تبليغاتX
هُدهُد
مقالات، تحليل‌ها و تفسيرهاي بين‌المللي
                           نگاهي بر تركيب حاضران
 
 
نشست سران ناتو در حالي در آمريكا برگزار شد كه در كنار ۲۸عضو دائم آن، كشورهاي ديگر نيز دعوت شده بودند بگونه‌اي كه تركيب حاضران به ۵۰ كشور رسيد. در اين جمع تركيبي از كشورهاي عربي نظير امارات در كنار كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز ، شرق آسيا و آفريقا حضور داشتند. با توجه به اين تركيب اين سئوال مطرح است كه چرا آمريكا نشست سران ناتو را كه محور آن را نيز افغانستان تشكيل مي داد با اين وضعيت برگزار كرده است. در پاسخ به اين پرسش چند نكته اساسي قابل توجه است.
اولا اوباما به شدت به دنبال آراي مردم براي انتخابات رياست جمهوري است. برگزاري نشست جي ۸ و نيز ناتو موقعيتي براي اوباما بوده تا توان خود در جمع آوري كشورها و رهبري آنها را به رخ مردم آمريكا كشيده تا گامي براي كسب آرا براي انتخابات باشد.
ثانيا گستردگي حضور كشورها در نشست ناتو گامي براي آمريكا بوده تا بتواند خواستهاي خود از جمله در قبال افغانستان را به ساير اعضاي ناتو تحميل كند چنانكه اين روند را توجيه و تاييد توافقنامه استراتژيك كابل – واشنگتن مي‌توان مشاهده كرد.
ثالثا آمريكا مي‌داند كه از اتحاد ناتو چندان باقي نمانده است و اين پيمان در مسير فروپاشي پيش مي رود بويژه بحران اقتصادي گريبان بسياري از اعضا را گرفته است. آمريكا با افزايش تعداد حاضران در نشست به نوعي تلاش كرده تا اتحاد ظاهري ناتو را به جهانيان نشان دهد در حالي كه اعضاي اصلي را نيز در برابر اقدام انجام شده مورد تاييد اتحاد قرار داده و اين كشورها اجبارا بايد پذيرنده ادامه همكاري با امريكا باشد.
رابعا: اوباما تلاش دارد تا در قبال سياست خارجي آمريكا، اتحاد جهاني را نشان دهد و به نوعي مهر تاييد كشورها را براي اقداماتش كسب كند در حالي كه نيازي به تاييد تمام كشورها و جامعه جهاني نداشته باشد. مسائل مطرح شده در قبال افغانستان، سوريه ، ايران ، روسيه در نشست ناتو را مي‌توان در اين چارچوب دانست. به عبارت ديگر آمريكا با اين نشست تلاش كرده تا جامعه جهاني را دور زده و آنها را همسو با خواستهاي خود نشان دهد.
خامسا: گستردگي تعداد حاضران نشست را مي‌توان نمودي از سياستهاي ناتو براي گسترده تر شدن بالهايش در جهان دانست. آمريكا و ناتو بر اساس استراتژي ۲۰۲۰ ناتو دامنه فعاليتهاي خود را از اروپا و آمريكا به صحنه بين الملل گسترش مي‌دهند. دعوت از كشورهاي عربي، آفريقايي ، شرقي و آسياي مركزي و قفقاز ابعاد سياستهاي توسعه طلبانه ناتو را نشان مي‌دهد. هر چند بسياري از آنها با ادعاي قدرداني به دليل حضور در افغانستان دعوت شده بودند اما در نهايت هدف اصلي ناتو گسترش حوزه نفوذ در اين كشورها بوده است كه برگرفته از سياستهاي توسعه طلبانه ناتو است.
به هر تقدير مي‌توان گفت كه برگزاري گسترده نشست ناتو استمرار سياستهاي جاه طلبانه آمريكا در عرصه بين الملل بوده كه محور آن را گسترش و توجيه نظامي‌گري آمريكا در جهان تشكيل مي‌دهد. امري كه تهديدي براي امنيت بين الملل بوده و پيامدهاي منفي بسياري به همراه دارد هر چند كه اختلافات دروني در اين نشست ابهاماتي را در موفقيت اين طرح به همراه داشته است .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1391ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                             باكو در انحراف

جمهوري آذربايجان پس از جدايي از شوروي سابق تحركات بسياري داشته تا خود را بازيگر‌ منطقه‌اي و جهاني معرفي كند. هرچند باكو تحركات بسياري در اين زمينه داشته اما نه تنها به اين مهم دست نيافته بلكه اكنون در حوزه داخلي و خارجي با چالشهاي بسياري مواجه است. در عرصه داخلي مردم سياستهاي علي اف را مغاير با خواسته‌هاي مذهبي و منطقه‌اي خود مي‌دانند و به رغم آنكه اكثر جمعيت آذربايجان را مسلمانان تشكيل مي‌دهند اما سياستهاي دولتشمردان اين كشور در مسيري مغاير حركت مي‌كند مقابله با احزاب و تشكل‌هاي اسلامي، ايجاد فضاي رعب و وحشت عليه مسلمانان، جلوگيري از برگزاري مراسم‌هاي مذهبي و ساخت اماكن ديني،‌ ترويج فرهنگ سكولاريسم و لائيك در كشور اسلامي با مردمي دين دار و مسلمان، برگزاري مراسم‌هاي غير ديني مانند رژه همجنسگرايان، ترويج فرهنگ غرب در كتابهاي درس و مراكز آموزشي به گونه‌اي كه حتي دختران دانش آموز از داشتن حجاب منع شده‌اند و... تنها بخش‌هاي كوچكي از اقدامات دولتمردان باكو است كه خشم مردمي را به همراه داشته است.
در حوزه منطقه‌اي نيز همسايگان آذربايجان از جمله ايران، روسيه و... از رفتارهاي غرب گرايانه و غير منطقي آذربايجان ابراز نگراني مي‌كنند. متاسفانه باكو به جاي گرايش به همگرايي منطقه‌اي به پايگاهي براي اقدامات عرب و صهيونيستها مبدل شده چنانكه عنصر موساد از خاك اين كشور طراحي ترور دانشمندان هسته‌اي ايران را اجرا كرده‌اند. كشورهاي منطقه تاكيد دارند كه سياستهاي جمهوري آذربايجان به جاي آنكه در مسير همگرايي منطقه‌اي باشد به سوي نفاق و تقابل منطقه‌اي پيش مي‌رود. همگان تاكيد دارند كه عملكردهاي آذربايجان به همكاري با غرب ،‌ناتو و صهيونيستها فضاي امنيتي منطقه از جمله در درياي خزر را با مشكل مواجه كرده است به ويژه اينكه غربي‌ها از شرايط كنوني براي سيطره بر منطقه بهره برداري ابزاري مي‌كنند چنانكه يكي از دلايل عدم حل اختلافات ميان آذربايجان و ارمنستان بر سر" قره باغ" تحركات غرب براي استفاده از اين شرايط براي سلطه بر منطقه عنوان شده است. 
هرچند كه جمهوري آذربايجان با اين تحركات تلاش دارد تا به اصطلاح منافع داخلي و خارجي خود را تامين كند. اما روند تحولات نشانگر اشتباه محاسباتي باكو است. حركت به سوي غرب موجب شده تا از يك سو مردم اين كشور براي حفظ ارزشهاي اسلامي و استقلال كشورشان به مقابله با سياستهاي غرب گرايانه دولتمردانشان بپردازند و از سوي ديگر كشورهاي منطقه نيز به دوري از باكو روي آورده‌اند. حداقل پيامد اين امر آن بوده كه همسايگان به ارمنستان گرايش يافته‌اند كه موقعيت آذربايجان در مناقشه با ارمنستان را تضعيف كرده است. بسياري از تحليلگران تاكيد دارند كه سياست غرب گرايانه در نهايت نمي‌تواند باكو را حفظ و علي اف نيز با اين رويكرد به سرنوشت مبارك‌ها و بن علي‌ها دچار خواهد شد چرا كه نه جايگاه داخلي و نه موقعيت منطقه‌اي را براي خود حفظ كرده است بلكه به غرب دلبسته كه صرفا به دنبال منافع خود بوده و در شرايط بحراني باكو را تنها گذاشته و آن را در برابر چالشهايش اقدامي صورت نخواهند داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1391ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                               جنگ اقتصادي
 
