تبليغاتX
هُدهُد
مقالات، تحليل‌ها و تفسيرهاي بين‌المللي

روزنامه حريت چاپ تركيه در مطلبي به قلم « چنگيز چاندار» مي نويسد :

 تداوم سياست‌هاي ( اعمال مجازات‌ها عليه ايران ) از سوي امريكا به عنوان يك حربه ، تفكري غلط است كه ماحصل آن يا سوق به جنگ است يا ناموفقيت . لذا بهتر است حكومت امريكا در راستاي تدوين يك راهبرد مشابه طرحي كه نيكسون براي چين تنظيم كرده بود ، اقدام كند . در چين فضا و عرصه‌اي بين ايران و امريكا ، ضمن جريان يافتن همكاري‌هاي اقتصادي ، جو اعتمار و اطمينان متقابل وسيعي نيز حادث خواهد گرديد . به جاي آنكه به دليل تداوم روابط  سياسي بين ايران با حماس و حزب ا... مواضع خصمانه‌اي عليه ايران اتخاذ گردد، در روند همكاري با ايران بايد تهران را ترغيب و تشويق نمود تا براي حل اختلافات از طريق صلح آميز ، تلاش‌هايش را تشديد نمايد . آري آنان كه بر سياست‌هاي واقع گرايانه آگاهي دارند ، هرگز ايران را فقط در حد (  تئوكرات ) و رژيم روحانيون ) نمي‌پندارند و برنامه‌هاي اتمي‌اش را نيز صرفا تهاجمي محسوب نمي‌كنند و در‌مي‌يابند ، ايراني كه همواره تحت محاصره قرار گرفته و علائم خطر را دريافت مي‌كند و در پي مذاكره مستقيم با امريكا است  برنامه‌هاي اتمي‌اش آن قدرها هم بي ربط نيست . مسلما اگر با ايران همچون يك قدرت منطقه‌اي و به عنوان عاملي مهم در روابط بين المللي رفتار گردد ، امكان دست يابي به حل و فصل بسياري از موارد و مسائل حل نشده كنوني كه برنامه‌هاي تسليحاتي اتمي در راس آن قرار گرفته است ، افزايش خواهد يافت .

 

روزنامه الوطن چاپ عربستان در مطلبي به قلم « يوسف مكي » در شرايط موضوع ايران آورده است :

رابطه ايالات متحده امريكا با ديگر اعضاي دائمي شوراي امنيت در موضوع ايران تا حد بسيار زيادي به 5 مور زير منوط مي‌باشد . ايران در توليد نفت يك كشور كاملا قابل بحث  است . نقطه وصل ميان شرق و غرب آسيا است . نقطه جدا كننده ميان آبهاي گرم خليج فارس و روسيه است . در رابطه با ايالات متحده امريكا كمترين مورد اين است كه ايران با افغانستان و عراق مورد نظر امريكا همسايه است كه در آينده مي‌تواند براي منافع امريكا در خليج فارس يك تهديد مستقيم باشد . بحران پرونده اتمي ايران . اين پرونده موجب شده‌اند كه رابطه ميان غرب با ايران پيچيده شود و در آن واحد وحدت و تضاد و نفرت را يك جا داشته باشد . شايد داشتن آگاهي نسبت به اين حقيقت همان عامل اصلي يافتن درماندگي امريكا و غرب براي يافتن راه حلي براي پرونده ايران و باقي ماندن بحران به صورت كنوني و قطعيت نيافتن آن باشد . اگر ايالات متحده امريكا به ايران حمله كند ، سياست كلي امريكا در عراق با شكست و فروپاشي مواجه خواهد شد و طرح امريكا براي قرن بيست و يكم شكست خواهد خورد . چنين موردي با نسبتي كمتر در باب وضعيت امنيتي و سياسي افغانستان قابل رويت است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                     ديپلماسي هيلاري در اروپا و آسيا

هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا سفري دوره‌اي به اروپا و آسيا را آغاز كرده است.وي در اين سفر از آلمان، سنگاپور و فيليپين ديدار مي‌كند. البته از اهداف سفر وي حضور در نشست سازمان همکاري هاي اقتصادي آسيا و اقيانوسيه «اپك» در سنگاپور نيز مي‌باشد كه به همراه اوباما رئيس جمهور آمريكا انجام مي‌شود. با توجه به سياستهاي جهاني آمريكا و تحركات اين كشور براي احياي جايگاهش در معادلات جهاني ،سفر كلينتون مي‌تواند با اهدافي خاص صورت گرفته باشد كه در چند بخش اجرا مي‌شود.

1-مرحله اول سفر كلينتون را حضور در آلمان به بهانه بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين تشكيل مي‌دهد. وي در اين سفر در حالي به تحكيم مناسبات با آلمان به عنوان يكي از گردانندگان سياستهاي آمريكا در اروپا تاكيد مي‌كند كه در حاشيه آن نيز با رايزني با مقامات برخي كشورهاي اروپايي خواستار ادامه همكاري آنها با اهداف آمريكا در عرصه بين الملل مي‌شود. به عبارتي سفر وي كه جنبه تبليغاتي دارد در نهايت به اقدامي براي اجراي سياستهاي حاشيه‌اي آمريكا مبدل مي‌شود.

