|
مقالات، تحليلها و تفسيرهاي بينالمللي
|
|
|
|
||||
|
پشت پرده رسوايي هاي مقامات رژيم صهيونيستي در شرايطي که رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي با چالش هاي بسياري مواجه است برملا شدن رسوايي هاي مالي و اخلاقي مقامات اين رژيم مي رود تا فروپاشي اين رژيم را در اذهان تداعي سازد هرچند که مقامات تل آويو تلاش دارند تا ازط اين امر براي برخي اهداف سياسي بهره برداري نمايند. پس از تشکيل دولت جديد رژيم صهيونيستي به رهبري اولمرت بحران هاي داخلي و خارجي اين رژيم بيش از پيش آشکار گرديد . بر ملاشدن بحران اقتصادي و چالش هاي مالي ،تشديد کوچ معکوس صهيونيست ها از اراضي اشغالي به دليل بحران اقتصادي ،ناتواني دولت در حل مشکلات اجتماعي و گسترش فقر ،شکست در اجراي اهداف توسعه طلبانه در اراضي اشغالي ،افزايش مخالفت هاي جهاني با اهداف و سياست هاي تل آويو و در نهايت شکست اين رژيم در جنگ 33 روزه در برابر حزب الله و ملت لبنان و.... سبب تشديد بحران در صحنه سياسي و اعتراضات گسترده جامعه صهيونيست از دولتمردانشان گرديد.آنچه در ادامه بحران هاي داخلي رژيم صهيونيستي قابل تامل است موج فزاينده افشاي فساد هاي مالي و اخلاقي دولتمردان اين رژيم مي باشد. در اين چارچوب برکناري موشه کاتساف رئيس جمهور ،وزير دادگستري ،موشه کارادي رئيس پليس ،ژاکي ماتزا رئيس اداره ماليا ت ،مشاوران و بسياري از نزديکان اولمرت و شخص وي در کنار تعداديب از مقامات ارشد صهيونيست ها از موارد مورد بحث در در محافل سياسي و خبري مي باشد. هر چند که افشاي اين مسائل بيانگر واقعيات حاکم بر جامعه صهيونيستي و تاکيدي بر اضمحلال و فروپاشي اين رژيم است اما عملکرد صهيونيست ها از بر خي بهره برداري هاي سياسي مقامات تل آويو از اين رسوايي ها دارد. به عبارتي ديگر مي توان گفت که اکنون در حاشيه اين بحران ها آنها برآنند تا از شرايط بحراني براي برخي اهداف داخلي و منطقه بويژه سرپوش نهادن بر بسياري از شکست ها و اهداف بهره برداري نمايند که از آنه جمله عبارتند از: 1)از مهمترين رسوايي هاي صهيونيست ها شکست آنها در جنگ 33 روزه در برابر حزب الله مي باشند .آنها با تکيه بر توان نظامي و حملايت هاي آمريکا پيروزي در کوتاه مدت را سرميدادند سرانجام با رسوايي شکست مجبور به ترک خاک لبنان گرديدند. اين شکست که پيامدها و پس لرزه هاي بسياري در پي داشت به برکناري و پايان حيات سياسي بسياري از سياست مداران صهيونيست مبدل منجر شد. با توجه به اينکه بخش عمده اي از تحولات رژيم صهيونيستي بر اساس پس لرزه هاي جنگ لبنان ناشي مي شود صهيونيست ها برآنند تا از مسئله افشاي فاسد مالي و اخلاقي سران خود براي کاهش توجهات به شکست جنگ لبنان بپردازند در حالي که در کنار آن برکناري افراد را نه به دليل پس لرزهاي جنگ لبنان بلکه اقدامي اخلاقي براي اجراي خواست مردم اعلام مي دارند هرچند که ناظران سيايسي همچنان اين امر را ناشي از جنگ لبنان مي دانند. 2)ايهود اولمرت که پس از مرگ سياسي شارون قدرت را در دست گرفته است در عرصه داخلي با چالش ها و انتقادهاي بسياري مواجه است که برکناري او از قدرت را در اذهان تداعي نموده است . اولمرت که پس از شکست در برابر حزب الله و ناتواني در تحقق اهدافش در قبال فلسطيني ها در بحراني ترين شرذايط قرار دارد ،سعي دارد تا ساير سياست مداران و مقامات ارشدر ا قرباني قدرت خود نماليد . در اين چارچوب وي با معرفي افرادي نظير دان هالوتس رئيس ستاد مشترک ارتش ،عامير پرتز وزير دفاع ،افسران ارشد ارتش به عنوان عاملان شکست جنگ لبنان و تاکيد بر فساد مالي و اخلاقي سران و مقامات ارشد رژيم صهيونيستي حتي نزديکان خود به نوعي سدهاي جددي در برابر بازخواست هاي مردمي ايجاد ميب کند تا شايد بدين وسيله در بلند مدت از حساسيت ها به ناکامي هايش کاسته و قدرت خود را حفظ نمايد .البته فساد مالي اولمرت نيز در اين ميان به چالشي اساسي براي وي مبدل گرديده که مي تواند شکست اهداف وي را به همراه داشته باشد چنانکه 80 درصد جامعه صهيونيستي خواستار برکناري اولمرت از پست نخست وزيري گرديده اند. 3)نکته اساسي در تحولات رژيم صهيونيستي گرايش گروهها و احزاب براي تسويه حساب هاي سياسي و تخريب ساير گروهها براي منافع سياسي است. در اين راستا احزراب گوناگون و حتي شخصيت ها بر تاکيد بر ضعف هاي سياسي و فساد هاي مالي و اخلاقي رقبا براي خلع قدرت طرف هاي مقابل تلاش مي کنند . در اين ميان رقابت ميان ليکود ،کاديما و کار بيش از ساير گروهها مي باشد. در همين حال اين گروهها از افشاي اين مسائل براي بهبود چهره خود در ميان افکار عمومي بهره برداري مي کنند. 4)از موارد قابل تامل در دگرگوني در ساختار سياسي رژيم صهيونيستي نقش اهداف آمريکا در اين زمينه مي باشد . سير تحولات بيانگر اين حقيقت است که واشنگتن ديگر تلآويو را عامل تحقق اهداف خود نمي داند و خواستار برخي تغييرات در آن است .با عنايت که کاخ سفيد دگرگوني ناگهاني هرم سياسي تل آويو را نمي پذيرد لذا دگرگوني آرام را در دستور کار قرار داده است که برکناري افراد به دليل فساد اخلاقي و مالي بخشي از اين سياست مي باشد در حالي که در لواي آن اولا به اين دگرگوني ها چهره اي مردمي و دموکراتيک ميدهد که بر اساس خواست مردم صورت مي گيرد ثانيا همچون گذشته اين رژيم را دموکراتيک ترين رژيم در خاورميانه معرفيب مي کند که بايد الگويي براي ساير کشورها باشد. در نهايت مي توان گفت که افشاي فساد مالي و اخلاقي سران رژيم صهيونيستي برگرفته از واقعيات حاکم بر جامعه فاسد اين رژيم است که فروپاشي داخلي آن را برملا مي سازد با اين وجود سران تل آويو تلاش دارند تا از اين بحران براي تحقق برخي اهداف خود بهره برداري نمايند که سرپوش نهادن بر پيامدهاي شکست در جنگ لبنان و ناکامي در تحقق اهداف توسعه طلبانه اشان در اراضي اشغالي فلسطين بخش اصلي آن را تشکيل مي دهد . با اين وجود اين نکته قابل ذکر است که صهيونيست ها در حاشيه اين بحران ها به توسعه طلبي در بيت المقدس ،ساخت ديوار حائل ،گسترش منافع در جنوب لبنان و بلندي هاي جولان و سرپوش نهادن بر جناياتشان در اراضي اشغالي فلسطين بهره برداري مي کنند. با اين وجود در مقطع کنوني ملت فلسطين و جهان اسلام با حفظ وحدت و اتخاذ تدابير واحد مي توانند بر تشديد بحران داخلي رژيم صهيونيستي دامن زده تا در نهايت به تحقق آرمان تشکيل کشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف دست يابند.
+
نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رويكرد اروپا به آمريكاي لاتين اتحاديه اروپا كه براي وحدت و يكپارچگي كشورهاي اين قاره تشكيل شده بود، در طي سال هاي اخير تلاش فزاينده اي را براي حضور در عرصه جهاني آغاز كرده است.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تشديد بحران در افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر، همگان بر اين اميد بودند كه حضور نيروهاي ائتلاف، آينده اي روشن را براي افغانستان به ارمغان مي آورد. امروز پس از گذشت پنج سال اين كشور همچنان شاهد، جنگ ميان دولت و نيروهاي معارض، افزايش كشت خشخاش (توليد بيش از 4200 تن ترياك)، عدم تحقق وعده هاي جهاني براي بازسازي، وضعيت بد اقتصادي و معيشتي و... مي باشد.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دارفوري ها صلح را برگزيدند! كشور سودان هر چند به عنوان كشوري اسلامي و با موقعيت مناسب جغرافيايي ظرفيت ها و قابليت هاي بسياري باي حضور فعال و موثر در معادلات آفريقا و عرصه بين المللي دارد، اما به دليل جنگ هاي داخلي هرگز نتوانسته است كه به چنين شرايطي دست يابد.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوري جهان عرب از آمريكا بسياري از كشورهاي عربي به دليل موقعيت جغرافيايي و دارا بودن منابع عظيم انرژي همواره كانون توجه قدرت هاي بزرگ بوده اند. در طي چند دهه اخير (پس از جنگ جهاني دوم و استقلال يابي بسياري از كشورها از استعمار فرانسه و انگليس) آمريكا به عنوان بزرگترين بازيگر در اين كشورها حضور يافته است، چنانكه بخش اصلي روابط اين كشورها باآمريكا بوده و حتي بسياري آنها را جزئي از قلمرو اين كشور دانسته اند. با اين تفاسير آنچه در روابط آمريكا با كشورهاي عربي (بويژه خاورميانه) مشهود است نوعي دگرگوني بنيادين در نحوه تعامل ميان آنها است. به عبارتي ديگر مشاهده مي گردد كه بسياري از اين كشورها به دنبال تعديل روابط و كاهش نفوذ آمريكا در كشورشان مي باشند. مخالفت با سياست هاي منطقه اي واشنگتن و اعلام نتايج نظرسنجي هايي كه حكايت از انزجار 80 درصد مردم جهان عرب از آمريكا دارد، خود گواهي بر آغازي بر انحطاط نفوذ آمريكا در جهان عرب دارد. اين روند چنان نمود يافته است كه بسياري از ناظران سياسي رويكرد آمريكا به ليبي و كشورهاي عربي آفريقا را به دليل تزلزل موقعيت آن در ميان كشورهاي عربي خاورميانه ارزيابي نموده اند.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بحران در شاخ آفريقا گسترش ناآرامي ها در سومالي طي هفته هاي اخير مي رود تا اين كشور را با بحراني انساني مواجه سازد هر چند كه سير تحولات نويد تشكيل كشوري اسلامي را در آفريقا مي دهد.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تمديد حالت فوق العاده در مصر حسني مبارك كه در انتخابات سال گذشته توانست براي يك دوره ديگر رياست جمهوري خود را تمديد نمايد، نخستين اولويت كاري خود را بر تحكيم پايه هاي قدرت استوار نمود. او در حالي در راس قدرت باقي ماند كه در انتخاباتي كه با بيش از يك كانديداي رياست جمهوري برگزار شد، وعده داد تا در صورت پيروزي، تغييراتي بنيادين در ساختار اجتماعي و قانوني كشور ايجاد نمايد. به رغم تمام وعده هاي داده شده در طي ماه هاي اخير بار ديگر شاهد استمرار روند اجراي سياست هاي گذشته از سوي مبارك مي باشيم كه صرفا در راستاي تحكيم پايه هاي قدرت فردي و به عبارتي حضور مطلق در راس قدرت صورت مي گيرد.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پيامدهاي اتحاد ناميمون بوش و بلر با پيروزي جمهوري خواهان در انتخابات سال 2000 آمريكا، باب تازه اي در روابط لندن با واشنگتن بازگشايي شد،بگونه اي كه دو كشور به متحداني بزرگ و هماهنگ مبدل گرديدند كه سياست هاي نسبتا مشابهي را در عرصه داخلي و خارجي پي گيري مي نمودند. همكاري نسبتا موفق آنها در جنگ افغانستان كه موجب آغازي بر حضور استعماري بريتانيا بود، سبب شد تا بار ديگر آنها بدون توجه به خواست جامعه جهاني در جنگ عراق مشاركت نمايند.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نقش جديد قاره آفريقا در معادلات جهاني قاره آفريقا، در طول تاريخ، مورد توجه قدرت هاي بزرگ بوده است. وجود ذخاير عظيم انرژي و معدني سبب شده تا همواره اين قاره از سوي ساير كشورها مورد استعمار قرار گرفته و همچنان در رديف عقب مانده ترين قاره هاي جهان قرار گيرد. هر چند كه اين قاره در تامين منابع انرژي و معدني توانايي هاي بسياري دارد، اما در بعد سياسي فعاليت چنداني نداشته و بيش از آنكه در عرصه معادلات جهاني ايفاي نقش نمايد، در عرصه داخلي با جنگ هاي طولاني مدت دولت ها و مخالفان كه اكثرا از سوي دول خارجي تحريك مي گردند، مواجه بوده است.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي رژيم صهيونيستي به قهقرا(1) مقدمه:
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي رژيم صهيونيستي به قهقرا(2) ج- بعد نظامي: زير بنا و ساختار اصلي رژيم صهيونيستي بر اصل نظامي گري استوار است. با توجه به كمي جمعيت و سياستهاي توسعه طلبانه، اين رژيم اصل گسترش و حمايت از نظاميان را در دستور كار دارد. اهميت اين امر تا بدان حد است كه بسياري از سران و مقامات ارشد اين رژيم از ميان نظاميان برگزيده ميشوند. هرچند كه رژيم صهيونيستي در طول 6 دهه حيات خود، همواره بر تقويت توان نظامي تاكيد داشته، اما تحولات ماههاي اخير سرزمينهاي اشغالي فلسطين و منطقه حكايت از تزلزل و فروپاشي اين اقتدار دارد بويژه اينكه استعفاي دان حالوتس وزير دفاع اين رژيم به دليل ناكارآمدي سياست هاي سران نظام از تزلزل كامل ارتش صهيونيست ها پرده برداشت . اولا نارضايتي جوانان از شرايط خدمت سربازي، بحران رواني شديد در ميان نظاميان، عدم تمايل خانوادهها به اعزام فرزندانشان به ارتش، تغييرنگرش نظاميان از توسعه طلبي به مصالحه براي پايان دادن به عملياتها عليه فلسطينيان، پاسخهاي موشكي و عملياتهاي شهادت طلبانه مقاومت كه وحشت شديدي را در ميان صهيونيستها ايجاد كرده و ... چالشهاي داخلي بسياري براي ارتش اين رژيم در پي داشته است. ثانثا نكته مهم در ساختار نظامي نظامي رژيم اشغالگر قدس، پيامدهاي شكست آن از حزب ا... در جنگ 33 روزه است. پيروزي ملت لبنان دراين جنگ به منزله فروپاشي اقتدار جهاني ارتشي بود كه خود راپنجمين ارتش مقتدرجهان ميدانست، درحالي كه ناتواني دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي اين رژيم در برابر حزب ا... به اين ناكامي دامن زد. اين شرايط در كنار يكديگر موجب گرديد تا ارتش اشغالگران قدس در تزلزل و ياس كامل قرار گيرندكه كناره گيري حالوتس ،اولين پيامد آن بود كه در مورد عامير پرتز نيز مي تواند تكرار گردد.آمارها حكايت از اين دارد كه طي ماههاي اخير آمار فرار از خدمت، خودكشي، گرايش به اعتياد، مشكلات اخلاقي و جنسي به ويژه درميان نظاميان زن، نافرماني و اعتراض به تصميمات فرماندهان، خودداري از شركت در عملياتي ضد فلسطيني، رشد فزايندهاي رانشان ميدهد. در اين ميان، دولتمردان رژيم صهيونيستي ازجمله «عامير پرتز» وزير جنگ با اختصاص بودجه 12 ميليارد دلاري براي بازسازي ارتش، افزايش حقوق سربازان وحتي رسيدگي به وضعيت خانوادههاي آنها، اعطاي نشان شجاعت، ترميم دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي و تغيير در برخي ردههاي فرماندهي، تشكيل كميتهاي براي بررسي علل شكست در جنگ لبنان، محاكمه سران نظاميان به عنوان عاملان ناكامي ارتش و... تلاش دارند تا به نوعي روحيه ازدست رفته را به ارتش بازگردانده و آنها را به ادامه فعاليت اميدوار سازند. (نكته مهم آنكه آنها براي كاهش بحران رواني، بهره گيري از كوكايين و مواد مخدر را در دستور كار قرار دادهاند.) با اين وجود تشديد نارضايتي از شرايط ارتش از يك سو و درگيري ميان وزير جنگ «عامير پرتز» با اولمرت براي آينده كاري به ويژه پس از تصميم اولمرت براي جايگزيني «باراك» (نخست وزيرسابق اين رژيم) به جاي «پرتز» كه پس از استعفاي حالوتس تشديد گرديده از سوي ديگر، بر اين بحران دامن ميزند. در حالي كه اولمرت براي سرنگوني پرتز فعاليت ميكند، وزير جنگ تلاش دارد تا با ارائه طرحهاي صلح با فلسطينيان كه خواست اكثريت نظاميان است به نوعي پايگاه خود را در ارتش تقويت نموده تا در برابر عملكرد اولمرت پشتوانهاي نظامي را در اختيار داشته باشد كه تا حدودي نيز موفق بوده است.
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي رژيم صهيونيستي به قهقرا(3) سوم: سياستهاي منطقه اي:
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي رژيم صهيونيستي به قهقرا(4) چهارم: عرصه بين الملل
اكنون صهيونيستها از طريق برقراري روابط مستقيم با سران كشورها و تاسيس گروههاي كاري نظير «آيپك و گروه دوستي با اروپا» براي استمرار حمايتها فعاليت ميكنند كه رايزنيهاي پياپي سران اين رژيم را در پي داشته است. محور اين مذاكرات آلمان،ايتاليا، فرانسه، انگليس و آمريكا ميباشند كه چندين دهه است تمام سياست خود را بر حمايت از صهيونيسم بين الملل استوار ساخته و حاضر به هر اقدامي براي سرپوش نهادن بر جنايات و توسعه طلبيهاي آن هستند.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي مركل براي توسعه مناسبات با خاورميانه آنجلا مركل براي ديداري دورهاي به خاورميانه سفر نموده تا ضمن تقويت مناسبات اقتصادي به احياي جايگاه غرب در جهان اسلام بپردازد تا موفقيتي بزرگ را در كارنامه رياست آلمان بر اتحاديه اروپا ثبت نمايد.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پشت پرده انفجارهاي لندن در حالي كه توني بلر به جنگ افروزي در عراق و افغانستان تاكيد دارد بارديگر انفجارهاي زنجيره اي لندن را لرزاند تا شكستي ديگر را براي دولت وي به ارمغان آورد هرچند كه آنها تلاش دارند تا از اين مسئله به عنوان ابزاري براي توجيه سياست هاي گذشته و آينده اشان در عرصه داخلي و بين المللي بهره برداري نمايند. به رغم آنكه دولتمردان و پليس انگليس پس ارز انفجارهاي متروي لندن تدابير شديد امنيتي را براين كشور حكمفرما ساخته اند در روزهاي اخير بار ديگر لندن شاهد انفجارهاي زنجيره اي بوده است . هر چند كه پليس اين كشور اين اقدام را تروريستي براي بحران آفريني عنوان مي كند اما اين امر از چند منظر قابل تامل مي باشد. 1)چنانكه بسياري از ناظران سياسي عنوان مي كنند سياستهاي اشتباه بلر در عرصه داخلي و جهاني بويژه همراهي با بوش در عراق انتقادهاي شديدي را براي بلر به همراه داشته است . اكنون در كنار گروههاي مردمي ،دولتمردان انگليس ،گروههاي مخالف اشغالگري هاي لندن نيز در صف مخالفان قرار دارند. با توجه به اينكه بحران داخلي انگليس مي تواند راه را براي بلر سخت تر سازد اين انفجارها را مي توان عملكردي از سوي گروههاي ضد انگليسي ،مخالفان بلر در احزاب وگروههاي سياسي (حتي در حزب كارگر) دانست كه باعث تعديل مواضع و حتي كنار ه گيري بلر از قدرت گردد. 2)نكته اساسي در انفجارهاي لندن همزماني آن با سياست ها و چالش هاي فرا روي بلر مي باشد. تشديد محدوديت هاي اجتماعي ،تشكيل كميته هايي براي جاسوسي از زندگي شخصي افراد،تبادل اطلاعات شخصي مسافران با آمريكا ،استراق سمع و جاسوسي از مسلمانانت ،مخالفت با حجاب و آزادي ديني براي اقليت هاي ديني و نژادي ،تاكيد بر همكاري با آمريكات در عراق و افغانستان به رغم مخالفت هاي مردمي ،تاكيد بلر بر افزايش توان نظامي ،سركوب نهضت هاي ضد جنگ ،اعلام اتهامات واهي عليه ايران و گروههاي اسلامي و... از سياست ها و فعاليت هاي اخير بلر است كه با مخالفت شديد افكار عمومي مواجه گرديده است . اكنون بلر اين فرصت ر ا مي يابد كه با استناد بر حملات تروريستي ضمن توجيه اقدامات گذشته تدابير سخت گيرانه تري را بر كشور حكمفرما سازد در حالي كه همكاري با آمريكا در عراق و افغانستان را بخش مهمي از اين سياست براي حفظ امنيت كشور عنوان مي كند. 3)بررسي بحران هاي جهاني بيانگر اين حقيقت است كه صهيونيست ها بخش اصلي اين جنايات را تشكيل مي دهند . آنها براي هشدار به دولتمردان غرب و تاكيد بر لزوم همكاري با خواسته هاي صهيونيست ها و نيز انجام برخي سياست هاي توسعه طلبانه در لواي انحراف افكار عمومي جهان ،به جنگ افروزي و عمليات هاي انتحاري مي پردازند. (اسناد برجاي مانده از انفجارهاي 11 سپتامبر ،متروي لندن و دهها كشتار دسته جمعي در جهان نشانگر نقش مهم صهيونيست ها در اين جنايات دارد)در مقطع كنوني كه رژيم صهيونيستي براي انحراف افكار عمومي از جناياتش در اراضي اشغالي بويژه در قبال قدس تلاش مي كند ،نشست مكه و توافقات فلسطينيان را بايكوت خبري مي كند ،عملكرد دولتمردان و مردم اروپا چندان در چارچوب خواسته هاي اين رژيم نيست ،انفجارهاي لندن مي تواند ضمن هشدار آشكار براي جوامع اروپايي شرايط را براي انحراف افكار عمومي از سياست هاي توسعه طلبانه صهيونيست ها فراهم آورد . در همين حال اين نكته قابل ذكر است كه صهيونيست ها با اين اقدام دو هدف حاشيه اي را نيز پي گيري مي كنند. اولا تشديد تقابل مسلمانان و مسيحيان كه در سال هاي اخير براي اجراي آن فعاليت هاي بسياري داشته اند. ثانيا گام نهادن در چارچوب منافع امريكا در عراق با محوريت انحراف افكار عمومي از جنايات و ناكامي هاي اشغالگران ،هشدار به انگليس در مورد عواقب ترك عراق و در نهايت ياري رسانده به بوش در توجيه طرح هاي توسعه طلبانه و جنگ افروزانه كه به بهانه مبارزه با تروريسم صورت مي گيرد. 4)نقش دولتمردان آمريكات و سازمان سيا از نكاتي است كه در اين انفجارها نمي توان آنها را ناديده گرفت . اكنون اختلافات ميان دوكشور در قبال حضور گسترده تر انگليسي ها رد عراق و افغانستان افزايش يافته است ،پروازهاي مخفي سيا به چالش در روابط آنهامبدل شده است ،آمريكا تلاش دارد تا به هر بهانه اي پايگاههاي نظامي خود را در اروپا افزايش دهد در حالي كه به حمايت بريتانيا براي جلب رضايت ساير كشور ها نيازمند است ،بوش به دنبا ل توجيهي براي جنگ افروزي در عراق مي باشد . در چنين شرايطي انفجار هاي لندن از يك سو مس تواند انگليس را به پذيرش خواسته اي آمريكا وادار سازد از سوي ديگر توجيهي جهاني براي استقرار سيستم موشكي واشنگتن به ارمغان آورد . در نهايت با عنايت به آنچه ذكر شد مي توان گفت كه هرچند عاملان انفجارهاي لندن نامعلوم مي باشند اما پيامدهاي آن بيانگر نقش گسترده دولت لندن ،صهيونيست ها و آمريكا است هرچند كه جايگاه گروههاي مخالف جنگ و سياست هاي بلر را در اين زمينه نمي توان ناديده گرفت . با تمام اين تفاسير در بلند مدت اين امر مي تواند اعتراضات بيشتر به بلر در پي داشته باشد كه نتيجه نهايي آن خروج بلر از اتحاد با آمريكا و كناره گيري او از قدرت خواهد بود بويژه اينكه اين انفجارها به هر عنواني كه صورت گرفته باشد ثابت مي كند كه سياست مبارزه با تروريسم دروغي بيش نيست و وقت آن رسيده تا وي به جاي حمايت كوركورانه از بوش با خروج از عراق و افغانستان به حل بحران هاي داخلي بويژه در امور امنيتي بپردازد هر چند كه وي همچنان بر سياست جنگ و حمايت از طرح هاي بوش اصرار دارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز در حالي مقامات فلسطيني در عربستان براي پايان دادن به اختلافات داخلي گرد هم مي آيند كه نتيجه اين نشست مس تواند ضمن تشديد وحدت فلسطينيان گامي مهم براي مقابله با توطئه صهيونيست ها ارزيابي گردد. در شرايطي كه رژيم صهيونيستي به جنايات خود در اراضي اشغالي بويژه قدس شريف ادامه مي دهد ،دولتمردان آمريكا براي تحقق صلح يك جانبه خاورميانه به نفع صهيونيست ها تلاش مي كنند ،عربستان به عنوان كشوري مهم در جهان اسلام براي تحقق صلح فعاليت مي كند ،تفرقه و جنگ داخلي در فلسطين به ابزاري براي تحقق اهداف توسعه طلبانه صهيونيست ها مبدل گرديده كه با حمايت غرب براي فروپاشاندن نهضت هاي اسلامي تشديد گرديده و... ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان ،خالد مشعل رهبر سياسي حماس و ملك عبدالله پادشاه عربستان در رياض نشست مشتركي را براي تحقق صلح و پايان دادن به اختلافات برگزار كرده اند.با عنايت به تحولات فلسطين اين نشست از چند منظر قابل اهميت مي باشد. 1)در شرايطي كه در عرصه داخلي بحران هايي ميان دولت حماس و تشكيلات خودگردان بروز كرده و مي رود تا جنگ داخلي را در پي داشته باشد حضور نمايندگان فتح و حماس در عربستان را كه پس از نشست دمشق و قاهره صورت مي گيرد را مي توان مهر تاييدي بر تلاش طرفين براي تشكيل دولت ملي و اتحاد دوباره ميان تمام گروههاي فلسطيني دانست كه مسلما نتايج مثبتي به همراه خواهد داشت.در مقطعي كه صهيونيست ها سياست هاي توسعه طلبانه خود در اراضي اشغالي بويژه در قدس را تشديد كرده اند اين اتحاد گامي مهم براي مقابله با اين توطئه ها خواهد بود كه عملكرد تفرقه افكنانه تل آويو را ناكام خواهد گذاشت. 2)عربستان به عنوان يكي از اصلي ترين مراكز جهان اسلام فعاليت هاي بسياري براي تحقق صلح در خاورميانه داشته است. رياض همواره از طراحان صلح فلسطين و حامي اتحاد جهان اسلام براي پايان دادن به جنايات صهيونيست ها است. اكنون ملك عبدالله تلاش دارد تا با آوردن مقامات فلسطيني به رياض ضمن پايان بخشيدن به تفرقه افكني ها به مقابله با زياده طلبي صهيونيست ها بپردازد. (ملك عبدالله تاكنون چندين طرح براي صلح خاورميانه پيشنهاد داده كه به دليل مخالفت صهيونيست ها با حمايت جهاني مواجه نگرديده است )اين اقدام مالك عبدالله در شرايطي كه به بهبود چهره وي در ميان افكار عمومي عربستان منجر مي گردد مي تواند جايگاهي جهاني براي آن به ارمغان آورد كه براي آينده اين كشور بسيار مهم و قابل تامل مي باشد.(امريكا پيش از اين تلاش نموده بود تا با گرايش به ساير كشورهاي عربي نظير بحرين ،قطر ،عمان و اردن از جايگاه عربستان در معادلات خاورميانه بكاهد اما اكنون با شكست اين سياست بار ديگر رياض به مركز ديپلماسي خاورميانه حتي از سوي آمريكايي ها مبدل گرديده است ) 3)در ماههاي اخير بويژه پس از شكست جمهوريخواهان در انتخابات ميان دوره اي آمريكا ،سياست واشنگتن به حل بحران فلسطين به عنوان محور تحولات خاورميانه معطوف شده است . اين سياست با دو محور رايزني هاي مقامات آمريكايي در خاورميانه و بهره گيري از ظرفيت هاي كشورهاي عربي منطقه اجرا مي گردد. آنها با گرايش به عربستان ،مصر و اردن گام هايي براي اين مهم برمي دارند كه نشست نيويورك ،قاهره ،امان ،كويت و حضور رايس در منطقه از چارچوب هاي اصلي اين سياست ها مي باشد هرچند كه تا كنون اقدامي عملي براي اجراي طرح ها و نظرات ارائه شده در اين نشست ها صورت نگرفته است. (ناظران سياسي عملكرد آمريكا در اين زمينه را صرفا تبليغاتي دانسته اند كه هيچ گونه پشتوانه اجرايي براي آن وجود ندارد) آنها اكنون ابتكار ملك عبدالله را اقدامي از جانب خود براي صلح خاورميانه عنوان مي كنند كه به ادعاي جلوگيري از مداخله ايران . حزب الله لبنان و سوريه در امور فلسطين اجرا مي گردد . (اين در حالي است كه مقامات عربستان و فلسطين اين ادعاي آمريكا را تكذيب و اين اظهارات را گامي براي تفرقه افكني ميان ايران و كشورهاي عربي مي دانند.) 4)نكته مهم در نشست مكه تقارن آن بقا حضور رمضان عبدالله دبير كل جهاد اسلامي فلسطين در تهران مي باشد . با عنايت به توافق ايران و عربستان براي اقدامات هماهنگ جهت برقراري صلح در خاورميانه اين ديدارها را مي توان گامي مهم براي تحقق اين اهداف دانست كه زمينه اي براي اتحاد سه گروه اصلي فلسطيني را فراهم خواهد آورد. پيش از اين مقامات عربستاني و ايراني در رايزني هاي خود بر اين اصل كه تلاش هماهنگ آنها براي صلح در منطقه بدون دخالت بيگانگان الزامآور است به توافق رسيده اند. بر اساس آنچه ذكر شد مي توان گفت كه نشست مكه اقدامي مهم از جانب گروههاي فلسطيني و عربستان براي اجراي طرح تشكيل دولت وحدت ملي در فلسطين مي باشد كه با تاكيد مردم و دولت فلسطين بر استمرار انتفاضه مي تواند گامي مهم براي تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف باشد هرچند كه رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آن براي عدم اجراي اين مهم از هيچ توطئه اي فروگذار نيستند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
يورش صهيونيست ها به قدس رژيم صهيونيستي كه در عرصه داخلي با چالش هاي بسياري مواجه است بار ديگر توطئه اي جديد را عليه مسجد الاقصي طراحي و اجرا مي كند كه تنها راه مقابله با آن اتحاد ملت فلسطين و جهان اسلام مي باشد. رژيم اشغالگر قدس كه پس از شكست از حزب الله با فروپاشي در عرصه داخلي مواجه گرديده بارديگر سياست هاي خود را بر مسجدالاقصي متمركز نموده است. در اين چارچوب آنها با تخريب منازل اطراف مسجدالاقصي، ويران كردن برخي راههاي عبوري و دروازه هاي غربي ،دگرگوني در زير ساخت هاي زيرين مسجد و ساخت كنيسه هاي جديد ،براي يهودي سازي اين مكان مقدس فعاليت مي كنند . با عنايت به تحولات داخلي سرزمين هاي اشغالي فلسطين و بحران هاي فراروي صهيونيست ها و سياست هاي توسعه طلبانه آنها اين اقدامات از چند منظر قابل تامل مي باشد. 1)هر چند كه ملت فلسطين همواره بر اتحاد داخلي براي مقابله با صهيونيست ها تاكيد دارند اما به دليل توطئه هاي تل آويو و متحدان غربي آن اكنون با چالش هاي داخلي بسياري مواجه مي باشند كه اختلافات دولت و تشكيلات خودگردان به آن دامن مي زند. در گيري ميان هواداران فتح و حماس ،عدم توافق حماس و تشكيلات خودگردان براي دولت ملي ،بحران اقتصادي كه بر فلسطينيان تحميل گرديده ،عدم حمايت هاي جهاني بويژه كشورهاي اسلامي و سازمان ملل از مظلوميت فلسطيني ها و مقابله با جنايات صهيونيست ها و... سبب گرديده تا در سايه انحراف فلسطيني ها از تحولات مسجد الاقصي توطئه اي فراگير را براي تحقق اهداف ديرينه خود در اين مكان مقدس اجرايي نمايد. صهيونيست ها كه دگرگون سازي ماهيت اسلامي قدس و يهودي سازي بيت المقدس را در چند دهه گذشته پي گيري مي كنند از شرايط كنوني براي اين امر فعال گرديده اند در حالي كه از اين مهم براي وادار ساختن فلسطينيان براي تحقق صلح استفاده مي كنند. البته اين نكته قابل ذكر است كه حمايت و بيدار كامل فلسطينيان از قدس كه با ايجاد سپر انساني اجرا گرديد ه اين توطئه را با شكست مواجه كرده است در حالي كه صهيونيست ها هرگز پيش بيني اين واكنش را با توجه به بحران هاي داخلي فلسطين نداشتند. 2)كارنامه رژيم صهيونيستي نشان مي دهد كه اين رژيم در مقاطعي كه با بحران هاي داخلي شديدي مواجه گرديده ،سياست خود را بر اصل مسجد الاقصي متمركز نموده است . به عبرت ديگر توطئه آنها در برابر قدس در اين مقاطع تشديد شده است . در مقطع كنوني كه دولت اولمرت بحراني ترين دوران خود را سپري مي كند كه بركناري وي و بسياري از سران رژيم را در اذهان تداعي نموده ،جامعه صهيونيست ها از دولتمردانشان ابراز نارضايتي مي كنند ،بحران اقتصادي ،اجتماعي ،بيكاري ،فساد سياسي و اخلاقي سراسر جامعه صهيونيستي را فراگرفته است بار ديگر تدابير اولمرت بر بهره برداري سياسي از قدس /متمركز شده است. وي تلاش دارد تا با تشديد جنايات عليه اين مكان مقدس اولا افكار عمومي را از بحران هاي داخلي بويژه فساد اخلاقي و مالي خود و نزديكانش دور سازد ثانيا رضايت افراطيون را براي حمايت از دولتش بويژه رياست جمهوري شيمون پرز جلب نمايد ثالثا بر شكست در جنگ لبنان .و پيامدهاي آن سرپوش گذارد .البته عملكرد فلسطينيان اين سياست را با شكست مواجه ساخته كه مي تواند چالش جديد براي آ ن به ارمغان آورد. 3)در ماههاي اخير رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آن اجراي طرح مسير طلايي را كه برگرفته از نگرش برقراري و گسترش روابط با اعراب و كشورهاي اسلامي است را در دستور كار قرار دادهاند. نشست هاي نيويورك ،اجلاس اعراب و كشورهاي ساكن مديترانه ،نشست اردن ،مصر ،كويت و رايزني هاي پنهان و آشكار مقامات صهيونيستي در برخي كشورهاي عربي بخشي از اين سياست مي باشد. يورش صهيونيست ها به مسجد الاقصي را بايد گامي براي يك نظر سنجي براي ارزيابي دگرگوني هاي صورت گرفته در ميان كشورهاي عربي در قبال صهيونيست ها دانست هرچند كه آنه چندان اميدوار به نتيجه مثبتي براي اين اقدام نمي باشند اما حداقل مي توانند از اين مسئله براي اولويت بخشيدن به نوع برخورد با هركدام از كشورهاي اسلامي استفاده نمايند. 4)نكته قابل تامل در عملكرد اخير صهيونيست ها مواضع و سياست هاي كشورهاي غربي است . آنها در شرايطي به تخريب قدس مس پردازند كه پيش از اين مارگارت بكت وزير امور خارجه انگليس و خاويار سولانا در سرزمين هاي اشغالي حضور يافته اند،كميته چهار جانبه در نشست نيويورك بدون توجه به جنايات اين رژيم از آن حمايت كرده است و در نهايت ليبرمن وزير امور استراتژيك صهيونيست ها در كانادا و آمريكا به سر مي برد . اين تحركات بيانگر استمرار حمايت غرب از رژيم صهيونيستي است كه بدون توجه به وعده هاي گذشته براي تحقق صلح در خاور ميانه صورت مي گيرد. البته نقش سكوت سازمان ملل را نيز بايد به اين مجموعه افزود . در نهايت مي توان گفت كه صهيونيست ها در راستاي سرپوش نهادن بر بحران هاي داخلي و اجراي برخي اهداف توسعه طلبانه در كرانه باختري ،بلندي هاي جولان ،مزارع شبعا و تحولات منطقه اي و بين المللي حتي ياري رساندن به آمريكا در عراق و افغانستان به سياست هاي توسعه طلبانه در قبال قدس روي آورده اند. در همين حال اين نكته قابل ذكر است كه اين تحرك ر ا مي توان امتيازي از سوي نومحافظه كاران آمريكا به لابي صهيونيست ها براي برخوردارشدن از حمايت آنها در تصويب خواسته اي بوش در كنگره دانست .(اين جنايات همزمان با ارائه لايحه بودجه نظامي بوش به كنگره آمريكا صورت گرفت كه نتيجه آن با لابي گري صهيونيست ها به نفع بوش اجرا شد)با تمام اين تفاسير اين تحرك و مواضع فلسطينيان در قبال آن چند نكته را آشكار ساخت . اولا ملت فلسطين به رغم تمام مشكلات داخلي و تفرقه هاي ايجاد شده در برابر قدس متحد مي باشند و حاضر تحت هر شرايطي در برابر جنايات صهيونيست ها مقاومت مي كنند. ثانيا رژيم صهيونيستي هرگز پذيراي صلح نيست و صرفا به سياست هاي توسعه طلبانه مي پردازد ثالثا جهان اسلام همچنان بايد صهيونيست ها را اولين دشمن خود بدانند و براي مقابله با توطئه هاي آن اتحاد خود را حفظ نمايند كه سازمان كنفرانس اسلامي در آن نقشي اساسي ايفا مي كند .رابعا جهانيان حاضر به اقدامي براي تحقق فلسطينيان نيستند و فقط براي خواسته اي صهيونيست ها فعاليت مي كنند. براين اساس بايد گفت كه تنها راه تحقق اهداف فلسطينيان اتحاد آنها و حمايت هاي جهان اسلام از استمرار انتفاضه است كه نتيجه نهايي آن تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف خواهد بود.