 
 
به رغم آنكه ملت و دولت سوريه در كنار يكديگر تلاش‌هاي گسترده‌اي براي اجراي اصلاحات در چارچوب منافع ملي كشورشان صورت داده‌اند اما همچنان فضايي ناآرام بر اين كشور حاكم است. جهانيان اذعان دارند كه ائتلافي از صهيونيستها، تركيه و برخي از كشورهاي عربي و غربي براي رسيدن به منافع سلطه طلبانه همچنان به بحران سازي در سوريه مي‌پردازند. از جمله اقدامات اين ائتلاف استفاده از گروههاي تروريستي و القاعده براي كشتار تا امن سازي سوريه است كه با انفجارهاي خونين صورت مي‌گيرد. هرچند كه اين تحركات براي ايجاد فضاي بحراني و در نهايت سوق دادن مردم به دوري از نظام صورت مي‌گيرد اما هدفي پنهاني در سراسر اين انفجارها نهفته است و آن اهداف اقتصادي است.
بررسي شرايط و موقعيت انفجارها نشان مي‌دهد كه تروريست‌ها مراكز تجاري و زيربنايي سوريه را هدف قرار داده‌اند. مراكزي كه براي بقاي يك كشور به ويژه در حوزه اقتصادي داراي اهميت مي‌باشد. بررسي اين شرايط نشان مي‌دهد كه دشمنان سوريه برآنند تا جنگ اقتصادي را عليه سوريه اجرا كنند. جنگي كه براساس آن مجموعه‌اي از ويرانه‌ها پيش روي سوريه قرار مي‌گيرد. اين امر با چند هدف مي‌تواند صورت گيرد.
نخست آنكه جمع ويرانه‌ها و چالشهاي اقتصادي سرانجام موجب دوري مردم از دولت گردد و خواست غرب براي سرنگوني اسد محقق گردد. به عبارتي ديگر آنها برآنند تا از شرايط اقتصادي براي فضاسازي سياسي و ناامني در سوريه بهره‌برداري كنند. با توجه به اينكه سوريه منافع اقتصادي محدودي دارد و بيشتر از صنعت گردشگري منبع درآمد دارد اين فشارها مي‌تواند بر اقتصاد اين كشور تاثيرگذار باشد به ويژه اينكه غرب تحريم‌هاي اقتصادي عليه سوريه را نيز اجرا مي‌كند. دوم آنكه ويرانه‌هاي گسترده موجب مي‌شود كه سوريه عملا به عرصه داخلي و بازسازي كشانده شده‌ و از عرصه منطقه‌اي دوري گردد.
دشمنان سوريه بر اين موازنه‌اند كه بازسازي سوريه ۱۰ الي ۱۵ سال به طول مي‌انجامد در اين شرايط دمشق اجبارا بايد به تعديل مواضع منطقه‌اي بپردازد و حتي براي بازسازي دست نياز به سوي غرب و اعراب دراز كند.
در اين فرآيند سوريه اجبارا بايد از حضور در مقاومت دور گرديده و سياستهاي جديد را تدوين كند. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه دشمنان سوريه اكنون فاز جديدي از بحران سازي و جنگ عليه سوريه را آغاز كرده‌اند كه محور آن را تحركات اقتصادي تشكيل مي‌دهد. اجراي تحريم‌هاي بيروني در كنار ويران سازي‌هاي داخلي محور اين تحركات است در حالي كه اتحاد ميان ملت و نظام سوريه در كنار حمايتهاي جبهه مقاومت و چين ‌از سوريه ابهاماتي را در اين طرح و نتيجه بخش بودن آن ايجاد كرده است كه مي‌تواند حتي به شكست اين طرح منجر گردد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1391ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                         سايه پوتين بر دو نشست

آمريكا اين روزها ميزبان دو نشست مهم بين‌المللي است. نشست سران كشورهاي صنعتي موسوم به جي 8 و ديگري نشست سران ناتو اجلاس‌هايي هستند كه با ميزباني آمريكا برگزار مي‌شود. بسياري از ناظران سياسي تاكيد دارند اين نشست براي باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا داراي اهميت بسياري است چراكه مي‌تواند از برگه‌هاي برنده وي در انتخابات رياست جمهوري باشد. اوباما در حالي در روياي استفاده از اين نشستها است كه چالشي را در برابر خود مي‌بيند و آن نوع موضع گيري روسيه در قبال اين نشستها است.

 با توجه به اينكه نشستهاي مذكور در سطح سران مي‌باشد به طور معمول بايد ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه در اين نشست حاضر مي‌شد در حالي كه وي از اين امر خودداري كرده و ديميتري مدودف نخست وزير را راهي آمريكا كرده است. بسياري از ناظران سياسي تاكيد دارند كه اين اقدام پوتين به منزله خط و نشان كشيدن براي غرب است كه به نوعي اقتدار خود را به رخ آنها مي‌كشد.