2-سفر آسيايي هيلاري كلينتون را مي‌توان از سفر اروپايي آن پر اهميت‌تر دانست چرا كه برگرفته از چالشهاي داخلي به ويژه در حوزه  اقتصادي و سياستهاي جهاني آمريكا براي احياي قدرت مي‌باشد.

اولا حضور در نشست «اپك» كه مجموعه‌اي از كاركردهاي سياسي و اقتصادي است و اوباما نيز در آن شركت مي‌كند فرصتي براي واشنگتن است تا به كمك ساير كشورها به كاهش بحران اقتصادي بپردازد. از سوي ديگر به بهانه همگرايي جهاني ،  رضايت حاضران در اين نشست براي رسيدن به اهداف جهاني آمريكا را كسب كند. ثانيا حضور در سنگاپور و فيليپين در شرايطي كه كشورهاي شرق آسيا به ويژه ژاپن و كره جنوبي با ادامه فعاليت نظامي آمريكا در كشورشان مخالف هستند را مي‌توان تحركي جديد براي افزايش نفوذ آمريكا در شرق دانست كه جنبه توسعه طلبانه نظامي دارد در حالي كه همچنان مساله مبارزه با تروريسم بهانه اصلي اين اقدام را تشكيل مي‌دهد. ثالثا نكته اساسي سياست آمريكا براي مقابله با نفوذ منطقه‌اي و جهاني چين است كه از طريق حضور در نزديكي مرزهاي چين و نيز مشاركت در سازمانهاي منطقه‌اي نظير «اپك» اجرا مي‌شود. آمريكا با رويكرد به بالكان و آسياي مركزي و قفقاز طرح مهار روسيه را اجرا مي‌كند اكنون با رويكرد به شرق آسيا عملا براي تقابل با چين آماده مي‌شود چنانكه توسعه روابط با مالزي و اندونزي را نيز در دستور كار قرار داده است. به هر تقدير مي‌توان گفت كه سفر كلينتون چارچوبي ديگر از سياستهاي نظامي گرايانه و استعماري آمريكا است كه مي‌تواند چالشهاي جديدي را در شرق آسيا به همراه داشته باشد به ويژه اينكه اين ديدارها عملا به چالش كشاندن چين است كه مسلما واكنش اين كشور را به همراه خواهد اشت  چنانكه همزمان با اين تحركات، هوجين تائو رئيس جمهور چين پس از يك دهه از مالزي ديدار مي‌كند كه نشانگر سياست تقابلي چين در برابر آمريكا است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                   نگاه چين به آفريقا 

شرم الشيخ مصر در روزهاي گذشته ميزبان نشست آفريقا و چين بوده است.در اين نشست چهارمين دور مذاكرات ميان طرفين براي ارتقاي روابط همه جانبه برگزار و همگان بر تحقق اين مهم تاكيد كردند. در سالهاي اخير چين و آفريقا در قالب همكاريهاي مشترك توانسته‌اند روابط رو به گسترشي را تجربه كنند به گونه‌اي كه بسياري از ناظران سياسي چين را اولين بازيگر اقتصادي حوزه آفريقا ارزيابي مي‌كنند. در بررسي مناسبات طرفين مي‌توان گفت :

اولا چين به عنوان يكي از قطب‌هاي اقتصادي جهان براي تامين منابع انرژي و نيز بازار فروش كالاهاي خود به منطقه‌اي ثروتمند مانند آفريقا نياز دارد. از سوي ديگر چين براي حفظ موقعيت جهاني خود بايد به رقابت با ساير بازيگران نيز بپردازد كه از محورهاي اصلي اين رقابت را تلاش اين كشور براي حضور در آفريقا تشكيل مي‌دهد. البته چين در بسياري از نقاط جهان از جمله خاورميانه،آسياي مركزي و قفقاز و آمريكاي لاتين به سرمايه گذاري پرداخته كه تاكنون نيز موفق بوده است. به هر تقدير چين، همكاري با 54 كشور آفريقايي را فرصتي مناسب براي رسيدن به اهدافش مي‌بيند و تلاش دارد با مشوق‌هاي اقتصادي و برخي كمكهاي انسان دوستانه اين مهم را اجرايي كند.

ثانيا كشورهاي آفريقايي نيز كه به دليل سالها استعمار و سياستهاي توسعه طلبانه قدرتهاي بزرگ از مسير توسعه بازمانده و صرفا به ابزاري براي ارتقاي ساير كشورها مبدل شده‌اند اكنون حضور كشوري مانند چين را عاملي براي خروج از اين وضعيت مي‌بينند. از ويژگيهاي چين، نداشتن تاريخ استعمارگري در عرصه جهاني به ويژه در آفريقا است كه سبب مي‌شود تا اين كشورها با ديدگاهي بهتر نسبت به اين كشور به توسعه روابط با آن بپردازند. از سوي ديگر حضور چين موجب ايجاد رقابت ميان قدرتهاي بزرگ براي برقراري روابط با آفريقا مي‌شود كه نتيجه آن نمي‌تواند كسب برخي امتيازات براي اين قاره باشد.

