعه منجر شده كه خانوادههاي مذهبي را به سمت حكومت سختگيرانه طالبان سوق داده است. 2ـ هر چند كه نيروهاي ائتلاف 6 سال است كه در افغانستان حضور دارند اما تاكنون اقدام چنداني براي برقراري ثبات و امنيت انجام ندادهاند. گزارشها نشان ميدهد كه نيروهاي خارجي در بسياري از موارد براي مقابله با طالبان وادار به امتيازدهي گرديدهاند تا از بالا رفتن تلفات خود جلوگيري نمايند. كارنامه ائتلاف نشان ميدهد كه آنها به جاي رسيدگي به امور محوله به تجارت اورانيوم و مواد مخدر و حتي انسان روي آوردهاند كه اين امر بحرانهايي را ايجاد كرده است. ناتواناييهاي ائتلاف از يك سو گرايش مردم براي مقابله با اشغالگري را به همراه داشته از سوي ديگر طالبان نيز موقعيت بهتري در ميان مردم يافتهاند. نتيجه اين امر چنان است كه برخي ناظران سياسي از تعامل اشغالگران با طالبان و واگذاري حكومت برخي مناطق به طالبان براي پايان دادن به درگيريها خبر دادهاند. 3ـ عدم بازسازي كشور، اجرايي نشدن وعدههاي خارجي به رغم برگزاري اجلاسهاي متعدد (گزارشها نشان ميدهد كه كمكهاي اعلام شده از سال 2002 تاكنون محقق نشدهاند و صرفا در حد شعار بوده است)، اجرايي نشدن طرح خلع سلاح عمومي، عدم وجود تشكيل ارتش مقتدر و منسجم، معطوف شدن دولت به چالشهاي سياسي روزمره و جذب كمكهاي خارجي به جاي رسيدگي به امور اجتماعي و ... دست به دست يكديگر دادهاند تا طالبان ضمن احياي قدرت با پايگاهي نسبتا مردمي به فعاليت بپردازند و بخشهايي را به تصرف خود درآورند. 4ـ با عنايت به اين حقيقت كه طالبان در خاك پاكستان تشكيل شدهاند، در شرايط كنوني كه اسلام آباد شرايط بحراني را در عرصه سياسي (رقابت مشرف و بوتو) سپري ميكند از سوي ديگر با چالشهاي بينالمللي مواجه است ، طالبان به احياي مراكز آموزشي در نقاط مرزي پرداختهاند كه عملكرد آنها درخاك افغانستان و بعضا پاكستان مشاهده ميگردد. در نهايت ميتوان گفت كه قدرتيابي دوباره طالبان برگرفته از شرايط داخلي حاكم بر افغانستان است كه مجموعهاي از بحرانهاي اجتماعي، سياسي و نظامي را در برميگيرد. البته ناتواناييهاي نيروهاي ائتلاف در تحقق اهداف تعيين شده بخش ديگري از اين چالشها است. با تمام اين تفاسير با عنايت به عملكردهاي نيروهاي خارجي در افغانستان، بحران كنوني را ميتوان شكستي براي آمريكا و متحدان آن دانست كه در كنار عراق به رسوايي بزرگي براي آنها مبدل خواهد شد، هر چند كه انحراف افكار عمومي به عراق و فلسطين تاكنون مانع از توجه جهانيان به اين ناكاميها گرديده است.