 اين اصل زماني تقويت مي‌شود كه مدودف پيش از اين سفر به آمريكا به غرب هشدار مي‌دهد سياستهاي شما مي‌تواند به جنگ هسته‌اي در منطقه منجر شود. با توجه به اينكه صرفا روسيه است كه داراي توان هسته‌اي است، اين موضع‌گيري يعني هشدار مسكو به تهديداتي كه غرب عليه منافع اين كشور صورت مي‌دهد.

بسياري تاكيد دارند عدم حضور پوتين در اجلاس‌هاي جي 8 و ناتو از چند منظر قابل توجه است

نخست آنكه پوتين با اين اقدام تاكيد مي‌كند كه سياست روسيه كه به سمت شرق مي‌باشد و گرايش به غرب ندارد و چنانكه وي در اولين مرحله از سفر خود چين را در نظر گرفته است.

ثانيا عملكرد پوتين نشانگر استمرار نارضايتي روسيه از عملكردهاي ناتو و آمريكا به ويژه در حوزه طرح سپر موشكي است. روسيه با عدم حضور پوتين در نشست ناتو به نوعي خواستار دگرگوني در سياستهاي ناتو و حركت آن در مسير جدايي از روند كنوني است. مسكو همواره تاكيد دارد كه ناتو با جنگ طلبي‌ها و نيز اجراي طرح سپر موشكي در اصل امنيت ملي روسيه تحت الشعاع قرار داده است.

رابعا، عدم حضور پوتين در نشست جي 8 در حالي كه غرب براي خروج از بحران اقتصادي به توانايي‌هاي ساير كشورها نياز دارد و نشان مي‌دهد كه مسكو تمايلي براي درگير شدن و بحران اقتصادي غرب ندارد و سياستي مستقل را پيگيري مي‌كند. اين امر مي‌تواند براي اروپا و آمريكا بحران زده پيامدهايي را به همراه داشته باشد به ويژه اينكه غرب خواستار حمايت روسيه از آنها در حوزه انرژي است.

خامسا عدم حضور پوتين را مي‌توان ناكامي بزرگ اوباما دانست چرا كه از يك سو اين امر نشان مي‌دهد كه سياستهاي اوباما در همراه ساختن روسيه با طرح‌هايش به نتيجه نرسيده است و از سوي ديگر افكار عمومي را به سمت روسيه سوق داده و به نوعي نشست تحت الشعاع كرملين قرار مي‌گيرد. امري كه براي اهداف انتخاباتي اوباما چندان مطلوب نمي‌باشد.

 به هر تقدير مي‌توان گفت كه پوتين با عدم حضور در نشست جي 8 و ناتو عملا سايه خويش را بر اين نشستها حاكم ساخته است به ويژه اينكه عدم حضورش بيانگر اوجگيري تقابل روسيه و غرب است كه در آينده نيز تكرار خواهد شد چنانكه پوتين بارها تاكيد كرده است كه در سياست تهاجمي به غرب دگرگوني ايجاد نخواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1391ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                      چارچوبي كه بايد رعايت شود

 

دور جديد مذاكرات ميان ايران و ۱+۵ در حالي در استانبول ۲۶ فروردين ماه برگزار شد كه بر اساس توافقات صورت گرفته دور بعدي مذاكرات در سوم خرداد در بغداد برگزار مي‌گردد. بسياري از ناظران سياسي با اشاره به مقدماتي بودن نشست استانبول تاكيد دارند كه نشست بغداد از اهميت بيشتري برخوردار است و مي‌تواند سنگ محكي بر صداقت غرب در زمينه ادامه مذاكرات است. آنچه مسلم است اين مذاكرات در يك نشست نمي‌تواند به پايان رسد لذا استمرار آن در آينده صورت خواهد گرفت.

اين نشست در حالي برگزار مي‌شود كه بسياري تاكيد دارند غرب بايد براي به نتيجه رسيدن مذاكرات اصولي را رعايت كند و به نوعي از تكرار اشتباهات گذشته دست برداشته و رويكر جديدي را در پيش گيرد. در اين چارچوب دو اصل قايل توجه است :

نخست آنكه اين كشورها بايد جايگاه و شان منزلت ملت ايران را حفظ نمايند. آنها بايد دريافته باشند كه زبان تهديد و تحريم و بيان زياده خواهي در برابر ملت ايران نتيجه بخش نيست و بايد ادبيات احترام در شان ملت ايران را در پيش گيرند. كشورهاي غربي همواره در اين توهم قرار دارند كه اربابان جهان هستند كه هر چه مي‌گويند بايد ديگران پذيرنده و مجري آن باشند در حالي كه ايران ، واهي بودن اين ادعاها را بارها اثبات كرده است. حال نيز غرب براي آنكه مذاكرات به نتيجه برسد بايد مذاكره‌اي در شان ملت ايران كه همانا مذاكره بر اصل احترام متقابل بدون زبان تهديد و تحريم است را در پيش گيرد.

استفاده از انرژي صلح آميز هسته‌اي از حقوق ملت ايران است و غرب نبايد در اين زمينه به زياده خواهي خود ادامه دهد. شان و جايگاه جهاني ملت ايران آن است كه غرب تمام حقوق و جايگاه آن را پذيرفته و از تكرار زياده طلبي‌هاي گذشته خودداري كند.

دوم آنكه غرب بايد اعتماد ايران را جلب كند و سياستهاي شكست خورده تحريم و تهديد ، كارشكني‌هاي گسترده در دست يابي به حقوق هسته‌اي از جمله ترور دانشمندان هسته‌اي ايران و همراهي با صهيونيستها عليه ملت ايران و... از تحركات زياده خواهانه غرب در قبال ايران بوده است.

سلسله رفتارهاي غرب موجب بي اعتمادي شديد ايران به اين كشورها شده است بنابراين آنها براي آنكه مذاكرات به نتيجه برسد بايد اصول اعتماد سازي را در پيش گيرند. نكته مهم آنكه جمهوري اسلامي ايران با همكاري‌هاي گسترده با آژانس و نيز مجموعه اقداماتي كه در سالهاي اخير انجام داده روند اعتماد سازي را اجرا كرده است بويژه اينكه فتواي رهبر معظم انقلاب مبني بر حرام بودن دست يابي و استفاده از سلاح هسته‌اي بزرگترين اعتماد سازي است كه غرب بايد با تكيه بر آنها به اعتماد سازي روي آورد. لغو تحريمها و كنار نهادن زبان تهديد و كلماتي نظير تعليق فعاليتهاي هسته‌اي بخش كوچكي از اين اعتماد سازي مي‌تواند باشد.