به هر تقدير مي‌توان گفت كه چين با بهره گيري از ظرفيتهاي اقتصادي به دنبال حضور فعال در منطقه‌اي استراتژي مانند آفريقا است چرا كه چنانكه بسياري از ناظران سياسي و استراتژيك تاكيد دارند در آينده كانون توجهات جهاني را آفريقا و آمريكاي لاتين تشكيل مي‌دهد كه با منابع زيرزميني خود به عرصه رقابت قدرتهاي مبدل مي‌شوند. البته ديدگاههاي استعماري برخي كشورهاي غربي موجب شده تا در كنار اين توجهات تشديد جنگ داخلي و منطقه‌اي نيز در اين قاره افزايش يابد كه بيشتر به دليل دخالت‌هاي كشورهاي استعمارگر ايجاد و روبه گسترش مي‌باشد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                  بازيگري در بيراهه 

دولتمردان عربستان با برخورداري از موقعيت مذهبي كشورشان توانسته اند به جايگاهي مهم و قابل توجه در جهان اسلام دست يابند. منابع نفتي اين کشور از عوامل گرايش قدرت‌هاي بزرگ به عربستان بوده که در کنار در آمدهاي مالي براي رياض، به عاملي براي دخالت کشورهاي غربي در امور داخلي و حتي سياست خارجي آن منجر شده است. با توجه به شرايط ويژه عربستان در جهان اسلام و عرصه بين الملل، اين کشور از توانايي‌هاي بسياري براي تبديل شدن به عامل وحدت ميان مسلمانان برخوردار است. هر چند که عربستان تا حدودي توانسته در اين چارچوب گام‌هاي مثبتي بردارد اما در برخي مقاطع با اتخاذ سياست‌هايي نه چندان مطلوب ،نه تنها اين مهم را اجرايي نکرده بلکه متاسفانه به عامل تفرقه ميان جهان اسلام مبدل شده است.

عملکرد دستگاه‌هاي امنيتي عربستان در محدود‌سازي شيعيان و حتي بستن مساجد آنها، اعمال محدوديت‌ها و برخي سياست‌ها در قبال زائران خانه خدا که عملا مغاير با شان و جايگاه زائران مي‌باشد، حمايت از دولت يمن در حمله به مناطق شيعه‌نشين و حتي ورود مستقيم به عرصه جنگ با بمباران مناطق مرزي، افشاي اسناد و گزارش‌هايي مبني بر مداخله عربستان در تحولات عراق و حتي تشکيل دولت در لبنان، عدم فعاليت قاطع و فراگير براي حمايت از ملت فلسطين و بعضا همسويي با خواست برخي کشورهاي سازشكار در جهت استمرار تحريم غزه و عدم کمک به بازسازي اين منطقه و ... از جمله مسائل مطرح در سياست داخلي و خارجي عربستان است که موجب بروز مشکلاتي براي جهان اسلام شده است. البته بايد به اين مهم توجه داشت که بسياري از کشورهاي غربي بويژه آمريکا با تهديدات گسترده و حتي مداخله در امور داخلي عربستان و تهديد به تغيير حکومت اين کشور، نقش اساسي در اجراي اين اقدامات داشته‌اند که به صورت آشکار و پنهان مشاهده مي‌شود. اين كشورها كه تنها منافع خود را جستجو مي كنند با وارد ساختن عربستان به اموري مانند آغاز رقابت تسليحاتي در منطقه، رويكرد سازشكارانه در قبال تحولات فلسطين و اجراي برخي سياست هاي بحران ساز در منطقه و كل جهان اسلام، سعي در بهره برداري از موقعيت اين كشور ،جهت دست يابي به اهداف توسعه طلبانه و بعضا ضد اسلامي خود را دارند.

با تمام اين تفاسير آنچه مسلم است رويکرد عربستان به همگرايي بيشتر با جهان اسلام و کنار نهادن سياست‌هاي اختلاف‌انگيز در حالي موجب حفظ و ارتقاي جايگاه اين کشور در جهان اسلام مي‌شود که نتيجه نهايي اين رويكرد ، حمايت کشورهاي اسلامي از اين کشور در برابر فشارهاي غرب خواهد بود که مسلما براي حيات سياسي و منطقه‌اي دولتمردان رياض مهم است.

در نهايت مي‌توان گفت که عربستان به عنوان کشوري مهم و تاثيرگذار در تحولات منطقه و جهان اسلام براي حفظ موقعيت خود بايد با بازگشت به مسير صحيح و كنار نهادن اقدامات تفرقه انگيز و مغاير با خواست ملتهاي مسلمان ،گرايش به وحدت جهان اسلام را در دستور کار قرار دهد.چرا که ادامه سياست‌هاي کنوني و بازيگري در بيراهه که بعضا تحت فشار غرب مي‌باشد نه تنها دستاوردي براي اين کشور به همراه ندارد بلکه منجر به انزواي منطقه‌اي و جهاني آن بويژه در ميان مسلمانان مي‌شود که مسلما مورد نظر بسياري از مقامات اين کشور نخواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                سياه بازي ابومازن

ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين كه تاكنون گام چنداني براي تحقق آرمانهاي فلسطيني‌ها برنداشته و با سازشكاري‌هايش بيشتر به تحقق بخش اهداف صهيونيست‌ها مبدل شده در روزهاي اخير از عدم حضورش در انتخابات آينده فلسطين خبر داده است.