+
نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اروپا بازيگرصهيونيست ها در رفح رژيم صهيونيستي که براي اجراي اهداف توسعه طلبانه با چالش هاي بسيار مواجه است تلاش داردتا از نيرو هاي اروپايي براي تحقق اهداف خود بهره برداري نمايد. از سال 2005 نيرو هاي اروپايي در مرز رفح براي جلوگيري از درگيري ميان فلسطينيان و رژيم صهيونيستي استقرار يافته اند.درصورتي که ماموريت اين نيرو ها روز هاي پاياني خود را مي گذراند رژيم صهيونيستي براي تمديدآن با تشديد اختيارات ويژه تلاش ميکند. اين اقدام که به معناي پايان بي طرفي اين نيروهاست با چند هدف صورت مي گيرد 1) رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي با بحران هاي بسياري مواجه است که آن را وادار به کاهش تحرکات توسعه طلبانه مي کند.از سوي ديگر آنها براي ساخت شهرک هاي جديد در جولان،کرانه باختري،بيت المقدس،تکميل نمودن ديوار حائل فعاليت مي کنند.آنها اميد وارند با حضور نيروهاي اروپايي با اختيارات فوق العاده بتوانند فضايي امنيتي براي خود ايجاد نمايند تا ضمن رسيدگي به امور داخلي به توسعه طلبي هاي خود ادامه دهند. 2)صهيونيست استمرار تحريم هاي بين المللي،اعمال محدوديت هاي اقتصادي عليه فلسطينيان راپي گيري مي کنند.آنها بر آنند تا با کمک نيرو هاي خارجي اين روند را تسریع نموده تا در نهايت فلسطينيان را به توقف انتقاضه و پذيرش طرح سازش وادار سازند. 3)از سياست هاي صهيونيست ها تعيين يک جانبه مرزهاست.آنها با تثبيت جايگاه نيرو هاي اروپايي تلاش دارند تا سياست تعيين يکجانبه مرز ها را اجرايي نمايند که بخشي از آن در مرز هاي رفح اجرا مي گردد. ۴)حضور نيرو هاي اروپايي در رفح به منزله تبديل شدن جنگ صهيونيست ها –فلسطينيان به جنگ فلسطيني-اروپايي است.اين امر از یک سو سرپوشی بر جنایات صهيونيست ها است از سوي ديگر جايگاه آنها را در افکار عمومي جهان بهبود مي بخشد.اين در حالي است که در سايه اين طرح به تشديد جنایات مي پردازند. ۵)از طرح هاي صهيونيست ها آوردن ناتو در تحولات فلسطين است.در اين چار چوب توسعه حوزه فعاليت اروپا مي تواند پيش زمينه اي براي آمدن ناتو به منطقه و در نهايت عضويت رژيم صهيونيستي در آن باشد. در نهايت مي توان گفت که تشديد فعاليت نيرو هاي اروپايي در مرز هاي رفح توطئه اي ديگر عليه انتقاضه است که با نام صلح اجرا مي گردد.البته تاکيد مقاومت بر استمرار انتفاضه تا تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف عاملي است که مرز هاي محدوديت ساز را باطل مي نمايد لذا اين نيرو ها نيز نمي توانند تضمين امنيتي براي صهيونيست ها ايجاد نمايد چنانکه ديوارحائل نيز نتوانست اين امر را براي تل آويو فراهم کند.
+
نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تکراری اما بی حاصل برای فلسطینیان دولتمردان کاخ سفيد در حالي از طرح صلح ميان فلسطينيان ورژيم صهيونيستي سخن به ميان مي آورندکه تحرکات آنان ياد آور اقدامات سران دموکرات آمريکا در سال 2000 م است که بدون نتيجه پايان يافت.در طي ماههاي اخير واشنگتن راهکارهاي بسياري را براي اجراي طرح به اصطلاح صلح خاور ميانه ارائه کرده است.هرچند که آنهااين اقدام را براي صلح جهاني عنوان مي کنند.