به هر تقدير مي‌توان گفت كه غرب براي به نتيجه رسيدن مذاكرات بايد دو اصل اعتماد سازي و احترام ‌‌به شان و منزلت ملت ايران را رعايت كند چرا كه در غير اين صورت نتيجه مذاكرات بار ديگر با شكست مواجه خواهد بود شكستي كه مسئوليت آن با غرب بوده كه با زياده خواهي‌هاي خود و رعايت نكردن اصول و چارچوبهاي مذاكرات مانع از به ثمر رسيدن مذاكرات شده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                          توطئه عليه ميقاتي

لبنان در حالي پس از تشكيل دولت ميقاتي در مسير ثبات و بازسازي قرار گرفته كه در روزهاي اخير تحولاتي جديد در آن در حال شكل گيري است. در كنار چالشهاي سياسي ناآرامي‌هايي نيز در برخي از مناطق مشاهده مي‌شود كه فضايي از رعب و وحشت را بر كشور حاكم كرده است. بررسي تحولات لبنان نشان مي‌دهد كه زنجيره‌اي از تحركات براي به چالش كشاندن دولت ميقاتي در حال شكل گيري است كه براساس آن تلاش مي‌شود تا به نحوي دولت كنوني سقوط كرده تا سرانجام دولت برگرفته از جريان غرب گراي ۱۴ مارس در قدرت قرار گيرد.

براين اساس سياستهاي برخي جريان‌هاي داخلي و خارجي به اصل ناكارآمد نشان دادن دولت استوار شده است. در حوزه سياسي برخي از جريان‌هاي ۱۴مارس به رياست سعد حريري و سمير جعجع به دنبال فرافكني سياسي بوده به گونه‌اي كه طرح‌هاي آشتي ملي از سوي آنها مردود گرديده و درخواستهايي را براي انتخابات زودهنگام مطرح كرده‌اند. آنها تاكيد دارند كه ميقاتي در تشكيل دولت وحدت ملي ناتوان بوده است و بايد انتخابات زودهنگام را پذيرا باشد.

حوزه امنيتي بخش ديگر تحركات دشمنان ميقاتي را تشكيل مي‌دهد. در اين چارچوب چند محور مورد تاكيد است نخست فعال شدن دوباره گروههاي القاعده در مناطق شمالي لبنان نظير درگيري‌هايي كه در شمال اين كشور در جريان است.

ثانيا تكرار ناآرامي‌ها در اردوگاههاي فلسطيني نشين عين الحلوه كه به نوعي فضاي امنيتي كشور را تشديد مي‌كند.

ثالثا حضور گسترده گروه‌هاي شبه نظامي كه به ايجاد فضاي رعب و وحشت در بيروت و ساير شهرهاي مهم مي‌پردازند.

رابعا تاكيد بر ناتواني دولت ميقاتي و ارتش برآمده از آن جهت مقابله با قاچاق سلاح از لبنان به سوريه و بالعكس كه فضايي از ناآرامي‌ را در منطقه به همراه داشته در حالي كه افكار عمومي و نهادهاي بين‌المللي نيز به لبنان به عنوان يكي از محورهاي بحران‌هاي سوريه با ديده ترديد مي‌نگرند.

دشمنان ميقاتي و مقاومت برآنند تا با چنين فضايي از حربه‌هاي اقتصادي سياسي و امنيتي براي ضربه زدن به دولت ميقاتي بهره‌برداري كنند. آنها بر اين عقيده‌اند كه با اين كاركرد از يك سو دولت ميقاتي را سرنگون مي‌كند و از سوي ديگر حزب الله را تضعيف و حتي در مسير خلع سلاح قرار مي‌دهند. محور اين تحركات نيز در دو بخش اجرا مي‌شود.

گام نخست ايجاد فضاي بحراني در داخل به كمك متحدان عربي و غربي و گام دوم نيز كشاندن پرونده به سازمان ملل است تا با توسعه حوزه فعاليت يونيفل اين طرح‌ها را اجرايي سازند. مجموعه اين تحركات نشان مي‌دهد كه هدف اصلي ناآرامي‌ها لبنان سرنگوني دولت ميقاتي و حزب‌الله لبنان است تا تامين كننده خواست جريان غرب گراي ۱۴ مارس،‌برخي كشورهاي عربي و غربي و صهيونيستها باشد هرچند كه بيداري مقاومت و اتحاد ميان ارتش مقاومت و مردم به عنوان اركان استراتژي دفاعي لبنان ابهاماتي را در اين طرح ايجاد كرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                              بازي اوباما با ناتو

نشست سران ناتو از امروز در شيكاگوي آمريكا آغاز به كار مي‌كند. براساس گزارش‌هاي منتشره اين بزرگترين نشست ناتو در سالهاي اخير است كه به نوعي بر آينده آن تاثير خواهد داشت. در كنار تصميمات و اهدافي كه در اين نشست تعيين مي‌گردد عملكردها و نگاه اوباما رئيس جمهور آمريكا به اين نشست امري قابل توجه است.

اوباما در حالي متحدان ناتو را گردهم آورده كه بايد خود را براي انتخابات ۲۰۱۲ رياست جمهوري آمريكا آماده سازد. وي در حالي در رقابت با جمهوريخواهان قرار گرفته كه از يك سو در عرصه داخلي كاركرد چنداني نداشته و به ويژه اقتصاد آمريكا در حال سقوط است و از سوي ديگر در عرصه جهاني نيز نتوانسته است چنانكه بايد سياستهاي آمريكا را محقق سازد هرچند كه وي در كارنامه خود خروج نيرو از آمريكا را ثبت كرده است. با توجه به اين شرايط نشست ناتو براي اوباما از اهميت ويژه‌اي برخوردار است تا از آن جهت تبليغات انتخاباتي بهره‌برداري كند.

اين رويكرد در حالي صورت مي‌گيرد كه اوباما تلاش مي‌كند تا با ميزباني اين نشست چند اصل را به مردم آمريكا تاكيد كند.

نخست آنكه آمريكا همچنان برترين نظامي جهان است و متحدانش نيز در كنار آن قرار دارند. به عبارت ديگر آمريكا تلاش مي‌كند تا جايگاه خود در صحنه بين‌الملل از جمله در حوزه امنيت را به مردم آمريكا تاكيد نمايد چرا كه حضور گسترده بازيگران و انزجار مردمي از آمريكا موجب شده تا افكار عمومي آمريكا نيز ديگر كشورشان را محور تحولات جهان ندانسته و اين امر را نيز برگرفته از اقدامات نادرست و سلطه طلبانه دولتمردانشان مي‌دانند.