اين اقدام وي كه با بازتابهاي گسترده‌اي مواجه شده، در حالي صورت گرفته كه روند تحولات بيانگر چالش آفريني‌ ديگري از سوي وي مي‌باشد كه در نهايت مي‌تواند به سناريويي ضد فلسطيني مبدل شود. هرچند كه سرخوردگي‌ وي از عدم تحقق وعده‌هاي صهيونيستها و آمريكا به وي و تلاش وي براي امتيازگيري از آنها از دلايل اصلي اين اقدام عنوان شده اما در حاشيه آن چند نكته قابل توجه است.

 

الف-ابومازن چندي پيش به طور يك جانبه اقدام به تعيين 16 ژانويه به عنوان زمان برگزاري انتخابات پارلمان فلسطين كرد. اين اقدام عملا با مخالفتهاي شديدي مواجه شد. باتوجه به تلاش ابومازن براي برگزاري انتخابات در اين روزها، چالش آفريني كنوني را تحركي براي به ثبت رساندن اين اقدام و پايان دادن به مخالفتها مي‌توان ارزيابي كرد.

 

ب- روند تحولات فلسطين به صراحت نشان مي‌دهد كه شخص ابومازن و متحدان آن در جنبش فتح و تشكيلات خودگردان در انتخابات آينده جايگاهي ندارد و خود وي نيز در صورت مشاركت در انتخابات رياست تشكيلات خودگردان با شكست مواجه مي‌شود. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه ابومازن به دنبال دست يابي به يك حمايت مصنوعي منطقه‌اي و جهاني از خود مي‌باشد تا شايد بدينوسيله بار ديگر رياستي آسان را بر تشكيلات خودگردان كسب كند. در اين ميان وادار ساختن گروههاي فلسطيني به پذيرش طرح آشتي ملي بر اساس طرح ها و خواسته هاي ابومازن از اهداف اين تحركات است.

 

ج-نكته اساسي در اقدام ابومازن، خدمت وي به اهداف صهيونيستها و برخي كشورهاي عربي و غربي است. وي در شرايطي مسئله عدم حضور در انتخابات را مطرح كرد كه اولا گزارش گلدستون مسئول كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنگ 22 روزه غزه درمجمع عمومي سازمان ملل تصويب و راهي شوراي امنيت شد، ثانيا صهيونيستها همچنان با شهرك سازي و حملات خود به قدس،‌كرانه باختري و غزه ادامه مي‌دهند، ثالثا صهيونيستها به بهانه عدم وجود مذاكره كننده در طرف فلسطين و عربي به دنبال تعيين يك جانبه مرزها و عملا تثبيت اشغالگري خود هستند. رابعا آمريكا سعي در افزايش فشارها بر مقاومت به ويژه استمرار تحريم ها و محاصره غزه دارد. با توجه به اين شرايط ابومازن با سوق دادن افكار عمومي به خود و بحران سازي در فلسطين عملا در چارچوب تحقق اين اهداف به ويژه سرپوش نهادن بر ناكامي‌ها و جنايات صهيونيستها گام برداشته است.

 

در نهايت مي‌توان گفت كه اقدام ابومازن نه تنها در چارچوب منافع فلسطين نيست بلكه تحركي براي حفظ قدرت از طريق غير دموكراتيك و تحميلي و در نهايت طرحي براي خدمت به صهيونيستها و دشمنان مقاومت است كه بحران سازي وي مانند گذشته بار ديگر بر بسياري از جنايات صهيونيستها سرپوش نهاده و مسئله فلسطين را از جنايات صهيونيستها به سمت ادعاي اختلاف داخلي فلسطيني‌ها منحرف كرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                 شكست صهيونيست‌ها در جنگ جديد با مقاومت 

گزارش ريچارد گلدستون رئيس كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنايتهاي صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه به رغم كارشكني‌هاي برخي قدرتهاي بزرگ ابتدا در شوراي حقوق بشر سازمان ملل و سپس در مجمع عمومي سازمان ملل مورد تصويب قرار گرفت. براساس درخواست مجمع عمومي، بان كي مون دبير كل سازمان ملل بايد پس از بررسي، گزارش مذكور را به شوراي امنيت ارجاع داده تا در قبال جنگ 22 روزه غزه به ويژه جنايات جنگي صهيونيستها در مورد آن تصميم گيري شود. هرچند كه احتمال وتوي آن از سوي قدرتهاي بزرگ در شوراي امنيت وجود دارد اما تصويب آن در مجمع عمومي مي‌تواند راهي براي ارجاع پرونده به دادگاه لاهه باشد.

در كنار روند بررسي پرونده گلدستون چند نكته در قبال اين تحولات قابل توجه است كه مي‌تواند درسي براي آينده فلسطين و عرصه جهاني باشد.