+
نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ايران و پاكستان در راه تحكيم روابط پرويز مشرف براي ديداري رسمي به تهران آمده است تا ضمن تاكيد بر مناسبات دو جانبه گامي مهم براي تحقق صلح در منطقه بدون حضور بيگانگان با محوريت كشورهاي منطقه برداشته شود. ايران و پاكستان با اشتراكات فرهنگي ،ديني،سياسي ،اجتماعي و اقتصادي ،روابط گسترده و مستحكمي را تجربه مي كنند. در ادامه تلاش هاي دو جانبه براي تحكيم روابط دوجانبه و منطقه اي پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان در تهران حضور يافته .با توجه به تحولات منطقه اي و بين المللي اين ديدار نتايج بسياري به همراه خواهد داشت. 1)پرويز مشرف در آستانه انتخابات محلي قرار دارد،اعتراضات شيعيان به اسلام آباد افزايش يافته و مردم خواستار نزديكي بيشتر دولتمردانشان با كشورهاي اسلامي شده اند . در اين شرايط حضور مشرف در تهران و ديدار وي با رهبر معظم انقلاب مي تواند راهكاري ارزنده براي بهبود چهره وي در ميان مردمان و راهكاري براي دست يابي اهداف انتخاباتي خواهد بود . 2)فعاليت هاي اقتصادي يكي از بخش هاي اصلي روابط تهران – اسلام آباد را تشكيل مي دهد. در كنار مناسبات تجاري و بازرگاني اجراي پروژه خط لوله صلح را بايد محور اصلي روابط اقتصادي طرفين دانست. در شرايطي كه تهران –اسلام آباد و دهلي نو بر اجراي اين طرح تاكيد كرده اند حضور مشرف در تهران مي تواند تسريع كننده اين روند باشد بويژه اينكه او بارها بر تحقق اين طرح تاكيد نموده است. 3)از دغدغه هاي مشترك دو كشور تحولات پيرامون جهان اسلام و لزوم وحدت ميان مسلمانان است. ايران له عنوان كشوري كه با كشورهاي اسلامي عربي خاورميانه و آسياي مركزي و قفقاز ارتباط گسترده اي دارد و پاكستان به عنوان پل ارتباطي كشورهاي اسلامي خاورميانه و شرق آسيا (اندونزي،مالزي)مي توانند تاثير بسزايي در اتحاد جهان اسلام در برابر تفرقه افكني غرب ايفا نمايند. فعال ساختن سازمان كنفرانس اسلامي براي اتحاد مسلمانان ،اقدام مشترك براي بررسي تحولات افغانستان ،لبنان ،عراق و فلسطين به عنوان محورهاي چالش هاي جهان اسلام ،مقابله با تبليغات ضد اسلامي غرب، مي تواند از جمله اقدامات اجرايي از سوي دو كشور براي تحقق اهداف جهان اسلام باشد.(مشرف پيش از سفر به كشورهاي عربي با احمدي نژاد گفتگو نموده بود كه خود نشانه اي بر اهميت اتحاد ايران و پاكستان براي صلح خاورميانه و حل بحران هاي جهان اسلام مي باشد) 4)سير تحولات در پاكستان و سياست هاي اتخاذ شده از سوي مشرف طي ماههاي اخير بيانگر تلاش اين كشور براي دوري از غرب و اتحاد با كشورهاي منطقه است. در شرايط كنوني كه غرب و آمريكا در كنار رژيم صهيونيستي براي بحران آفريني در منطقه فعاليت مي كنند ، ايران و پاكستان مي توانند با اتخاذ تدابير هماهنگ ضمن ايجاد اتحاد منطقه اي شرايط لازم را براي حفظ امنيت منطقه توسط همسايگان بدون وابستگي به خارج فراهم آورند كه مي تواند خروج بيگانگان از خليج فارس ،افغانستان و كل خاورميانه را در پي داشته باشد. سفر دوره اي مشرف به خاورميانه ،اندونزي ،و مالزي و هم اكنون ايران و تركيه را مي توان گامي در اين جهت دانست . 5)همكاري در اتحاديه هاي منطقه اي نظير شانگهاي ،طرح مشترك مبارزه با تروريسم با محوريت ياران ،افغانستان ،پاكستان ،تاجيكستان اجراي طرح هاي مشترك در مبارزه با اشرار در مناطق مرزي ،حضور فعال در معادلات منطقه اي و بين المللي بويژه در زمينه صلح خاورميانه ،مسئله فلسطين و عراق و... مي تواند از محورهاي مناسبات دو كشور ارزيابي گردد كه با حضور مشرف در تهران مي تواند اجرايي گردد. 6)ايران و پاكستان بهره گيري از انرژي هسته اي صلحآميز را در دستور كار دارند . با توجه به توانمندي هاي دو كشور در اين زمينه ،همكاري آنها مي تواند زمينه اي براي تحقق اهداف صلح آميز آنها در استفاده از انرژي هسته اي بويژه در امور پزشكي و تحقيقاتي باشد. (مشرف همواره از فعاليت هاي هسته اي ياران حمايت و ضمن مخالفت با هرگونه اقدام خصمانه عليه تهران بر بهره گيري دو كشور از تجربيات متقابل جهت استفاده صلحآميز از فن آوري هسته اي تاكيد نموده است) در نهايت مي توان گفت كه سفر مشرف به تهران نقطه عطفي در مناسبات ايران و پاكستان است كه نتيجه آن بر تحولات كل منطقه تاثير مثبت خواهد داشت. اين ديدار مي تواند سر آغازي براي تحكيم روابط دو جانبه و ايجاد شرايطي براي تامين امنيت منطقه توسط همسايگان باشد كه در نهايت با ورود ساير همسايگان به اين اتحاد، خروج بيگانگان از منطقه را به همراه خواهد داشت هرچند كه آمريكا و رژيم صهيونيستي با تفرقه افكني براي عدم اجراي اين مهم فعاليت مي كنند.
+
نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رويكرد ژاپن به دوري از آمريكا در حالي كه ژاپن براي اتحاد منطقه اي و حضور در عرصه جهاني تلاش هاي مضاعفي را آغاز كرده است انتقاد مقامات اين كشور از سياست هاي آمريكا مي رود تا ضمن بهبود جايگاه جهاني تو كيو، آمريكا را از يكي ديگر از مناطق نفوذ خود خارج سازد تا شكستي ديگر براي بوش رقم زده شود. پس از جنگ جهاني دوم و بر اساس سياست هاي آمريكا در شرق آسيا ،ژاپن به اولين متحد اين كشور مبدل گرديد. براساس قوانين تدوين شده از سوي ايالات متحده براي ژاپن ،32000نيروي آمريكايي در پايگاههاي ژاپن حضور دارند در حالي كه اين كشور نيز از فعاليت هاي نظامي منع گرديد. هرچند دوكشور به عنوان متحدان سنتي در بسياري از سياست هاي منطقه اي و بين المللي مشاركت نموده اند (درجنگ افغانستان و عراق ،توكيو به عنوان متحد لوجستيكي در كنار واشنگتن قرار گرفت )اما در ماههاي اخير تحولاتي در روابط آنها ايجاد گرديده است که از آن با نام تجديد نظر در روابط دو کشور مي توان ياد کرد. حضور شينزو آبه که فردي نانگرش هاي کاملا ناسيوناليستي است در مقام نخست وزيري ژاپن (به جاي كوايزومي) را مي توان سر آغازي براي برخي دگرگوني ها در مناسبات توكيو با واشنگتن دانست. در اين چارچوب نقطه عطف اين دگرگوني ها را مي توان در انتقاد شديد وزير دفاع و وزير امور خارجه ژاپن از سياست هاي آمريكا در آستانه اسقرار سيستم موشکي ايالات متحده در سواحل ژاپن و سفر ديک چني به توکيو مشاهده نمود. (در اين زمينه مي توان به انتقاد [ تاروآسو] وزير خارجه در کنار وزير دفاع ژاپن از جنگ عراق اشاره نمود کع با انتقاد آمريکا مواجه گرديد). با توجه به سياست هاي تدوين شده از سوي آبه و تحولات بين المللي دوري نسبي مقامات ژاپن از آمريکا از چند منظر قابل تامل مي باشد. 1)شينزو آبه به عنوان رهبر حزب حاكم ليبرال دموكرات كه ناسيوناليست ترين نخست وزير ژاپن شناخته مي شود از ابتدا سياست خود را بر اقتدار ژاپن تدوين نموده است . وي با دگرگوني در قانون اساسي و تشكيل وزارت دفاع (پس از 60 سال) تمايل خود را براي استقلال نظامي از آمريكا نشان داد. اكنون اعضاي كابينه وي با انتقاد از آمريكا سياستي عملي را براي مقابله با جاه طلبي هاي كاخ سفيد در کشورشان در پيش گرفته اند هرچند كه اين اقدام را با احتياط و در چارچوب مسائل عراق آغاز كرده اند. 2)از مهمترين تحولات داخلي ژاپن برگزاري انتخابات محلي است . اين رويداد مهم كه تعيين كننده آينده دولت آبه است در شرايطي روي مي دهد كه مواضع دولت و بر خي اعضاي حزب حاكم محبوبيت وي و حزب ليبرال دموكرات را تا 30 درصد كاهش داده است. با عنايت به اين حقيقت كه مردم ژاپن خواستار پايان مداخلهآمريكا در امور داخلي كشورشان هستند ،اكنون انتقاد مقامات توكيو از آمريكا مي تواند نقشي اساسي در بهبود چهره آنها ايفا نمايد كه ياري گر آنها در انتخابات محلي خواهد بود.(پيش از اين گرايش آبه به حل اختلافات با همسايگان نتايج مهمي براي آن به همراه داشت که انتقاد از آمريکا مس تواند آن را تقويت کند ) 3)سياست هاي منطقه اي ژاپن بر اتحاد با هسايگان و كاهش بحران هاي منطقه اي استوار است . حل اختلافات با چين ،كره جنوبي و روسيه محور اصلي اين سياست را تشكيل مي دهد. با توجه به اينكه همسايگان اين كشور ،روابط آن با آمريكا را عامل اصلي بحران در منطقه مي دانند ،دوري توكيو از آن مي تواند نقشي اساسي در بهبود اين مناسبات داشته باشد . مقامات ژاپن اميدوارند تا با انتقاد از سياست هاي آمريكا بتوانند گامي مهم براي حل اختلافات با همسايگان بردارند که تاکنون نيز نتايجي مثبتي در روابط آن با چين داشته است . 4) اين حقيقت در عرصه بين الملل وجود دارد كه مخالفان سياست هاي آمريكا از جايگاه ويژه اي در ميان دولت ها و ملت ها برخوردارند. اكنون كه ديپلماسي جهان از ديپلماسي دولت ها به ملت ها تغيير كرده است رويكرد ژاپن به انتقاد نسبي از آمريكا مي تواند نقشي مهم در جايگاه جهاني آن و حتي روابط آن با ساير كشور ها داشته باشد. در همين حال اين نكته قابل ذكر است كه تشديد نهضت هاي ضد امپرياليستي در آمريكاي لاتين ،آفريقا ،شرق آسيا (حتي كره جنوبي )انگيزه اي مضاعف را براي ژاپن ايجاد كرده تا اين كشور نيز از محبوبيت بين المللي برخوردار گردد.(بيش از 90درصد مردم جهان خواستار دولت هايي هستند كه در برابر جنگ افروزي ها و سياست هاي يك جانبه آمريكا مقاومت نموده و نظام جهاني را به نظام چند قطبي بدون محوريتآمريكا سوق دهند.) در نهايت با عنايت به آنچه ذكر شد مي توان گفت كه انتقاد مقامات ژاپن از آمريكا هرچند برگرفته از برخي از سياست هاي داخلي ،منطقه اي و جهاني آبه است اما مي تواند سر آغازي براي بحران ديگري براي آمريكا در يكي از هم پيمانانش باشد كه نتيجهآن تشديد ناكامي هاي بوش خواهد بود بويژه اينکه کره جنوبي نيز در شرق آسيا چندان در چارچوب منافع آمريکا گام بر نمي دارد . البته مقامات كاخ سفيد با مشوق هاي سياسي ، اقتصادي و نظامي تلاش دارند تا به نحوي از دوري اين كشور از خود جلوگيري نمايند که مناسبات اقتصادي و برخي همکاري ها در خاورميانه در اين چارچوب مي باشد، هرچند كه سير تحولات مي تواند در بلند مدت شكست اين طرح ها و در نهايت خروجآمريكا از شرقآسيا را در پي داشته باشد چنانكه اكنون مقامات كره جنوبي نيز به مخالفت با طرح هاي آمريكا در منطقه بويژه در امور كره شمالي ،توسعه پايگاههاي نظامي و تجارت آزاد پرداخته است تا واشنگتن وادار گردد براي حفظ منافع خود در اين كشور امتيازات بسياري از جمله كاهش نيروهاي خود در سئول را براي آن قائل گردد .