اما بررسي طرح ها و اقدامات آنهادرقالب طرح هايي که در گذشته از سوي سران آمريکا ارائه شده،از تبليغاتي بودن آنها حكايت دارد.در آستانه انتخابات سال 2000 م ايالات متحده، بيل كيلينتون رئيس جمهور آمريكا جهت كسب آرا براي الگور نامزد دمو کرات ها در برابر بوش جمهوريخواه،به تحرکات بسياري در قبال فلسطين مبادرت ورزيد.ديدارهاي مکرراز سرزميين هاي ا شغالي فلسطين،ايجاد تشکيلات خود گردان فلسطين در ازاي امتيازاتي که عرفات براي رژيم صهيونيستي در نظر گرفت ،اعلام وعده تشکيل کشور مستقل فلسطيني تا سال 2005 م باهمکاري کميته چهار جانبه،برقراري آتش بس ميان فلسطينيان وصهيونيستها و ... از جمله اقدامات كيلينتون براي به نمايش گذاشتن چهره اي فعال از دموکرات ها در صلح خاورميانه مي باشد.امروز پس از 7 سال از آن زمان و در حالي که جمهوريخواهان در دوراني بحراني براي انتخابات 2008 آماده مي گردند،تحرکات مشابهي از سوي کاخ سفيد درحال اجرا است .ديدارهاي مکرر و همه جانبه مقامات ارشد ازسرزمينهاي اشغالي فلسطين،ارائه طرح هاي جديدبراي صلح خاورميانه ،رويکردبه اعراب براي حضوردر روند سازش،اعلام تشکيل کشورمستقل فلسطيني درسال 2008 ، فعال سازي سازمان ملل براي صلح اعراب وصهيونيستها،ازجمله اقدامات کاخ سفيدبراي بهره برداري تبليغاتي از تحولات فلسطين مي باشد.البته اين نکته قابل ذکراست که اين اقدامات تفاوتي با سال 2000داردوآن دوري امريکاازبه رسميت شناختن حقوق فلسطينيان براي حضوردراراضي اشغالي است.دردوران کيلينتون حمايت کاخ سفيدازحقوق فلسطينيان دلسردي لابي يهودي رابه همراه داشت که موجب گرايش انها به جمهوريخواهان گرديد .براين اساس اکنون جمهوريخواهان براي جلوگيري از تکرار اين امر،صرفا درچارچوب اهداف صهيونيستها بويژه صلح اعراب و پايان انتفاضه گام برمي دارند.(آنها براي حذف بازگشت آوارگان ،عدم عقب نشيني صهيونيستها از اراضي اشغالي 1967،حفظ بيت المقدس براي صهيونيستها،تلاش مي کنند). در نهايت مي توان گفت که اقدامات اخير آمريکا ،برگرفته از سياست هاي انتخاباتي است که به نوعي الگو برداري ازتحولات سال 2000 است.البته با اين تفاوت که در سال 2000 م وعده هايي به فلسطينيان داده شد اما اکنون صرفآ براي خواست تل آويو است تا ناکامي دموکراتها تکرارنگردد.بر اين اساس مي توان گفت که چنانکه طرح هاي آن سال ها دروغين و غير اجرايي بود ا مروز نيز خواسته هاي فلسطينيان اجرا نخواهد شد و صرفآ تبليغاتي است که اعراب را به رژيم صهيونيستي و فلسطينيان را به سازش وادار مي سازد .چنانکه اکنون ملت و گرو ههاي مقاومت فلسطيني تاکيد نموده اند، روند کنوني براي فراموش ساختن آرمان فلسطيني ها است لذا چنانکه در سال 2000م انتقاضه دوم مسجدالاقصي آغاز گرديد،اکنون با دوري از سازش انتقاضه سوم تا تشکيل کشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف بايد آغاز گردد.
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 8:3 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاملي بر سرمايه گذاري هاي خارجي در كشور به رغم آنكه دولتمردان غرب تلاش داشتهاند تا با اعمال تحريم عليه ايران موانع اقتصادي و سياسي براي آن ايجاد نمايند اما شركتهاي غربي و غير غربي بدون توجه به اين اقدامات بر سرمايهگذاري در ايران تاكيد نمودهاند تا شكستي ديگر براي غرب رغم زده شود.