1-مقاومت نشان داد كه با عدم سازشكاري و گرايش به استمرار حمايت از آرمانها مي‌تواند به اهداف ملت فلسطين جامه عمل بپوشاند. در شرايطي كه ملت فلسطين با مقاومت توانست در برابر بسياري از توطئه‌هاي صهيونيستها و ايادي آنها به پيروزي دست يابد، با رد درخواستهاي سازشكارانه نظير اقدام ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان مبني بر تاخير 6 ماهه بررسي پرونده گلدستون در شوراي حقوق بشر، توانست پرونده جنايات صهيونيستها در مجامع جهاني نظير شوراي حقوق بشر و مجمع عمومي سازمان ملل بازگشايي و به افشاي جنايات اين رژيم بپردازد.

2-از نكات بارز در روند بررسي گزارش گلدستون پيروزي ديگر مقاومت بر صهيونيستها در امر جنگ نرم يا همان به كارگيري افكار عمومي در راه رسيدن به اهداف است هرچند كه صهيونيستها با استفاده از رسانه‌هاي جهاني خود همواره براي تحقق اهدافشان بهره برداري كرده‌اند اما اين بار مقاومت توانست با استفاده از بيداري ايجاد شده در ميان ملتها، دولتها را نيز به مقابله با رژيم صهيونيستي وادار سازد. پس از شكست صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه، مي‌توان گفت بررسي گزارش گلدستون برگ ديگري از شكست جهاني آنها در برابر مقاومت بوده است.

3-نكته اساسي در بررسي پرونده گلدستون آنكه، روند تحولات نشان مي‌دهد ديگر تصميم گيرندگان جهان قدرتهاي بزرگ نمي‌باشند بلكه ساير كشورها نيز با به چالش كشاندن قدرتها به عنوان تصميم گيرندگان تحولات جهاني ايفاي نقش مي‌كنند. مقاومت توانسته ضمن ايجاد شكاف ميان قدرتهاي بزرگ در حمايت از صهيونيستها، به افشاي دروغين بودن دموكراسي و حقوق بشر ادعايي آنها بپردازد كه نتيجه آن نيز افشاي دروغين بودن ادعاهاي سازشكارانه و تلاش اين كشورها براي احقاق حقوق ملت فلسطين است. اين امردر حالي موفقيتي ديگر براي مقاومت است كه مي‌تواند هزينه‌هاي جهاني بسياري براي مدعيان دروغين حقوق بشر در جهان به همراه داشته باشد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                    ائتلاف دو ورشكسته

آلمان و آ‌مريكا در سالهاي اخير به ويژه از زمان حضور آنجلا مركل در پست صدراعظمي آلمان روابط رو به گسترشي را تجربه كرده‌اند، به گونه‌اي كه مي‌توان آن را متحدان بزرگ در عرصه جهاني ارزيابي كرد.

نكته اساسي در روابط دو كشور تلاشهاي آنها براي تبديل اين روابط به مناسباتي استراتژيك و فراگير است كه نتيجه آن را در ديدارهاي مكرر مقامات دو كشور مي‌توان مشاهده كرد .در اين چارچوب در اقدامي قابل توجه آنجلا مركل صدراعظم آلمان در سفر به آمريكا براي نخستين بار در چند دهه گذشته در كنگره آمريكا به سخنراني پرداخته و به قدرداني از تلاش آمريكا براي وحدت دو آلمان و توسعه كشورش پرداخت. از سوي ديگر هيلاري كيلنتون وزير خارجه آمريكا نيز به بهانه حضور در بيستمين سالگرد فروپاشي ديوار برلين امروز از آلمان ديدار مي‌كند.

بررسي اين ديدارها بيانگر اين حقيقت است كه دو كشور تلاش دارند تا به هر نحوي به ارتقاي مناسبات دو جانبه پرداخته و اهداف مشتركي را اجرايي كنند.در اين عرصه آمريكا كه با بحران اقتصادي و چالشهاي سياسي فراواني در عرصه جهاني مواجه است تلاش دارد تا با رويكرد به كشورهايي مانند آلمان ضمن حفظ موقعيت جهاني از آنها در جهت اجراي اهدافش بهره برداري كرده تا شايد در سايه اين همكاري از بازيگري جهاني كاسته و به امور داخلي بپردازد به عبارتي ديگر آمريكا به كشورهايي مانند آلمان به عنوان مكمل‌هايي مي‌نگرد كه در برخي مسائل نظير تقابل با چين و روسيه،‌موضع گيري در قبال ايران و تحولات خاورميانه و دهها مسئله ديگر و حتي ايجاد اتئلاف ميان اروپايي‌ها براي همكاري با آمريكا، مي‌توانند فعاليت داشته باشند چنانكه آلمان اكنون اين نقش را تا حدود زيادي ايفاي مي‌كند. از سوي ديگر آلمان نيز كه داعيه دار بازيگري در عرصه اروپا و نظام بين الملل است اميد دارد تا به كمك همكاري با آمريكا به اهداف جهاني‌اش دست يافته و به قدرت تاثيرگذار مبدل شود.