+
نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واشنگتن ميزبان كميته چهارجانبه آمريكا كه در تحقق اهدافش در خاورميانه ناكام مانده است با برگزاري اجلاس كميته چهارجانبه در واشنگتن تلاش دارد تا ضمن تاكيد بر اجراي نقشه راه همچنان خود را اولين بازيگر صحنه خاورميانه معرفي نمايد. اهميت تحولات خاورميانه بويژه مساله فلسطين سبب گرديده تا بازيگران متعددي در اين عرصه حضور يافته و در آن ايفاي نقش نمايند. در اين راستا كميته چهارجانبه متشكل از سازمان ملل، اتحاديه اروپا، آمريكا و روسيه از بازيگران اصلي اين عرصه تلقي ميگردند. اين گروه كه با نام صلح خاورميانه تشكيل گرديده در طي سالهاي اخير طرح آمريكايي نقشه راه را محور سياستهاي خود قرار دادهاند. براساس اين طرح كه از سال 2003 آغاز گرديده تشكيل دو كشور مستقل در سرزمينهاي اشغالي فلسطين و پايان جنگ اعراب و رژيم صهيونيستي پيگيري ميگردد.(تاكنون اين كميته نتوانسته است اهداف خود را محقق سازد ) در شرايطي كه بحران فلسطين وارد مرحله جديدي گرديده است و تشديد تنشها در فلسطين و اراضي اشغالي استمرار دارد، جامعه جهاني آمريكا را ناكام در تحقق صلح خاورميانه ميداند، طرحهاي كميته چهارجانبه به نتيجهاي مطلوب نرسيده استو … واشنگتن ميزبان نشست كميته چهارجانبه براي حل بحرانهاي مذكور ميباشد. با توجه به شرايط حاكم بر خاورميانه و فلسطين و سياستهايي كه آمريكا پيگيري ميكند دلايل برگزاري اين اجلاس عبارتند از:1ـ در شرايطي كه آمريكا به جنگافروزيهاي خود در عراق به عنوان جايگاهي براي صلح خاورميانه ادامه ميدهد، جامعه جهاني با نگاهي متفاوت همچنان فلسطين را مركز بحران منطقه ميداند. در همين حال دولتمردان كاخ سفيد از سوي كنگره به دليل عدم توجه به تحولات سرزمينهاي اشغالي تحت فشار قرار دارند. در اين شرايط آنها با برگزاري اجلاس واشنگتن ضمن حركت ظاهري در چارچوب خواستههاي جهانيان كه بر اجراي طرح صلح خاورميانه تاكيد دارند به نوعي همسويي با اهداف كنگره را به نمايش ميگذارند تا شايد بدينوسيله از مخالفتهاي آنها در عراق كاسته شود. 2ـ بسياري از ناظران سياسي و حتي مقامات تلآل آويو و فلسطين بر اين عقيدهاند كه طرح نقشه راه به رهبري آمريكا كارايي لازم را براي صلح خاورميانه ندارد. (در ماههاي اخير طرحهاي بسياري در اين راستا ارائه گرديده كه با مخالفت آمريكا مواجه شده است). بر اين اساس نشست كنوني كميته چهارجانبه اولا تاكيدي دوباره بر اصل نقشه راه و معرفي آن به عنوان تنها راهكار صلح ميباشد ثانيا آمريكا همچنان محور صلح خاورميانه باقي ميماند ثالثا ساير بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي از اين روند حذف ميشوند در حالي كه آمريكا با نام نقشه راه همچنان به طرح پردازي در منطقه مبادرت ميورزد كه نتيجه مثبت رايزني هاي مقامات كاخ سفيد طي ماههاي اخير در خاورميانه ارزيابي مي گردد . 3ـ از سياستهاي آمريكا حمايت از ابومازن، حفظ قدرت رژيم صهيونيستي، مقابله با حماس و استمرار سياستهاي خصمانه عليه آن است. در شرايطي كه جامعه جهاني نگرشي مثبت به دولت حماس پيدا كرده و خواستار لغو تحريمهاي آن شدهاند (نمايندگان پارلمان انگليس، روسيه و حتي برخي كشورهاي عربي خواستار لغو تحريم حماس و به رسميت شناخته شدن دولت آن شدهاند)، ابومازن از جايگاه چندان مطلوبي در ميان مردم برخوردار نيست، بحران شديد داخلي فروپاشي رژيم صهيونيستي را در اذهان تداعي كرده است و واشنگتن تلاش ميكند تا ضمن تاكيد بر مقابله جهاني با حماس به تقويت ابومازن (براي تفرقهافكني) و حفظ رژيم صهيونيستي بپردازد.(پيش از برگزاري نشست رايس تاكيد كرده است كه مواضع كميته چهار جانبه نسبت به حماس تغيير نكرده و همچنان آن را گروهي تروريستي دانسته و خواستار اجماع جهاني عاليه آن مي گرددند) 4ـ نكته اساسي در اين نشست درخواست اعراب از آمريكا براي حل بحران فلسطين است. در حالي كه آمريكا خواهان ياري كشورهاي عربي منطقه در عراق ميباشد، اين كشورها نيز پيششرط خود را پايان يافتن بحران فلسطين قرار دادهاند. واشنگتن با برگزاري نشست كميته چهارجانبه اولا رضايت اعراب را براي حضور در عراق جلب ميكند ثانيا گامي ديگر براي گرايش كشورهاي عربي به برقراري روابط با رژيم صهيونيستي برميدارد. (در نشستهاي نيويورك، قاهره، امان، كويت ،كشورهاي عربي اولين پيششرط همكاري با آمريكا را پايان يافتن بحران فلسطين و مقابله آن با توسعهطلبيهاي رژيم صهيونيستي عنوان داشتهاند). 5ـ با توجه به اينكه اعضاي كميته چهارجانبه متشكل از آمريكا، روسيه، دبير كل سازمان ملل، نماينده اتحاديه اروپا، در بسياري از معادلات جهاني حضور دارند، اين نشست ميتواند به محلي براي بررسي برخي تحولات حاشيهاي نيز مبدل گردد. بررسي پرونده هستهاي ايران و كره شمالي، جمعبندي اقداماتي كه تاكنون اعضاي كميته به صورت انفرادي براي صلح خاورميانه انجام دادهاند، تحولات عراق و افغانستان، بحران در آفريقا بويژه سودان و سومالي و … ميتوانند از موارد مورد بررسي در حاشيه اين نشست باشند هر چند كه محوريت اصلي آن همچنان فلسطين و صلح اعراب و رژيم صهيونيستي ميباشد. در نهايت ميتوان گفت كه برگزاري نشست كميته چهارجانبه اقدامي از سوي آمريكا براي كاهش بحران و ناكاميهاي خود در خاورميانه و مقابله با انتقادهاي جهاني (حتي كنگره آمريكا) است هر چند كه در نهايت آنها طرح جديد و كارآمدي براي حل اين مهم ندارند. به عبارتي ديگر اصرار آنها بر اجراي نقشه راه ميتواند اولا تلاشي براي حفظ موقعيت واشنگتن در برابر ساير بازيگران خاورميانه ثانيا استمرار در حمايتهاي همهجانبه از رژيم صهيونيستي براساس روند تحولات سالهاي گذشته بدون در نظر گرفتن شرايط جديد بويژه حمايتهاي جهاني از دولت حماس دانست. البته تاكيد ملت فلسطين بر استمرار انتقاضه تا تشكيل كشور مستقل فلسطيني به پايتختي قدس شريف، بحران شديد در رژيم صهيونيستي، گرفتارهاي آمريكا در عرصه بينالملل، نگرش منفي جهانيان به طرحهاي واشنگتن، سبب ميگردد تا اين نشست نيز نتيجه چنداني براي تحقق اهداف كاخ سفيد در پي نداشته باشد و بيش از آنكه اقدامي عملي براي صلح خاورميانه باشد، تحركي تبليغاتي است كه براي آن هيچ ضمانت اجرايي وجود ندارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گامهاي پكن براي تحكيم روابط با آفريقا هوجين تائو، رئيسجمهور چين با هدف توسعه و گسترش مناسبات كشورش و قاره آفريقا سفري دوره اي به هشت كشور اين قاره را آغاز كرده است كه مي تواند گامي براي مقابله با توسعهطلبي آمريكا ارزيابي گردد كه تقابل دو كشور را بيش از پيش تشديد خواهد نمود.
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پشت پرده حضور اعراب در كابينه رژيم صهيونيستي رژيم صهيونيستي كه با چالشهاي بسياري مواجه است تلاش دارد تا با آوردن اعراب ساكن اراضي اشغالي به كابينه ضمن كاهش مخالفتهاي داخلي، گامي براي بهبود چهره منطقهاي و بينالمللي بردارد در حالي كه در لواي آن اهداف توسعهطلبانهاي را اجرا ميكند. دولت ايهود اولمرت كه روزي با نام اجراي طرحهاي جديد وارد عرصه سياسي گرديد، اكنون دوراني بحراني را سپري ميكند. ناكامي در عرصه داخلي كه انتقادهاي شديد مردمي و گروههاي سياسي را در پي داشته، شكست در تحقق اهداف در سرزمينهاي اشغالي فلسطين، لبنان و منطقه و در نهايت تشديد انزجار جهاني از رژيم صهيونيستي كه تماما دستاورد شكست در برابر حزبا … لبنان و انتفاضه ملت فلسطين است، اولمرت و متحدانش را در سراشيبي سقوط قرارداد. آنچه در تحولات رژيم صهيونيستي قابل تامل است، دگرگونيهاي صورت گرفته در ساختار سياسي آن ميباشد كه بيانگر سياستهاي جديدي در اين رژيم است كه ميتواند آشكاركننده اضمحلال آن ارزيابي گردد. نكته اساسي دراين تغييرات پس از بركناري دانهالوتس رئيس ستاد مشترك ارتش و موشه كاتساف رئيسجمهور اين رژيم، تعيين يك عرب عضو كنست به عنوان وزير آموزش و پرورش ميباشد. براساس آخرين تصميمات «غالب مجادله» از اعضاي حزب كارگر پس از 6 دهه به عنوان اولين عرب عضو كابينه به عنوان وزيرآموزش و پرورش تعيين گرديد. با توجه به اينكه پيش از اين در اقدامي نادر، رژيم صهيونيستي يك مسلمان را به عنوان سفير در يونان تعيين نموده و مسجدي نيز در فرودگاه بنگورين احداث نمودهاند، اين رويكرد را ميتوان برگرفته از اهدافي بلند مدت دانست كه براساس مقابله با ناكاميها و راهكارهاي جديد براي توسعهطلبيها تدوين شده است.-1 اولمرت و دولت وي در عرصه داخلي با چالشهاي بسياري مواجه ميباشند كه به دليل انتقادهاي شديد مردمي ميرود تا بركناي آنها را در پيداشته باشد. اكنون زنگخطر براي بركناري ايهوداولمرت نخستوزير و عاميرپرتز وزير جنگ به صدا درآمده است. در چنين شرايطي آنها با تعيين يك عرب از اعضاي حزب كار به عنوان وزير آموزش و پرورش تلاش ميكنند تا رضايت بيش از يك ميليون مسلمان ساكن در اراضي اشغالي را جلب نمايند تا شايد با ايجاد اين پايگاه مردمي اولا گامهاي براي رياست جمهوري بردارند ثانيا از حجم انتقادها كاسته شده و دولت را حفظ نمايند. (البته تحركات افراطيون ميتواند تا حدودي اين سياست را با شكست مواجه سازد). -2 يكي از طرحهاي ارائه شده از سوي صهيونيستها، هضم فلسطينيان در قالب اين رژيم است. براساس اين طرح يك سرزمين با نام رژيم صهيونيستي تشكيل ميگردد كه يهودي و غير يهودي در آن عضويت دارند. با توجه به اين سياست رويكرد به مسلمانان براي حضورشان دولت را ميتوان طرحي براي اجراي اين سناريو دانست كه با نشان دادن چهرهاي مسالمتآميز ميان صهيونيست و اعراب اجرا ميگردد. ( اين سياست بيشتر براي جلب رضايت جامعه جهاني جهت عدم پس دادن اراضي اشغالي 1967 تدوين ميگردد كه با نام همزيستي مسالمتآميز اجرا ميشود). -3 اجراي طرح سازش از جمله اهدافي است كه در كنار توسعهطلبي صهيونيستها اجرا ميگردد. در اين راستا آنها محور طرح را بر مذاكره با ابومازن و تضعيف دولت حماس قرار دادهاند. با توجه به اينكه تاكنون گروههاي مقاومت از پذيرش طرح سازش خودداري كردهاند از سوي ديگر ابومازن نيز جايگاهي مردمي براي اجراي يكجانبه طرح ندارد، لذا صهيونيستها با برخي گرايشات اصلاحي در ساختار دولت و رفتار با اعراب راهكاري ديگر را براي سازش در پيش گرفتهاند. آنها با اين رويكرد دو هدف تقويت جايگاه مردمي ابومازن و تشديد اختلافات ميان پذيرندگان و مخالفان سازش را پيگيري ميكند. -4 رژيم صهيونيستي اولويت سياست خارجي خود را به اصل برقراري روابط با كشورهاي عربي و اسلامي قرار داده است. در اين زمينه برقراري برخي روابط اقتصادي با تعدادي از كشورهاي عربي، برگزاري اجلاسهاي مشترك با محوريت آمريكا و همكاري مصر و اردن با نام طرحهاي صلح خاورميانه، برخورداري از اعمال فشارهاي غرب بر كشورهاي عربي براي پذيرش رژيم صهيونيستي، تفرقهافكني ميان جهان اسلام با نام اسلام ميانهرو تندرو و … را تاكنون اجرا نمودهاند.با توجه به اينكه صهيونيستها براي جلب رضايت اعراب سرمايهگذاري بسيار نمودهاند، پذيرش يك غرب به عنوان وزير آموزش و پرورش، تعيين سفير مسلمان در يونان و ساخت مسجد در فرودگاه بنگورين را ميتوان گامهاي ديگري براي تحقق اين مهم دانست در حالي كه آن با تكرار نام اعراب ميانرو و تندرو در انتخاب اين افراد بار ديگر سياست تفرقهافكني در ميان مسلمان را پيگيري ميكنند. -5 نكته قابل تامل در سياستهاي رژيم صهيونيستي، نقش آن در آغاز اصلاحات در خاورميانه است كه عموما به عنوان الگوي غرب در منطقه مطرح ميگردد. پذيرش اعراب در كابينه رژيم صهيونيستي را ميتوان كاركردي ديگر از سوي اصلاحات غربيها دانست كه با اهدافي خاص اجرا ميشود اولا اين اصلاحات حكايت از اين امر دارد كه آمريكا و اروپا نيز از تحولات سرزمينهاي اشغالي چندان رضايتي ندارند و با برخي اصلاحات نظير حضور اعراب براي كاهش بحران در منطقه تلاش ميكند كه استيلاي انحصاري يهوديان را كاهش دهند ثانيا اين اقدام ميتواند روندي اصلاحي در خاورميانه را پيگيري كند كه براساس آن دگرگوني در انتخابات، تركيب پارلمان و حتي حضور برخي اقليتها (يهوديان) در ساختار سياسي كشورها عربي وطرح مساله اقليتها و جايگاه آنها در كشورها كه حقوق بشر در خاورميانه ميانه را مطرح ميكند. (در بحرين مشاور ارشد پادشاه از يهوديان انتخاب شده است). براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه حضور اعراب به عنوان وزير و سفير در كابينه اولمرت نشانهاي ديگر از تضعيف اين رژيم در تحقق اهداف داخلي و منطقهاي آن است كه سبب شده تا براي بقاء به اين اصلاحات روي آورد. البته چنانكه ذكر شد در حاشيه اين طرح، سياستهايي پيگيري ميشود كه ميتواند اهداف توسعهطلبانه صهيونيستها و متحدان غربي آن را محقق سازد هر چند كه تاكيد مقاومت بر عدم پذيرش سازش و بحرانهاي داخلي رژيم صهيونيستي بويژه عملكرد افراطيون ميتواند مانع از اجراي اين طرح گردد كه اضمحلال بيشتر دولت اولمرت را در پي خواهد داشت.