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاملي بر نشست ابومازن و مشعل در قاهره امروز محمود عباس و خالد مشعل در قاهره درحالي ديدار مي کنند که اتحاد تمام گروههاي فلسطيني براي مقابله با توطئه هاي غرب و رژيم صهيونيستي امري الزام آور مي باشد . در شرايطي که سرزمين هاي اشغالي فلسطين ، شاهد تحولات جديدي مي باشد ،خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس و محمود عباس ريس تشکيلات خودگردان ،در قاهره براي نخستين بار پس از تشکسل دولت اتحاد ملي ديدار مي کنند . اين ديدار در حالي برگزرا مي شود که چند اصل بر آن سايه افکنده است . الف ) پس از توافق مکه و تشکيل اتحاد ملي ،اکنون رايزني ميان تمام گروههاي فلسطيني براي حفظ دولت امري ضروري است . در شرايطي که توطئه هاي صهيونيست ها براي بر اصل تفرقه افکني استوار است رايزني هاي قاهره مي تواند راهگشايي براي حل اين چالش ها باشد . ب) از نکات مطرح در تحولات فلسطين چگونگي رفع تحريم ها از ملت فلسطين مخي باشد . با توجه به جايگاه ويژه ابومازن و خالد مشعل در ميان دولت ها و ملت هاي ساير کشورها ،همکاري آنها مي تواند تاثيرات بسياري بر لغو اين تحريم ها داشته باشد . ج )آينده ساف و نحوه اداره تشکيلات خودگردان محور ديگر مطرح در ديدار مقامات حماس و ابومازن است . در شرايطي که ابومازن جايگاه مردمي چنداني ندارد ،تاييد وي از سوي افرادي مانند خالد مشعل و ساير رهبران مقاومت براي آينده سياسي وي مهم مي باشد . البته تجهيز نظامي تشکيلات خودگردان از سوي تل آويو و آمريکا از عواملي است که که بر اين امر تاثير نامطلوب دارد. د)به رغمآنکه ابومازن بر آتش بس با رژيم صهيونيستي تاکيد دارد ،اما گروههاي مقاومت بر ادامه انتفاضه تا تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف اصرار دارند . ابومازن در ديدار با مشعل تلاش دارد تا وي را متقاعد به به پذيرش طرح سازش و برخي خواسته هاي تلاويو (وي پيش از اين با اولمرت ديدار کرده بود )نمايد . اين در حالي است که مشعل پيشتر مقاومت را تنها گزينه در برابر جنايات صهيونيست ها دانسته و بر اجراي آن تاکيد نموده است . ي) نکته مهم در نشست قاهره بررسي طرح اعراب و جلب رضايت مشعل براي پذيرش آن است . اين طرح در حالي بررسي مي شود که حماس بر اصلبازگشتاوارگان ،پايان اشغال قدس ،تخليه اراضي اشغالي 1967 توسط صهيونيست ها تاکيد دارد . مقامات حماس از جمله مشعل اين طرح را توطئه غرب ارزيابي نموده وآن را مردود دانسته اند . اين امر مهم ترين چالش ابومازن و مشعل در نشست قاهره خواهد بود . چ) در نشست قاهره نقش مصر امري قابل تامل است . مصر که به عنوان نماينده گروه سازش تعيين شده است ،از سوي ديگر براي ارتقاي جايگاه خود در معادلات خاورميانه (در کنار عربستان ) تلاش مي کند برآن است تا از نشست مذکور براي اجراي اهداف خود بهره برداري نمايد . آنها برآنند تا بارديگر سناريوي نشست مکه را در قاهره تکرار نمايند تا در اين مقوله نيز از رياض عقب نمانند. البته آنها بيشتر بر اصل سازش و پايان مقاومت تاکيد دارند تا روند صلح با تلآويو تسريع شود . بر اساس آنچه ذکر شد نشست قاهره گامي براي حفظ دولت اتحاد ملي است که با محوريت سران حماس و تشکيلات خودگردان اجرا مي شود ،هرچند که غرب ،رژيم صهيونيستي و برخي سران عرب تلاش دارند از آن براي متقاعد ساختن حماس براي پذيرش طرح سازش بهره برداري نمايند . اين در حالي است که مشعل و ساير رهبران حماس بر عدم پذيرش رژيم صهيونيستي تا تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف تاکيد نموده اند ،تا اين توطئه نيز با شکست مواجه گردد.