البته آلمان براي رسيدن به اين مهم با مشكل بزرگي به نام بحران اقتصادي و بي اعتمادي جهاني به اين كشور به دليل سوابق تاريخي مواجه است لذا همچنان در تحقق اين مهم ناكام مانده است.در اين ميان بايد در نظر داشت كه از عوامل اصلي روابط آلمان در آمريكا چالشهاي گسترده آنها در افغانستان است كه اجبارا آنها را در كنار يكديگر قرار داده است.

هرچند كه دو كشور تلاش دارند تا با اين روابط به حل مشكلات خود پرداخته و جايگاه جهاني يشان را احيا كنند اما مجموعه مشكلات مطرح شده ، ائتلاف آنها را به ائتلاف دو ورشكسته مبدل ساخته كه صرفا براي حفظ ظاهر و يافتن حداقل راه حلي براي فرار از اين چالش ها به رايزني هاي گسترده روي آورده اند. اين حقيقت انكار ناپذير است كه آلمان و آمريكا در عرصه جهاني در برابر ساير بازيگران و در نهايت پيگيري اهدافشان با چالش‌هاي بسياري  مواجه هستند كه تاكنون نيز نتوانسته به حل آنها مبادرت ورزند. در اين ميان بحران اقتصادي حاكم بر دو كشور از مسائل مهم در ناكامي هاي آنها است. 

به هر تقدير مي‌توان گفت كه آلمان و آمريكا برآنند تا از شرايط موجود براي رسيدن به اهداف جهاني و داخلي خود بهره برداري كنند هرچند كه چالشهاي اقتصادي وبرخي تفاوت ديدگاهها به ويژه نياز آلمان به منابع انرژي روسيه تا حدودي اين امر را با بحران مواجه مي‌سازد هرچند كه دو كشور همچنان براي ارتقاي مناسبات تاكيد دارند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                          «كمسك» از نگاهي ديگر 

نشست بيست و پنجمين سال فعاليت کميته دائمي همکاريهاي اقتصادي و تجاري سازمان کنفرانس اسلامي«كمسك» به ميزباني "عبدالله گل" رئيس جمهوري ترکيه امروز و فردا برگزار مي شود. هدف از اين اجلاس تحكيم روابط اقتصادي و تجاري كشورهاي اسلامي در صحنه بين الملل مي باشد. محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران نيز امروز همراه با تعداد ديگري از سران کشورهاي اسلامي در اين اجلاس شركت مي كنند."بشار اسد" رئيس جمهور سوريه، امير قطر، امير کويت ،روساي جمهور سودان و يمن، و نخست وزير اردن نيز در اين اجلاس حضور خواهند داشت كه خود بيانگر اهميت اين اجلاس مي باشد.

نشست سران كمسك در ترکيه در حالي با محوريت مسائل اقتصادي برگزار مي‌شود که اين نشست از چند بعد قابل توجه است.

اولا از اصلي‌ترين مسائل جهاني را امور اقتصادي تشکيل مي‌دهد که نه تنها سياست داخلي و خارجي کشورها بلکه نحوه تعاملات بين‌المللي را به خود اختصاص داده است. بررسي وضعيت کشورهايي اسلامي نشان مي‌دهد که از يک سو بسياري از اين کشورها به رغم برخورداري از منابع عظيم انرژي و زيرزميني به دليل مداخلات قدرت‌هاي بزرگ در فقر به سر مي‌برند و از سوي ديگر اين فقر عامل عدم توسعه و پيشرفت کشورهاي اسلامي شده است. با توجه به پيامدهاي منفي استمرار اين روند، اتحاد 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامي در زمينه اقتصادي براي حفظ ثبات و توسعه اين كشورها امري ضروري است. در دنياي امروز عدم حركت با روند توسعه پايدار و فراگير برابر با حذف كشورها از صحنه بين الملل است لذا كشورهاي اسلامي بايد براي رسيدن به توسعه و عقب نماندن از اين روند ، به تحكيم اتحاد اقتصادي مبادرت ورزند.

ثانيا از واقعيات حاکم بر عرصه بين‌الملل نقش و جايگاه اتحاديه هاي اقتصادي در تحقق اهداف کشورها است. در دنياي حاضر ديگر کشورها نمي‌توانند به تنهايي در اين حوزه فعاليت داشته باشند بلکه اتحاديه‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي بازيگران اصلي عرصه اقتصادي شده‌اند. تشكيل اتحاديه هايي مانند آمريكاي لاتين ، اتحاديه آفريقا ، اتحاديه آ سه آن ، اتحاديه اروپا و دهها اتحاديه ديگر بيانگر نقش اتحاديه ها در معادلات جهاني است .اکنون کشورهاي اسلامي با برخورداري از 5/1 ميليارد نفر جمعيت و با وسعت سرزميني قابل توجه که داراي بيشترين منابع انرژي و زيرزميني جهان مي‌باشند، مي‌توانند ضمن تبديل شدن به قدرت اقتصادي جهان از آن در جهت تحقق اهداف جهان اسلام بهره‌برداري کنند. اقتصاد همواره ابزاري در دست قدرت‌هاي بزرگ براي اعمال فشار بر ساير کشورها بوده در حالي که کشورهاي اسلامي با وحدت اقتصادي و بعضا استفاده از آن براي تحريم دشمنان جهان اسلام مي‌توانند به مقابله با اين روند بپردازند. اگر کشورهاي اسلامي در قالب اقتصادي اتحاد داشته باشند، مي‌توانند اهدافي مانند اخراج اشغالگران از عراق و افغانستان، آزادي فلسطين، حل بحران ها و جنگ هاي داخلي در كشورهاي اسلامي قاره آفريقا ،پايان دادن به نظامي‌گري قدرت‌هاي بزرگ در کشورهاي اسلامي بويژه در آفريقا را اجرايي کنند.