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
غيبت آمريكا در اتحاد شرق آسيا در حالي كه به دليل تحركات نظامي در شرق آسيا، آينده اي مبهم براي منطقه در اذهان تداعي گرديده، كشورهاي چين، ژاپن و كره جنوبي با برگزاري نشست هاي مشترك كاري تلاش دارند تا ضمن حفظ ثبات و امنيت به اتحادي منطقه اي بدون حضور آمريكا دست يابند.شرق آسيا در ماه هاي اخير شاهد تحولات بسياري بوده كه از يك سو بر محورهاي نظامي و از سوي ديگر بر ابعاد اقتصادي و همكاريهاي فراگير استوار گرديده است. دگرگوني سياسي در ساختار ژاپن و حضور ناسيوناليستي به نام «شينزوآبه» به جاي «كوايزومي» در پست نخست وزيري، آزمايش هسته اي كره شمالي كه اولين پيامد آن افزايش كشورهاي منطقه براي ارتقاي توان نظامي در چارچوب بازدارندگي دفاعي، برگزاري نشست كشورهاي آسيا-اقيانوسيه و سپس آسه آن با محوريت ارتقاي روابط با چين و ژاپن و دوري از آمريكا، افزايش انزجار مردمي از واشنگتن كه در قالب اعترافات و تظاهرات هاي گسترده نمود پيدا كرده و از... مهمترين رخدادهاي شرق آسيا مي باشند كه مي توانند بيانگر تحولاتي قابل تامل در منطقه ارزيابي گردند. در كنار آنچه ذكر شد، گرايش كشورهاي چين، كره شمالي و ژاپن به حل اختلافات تاريخي و افزايش همكاري هاي منطقه اي و بين المللي نكته اي قابل تامل در تحولات شرق آسيا مي باشد. اين سه كشور كه به دليل برخي مسائل تاريخي از جمله بازديد مقامات ژاپن از معبد(ياسوكني) تضاد در نحوي تعامل باآمريكا و در نهايت بحران كره شمالي، داراي اختلافاتي مي باشند، اكنون براي بهبود مناسبات فعاليت مي كنند. تاكيد شينزوآبه نخست وزير ژاپن بر عدم بازديد از معبد «ياسوكني» و سفر وي به چين را مي توان نخستين گام در اين راه دانست كه با ديدار سه جانبه كوايزومي با «ون جيابائو» نخست وزير چين و «روموهيون» رئيس جمهور كره جنوبي در حاشيه نشست آسه آن در فيليپين وارد مرحله جديدي گرديد. در اين نشست كه پس از 2 سال برگزار شد طرفين بر افزايش سرمايه گذاري مشترك منطقه اي و حل اختلافات سياسي تاكيد كردند كه در ديدار مقامات ارشد آنها در آينده نزديك اجرايي مي گردد. گرايش اين كشورها به حل اختلافات در شرايطي صورت مي گيرد كه: 1)در ماه هاي اخير تحركات نظامي در شرق آسيا وارد مرحله جديدي گرديده است. آزمايش هسته اي كره شمالي، افزايش بودجه نظامي كره جنوبي و خريدهاي تسليحاتي آن، تحركات نظامي چين به ويژه در تقويت ناوگان هوايي، دگرگوني در ساختار نظامي ژاپن كه تغيير مركز امنيت ملي به وزارت دفاع پس از 6 دهه و كاهش محدوديت فعاليت نظاميان اين كشور محور اصلي آ ن است، مي رود تا جوي نظامي را در شرق آسيا حكمفرما سازد. در چنين شرايطي كشورهاي منطقه برآنند تا با گسترش روابط اولا از اين توان در چارچوب حفظ امنيت منطقه بدون حضور آمريكا برخوردار گردند ثانيا بر تنش زدايي و كاهش حساسيت ها نسبت به فعاليت هاي نظامي يكديگر دست يابند در حالي كه در سايه اين اقدام به تقويت توان دفاعي خود مي پردازند. اين اقدام مي تواند قطبي نظامي در شرق آسيا ايجاد نمايد كه ازتوسعه طلبي ناتو در شرق و جنوب شرق آسيا جلوگيري نمايد. 2) از اهداف مشترك چين، ژاپن و كره جنوبي حضور فعال در بازارهاي اقتصادي و معادلات سياسي عرصه بين الملل است. تشكيل اتحاديه هاي اقتصادي در برابر اتحاديه اروپا و آمريكا باعنايت به ظرفيت اقتصادي بالاي اين كشورها، حضور در معادلات جهاني به عنوان قطبي سياسي و ...از اهداف بين المللي آنها است. اتحادهاي صورت گرفته در اروپا، آمريكاي لاتين، آفريقا و كشورهاي مشترك المنافع اين درس را براي شرق آسيا به همراه داشته كه براي افزايش توان منطقه اي و جهاني نيازمند ائتلاف همسايگان هستند. حضور مشترك در آسه آن و همكاري فعال با آن و تشكيل كميته هاي كاري مشترك را مي توان از پيش زمينه هاي گرايش هاي اقتصادي و سياسي اين كشورها دانست كه در آينده ارتقاي آن دور از ذهن نمي باشد. 3) تشديد بحران در شرق آسيا موجب افزايش حضور آمريكا در منطقه گرديده است. چنانكه واشنگتن به بهانه هاي امنيتي به تقويت پايگاه نظامي خود در ژاپن و كره جنوبي مي پردازد. در شرايطي كه ملتهاي منطقه به شدت با اين امر مخالف مي باشند و دولتها نيز چندان رضايتي از اين امر ندارند، اتحاد ميان كشورهاي شرق آسيا اولين گزينه براي خروج آمريكا از منطقه است. اين سياست به صورت آرام و گام به گام اجرا مي گردد تا حساسيت آمريكا نيز تحريك نگردد. مخالفت سوال با اصل تجارت آزاد با آمريكا تحت نام اعتراض مردمي، گرايش ژاپن به توسعه نظامي آرام كه مي تواند وابستگي آن را به آمريكا كم نمايد و تاكيد چين بر همكاري با همسايگان را مي توان اقداماتي نرم و اصولي براي كاهش وابستگي به واشنگتن دانست كه با اتحاد چند جانبه تكميل خواهد شد. براساس آنچه ذكر شد مي توان گفت كه ژاپن، كره جنوبي و چين براي تحقق اهداف منطقه اي و بين المللي نيازمند اتحادي فراگير مي باشند كه به دليل حمايتهاي مردمي در شرايط مطلوب قابل اجرا مي باشد. البته اين نكته قابل ذكر است كه تلاش آمريكا براي حفظ پايگاه ها در شرق آسيا كه با سياست تفرقه افكني و بهانه هاي امنيتي همراه است و برخي تضاد منافع در كشورهاي شرق آسيا به ويژه در قبال كره شمالي و روسيه به عنوان موانع اصلي تحقق اتحاد آنها در كوتاه مدت قلمداد مي شود، هر چند كه اين كشورها بر حل اين چالش ها و تحقق سناريوي شرق واحد بدون آمريكا تاكيد دارند.
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بركناري كاتساف، ناكامي ديگر صهيونيستها در حالي كه پيروزي لبنان در جنگ 33 روزه اقتدار نظامي رژيم صهيونيستي را درهم كوبيد اكنون پسلرزهاي اين پيروزي يكي پس از ديگري سران تلآويو را به خروج از صحنه سياسي وادار ميسازد كه بركناري كاتساف بخش مهمي از آن قلمداد ميشود كه راه را براي بركناري اولمرت و سايرين هموار ميسازد. هر چند كه رژيم صهيونيستي تلاش داشت با اجراي طرحهاي باران تابستاني و ابرهاي باراني، به سركوب حزبا... در لبنان و مقاومت دراراضي اشغالي فلسطين بپردازد اما شكستهاي سنگين اين رژيم دراين عرصه سرنوشتي ديگر را براي آن رقم زد. پس از شكست در جنگ 33 روزه كه پاياني بر اقتدار نظامي اين رژيم بود، ناكامي در برابر خواستههاي مردم فلسطين براي استمرار انتفاضه، لطمات سياسي بسياري براي آن به همراه داشت. نكته قابل تامل در پيامدهاي اين ناكاميها، تاثيرات عميق آن بر سياست داخلي و آينده دولتمردان رژيم صهيونيستي است كه ميتواند آغازگر رخدادهاي جديدي در اين رژيم و سرزمينهاي اشغالي فلسطين باشد. تحولات عرصه داخلي رژيم صهيونيستي بيانگر بحران شديد در ساختار سياسي و اجتماعي اين رژيم است كه ميرود تا زوال دروني آن را در پي داشته باشد. در اين چارچوب استعفاي مقامات ارشد تلآويو تحت عناوين مختلف از نكات قابل تامل و اساسي ميباشد. پس از بركناري برخي از فرماندهان نظامي و مشاوران سياسي و استعفاي دانهالوتس رئيس ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستي، بركناري و حكم تعليق موشه كاتساف از سمت رياست جمهوري رژيم صهيونيستي از تحولات سياسي مهم در تلآويو قلمداد ميشود. هر چند كه سران سياسي و قضايي اين رژيم چنان وانمود ميسازند كه موشه كاتساف صرفا به دليل رسواييهاي اخلاقي و مالي و سوء استفاده از قدرت بركنار ميگردد اما بررسي تحولات و سياستهاي بلند مدت اين رژيم (بويژه چالشهاي دروني) بيانگر برخي سياستها و اهداف كلاني است كه با بركناري كاتساف براي تحقق آن فعاليت ميكنند هر چند كه شرايط جاري در سرزميناي اشغالي و منطقه ميتواند اين طرح را نيز با شكست مواجه سازد. به عبارتي ديگر آنها برآنند تا از اين بركناري به عنوان فرصتي براي تحقق خواستههايي بهرهبرداري كنند كه بر چند محور استوار است: 1ـ در حالي كه شكست صهيونيستها از حزبا... لطمات بسياري بر نظامگيري اين رژيم وارد ساخت اما پيامدهاي آن همچنان در عرصه داخلي اين رژيم ادامه دارد. تشديد نارضايتيهاي مردمي از سياستهاي سران تلآويو درابعاد اقتصادي، سياسي و نظامي (بويژه امور امنيتي)، افشاي كوچ معكوس صهيونيستها از اراضي اشغالي كه تاكنون با سانسورهاي خبري پنهان مانده بود، تشديد مقاومت ملت فلسطين در برابر تلآويو و عدم پذيرش طرحهاي سازش و ... از پيامدهاي شكست در جنگ 33 روزه است كه همچنان ادامه دارد. هر چند سران رژيم صهيونيستي كه در ابتدا تلاش نمودند تا با بركناري برخي از سران نظامي و مشاوران، رضايت مردمي را جلب نمايند اما اين ناكاميها همچنان ادامه داشته است چنانكه استعفاي هالوتس نيز نتوانست از اين امر جلوگيري نمايد. در چنين شرايطي صهيونيستها تلاش دارند تا با بركناري كاتساف از قدرت اولا پاسخي به خواستههاي مردمي براي حل بحرانهاي داخلي بدهند ثانيا ضمن سرپوش نهادن چالشهاي سياسي را به دليل شكست از حزبا... و ملت فلسطين ايجاد گرديده به بركناريها اجباري مقامات خود چهرهاي مردمسالار و اخلاقي بدهند. چنانكه بركناري هالوتس و اكنون كاتساف با تبليغ گامي براي دموكراسي و خواست مردمي براي مبارزه با فساد صورت گرفت نه شكست در جنگ. 2ـ اولمرت كه در يك سال گذشته تلاش نموده تا اقتدار مطلقي براي كاديما ايجاد نمايد، اكنون در مجموعهاي از ناكاميها گرفتار آمده است. مخالفتهاي احزاب و گروههاي سياسي، نارضايتي مردمي از دولت، شكست اجراي طرحهاي ارائه شده براي سرزمينهاي اشغالي و عرصه بينالمللي از چالشهاي اولمرت ميباشد كه به دليل ناهمگوني در دولت ائتلافي وي بروز كردهاند.در مقطع كنوني اولمرت سعي دارد تا از فرصت بركناري كاتساف براي حضور فردي از نزديكان درپست رياست جمهوري بهرهبرداري نمايد. او پس ازآوردن ليبرمن (وزير امور استراتژيك) واشكنازي در پست رئيس ستاد ارتش تلاش دارد تا شيمون پرز را براي رياست جمهوري معرفي نمايد تا تركيب هماهنگتري را براي سياستهاي آينده خود تشكيل دهد. 3ـ نكته قابل تامل در بركناري كاتساف بهرهبرداري صهيونيستها از انحراف افكار عمومي از برخي مسائل اجرايي در سرزمينهاي اشغالي است. ساخت ديوار حائل، يهوديسازي بيتالمقدس، تغيير ساختار قدس، شهركسازي در كرانه باختري و جولان، از جمله اهدافي است كه در سايه انحراف افكار عمومي به بركناري سران رژيم صهيونيستي ميتواند پيگيري گردد. در همين حال با جنجالآفريني دراين زمينه افكار عمومي جهان را از جناياتشان در قبال فلسطينيان و نقاط مرزي سرزمينهاي اشغالي با لبنان دور ميسازند. 4ـ با عنايت به طرحهاي جديد آمريكا براي خاورميانه، دگرگوني در ساختار رژيم صهيونيستي را ميتوان از جمله سناريوهاي واشنگتن براي اجراي اين طرحها دانست. به عبارتي ديگر آنها با سكوت و بعضا حمايت از اين دگرگونيها سعي دارند تا رژيم صهيونيستي را در مسير اهداف خاورميانهاي خود سوق دهند كه طرح برخي امتيازات براي فلسطينيان و صلح اعراب و رژيم صهيونيستي دراين راستا ميتواند اجرايي گردد. به عبارتي ديگر آمريكاييها دريافتهاند كه رژيم صهيونيستي ديگر نميتواند اجراكننده خواستههاي آن باشد لذا دگرگوني در ساختار آن امري الزامآور ميباشد. مقامات آمريكايي در ديدارهايي كه از سرزمينهاي اشغالي داشتهاند بر اصل برخي تغييرات سياسي در رژيم صهيونيستي براي اجراي طرحهاي آينده تاكيد نمودهاند. براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه سران رژيم صهيونيستي كه با اتكاء به توان نظامي و پشتوانه حمايتي متحدان غربي بر حيات خود ادامه دادهاند اكنون با چالشهاي گستردهاي مواجه گرديدهاند كه براي خروج از آن به تغييرات اجباري در ساختار سياسي و نظامي ميپردازند در حالي كه براي اين مهم با بهانههاي اخلاقي به توجيهي مردم سالارانه براي اين دگرگونيها ميپردازند. بركناري كاتساف از قدرت را كه برگرفته از شكستهاي گسترده صهيونيستها در عرصه داخلي و ناكامي آنها در برابر حزبا... و ملت فلسطين است به عنوان صرفا فساد مالي و اخلاقي را ميتوان نمونهاي از اين توجيهات دانست. با تمام اين تفاسير در شرايط كنون جهان اسلام و ملت فلسطين با اتحاد و يكپارچگي ميتوانند ضمن تسريع شكستهاي رژيم صهيونيستي شرايط را براي بركناري ساير سران اين رژيم كه فروپاشي داخلي آن را در پي دارد، فراهم آوردند تا گامي مهم براي تحقق آرمان تشكيل كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف برداشته شود.