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تنش در مناسبات روسيه و اروپا در حالي كه پيش از اين روسيه و اروپا بر حل اختلافات فيمابين تاكيد داشتهاند، تضاد در اهداف سياسي و برخي تحركات تنشزا از سوي دو طرف، به تقابل آنها منجر گرديده كه تاثيرات نامطلوبي بر روابط استراتژيك آنها خواهد داشت. اتحاديه اروپا و روسيه در سالهاي اخير تلاش نمودهاند تا با حل اختلافات گذشته و اجراي برخي طرحهاي مشترك، به توسعه مناسبات بپردازند .هر چند كه به دليل برخي اختلافات بنيادين، روسيه در جمع اعضاي اتحاديه قرار نگرفته است اما به عنوان يكي از شركاي اصلي اروپا قلمداد ميشود. به رغم آنكه طرفين تاكنون بر تحقق اهداف مشترك و توسعه مناسبات فراگير تاكيد داشتهاند، اما در هفتههاي اخير، تنشهايي در مناسبات آنها ايجاد شده است كه نقطه عطف آن را ميتوان در مواضع پوتين در قبال اروپا مشاهده كرد. وي در برابر تحركات تند اروپايي ها اعلام نمود : طرح امنيتي با اروپا را به حل تعليق درآورده و امور نظامي و امنيتي را سرلوحه كارهاي خود قرار ميدهد. با توجه به پيشينه روابط طرفين طي ماههاي اخير، چالشهاي ايجاد شده در روابط آنها از چند منظر قابل بررسي است. الف ـ از نگاه روسيه: از مهمترين اهداف مسكو، حفظ امنيت داخلي و حوزههاي نفوذ در اقمار گذشتهاشان ميباشد. اين سياست در حالي پيگيري ميشود كه: اولا براساس گزارشهاي منتشره، اروپاييها در عرصه داخلي روسيه، با حمايت از مخالفان دولت (حمايت از كاسپاروف و تاجر روس محور آن است) به بحرانآفريني سياسي در مسكو ميپردازند. ثانيا بررسي تحولات آسياي مركزي و قفقاز حوزه بالكان، حكايت از تحركات مستقيم و غير مستقيم اروپا براي دگرگوني در اقمار و متحدان سنتي روسيه دارد. بحرانهاي سياسي در اوكراين، قرقيزستان، اعلام استقلال كوزوو و … هر چند تحولاتي داخلي و روندي سياسي ميباشند اما بعضا به دليل مداخلات غرب به چالشهايي براي مسكو مبدل گرديدهاند. ثانيا محور اصلي تقابل روسيه و اروپا، اعلام طرح سپر موشكي آمريكا و حمايت اروپا از آن است. ايالات متحده كه در اجراي ساير اهداف جهاني خود ناكام مانده است تلاش دارد تا با استقرار سيستم دفاع موشكي در اقصي نقاط جهان بار ديگر آقايي خود را براي افكار عمومي جهان به نمايش گذارد. محور اين طرح اقمار روسيه را شامل گرديده كه به دليل همكاري اروپا با اين توسعهطلبي، مسكو با ديده ترديد به روابط خود با قاره سبز مينگرند.ب ـ نگاه اروپا: در نقطه مقابل اروپاييها نيز دغدغههاي خاص خود را دربرابر مسكو مطرح مينمايند. اولا بحران انرژي در اروپا معضلي هميشگي است كه روسيه از آن به عنوان ابزاري براي اعمال فشار بر آنها بهرهبرداري ميكند. در زمستان سال گذشته مسكو با افزايش بهاي نفت و گاز و قطع صادرات گاز به بلاروس، به نوعي غرب را در اين حوزه به چالش كشاند. ثانيا از اهداف اروپا توسعه اراضي در قالب تجزيه كشورها و استقرار ناتو در اروپاي شرقي و حوزه بالكان ميباشد اين سياستها در حالي پيگيري ميشود كه روسيه به عنوان مهمترين سد در برابر آن قرار گرفته است. (تجزيه كوزوو، پيوستن اقمار گذشته روسيه بويژه در حوزه بالكان، از مهمترين اهداف اروپا است كه روسيه با آن مخالفت ميكند) ثالثا بخشي از نگاه منفي اروپا به روسيه را ميتوان در تبليغات آمريكا عليه مسكو جستجو نمود. آمريكا كه براي استقرار سيستم دفاع موشكي در اروپا (ايتاليا، انگليس، آلمان، اسپانيا) فعال گرديده، راهكار توجيهي براي افكار عمومي اتحاديه اروپا را بزرگنمايي تهديدات مسكو و سياستهاي نظاميگرايانه آن قرار داده است. اين