دوم آنكه اوباما تلاش دارد تا با اين نشست توجيهاتي را براي ادامه جنگ افغانستان بيابد. خواست مردم آمريكا خروج از افغانستان است در حالي كه اوباما براي ماندن تلاش مي‌كند. وي با نشست ناتو در حالي كه شعار خروج تا سال ۲۰۱۴ را تكرار مي‌كند، با كشاندن پرونده توافقنامه استراتژيك واشنگتن- كابل و نيز برجسته‌سازي خواست ناتو براي مبارزه با تروريسم حضور بلندمدت در افغانستان را به مردم‌ آمريكا تحميل مي‌نمايد. نكته قابل توجه در سياستهاي تبليغاتي اوباما آنكه با برجسته‌سازي نشست ناتو افكار عمومي را از تحولات داخلي و بحران‌هاي اقتصادي به حاشيه‌ها منحرف ساخته و به نوعي برآن ناكامي‌ها ادعاي موفقيت بين‌المللي سرپوش مي‌گذارند.

البته اوباما براي اجراي اين طرح با چالشهايي نيز مواجه است كه ابهاماتي را در تحقق اهدافش ايجاد مي‌كند و آن اينكه از يك سو مردم آمريكا از جنگ به ستوه آمده‌اند چنانكه همزمان با نشست ناتو تظاهرات در شيكاگو و بسياري شهرهاي آمريكا برگزار شده و از سوي ديگر عدم مشاركت پوتين رئيس جمهور روسيه در نشست نشان مي‌دهد كه همچنان آمريكا در مقابله با دشمن سنتي خود ناكام مانده است امري كه چالش بزرگ اوباما در مبارزات انتخاباتي خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                        باتلاق‌هاي نيكلا براي اولاند

 سرانجام سرنوشت مستأجر جديد كاخ اليزه مشخص شد و سوسياليست‌ها توانستند بار ديگر قدرت را در دست بگيرند.

براساس آمار منتشره در دور دوم انتخابات رياست جمهوري فرانسه، اولاند از حزب سوسياليست توانست با ۵۲ درصد آرا بر ساركوزي رئيس جمهور كنوني فرانسه پيروز و براي دوره پنج ساله وارد اليزه گردد، تا ساركوزي جزء معدود روساي جمهوري باشد كه صرفاً يك دوره توانسته در قدرت باقي بماند و در نهايت از صحنه حذف شده است. بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه زنجيره اقدامات نادرست ساركوزي در عرصه داخلي و جهاني، موجب شده تا مردم از وي رو برگردانند و به نوعي پاي صندوق هاي رأي از وي انتقام گرفته اند.

اولاند در حالي به عنوان رئيس جمهور وارد اليزه مي‌شود كه بسياري تأكيد دارند وارث ويرانه اي است كه براي بازسازي آن، دوراني سخت را پيش روي دارد. هرچند كه برخي اشتراكات نظير وابستگي به نظام سرمايه داري و صهيونيست ها مانع از آن مي شود كه تفاوت هاي گسترده اي در سياست هاي صاحبان قدرت در فرانسه ايجاد گردد و معمولاً آنها در جهتي به نسبت مشابه حركت مي كنند؛ اما به دليل اوضاع حاكم بر فرانسه در نهايت اولاند بايد برخي تغييرات را پذيرا باشد و گرنه وي نيز به تكرار سرنوشت ساركوزي مبتلا خواهد شد.

 

عرصه داخل

در حوزه داخلي، جامعه فرانسه با دو مسئله اساسي مواجه است: نخست آنكه بحران اقتصادي سراسر كشور را فرا گرفته است به گونه اي كه هر روز بر ميزان بيكاران و اعتصاب‌ها افزوده مي شود. مردم فرانسه كه در كنار تأكيد بر بهبود اوضاع اقتصادي خواستار پايان حاكميت نظام سرمايه‌داري بر كشورشان هستند، با تغيير نگرش از راست گرايان به سوسياليست ها برآنند تا تغييراتي در ساختار اقتصادي و اجتماعي كشورشان ايجاد شود.

از مهم ترين خواسته هاي آنها حذف قوانيني مانند افزايش سن بازنشستگي از ۶۰ سال به ۶۲ سال هستند. البته نفوذ سرمايه داري در فرانسه چنان است كه مردم نمي توانند انتظار تغيير گسترده اي را داشته باشند و تلاش آنها اين است كه از وضعيت كنوني خارج شوند و در مرحله نخست حداقل از كمي از قدرت سرمايه داري در كشور بكاهند. بحران اقتصادي فرانسه چنان بوده كه اولاند براي بيان جديت خود براي مقابله با آن از كاهش حقوق وزرا خبر داده است.

حقوق رئيس جمهور و وزراي کابينه دولت فرانسه ۳۰ درصد کاهش يافت. شبکه تلویزیونی فرانس ۲۴ در گزارشي آورده است، این تصمیم در نخستین جلسه کابینه دولت جدید فرانسه اتخاذ شد.

بر اساس این تصمیم حقوق رئیس جمهور فرانسه از ۲۱ هزار و ۳۰۰ یورو ماهانه، به ۱۴ هزار و ۹۱۰ یورو و حقوق هر یک از اعضای کابینه از ۱۴ هزار و ۲۰۰ یورو به ۹ هزار و ۹۴۰ یورو کاهش یافت.

کاهش حقوق رئیس جمهور و اعضای دولت یکی از شعارهای انتخاباتی فرانسوا اولاند بود که ژان مارک ارو نخست وزیر این کشور در نخستین جلسه کابینه آن را عملی کرد.

کابینه دولت جدید فرانسه از ۳۴ وزیر تشکیل شده است که ۱۷ نفر از آنها زن و ۱۷ نفر دیگر مرد هستند. اولاند وعده داده به هر نحوي شده خواسته‌هاي اقتصادي مردم را اجرايي خواهد كرد در حالي كه در اين زمينه كاهش روابط با اروپا را نيز در دستور كار خواهد داشت.

دوم آنكه، سياست هاي نژادپرستانه دولتمردان فرانسه چالش هاي بسياري براي اقليت هاي نژادي و ديني در فرانسه ايجاد كرده است به گونه اي كه رأي مسلمانان و اقليت‌هاي نژادي به اولاند، از دلايل شكست ساركوزي عنوان شده است.

قوانين ضداسلامي وضع شده عليه مسلمانان و سياست اسلام هراسي كه در كشور اجرا شده موجب گرديده تا فضايي از نارضايتي سراسري از دولتمردان، جامعه را فرا گيرد. مردم تأكيد دارند كه سياست هاي دولت موجب شده تا افكار افراط گرايانه نژاد پرستانه در كشور ترويج گردد كه تهديدي بزرگ براي ثبات جامعه است.