+
نوشته شده در شنبه 7 بهمن1385ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تشديد تقابل چين و آمريكا درحالي كه چين در ابعاد گوناگون در حال توسعه در عرصه جهاني است، سياستهاي دولتمردان آمريكا بار ديگر بر محور مقابله با قدرت چين استوار گرديده كه ميتواند تقابل بيشتر آنها را در پي داشته باشد. چين و آمريكا در چارچوب مناسبات اقتصادي و بعضا سياسي درسالهاي اخير تعاملاتي را در دستور كار قرار دادهاند. هر چند كه طرفين رقبايي با منافع متضاد ميباشند اما تلاش نمودهاند تا بتوانند دركنار برخي منافع مشترك اهدافي را پيگيري نمايند. سياست اين كشور ها را مي توان بر اصل تنش زدايي و عدم مداخله در مناطق نفوذ يكديگر، ترسيم نمود. نكته قابل تامل در مقطع كنوني تشديد تقابل دو كشور در عرصه گوناگون است كه چالش هايي را در روابط آنها ايجاد كرده است. پس از پيروزي دموكرات ها در انتخابات ميان دورهاي كنگره آمريكا اين تنشها وارد مراحل جديدي گرديد، چنانكه كه دموكرات ها در ابتدا اعلام نمودند كه مقابله با قدرت روزافزون چين اولويت سياست خارجي آنها خواهد بود. با توجه به تحولات جاري تقابل دو كشور در چند محور اجرا ميگردد: 1)اصلي ترين مساله در روابط دو كشور، رخدادهاي مربوط به حقوق بشر ميباشد. دولتمردان آمريكا بار ديگر براين اصل تاكيد دارند كه نقض حقوق بشر در چين بايد از طريق مجامع جهاني و تحريمهاي بينالمللي بررسي گردد. در همين چارچوب در نخستين روزهاي آغاز به كار كنگره دموكراتها اولين پرونده را براي چين تشكيل و به تحريم آن پرداختند. اين اقدام در حالي صورت گرفت كه پكن نيز با اعتراض به اين سياست پروندهاي را عليه آمريكا تشكيل داده تا تقابل آنها در اين عرصه وارد مرحله جديدتري گردد. 2)تقابل دو كشور در امور تايوان را مرحله ديگري از اختلافات آنها ميتوان دانست. در شرايطي كه چين همچنان بر اصل حاكميت بر تايوان تاكيد دارد، آمريكا براي اعمال فشار بر اين كشور، سياست حمايت از تايوان را تشديد نموده است. همكاري نظامي ميان طرفين و سفر مقامات ارشد تايوان به آمريكا را ميتوان ابعاد تازهاي از اين سياستها دانست كه تشديد اختلافات پكن و واشنگتن نتيجه آن مي باشد. اكنون آمريكا براي بازدارندگي چين، درصدد استفاده ابزاري از تايوان است كه با انتقاد شديد پكن مواجه شده است (اروپا و برخي كشورهاي كوچك نيز در اين سياست پيرو آمريكا ميباشند.) 3)از زمينههاي اصلي همكاري چين و آمريكا ابعاد اقتصادي است. تراز تجاري دو كشور بيشتر از دهها ميليارد دلار ميباشد، در شرايطي كه وابستگي اين كشور به صنايع و كالاهاي چيني افزايش يافته است اما اين كشور تلاش دارد تا با وضع تعرفههاي تجاري، افزايش ماليات بر كالاهاي وارداتي، اعمال محدوديت بربرخي اجناس به نوعي ضمن هماهنگ سازي تراز تجاري دو كشور از حربه اقتصادي براي تحريك و همسو نمودن پكن استفاده نمايد. (حمايت شركتهاي بزرگ آمريكايي از كاهش مناسبات با پكن بخش اصلي اين طرح را تشكيل ميدهد) حضور نمايندگان اقتصادي آمريكا در پكن و تصويب قوانين گمركي كه با هدف مقابله با صادرات پكن بوده، راميتوان كاركردهاي دولتمردان واشنگتن براي تضعيف اقتصادي چين دانست. البته اين نكته قابل ذكر است كه آمريكا توانايي مقابله جدي با فعاليتهاي اقتصادي پكن را ندارد چرا كه اولا بسياري از شركتهاي آمريكا در مراوده با پكن منافع بسياري كسب كردهاند كه خواستار كاهش آن نيستند. ثانيا آمريكا اين ترديد را دارد كه كاهش همكاري با چين، نفوذ اقتصادي پكن را در ساير بازارهاي جهان افزايش دهد كه نتيجهاي معكوس بر تحريمهاي اين كشور خواهد داشت. 4)جلوگيري از تقويت توان نظامي پكن و بهرهمندي از اين حربه براي محدود ساختن آن بخش ديگري از سياستهاي آمريكا است. واشنگتن از يك سو با عناوين جلوگيري از تشديد فضاي امنيتي و رقابت تسليحاتي كه شرق آسيا ايجاد شده و عدم نظامي شدن چين براي حفظ امنيت جهاني و حمايت از متحدان خود يعني ژاپن و كره جنوبي، و از سوي ديگر بهرهگيري از تحريمهاي اعمال شده از سوي اروپا در سال 1889 عليه پكن، براي مقابله نظامي با پكن فعاليت ميكند. (البته آمريكا با اين بهانه براي تقويت حضور نظامي خود در شرق آسيا نيز برنامهريزي ميكند كه با مخالفت كشورها مواجه گرديده است خصوصا اينكه تقويت ژاپن و كره جنوبي در كنار اين سياست پيگيري ميشود.) 5)چين و آمريكا در حالي به تقابل با يكديگر ميپردازند كه حضور در مناطق نفوذ يكديگر را در دستور كار دارند. از يك سو پكن براي توسعه حضور در خاورميانه، آفريقا و حتي آمريكاي لاتين تلاش ميكند و از سوي ديگر آمريكا نيز در پاكستان، هند، كشورهاي شرق آسيا، آسياي مركزي و قفقاز سياستهاي توسعه طلبانه را پيگيري ميكند. هر چند كه طرفين اين سياستها را براي تامين منافع خود ميدانند اما تركيب و نحوه اجراي آن به نوعي تقابل و مقابله آنها را نشان ميدهد كه در مواردي اعتراض طرف مقابل را در پي داشته است.( اكنون حضور چين در خاورميانه و آمريكاي لاتين با اعتراض آمريكا همراه بوده در حالي كه عملكرد واشنگتن در شرق آسيا و آسياي مركزي و قفقاز اعتراض پكن را به همراه داشته است). براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه به رغم مراودات سياسي و اقتصادي ميان چين و آمريكا اختلافات آنها در عرصه جهاني در حال تشديد شدن است كه ميتواند تقابل آنها را به همراه داشته باشد. البته نياز آمريكا به پكن در پرونده هستهاي ايران و كره شمالي، نيازهاي اقتصادي به اين كشور، ترس واشنگتن از حق وتوي پكن در شوراي امنيت، نفوذ گسترده چين در بسياري از نقاط جهان كه ميتواند ابزاري براي اعمال فشار بر آمريكاباشد، و … سبب ميگردد تا دولتمردان كاخ سفيد نتوانند به تشديد مخالفتها با پكن بپردازند. اين دغدغه وجود دارد كه اعمال فشار بر چين، آن را به سمت نظامي شدن و نيز گرايش بيشتر به مخالفان آمريكا (روسيه، ايران، كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين) سوق دهد كه تهديدي براي آينده واشنگتن قلمداد ميشود چنانكه برخي تحركات آمريكا تحريك پكن را به همراه داشت كه از ابعاد آن وتوي قطعنامه ايالات متحده در قبال ميانمار در شوراي امنيت و نيز انهدام ماهوارهاي در مدار زمين توسط پكن (ورود به جنگ ستارگان ) ميباشد كه به نوعي هشدار سياسي و نظامي چين به آمريكا ارزيابي ميگردد كه ميتواند در آينده نيز تكرار گردد.
+
نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 11:28 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كارشكني آمريكا در روابط تهران - بغداد در شرايطي كه اشغالگران عراق گسترش مناسبات تهران و بغداد را مغاير باسياستهاي توسعهطلبانه خود ميدانند، تلاش دارند تا با هر ترفندي به چالش آفريني در اين روابط بپردازند در حالي كه تاكيد دو كشور بر استمرار سياستهاي گذشته تاكنون اين توطئه را با شكست مواجه ساخته است .