تحركات سبب شده تا اروپاييها نيز به همراهي با آمريكا خواستار اجراي طرح سپر موشكي در مرزهاي روسيه شوند. البته آنها از اعلام همكاري مشترك با روسيه خبر دادهاند تا بدينوسيله از ميزان مخالفتهاي آن كاسته شود. ( تحولات كنوني را ميتوان شكستي براي آنجلا مركل صدر اعظمآلمان دانست كه در دوران رياست دورهاي بر اتحاديه اروپا براي ذوب كردن يخها در روابط مسكو و اروپا تلاشهاي بسياري داشته كه اكنون با با ناكامي مواجه گرديده است). در نهايت ميتوان گفت كه به رغم تلاشهاي سالهاي گذشته روسيه و اروپا براي حل اختلافات ،اكنون بحران در روابط آنها پديدار گرديده است. البته چنانكه ذكر شد اين تنشها برگرفته از برخي اختلافات قديمي است كه اكنون به طور علني ظهور يافته است. در همين حال اين امر قابل تامل است كه ايالات متحده نيز در اين روند تاثيرگذار ميباشد كه سبب ميگردد تا مانع از حل اختلافات موجود گردد. واشنگتن آگاه است كه اتحاد روسيه و اروپا و حل كامل اختلافات آنها، چالشهاي بسياري براي آن به همراه دارد لذا تنش در مناسبات آنها امري الزامآور است. آمريكا اميدوار است تا در سايه اين بحرانها، رويكرد اروپا به پذيرش پايگاههاي نظامي و سيستم دفاع موشكي آمريكا، همكاري اتحاديه با واشنگتن جهت توسعه ناتو در مرزهاي روسيه، كاهش مخالفتهاي اروپا با سياستهاي جهاني كاخ سفيد، (تبديل تقابل افكار عمومي اروپا با آمريكا به اروپا با روسيه) و … را محقق سازد. با تمام اين تفاسير نياز اروپا به منابع انرژي روسيه، نگاه فراگير مسكو به عرصه بينالملل كه حفظ مناسبات با اروپا را الزامآور ميسازد و … مانع از تقابل شديد طرفين ميگردد در حالي كه اين تنشها همچون آتش زير خاكستر باقي خواهد ماند كه در آينده پيشزمينهاي براي تكرار تقابلها خواهد بود.
+
نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيش در آمدي بر سفر دورهاي آبه شينزو آبه كه سياست خود را بر اساس اصل ارتقاي جايگاه منطقه اي و جهاني ژاپن تدوين نموده است سفر دورهاي به آمريكا و خاورميانه را آغاز كرده تا گامهاي جديدي براي تحقق اين مهم بر داشته شود. شينزو آبه نخستوزير ژاپن در سفري دورهاي از آمريكا، كويت، قطر، عربستان، مصر و امارات ديدن ميكند. آبه كه طرحهاي بسياري براي ارتقاي جايگاه جهاني ژاپن دارد، سفرهاي كنوني را نقطه، عطفي براي سياست خارجي كشورش عنوان نموده است. با توجه به محورهاي سفرهاي آبه، اهداف و سياستهاي وي در اين ديدارها بر دو محور استقرار ميباشد: الف ـ سفر به آمريكا: بخش نخست سفر آبه را حضور در كاخ سفيد و مذاكره با سران ايالات متحده تشكيل ميدهد. اين ديدار در شرايطي برگزار ميشود كه اين نخستين ديدار وي از آمريكا پس از 7 ماه تصدي پست نخستوزيري است. پيش از اين وي از چين ديدار نموده بود كه بيانگر تلاش وي براي تقويت مناسبات منطقهاي و عدم وابستگي به آمريكا است (وي در سخنراني خود در جمع خبرنگاران تاكيد كرده بود كه ديگر دوران حضور در آمريكا پس از كسب قدرت يك مقام ژاپني ،گذشته و روابط جنبه استراتژيك و دوجانبه يافته است) با توجه به تحولات منطقه اهداف سفر آبه به آمريكا عبارتند: توسعه همكاري اقتصادي و لغو برخي تعرفههاي وضع شده عليه ژاپن، گسترش همكاريهاي نظامي بويژه در بخش راداري و استقرار سامانههاي موشكي (ژاپن خروج از انزواي نظامي را در دستور كار قرار داده و تلاش دارد تا با تقويت توان دفاعي در برابر تقويت نظامي چين و روسيه و كره شمالي قرار گيرد)، تعيين وضعيت سربازان و پايگاههاي آمريكايي كه انزجار عمومي را به همراه داشته است، بررسي پرونده كره شمالي