 

عرصه اروپا

در حوزه منطقه اي نيز ساركوزي هرچند گام هايي براي توسعه نقش فرانسه در اتحاديه اروپا برداشت؛ اما در نهايت نتوانست استقلال فرانسه را حفظ كند به گونه اي كه بسياري تأكيد دارند فرانسه به مهره اي براي اهداف آلمان مبدل شده است. مردم فرانسه خواستار آنند تا به نوعي ارتباط كشورشان با اتحاديه اروپا كاهش يابد و به نوعي استقلال گذشته دوران «دوگل» و «شيراك» را احيا سازند. آنها طرح هاي اقتصادي و سياسي اروپا را مغاير با منافع ملي خود مي دانند و خواستار پايان اين روند هستند. مرکل به خوبی از این موضوع مطلع است که خدا حافظی راست گرایان از قدرت در آلمان می تواند به معنای فروپاشی منطقه پولی یورو باشد.

بر همین اساس مرکل و دولت آلمان در دوران انتخابات به شدت از نیکلا سارکوزی حمایت می‌کرد تا سوسیالیست‌های فرانسه نتوانند وارد بازی قدرت در فرانسه، منطقه پولی یورو و اتحادیه اروپا شوند اما این اتفاق رخ نداد. با این وجود دولت آلمان بلافاصله پس از پیروزی اولاند به وی تبریک گفت و از او خواست تا برای نجات منطقه یورو با آلمان همکاری داشته باشد. اولاند ممکن است که به طور مستقیم با یورو و اتحادیه اروپا مشکل ساختاری نداشته باشد اما جهت گیری های سیاسی – اقتصادی آن حدودی با سیاست های فعلی فاصله دارد.

از این رو با توجه به روند کنونی دور از انتظار نیست که راه فروپاشی منطقه یورو هموار شود. در این صورت فرانسه و آلمان به عنوان دو رهبر و بانی منطقه پولی یورو برای طولانی مدت رهبری و تاثیرگذاری خود را در اروپا از دست خواهند داد. به این دلیل که اعتبار اقتصادی و سیاسی خود را در بین مردمی که برای چند سال آنها را وارد مرحله دیگری از بازار اقتصاد با واحد پولی یورو کردند، از دست خواهند داد.

 

عرصه بين الملل

در حوزه جهاني نيز برخي سياست هاي ساركوزي با خواست مردم مغاير بوده است. ساركوزي در سياست خارجي خود اموري چون توسعه روابط با ناتو، آمريكا و صهيونيست‌ها، تشديد جنگ‌طلبي در جهان از جمله در افغانستان و كشورهاي آفريقايي و خاورميانه، ايفاي نقش مهره اي براي تحقق اهداف آمريكا در قبال ساير كشورها و... را انجام داده است.

اكنون فرانسه از اصلي ترين بازيگران نظامي در افغانستان كه به كابوسي براي مردم اين كشور مبدل شده است. تلفات بالا و هزينه‌هاي سنگين جنگ مردم را به سطوح آورده بگونه‌اي كه يكي از اصول انتخاباتي در فرانسه را خروج نيروها از افغانستان تشكيل مي‌دهد. حتي ساركوزي نيز با وعده خروج به دنبال كسب آراي مردمي بود.

مردم فرانسه اين سياست‌ها را مغاير با منافع ملي و ادعاي فرانسه كبير مي‌دانند، خواستار آنند تا اين سياست‌ها تغيير كند. در اين چارچوب، پايان حضور نظامي در افغانستان، اتمام نظامي گري در آفريقا، پايان همنوايي با خواسته‌هاي جنگ طلبانه و استعماري آمريكا و صهيونيست ها، رويكرد به اصل تعامل با جهان به جاي تقابل و... از خواسته هاي آنان است. فرانسه در دوران ساركوزي به جاي آنكه در مسير تعامل با جهان قرار گيرد با تكيه بر نظامي‌گري و نيز مداخله در امور كشورها تلاش داشت تا اقتدار خود را به نمايش گذارد در حالي كه اين كشور از ظرفيت‌هاي لازم براي اين امر برخوردار نبوده و سرانجام نيز اين رويكرد به ناكامي و بدنامي فرانسه در جهان منجر شد.

بسياري تاكيد دارند فرانسه در دوران ساركوزي داشته هاي بسياري را از دست داده بگونه‌اي كه حتي نتوانسته موقعيت سياسي خود را حفظ كند.

نكته اساسي آنكه فرانسه همچنان براي حضور در عرصه جهاني پرونده هاي ناتمام مانند اتحاديه مديترانه اي، صلح خاورميانه و... را روي ميز دارد كه براي آينده اين كشور داراي اهميت است. در روياهاي ساركوزي ايجاد اتحاديه‌اي مانند اتحاد مديترانه‌اي با حضور آفريقا و اروپا نقش بسته بود كه صرفا به برگزاري ۲ نشست ختم گرديد و عملا اين طرح از صحنه حذف شد.

در اين ميان چگونگي موضع گيري فرانسه در قبال ايران نيز از مسائل مطرح و تاثيرگذار است چرا كه اين امر مي‌تواند از يك سو تاثيراتي بر روابط فرانسه با اروپا و آمريكا داشته باشد و از سوي ديگر بر جايگاه و نوع نگاه جهاني به فرانسه تاثير گذار است. بسياري تاكيد دارند كه دوري فرانسه از غرب در قبال ايران مي‌تواند در ابعاد مختلف بويژه در حوزه اقتصادي و بهبود اطمينان جهان به استقلال فرانسه تاثيرگذار باشد.

در همين چارچوب در اقدامي كه برخي آن را نرمش فرانسه نسبت به دوران ساركوزي دانسته‌اند ، رئیس جمهور فرانسه در نخستین اظهارنظر بین المللی خود در پاسخ به سوالی برسر پرونده هسته ای ایران تصریح کرد : فرانسه به تعهد خود در مورد پرونده هسته‌ای ایران پایبند است.

من انتقادی به شرایط دوران نیکولا سارکوزی مبنی برخطرات گسترش سلاح هسته ای ندارم اما این موضوع را با همان قدرت و خواسته تایید می کنم .رئیس جمهور فرانسه با اشاره به پرونده هسته ای ایران اظهار داشت : من نمي توانم استفاده نظامي ايران از فن آوری هسته اي را تایید كنم .وی افزود : فکر می کنم آنچه امکان پذیر باشد انجام مذاکرات برای رسیده به هدف است.