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رايزنيهاي پوتين در هند ولاديمير پوتين در حالي فردا در مراسم استقلال هند شركت ميكندكه اين اقدام از يك سو گامي براي توسعه مناسبات دو جانبه و از سوي ديگر ايجا سدي دفاعي در برابر نفوذ غرب در شبه قاره هند ميباشد. هند و روسيه در سالهاي اخير روابط گستردهاي را آغاز كردهاند بگونهاي كه ميتوان آنها را متحدان راهبردي دانست كه براساس منافع منطقهاي و بينالمللي فعاليت ميكنند. در اين چارچوب پس از ديدارهاي مكرر «مان موهان سينگ» نخست وزير و مقامات ارشد هند از مسكو، ولاديمير پوتين در جنش استقلال هند به عنوان ميهمان ويژه شركت ميكند تا بيانگر نقش و جايگاه ارزنده روسيه در سياست خارجي دهلي نو باشد. اين روابط در حالي رو به گسترش است كه شرايطي خاص بر مناسبت آنها حاكم است از جمله : دو كشور براي ايجاد قطبي اقتصادي و سياسي در منطقه فعاليت ميكنند، حضور غرب در هند نگراني مسكو رابه همراه داشته، اهداف نظامي و هستهاي براي طرفين حائز اهميت، دهلي در كنار مسكو براي حضور در معادلات جهاني اصرار دارد، دگرگوني در ساختارهاي سياسي و نظامي منطقه از دغدغههاي مشترك دو كشور قلمداد ميشوند . در چنين شرايطي ديدار پوتين از دهلي نو را كه ميتوان نقطه عطفي در روابط طرفين دانست بر چند محور استوار است كه ميتواند پيامدهاي بسياري براي آنها و منطقه در پي داشته باشد. 1)بخش اصلي همكاري هاي روسيه و هند در قالب فعاليتهاي نظامي اجرا ميگردد. دراين زمينه در طول 5 سال گذشته روسيه معادل 10 ميليارد دلار سلاح و تجهيزات نظامي به هند فروخته است. در همين حال پيش از سفر پوتين نيز «سرگي ايوانوف» وزير دفاع روسيه در سفري پنج روزه به دهلي براي عقد قراردادهاي نظامي از جمله ساخت جنگ افزارهايي نظير سوخو و تانكهاي تي 90 فعاليتهاي خود را آغاز نمود تا مهر تاييدي باشد بر اهميت مناسبات نظامي دو كشور. در همين حال اين نكته قابل ذكر است كه به رغم حضور فعال رژيم صهيونيستي و آمريكا در بازارهاي نظامي هند، همچنان مسكو به عنوان اولين شريك اين كشور در نظر گرفته شده است. 1)از اهداف مشترك هند و روسيه ايجاد شاه راهي اقتصادي با محوريت چين، هند، روسيه است كه در ميان خود ،كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز را نيز در بر ميگيرد. حضور در شانگهاي و اتحاديههاي چند جانبه منطقهاي محور اصلي اين تعاملات است كه ميتواند آنها را به عنوان قطبي مقتدر در برابر ساير اتحاديههاي جهاني قرار دهد. البته غرب تلاش دارد تا با افزايش همكاري اقتصادي با هند از اجراي اين مهم جلوگيري نمايد هر چند كه تاكنون اين كشور بر اتحاد باساير كشورهاي منطقه تاكيد نموده است. 2)همكاري در امور هستهاي بخش ديگري از روابط هند و روسيه است. دهلي نو كه براي توسعه اقتصادي و صنعتي خود نيازمند انرژي است ، بخش اصلي سياستهاي خود را بر انرژي هستهاي اختصاص داده است. هند كه براي انجام اين مهم با آمريكا،فرانسه و انگليس قراردادهايي را منعقد كرده همچنان بر اجراي اين مهم با همكاري روسيه تاكيد دارد. درديدار پوتين از اين كشور ساخت نيروگاههاي جديد و تامين سوخت آنها از محورهاي مذاكرات است كه نقش مهمي در آينده اقتصادي هند خواهد داشت. 4)هند درشرايطي به تحكيم روابط با روسيه ميپردازد كه در سايه آن اهدافي را در برابر پاكستان و چين پيگيري ميكند. دهلي از يك سو به دنبال متحدي قدرتمند در برابر پاكستان و متحدانش است كه گرايش اين كشور به روسيه، آمريكا، فرانسه و انگليس در اين چارچوب صورت مي گيرد از سوي ديگر آنها تلاش دارند تا با بهرهگيري از ظرفيتهاي مسكو براي ميانجيگري ميان هند با پاكستان و چين براي حل اختلافات مرز گامهايي را بردارد در حالي كه با متحد قرار دادن اين كشور قدرت چانهزني خود را افزايش ميدهد. (تقويت متحدان براي حضور قدرتمند در مذاكرات صلح از اهداف پاكستان و هند است كه تاثير بسزايي در سياست خارجي آنها دارد.) 5)از اهداف هند حضور فعال در عرصه بينالمللي بويژه عضويت دائم در شوراي امنيت است. هند كه خود از طراحان اصلاحات در سازمان ملل ميباشد سياست خود را بر افزايش اقتدار جهاني و جلب رضايت كشورها براي حمايت از عضويت آن در شوراي امنيت تدوين نموده است. همكاري با روسيه دركنار آمريكا و اروپا و چين مي تواند راهكاري براي تحقق اين مهم باشد كه از سوي دهلينو پيگيري ميشود. 6)افزايش مناسبات اقتصادي و تجاري بويژه سرمايهگذاري در صنايع زيربنايي، بررسي پروندههستهاي ايران و كره شمالي، تحولات خاورميانه كه تاثيربسزايي درتامين انرژي هند دارد، چگونگي ارتقاي همكاريهاي منطقهاي بويژه عضويت رسمي هند در اجلاس شانگهاي،چگونگي برخورد با نفوذ آمريكا و اروپا در آسياي مركزي و قفقاز كه تهديدي براي امنيت دو كشور است و … را ميتوان محورهاي ديگر مذاكرات پوتين و سينگ دانست كه نتيجه نهايي آن تعامل بيشتر آنها در قبال تحولات جهاني خواهد بود.براساس آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه حضور پوتين به عنوان ميهمان ويژه جنبش استقلال هند، گامي مهم از سوي دو كشور براي ارتقاي روابط است كه آنها را به اهداف كلان منطقهاي و جهاني نزديك ميسازد. البته اين نكته قابل ذكر است كه اين گرايش ميتواند رويكرد بيشتر غرب به هند را در پي داشته باشد كه نتيجه آن امتياز گيري دهلي نو از طرفين خواهد بود. با اين وجود حضور پوتين را مي توان نشانه اي برتاكيد دولت هند بر گسترش مناسبات منطقهاي به رغم گرايش به غرب دانست بويژه اينكه ملت آن نيز از همكاري با آمريكا و اروپا ناراضي بوده و خواستار استمرار همكاري با روسيه، چين و ساير كشورهاي منطقهاي ميباشند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انتفاضه اي ديگر در لبنان از ديروز تحركات مردم لبنان براي مقابله با دولت سينيوره و تشكيل دولت پاك وارد مرحله جديدي گرديده كه مي توان گامي مهم در پايان دادن به بحران اين كشور ارزيابي گردد .
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
استراتژي امنيتي آمريكا در عراق در حالي كه اقدامات اشغالگران عراق با مخالفتهاي شديد در محافل سياسي جهان مواجه گرديده، دولتمردان كاخ سفيد طرحهاي امنيتي جديدي را براي اين كشور اجرا ميكنند كه به دليل مغايرت با تحولات عراق ميتواند به تشديد بحران امنيتي مواجه گردد. دولتمردان كاخ سفيد كه براي تحقق اهدافشان با چالشهاي بسياري مواجه هستند تلاش دارند تا فضايي كاملا امنيتي براي عراق ايجاد نمايند تا در لواي آن ساير اهداف خود را محقق سازند. در شرايطي كه كنگره و مردم آمريكا با طرحهاي ارائه شده از سوي بوش مخالف ميباشند، فرماندهان نظامي و سربازان خواستار بازگشت به كشورشان هستند، اعتراضات داخلي و منطقهاي به سياستهاي اشغالگران افزايش يافته، سران كاخ سفيد براي اجراي طرحهاي جديد امنيتي فعاليتهايي را آغاز كردهاند. طرح آنها كه براساس اصل آوردن بازيگران جديد به عراق و افزايش تحركات نظامي استوار است در چند محور طراحي و اجرا ميگردد ،هر چند كه آنها خود نيز بر اجراي آن ترديد داشته و صرفا به عنوان راهبرد موقت به آن مينگرند (جرجبوش در سخنراني خود تاكيد نمود كه اين استراتژي توان حل بحران در كوتاه مدت را ندارد و حتي ميتواند به تشديد بحران امنيتي منجر گردد). با توجه به تحركات صورت گرفته، طرحهاي جديد آمريكا براي حل بحرانها و خروج از بنبست امنيتي در چند بعد صورت ميگيرند كه عبارتند از: 1) نكته مهم در سياستهاي امنيتي آمريكا در عراق، آوردن نيروهاي ويژه اكراد به بغداد ميباشد. نيروهاي نظامي كرد كه تا كنون در فعاليتهاي نظامي عراق شركت نداشتهاند، با استعداد 3 هزار نيرو به بغداد فراخوانده شدهاند. آنها تاكيد كردهاند كه براي برقراري امنيت با هيچ گروهي مصالحه نكرده و صرفا امور واگذار شده را اجرا ميكنند. اين طرح در شرايطي صورت ميگيرد كه تاكنون نيروهاي آمريكايي از تجهيز و آموزش نيروهاي عراقي خودداري كرده در حالي كه برخلاف خواست مالكي، اكراد را جايگزين نيروهاي پليس نمودهاند.اكنون اين سناريو مطرح است كه دولتمردان آمريكايي براي حفظ جايگاه خود در ارتش عراق و كاهش توان دولت مالك از آموزش پليس و ارتش عراق خودداري ميكند تا در نهايت ارتشي با محوريت اكراد و گروههاي بعثي تشكيل دهد. (مالكي بارها بر عملكرد ضعيف اشغالگران در آموزش پليس اعتراض كرده و آن را توطئهاي براي حضور آمريكا در عراق دانسته است). 2ـ حذف معارضين اشغالگران در هر گروه و طايفهاي بعد ديگر سياست امنيتي آمريكا است. حملات گسترده اشغالگران بر شهرك صدر كه به گفته بيكر- هاميلتون اصليترين تهديد براي اشغالگران است (در اين عملياتها صدها تن كشته و زخمي و يا بازداشت شده) مقابله با اهل سنت كه به عنوان گروههاي تندرو شناخته ميشوند در اين سناريو تعريف گرديده است.نكته مهم آنكه در اين كاركرد چندان نامي از القاعده برده نميشود بلكه گروههاي شيعه نظير سپاه بدر و ماندگان از حزببعث به رهبري عزتابراهيم الدوري را در اولويت قرار دادهاند. 3ـ حضور 21500 سرباز آمريكايي در عراق طرحي است كه به گفته مقامات كاخ سفيد براي تحقق امنيت در عراق اجرا ميگردد. حضور رابرت گيتس، ديدارهاي رايس و برنز براي جلب رضايت كشورهاي منطقه كه به حضور آمريكا در عراق تاكيد نمودند، ادامه اتهامات در رابطه با دخالت كشورهاي منطقه در امور عراق (بويژه ايران و سوريه) درخواست برخي فرماندهان ارتش براي تقويت نيروها و … را ميتوان از سياستهاي دولتمردان كاخ سفيد براي افزايش نيرو تا سقف 21500 نفر در عراق دانست. البته مخالفت كنگره و اظهارات سربازان براي بازگشت به ميهنشان در كنار اعتراضات مردم موانعي هستند كه تاكنون بوش براي مقابله با آنها موفق نبوده است.4ـ ايجاد تغييرات در ساختار دولت و نيز قانون اساسي براي جلب رضايت اهل سنت، اعضاي حزب بعث و كشورهاي عربي را بايد سناريويي ديگر در طرح آمريكا دانست. آنها در نشست كويت و ديدار هياتهاي عراقي از آنكارا و برگزاري نشست كركوك و در نهايت جمعبندي خواستهاي گروههاي معارض براي تحقق اين اهداف تلاش ميكند. آنها با اجراي اين سناريوها بويژه تغيير قانون اساسي از يك سو رضايت اهل سنت و كشورهاي عربي را جلب ميكنند از سوي ديگر از اين امر به عنوان ابزاري براي اعمال فشار بر دولت مالكي بهرهبرداري مينمايند. (از زمان تصويب قانون اساسي اعتراضات به اين امر وجود داشته كه اكنون براساس طرح امنيتي آمريكا ميتواند تغيير نمايد). 5)تاسيس دانشگاه و مراكز علمي به سبك اروپايي و روي آوردن به ساخت كارخانجات جهت اشتغال زايي را مي توان گام اقتصادي آمريكا براي غلبه بر بخشي از بحران امنيتي عراق دانست . در اين سناريو آنها در حالي كه سياست هاي فرهنگي و اقتصادي خود را پيگيري مي كنند به ئنوعي به دنبال جلب رضايت عمومي از فعليت هاي خود مي باشند. در كنار آنچه ذكر شد اين نكته قابل تامل است كه دولتمردان كاخ سفيد براي تحقق و توجيه اين سياستها راهكارها و بهانههايي را در نظر گرفته از جمله: اولا تاكيد بر تزلزل دولت مالكي و ناتواني آن در برقراري ثبات و امنيت كه لزوم دگرگونيهايي نظير حضور اكراد به عنوان نيروي دفاعي، ورود بيشتر اهل سنت و حتي اعضاي حزب بعث به كابينه بويژه در امور نظامي، افزايش نيروهاي آمريكايي 21500 نفر را توجيه ميكند. ثانيا ادامه فعاليت بازماندگان حزب بعث به رهبري عزتابراهيم الدوري به رغم اعدام صدام و متحدان آن كه تشديدكننده بحران امنيتي است بهانهاي ديگر براي فعاليتهاي نظامي آمريكا ميباشد. همزمان با اين سناريو آنها حذف گروه صدر را نيز به دستور كار دارند كه به ادعاي آنها براي جلوگيري از افراطيگري صورت ميگيرد. در نهايت ميتوان گفت كه اكنون آمريكا تلاش دارد تا با ارائه طرحهاي امنيتي جديد از يك سو جنايات و جنگافزوريهاي آينده خود را توجيه كند و از سوي ديگر رضايت افكار عمومي (بويژه در ايالات متحده) را براي استمرار اشغاگري و حذف مذهبيون جلب نمايد. البته اين نكته قابل ذكر است كه به دليل بحراني بودن شرايط عراق بويژه بحران شديد در ارتش آمريكا كه به دليل مخالفتهاي كنگره و مردم ايالات متحده در حال افزايش است، انزجار مردم عراق ازاشغالگران و تاكيد گروههاي تحقيق برناكارآمد بودن گزينه نظامي، اين طرح را با شكست مواجه ميسازد چنانكه از هماكنون صاحبنظران سياسي (حتي در ايالات متحده) خروج از عراق را تنها گزينه براي پايان بحرانها ميدانند هر چند كه بوش همچنان بر سياست جنگ تاكيد دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تلاشهاي مشرف در خاورميانه پرويز مشرف از روز شنبه سفري دورهاي به كشورهاي خاورميانه را آغاز كرده است تا ضمن تاكيد بر وحدت با جهان اسلام فعاليتهاي تازهاي را براي ايفاي نقش در تحولات خاورميانه ايفا نمايد.
+
نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دغدغههاي مركل در مسكو ديروز صدراعظم آلمان ديداري رسمي از روسيه بعمل آورد تا گامهايي اساسي براي تحكيم روابط و كاهش بحرانهاي موجود در روابط اروپا و مسكو برداشته شود.
+
نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط قاسم غفوري
|
|
|||||
|
|||||