و چگونه ادامه تحريمها براي مقابله با استمرار فعاليتهاي هستهاي آنان( ژاپن تنها كشوري است كه تحريمهاي كره شمالي را اعمال ميكند)، ارزيابي فعاليتهاي هستهاي ايران و چگونگي برخورد با آن (ژاپن بيشتر ديدگاهي آمريكايي را پيگيري ميكند)، بررسي سيستمهاي موشكي و تحركات روسيه در عرصه جهاني و تقويت همكاريهاي نظامي براي مقابله با آن، يافتن راهكاري براي حل بحران عراق و افغانستان و چگونگي فعاليت نيروهاي ژاپن در اين كشورها، ارزيابي روند صلح خاورميانه با توجه به نشست توكيو كه طرح كوريدور اقتصادي ارائه شد (اردن، فلسطين، نماينده رژيم صهيونيستي و نماينده ژاپن در توكيو بودند)، از مهمترين محورهاي ديدارهاي آبه از آمريكا است. البته رويكرد منطقهاي آبه بويژه در قبال چين و كره جنوبي تا حدودي دلخوري آمريكا را به همراه داشته كه ميتواند در اين نشستها تاثيرگذار باشد. ب ـ سفر به خاورميانه: بخش ديگر سفر آبه حضور در كشورهاي كويت، عربستان، امارات، مصر، قطر، ميباشد. شرايط اقتصادي ژاپن و موقعيت حاكم بر خاورميانه سبب ميشود تا اين سفر اهميت ويژهاي براي توكيو داشته باشد. ابعاد اين سفر عبارتند از: 1ـ ژاپن براي توسعه اقتصادي و صنعتي نيازمند برخورداري از جريان انرژي دائمي است. با توجه به بحرانهاي خاورميانه و شوكهاي وارد شده بر بازار نفت، مقامات توكيو مانند ساير كشورهاي صنعتي برآنند تا با حضور در كشورهاي عربي راهي دائمي براي تامين انرژي كسب نمايند كه سفر آبه نيز بر اين محور استوار است. 2ـ در سالهاي گذشته خاورميانه به عنوان يكي از بزرگترين شركاي تجاري ژاپن ايفاي نقش نموده است. از سوي ديگر حضور بازيگراني نظير اتحاديه اروپا، چين و روسيه، تهديدي براي منافع اقتصادي آن قلمداد ميشود. براين اساس آبه تلاش دارد تا با اين سفر ضمن تحكيم مناسبات اقتصادي به مقابله با نفوذ ساير كشور بپردازد. 3ـ ژاپن از جمله كشورهايي است كه در طرح صلح خاورميانه مشاركت دارد. آنها با برگزاري نشست همكاريهاي اقتصادي ميان فلسطينيان ،رژيم صهيونيستي و اردن كه با نام «كوريدور اقتصادي» برگزار شد گامهاي مهمي براي حضور در اين عرصه برداشتهاند. با توجه به موقعيت ژاپن در خاورميانه، آنها برآنند تا با سفر دورهاي به كشورهاي عربي، آنها را به حضور در صلح خاورميانه بويژه طرح همكاريهاي اقتصادي با رژيم صهيونيستي معطوف نمايند. به عبارتي ديگر بخشي از ماموريت آبه براي تحقق اهداف آمريكا است در حالي كه اين امر ميتواند ارتقاي جايگاه جهاني آن را نيز در پي داشته باشد. 4ـ بررسي پرونده هستهاي ايران، همكاري با ممالك عربي براي ساخت نيروگاه هستهاي در اين كشورها، بحران عراق و چگونگي مشاركت اعراب در محل آن (خواستههاي آمريكايي كه ميتواند به محور نشست شرمالشيخ نيز منجر گردد)، چگونگي حل بحران لبنان، سودان و سومالي، حمايت از ژاپن براي عضويت در شوراي امنيت ميتواند از ديگر محورهاي مذاكرات آبه در خاورميانه باشد. براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه سفر آبه به خاورميانه و آمريكا برگرفته از مجموعهاي از اهداف سياسي، اقتصادي و نظامي است كه در نهايت براي ارتقاي جايگاه جهاني ژاپن صورت ميگيرد. البته رويكرد آبه به همسايگان و حمايت از همكاريهاي اقتصادي، انزجار مردم ژاپن از آمريكا، ديدگاه دوگانه خاورميانه به سياستهاي توكيو (به دليل همكاري با آمريكا در عراق) ميتواند ديدارها و اهداف آبه را تحتالشعاع قرار دهد هر چند كه وي با مشوقهاي اقتصادي ميتواند گامهاي محكمي براي حل اين بحرانها بردارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||