ثالثا متاسفانه از چالشها و دغدغه‌هاي جهان اسلام عدم اتحاد ميان مسلمانان است. هر چند که تبليغات محافل رسانه‌‌اي و سياسي غرب و دخالت‌هاي بيگانگان از دلايل اصلي اين عدم اتحاد است اما مشکلات اقتصادي و وابسته شدن کشورهايي اسلامي به غرب را نيز بايد به اين عوامل اضافه کرد. اتحاد اقتصادي کشورهاي اسلامي مي‌تواند به عامل تحکيم وحدت و يکپارچگي جهان اسلام مبدل شود.متاسفانه مشغول شدن كشورهاي اسلامي به مسائل داخلي و عدم توجه به تحولات ساير كشورهاي اسلامي به عاملي براي تحقق اهداف جهان اسلام مبدل شده كه با اتحاد اقتصادي مي توان گامهاي مهمي براي مقابله با اين روند برداشت.

رابعا : از نكات مهم در نشست «كمسك» نقش و جايگاه ايران در اين نشست است. جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از معاونان «کمسک » نمايندگي گروه آسيايي کشورهاي اسلامي در کمسک را بر عهده دارد.

ايران با برخورداري از ظرفيت هاي بالاي اقتصادي و طرح هاي جامع كه براي اقتصاد جهان ارائه كرده ، جايگاه جغرافيايي كه آن را به پل ارتباطي ميان بسياري از كشورهاي اسلامي مبدل كرده ، پيشرفت هاي قابل توجهي در عرصه صنعت و علوم روز دنيا داشته ، ارتباطات گسترده با بسياري از كشورها در سراسر جهان و دهها مولفه ديگر مي تواند به عاملي مهم در تحقق اهداف «كمسك »مبدل شود ؛چنانكه تاكنون نيز براي تحقق اين مهم فعاليت هاي بسياري داشته است.

در مجموع در بررسي اجلاس «كمسك» مي‌توان گفت که اين اجلاس راهي براي تحکيم اتحاد کشورهاي اسلامي و تحقق اهداف داخلي بين‌المللي آنها است که مي‌تواند جهان اسلام را به بازيگري بين‌المللي مبدل سازد. اين نکته قابل ذکر است که اتحاد اقتصادي مي‌تواند در اتحاد اين كشورها در تمام عرصه‌ها بويژه در زمينه سياسي نيز منجر شود که مسلما دستاوردهاي بسياري براي جهان اسلام به همراه دارد. البته کشورهاي غربي با تفرقه‌افکني براي مقابله با اين روند فعاليت مي‌کنند که برگزاري نشست‌هايي مانند اجلاس ترکيه مي‌تواند عاملي براي مقابله با اينتوطئه‌ها باشد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                       پيروزي مقاومت در جنگ نرم

گزارش ريچارد گلدستون رئيس كميته حقيقت ياب سازمان ملل در مورد جنايتهاي صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه به رغم كارشكني‌هاي برخي قدرتهاي بزرگ ابتدا در شوراي حقوق بشر سازمان ملل و سپس در مجمع عمومي سازمان ملل مورد تصويب قرار گرفت. براساس درخواست مجمع عمومي، بان كي مون دبير كل سازمان ملل بايد پس از بررسي گزارش مذكور را به شوراي امنيت ارجاع داده تا در قبال جنگ 22 روزه غزه به ويژه جنايات جنگي صهيونيستها در مورد آن تصميم گيري شود

از نكات بارز در روند بررسي گزارش گلدستون پيروزي ديگر مقاومت بر صهيونيستها در امر جنگ نرم يا همان به كارگيري افكار عمومي در راه رسيدن به اهداف است .هرچند كه صهيونيستها با استفاده از رسانه‌هاي جهاني خود همواره براي تحقق اهدافشان بهره برداري كرده‌اند اما اين بار مقاومت توانست با استفاده از بيداري ايجاد شده در ميان ملتها، دولتها را نيز به مقابله با رژيم صهيونيستي وادار سازد.در شرايطي كه در بسياري از كشورها حتي در اروپا و آمريكا نهادهاي مدني به حمايت از مقاومت رويكرد به تحريم و مجازات رژيم صهيونيستي را در پيش گرفته اند ، ملت فلسطين با استفاده از مقاومت توانسته در عرصه افكار عمومي به موفقيت دست يافته كه حتي برخي قدرت هاي بزرگ نيز  نتوانستند در برابر افكار عمومي جهان مقاومت كنند و در نهايت در شوراي حقوق بشر و مجمع عمومي سازمان ملل به خواست فلسطيني ها به بررسي جنايات صهيونيست ها بر اساس گزارش گلدستون راي مثبت دادند. هرچند كه برخي افراد و گروهها مانند ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان با اعلام كناره گيري از انتخابات و نيز برخي كشورها مانند عربستان با حمله به مواضع الحوثي در يمن و تحركات ديپلماتيك كشورهايي مانند اردن و مصر در روز بررسي گزارش گلدستون در مجمع عمومي سازمان ملل تلاش كردند تا اين موفقيت مقاومت در جنگ نرم عليه صهيونيست ها را كم اهميت و بعضا در حاشيه قرار دهند اما واقعيت از پيروزي مقاومت در اين عرصه حكايت دارد. پس از شكست صهيونيستها در جنگ 22 روزه غزه، مي‌توان گفت بررسي گزارش گلدستون برگ ديگري از شكست جهاني آنها در برابر مقاومت بوده است.