اين مواضع در حالي مطرح شده كه مردم فرانسه نيز تاكيد دارند كه سياست‌هاي تهاجمي و غير منطقي ساركوزي در قبال ايران دستاوردي براي فرانسه نداشته و اين كشور بايد به سوي تعامل با ايران پيش رود. بسياري از ناظران سياسي تاكيد دارند كه استمرار همراهي با غرب هزينه‌هاي بسياري را براي فرانسه بويژه در حوزه اقتصادي به همراه دارد.

 

نتيجه گيري

با توجه به اين وضعيت، مي توان گفت دولت اولاند با مجموعه اي از بحران هاي داخلي، منطقه اي و جهاني مواجه است كه از دوران ساركوزي برجاي مانده است. هرچند كه وي به دليل برخي وابستگي ها به جناح هاي خاص به ويژه سلطه سرمايه داران و صهيونيست ها، نمي تواند تمام اين امور را انجام دهد؛ اما در نهايت براي حفظ قدرت چاره‌اي جز پذيرش دگرگوني هايي در سياست هاي ساركوزي نخواهد داشت.

اولاند اگر بخواهد به سياست هاي دوران ساركوزي ادامه دهد در نهايت، به سرنوشت وي دچار خواهد شد و پس از يك دوره رياست جمهوري و حتي شايد كمتر از آن، وادار به كناره‌گيري از قدرت مي شود. بر اين اساس است كه اولاند از ابتداي ورود به اليزه حتي حاضر نشد از سياست‌هاي ساركوزي قدرداني كند چنانكه وي در اولين سخنراني پس از مراسم تحليف از دوران شيراك رئيس جمهور اسبق فرانسه قدرداني كرد اما نامي از ساركوزي به زبان نياورد.

البته بايد در نظر داشت كه اولاند براي اجراي وعده‌هاي خود با چالشهاي بسياري مواجه است كه وضعيت نامناسب اقتصادي در داخل، وابستگي فرانسه به قوانين اتحاديه اروپا، سلطه صهيونيست‌ها بر ساختار فرانسه، عضويت در ناتو ، قرار گرفتن برخي منافع فرانسه با اهداف آمريكا در يك مسير و... از جمله چالشهاي پيش روي اولاند است كه مي تواند وي را از اجراي وعده‌هاي خود باز دارد.

با اين تفاسير نمي توان انتظار تغييرات گسترده در سياست‌هاي فرانسه در عرصه بين الملل داشت چرا كه ساختار سياسي فرانسه با مشكل وابستگي به سرمايه داري و صهيونيست ها مواجه است و اگر مردم نيز به نامزدي رأي مي‌دهند، به اين معنا نيست كه وي فردي مغاير با اين چارچوب است، بلكه به نوعي انتخاب ميان بد و بدتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                     توطئه عليه مقاومت

سوريه و لبنان همسايگاني هستند كه معمولا سرنوشت آنها به هم گره خورده است. موقعيت جغرافيايي دو كشور به ويژه نزديكي آنها به سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين و نيز حضورشان در جبهه مقاومت از جمله نقاط مشترك دو كشور است.

 شايد اين دو مولفه باشد كه موجب شده تا ائتلافي از صهيونيستها، تركيه، برخي از كشورهاي عربي و غربي براي سلطه و حتي تجزيه آنها گام بردارند. نكته قابل توجه در قبال تحولات اين دو كشور فعال شدن گروههاي تروريستي در آنها است. از يك سو گروههاي تروريستي در ماههاي اخير به كشتار و جنايت در سوريه پرداخته‌اند چنانكه حتي ناظران اتحاديه عرب سازمان ملل نيز به آن اذعان داشته‌اند از سوي ديگر در روزهاي اخير در منطقه طرابلس لبنان درگيري‌ها ميان ارتش و گروههاي تروريستي از سرگرفته شده كه دهها كشته و زخمي بر جاي گذاشته است.

نكته‌اي كه در اين تحولات مشترك مي‌باشد حمايتهاي همه جانبه صهيونيستها، تركيه، برخي كشورهاي عربي و غربي از اين گروهها است. اين تحركات در حالي صورت گرفته كه در باب اهداف و ريشه‌هاي آن سناريوهاي متعددي مطرح مي‌باشد. اولا برخي ناظران سياسي بر اين عقيده‌اند كه دشمنان مقاومت جنگي تمام عيار را براي نابودي آن آغاز كرده‌اند لذا برآنند تا با كشتار و بحران سازي در حالي كه مقاومت را تضعيف مي‌كنند با مشغول داشتن آنها به امور داخلي آن را از امور منطقه به ويژه سلطه طلبي‌هاي صهيونيستها و كشتارهاي بحرين دور سازند. اين سياست با سوق دادن سوريه و لبنان به سوي جنگ داخلي پيگيري مي‌شود. ثانيا محور ديگر اين سناريو وارد ساختن سوريه و لبنان به جنگ دو جانبه است. محور اين طرح را نيز جابجا كردن سلاح و گروههاي تروريستي در مرزهاي دو كشور تشكيل مي‌دهد. آنها برآنند تا با استفاده از گروههاي تروريستي و تسليم كردن آنها در نهايت سوريه و لبنان را به جنگ با يكديگر سوق دهند تا بتوانند اركان مقاومت را با شكست همراه سازند. ثالثا، ‌محور ديگر اين توطئه را بحراني ساختن فضاي دو كشور براي كشاندن پرونده آنها به شوراي امنيت تشكيل مي‌دهد. هدف احتمالي آن است كه با صدور قطعنامه‌اي حضور نيروهاي به اصطلاح حافظ صلح را در دو كشور افزايش داده در حالي كه حوزه فعاليت نيروهاي يونيفل لبنان را در مرزهاي دو كشور افزايش مي‌دهند. به عبارت ديگر مي‌توان گفت آنها تلاش خواهند كرد كه سوريه و لبنان زير چتر نيروهاي سازمان ملل قرار گيرند كه در اصل اشغال كشورها و سلطه غرب خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1391ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                          قدس زير خنجر اشغالگران
 
 

به رغم آنكه تحولات در كشورهاي عربي شمال آفريقا و حوزه خليج فارس محور تحولات جهان شده است، اما مسئله فلسطين همچنان در اولويت مسائل منطقه و جهان است. ايستادگي ملت فلسطين و استمرار جنايات و اشغالگري هاي صهيونيست‌ها در كنار سكوت كشورهاي عربي سازشكار و غرب در برابر اين تحولات، موجب شده تا فلسطين همچنان در شمار مهم ترين تحولات منطقه باشد. نكته قابل توجه در اين روند، تشديد تحركات صهيونيست ها براي سلطه كامل بر قدس و اجراي روياي معرفي آن به عنوان پايتخت اين رژيم جعلي است.
هر چند كه اقداماتي مانند تخريب مسجدالاقصي و حذف آثار اسلامي از ديرباز در دستور كار صهيونيست ها بوده و هر روز ابعاد جديدتري به خود مي گيرد، اما سناريوهاي جديدي از جانب صهيونيست‌ها براي سلطه بر اين مكان مقدس طراحي و اجرا مي شود.
اولاً شهرك سازي براي تغيير ساختار از سوي جمعيتي از حربه هايي است كه اين روزها به شدت از جانب صهيونيست‌ها اجرا مي شود. بر اساس گزارش هاي منتشره از سوي صهيونيست ها، ساخت شهرك هاي جديد، تخريب مراكز و آثار اسلامي و تبديل آن به پارك و مراكز عمومي، احداث هتل هاي جديد و ... از جمله اين اقدامات است. صهيونيست ها برآنند تا همزمان با اين تحركات، اخراج فلسطيني ها را نيز اجرايي كنند، چنانكه گزارش ها از اخراج صدها فلسطيني از قدس حكايت دارد. رژيم اشغالگر قدس با ادعاي بدون سند بودن خانه فلسطيني ها، آنها را مصادره و تخريب مي كند، در حالي كه همزمان با ساخت شهرك هاي جديد، صهيونيست ها را جايگزين مي نمايد. اين طرح در ابعاد گسترده اي در كرانه باختري و منطقه «نقب» اجرا مي شود. نكته مهم آنكه، سران صهيونيست براي كاهش واكنش ها از افراطيون براي رسيدن به اين سلطه طلبي ها استفاده مي كنند تا چنان وانمود كنند كه اقدامات آنها برگرفته از مطالبات مردمي است و آنها صرفاً براي رضايت مردم اين اقدامات را صورت مي دهند.
ثانياً بخش ديگر اشغالگري قدس را تكميل ساخت ديوار حائل در كرانه باختري تشكيل مي دهد. صهيونيست ها در حالي به رغم مخالفت نهادهاي بين المللي به ساخت ديوار حائل ادامه داده اند كه در جديدترين اقدام آنها شمال قدس را از ساير مناطق جدا كرده‌اند. با تكميل شدن اين ديوار از يك سو ارتباط ده ها هزار فلسطيني با ساير بخش هاي كرانه باختري قطع شده و از سوي ديگر، صهيونيست ها شمال قدس را به اشغال خود درآورده اند. نكته قابل توجه آنكه صهيونيست ها با تكه تكه كردن كرانه باختري برآنند تا مانع از اجراي اصل تشكيل كشور مستقل فلسطين شوند.
ثالثاً نكته مهم ديگر در اشغال قدس، طرح سوال برانگيز «ابومازن» رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين مبني بر سفر مسلمانان به بيت المقدس است. وي مدعي شده است كه مسلمانان براي حفظ قدس، به اين مكان مقدس سفر كنند، چنانكه يكي از مفتي هاي الازهر مصر اين اقدام را صورت داده و به قدس سفر كرده است. هر چند كه ابومازن ادعا دارد كه اين رويكرد براي كمك به قدس است، اما در اصل اقدامي براي سنديت بخشيدن به سلطه صهيونيست ها بر قدس است. اين طرح در حالي مطرح شده كه چندي پيش صهيونيست ها با غربي ها طرحي را ارائه كردند كه بر اساس آن، ائتلافي از صهيونيست ها، اردن و برخي كشورهاي اروپايي نظير ايتاليا و فرانسه، مسئوليت گردشگري جهاني را بر عهده مي گيرند. در اين طرح، مسلمانان به بيت المقدس سفر كرده و ساكنان اراضي اشغالي نيز به كشورهاي عربي بروند. به عبارتي نوعي تعامل گردشگري ايجاد شود. هر چند كه اين طرح، مدعي اجراي روند صلح است، اما در اصل اقدامي است كه از يك سو عملاً سلطه صهيونيست ها بر بيت المقدس تثبيت مي شود و از سوي ديگر گردشگري و صدور رواديد بهانه‌اي مي شود كه صهيونيست ها فعاليت سياسي و اقتصادي خود در كشورهاي عربي را اجرايي سازند و به نوعي اين رژيم مشروعيت يابد.
با توجه به اين شرايط، طرح ابومازن براي سفر مسلمانان به قدس را بايد فريبي صهيونيستي براي مشروعيت بخشي به اين رژيم و نيز تثبيت اشغالگري اين رژيم بر قدس دانست كه درآمدهاي بسياري نيز براي اقتصاد ورشكسته صهيونيست ها به همراه دارد. طرح ابومازن رسماً خيانت به فلسطين است كه با ادعاي همگرايي با قدس صورت گرفته است.
رابعاً ايجاد حاشيه ها براي انحراف افكار عمومي از قدس از ديگر حربه هاي صهيونيست ها است كه به شدت پيگيري مي‌شود. معطوف ساختن افكار عمومي به تحولات كرانه باختري و غزه با جنايات و كشتارهايي كه صورت مي دهند، برجسته‌سازي مسئله روند سازش و لزوم آغاز مذاكرات كه با كمك ابومازن صورت مي گيرد، بحران سازي در منطقه نظير سلسله تحركاتي كه عليه سوريه انجام مي شود، تقلا براي بحران سازي و ايجاد ناامني در كشورهاي عربي كه قيام هاي مردمي تا حدودي در آنها به نتيجه رسيده است، سلطه بر فضاي رسانه اي براي انحراف افكار عمومي به ساير تحولات جهاني و دوري از مسئله فلسطين و ... از جمله تحركات صهيونيست ها براي پنهان ساختن تحركات صورت گرفته عليه بيت المقدس است. نكته قابل توجه آنكه كشورهاي غربي نيز در اقدامي هماهنگ با صهيونيست ها صرفاً به مسئله كرانه باختري پرداخته و قدس را رها كرده اند تا صهيونيست ها بتوانند اهداف سلطه طلبانه در اين منطقه را اجرايي كنند. صهيونيست ها برآنند تا به هر نحوي شده در فضايي از بحران و التهاب جهاني هدف قديمي خود يعني سلطه بر قدس را اجرايي سازند.
آنها در كنار طرح هاي قديمي، برخي سياست هاي جديد را در دستور كار قرار داده اند كه بخشي از آن توسط تشكيلات خودگردان و بخشي توسط غربي ها اجرا مي شود. در اين شرايط، صرفاً يك مولفه مي تواند به مقابله با اشغالگري صهيونيست ها بپردازد و آن رويكرد فلسطيني ها و جهان اسلام به اصل مقاومت است كه تنها راهكار براي پايان دادن به ماهيت جعلي صهيونيست ها و احقاق حقوق ملت فلسطين است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 6:21 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  |