به هر تقدير مي‌توان گفت كه بررسي گزارش گلدستون در مجمع عمومي سازمان ملل پس از پيروزي مقاومت در جنگ نظامي به پيروزي آن در جنگ نرم يا همان استفاده از افكار عمومي جهان براي مقاومت مبدل شده كه مسلما هزينه‌هاي آن براي صهيونيستها كمتر از شكست در جنگ 22 روزه غزه نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  | 

                                       فرافكني براي فرار از مجازات 

سرانجام پس از بررسي گزارش گلدستون مسئول كميته ويژه سازمان ملل در مورد جنگ غزه در شوراي حقوق بشر و تحت فشار افكار عمومي اين گزارش در مجمع عمومي سازمان ملل بررسي و در نهايت براي ارائه به شوراي امنيت مورد تاكيد قرار گرفت.

در اين ميان رژيم صهيونيستي كه اين امر را شكستي ديگر در برابر مقاومت و آغاز چالشهاي جديدي مي داند، با اعمال فشار بر كشورهاي غربي تلاش كرده تا به نحوي مانع از بررسي اين گزارش شود اما به رغم تمام اين اقدامات سرانجام اين گزارش بررسي و رژيم صهيونيستي به عنوان جنايت كار جنگي محكوم شد. نكته قابل توجه در اين زمينه فعاليتهاي منطقه‌اي رژيم صهيونيستي براي دوري افكار عمومي به مسائل حاشيه‌اي براي كاهش پيامدهاي داخلي و جهاني اين گزارش است. در اين جهت صهيونيستها در حالي با حملات به غزه و ايجاد فضاي امنيتي در كرانه باختري و بيت المقدس و حتي بحران سازي در عراق، افغانستان و پاكستان براي رسيدن به اين هدف فعاليت كردند كه از محورهاي اصلي آنها را تحرك عليه لبنان تشكيل مي‌داد.

صهيونيستها براي نيل به اين مقصود به اموري چند روي آوردند كه مسائلي نظير انتشار اخبار و گزارش‌هاي دروغين در مورد توقيف كشتي ايران حامل سلاح براي حزب الله كه رسما از سوي بسياري از محافل سياسي و رسانه‌اي منطقه تكذيب شد، انجام عملياتهاي نظامي در مرزهاي لبنان و تهديد اين كشور به حملات نظامي، انجام چندين مورد انفجار در مناطقي از لبنان، بهره گيري از گزارش سازمان ملل در مورد قطعنامه 1559 شوراي امنيت و مواضع بان كي مون دبير كل سازمان در مورد خلع سلاح حزب الله، كارشكني در تشكيل دولت وحدت ملي لبنان به واسطه دخالتهاي كشورهاي غربي و... در اين چارچوب مي‌باشد.

صهيونيستها با اين اقدامات در حالي تلاش كرده تا بر شكست خود در برابر حزب الله به ويژه كشف شبكه‌هاي جاسوسي اين رژيم توسط مقاومت و ارتش لبنان سرپوش گذارند كه محور اصلي اين تحركات را فضاسازي در برابر گزارش گلدستون تشكيل مي‌داد. صهيونيستها با محور قرار دادن لبنان نه تنها راسا به اين اقدام پرداخته‌اند كه حتي ايادي آنها در كشورهاي غربي نيز با برجسته سازي مسائل حاشيه‌‌اي نظير تكرار اتهامات عليه مقاومت و ايران و ...، براي كمك به صهيونيستها فعاليت كرده‌اند.

به هر تقدير با بررسي گزارش گلدستون و شرايط سخت صهيونيستها مي‌توان گفت كه تحركات كنوني آنها در منطقه بويژه اقدامات جنجالي آنان در قبال لبنان نه برگرفته از قدرت و توانايي آنها ،بلكه نشانه‌اي بر شكستهاي پياپي آنان در سطوح مختلف است كه زوال اين رژيم را تسريع مي‌كنند. اكنون صهيونيستها با شرايطي بحراني در عرصه داخلي و جهاني مواجه شده‌اند كه صرفا با تبليغات رسانه‌اي و دروغ پردازي‌هاي متعدد سعي در سرپوش نهادن و فرار از اين وضعيت را دارند كه تاكنون در اين زمينه نتايج چنداني كسب نكرده‌اند. 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط قاسم غفوري  |